|
* زهرا شيدوش
گروه اقتصادي: در عصر «داروينيسم اقتصادي» كه قدرتهاي اقتصادي در قالب دولتها، اتحاديه هاي منطقه اي، سازمانهاي جهاني روز به

روز اشكال جديدي را تجربه مي كنند و بيش از 90 درصد تجارت جهاني را در داخل گستره سازمان تجارت جهاني (WTO) به انجام مي رسانند، بقاي اقتصادي كشورهاي كمتر توسعه يافته و يا در حال توسعه با مخاطرات جدي روبه روست و «ناكارآمدي» روزافزون را به آنها تحميل مي كند. در اين ميان كشورهايي نظير ايران با برخورداري از «مزيتهاي نسبي» حضور در عرصه تجارت جهاني همچون سرمايه، زمين، مواد اوليه، انرژي و توزيع عوامل توليد، بستر مناسبي را براي افزايش سهمي بايسته از گستره روزافزون تجارت جهاني داراست و مي تواند با انجام تغييرات ساختاري در نظام اقتصادي خود، شرايط پيوستن به مجموعه تجارتهاي آزاد منطقه اي و جهاني را براي توسعه روزافزون كشور مهيا نمايد. مصوبه اخير اجلاس كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس براي بررسي بيشتر و ايجاد ساختار تجارت آزاد با ايران فرصتي استثنايي را نيز براي اقتصاد كشورمان به وجود آورده تا قبل از حضور در سازمان تجارت جهاني و تجربه سخت و دشوار قابليت از قوانين گسترده آن ( با بيش از 100 هزار ماده قانوني)، تجارت آزاد را در بوته آزمون و خطا در مدلي كوچكتر با كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس تجربه كند.) در همين ارتباط خبرنگار ما با يكي از معاونان وزير بازرگاني گفتگويي انجام داده است كه مي خوانيد. وي در مورد پيشنهاد اخير كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس مبني بر آغاز تجارت آزاد با ايران مي گويد: «در مباني تجارت بين الملل و در مباحث تئوري و نظري نفس آزاد تجاري بين كشورهاي يك منطقه آثار مثبت اقتصادي مانند وسعت تجارت و درآمد را به دنبال دارد.» وي مي افزايد: «اما همكاري تجارت آزاد در بين كشورها در سطوح مختلف انجام مي شود بدين معنا كه در يك سطح كشورهاي يك منطقه قراردادهاي تجاري مي بندند كه بر اساس آن كالاهايي را كه مابين خود داد و ستد (صادرات و واردات) مي كنند با تعرفه اي پايين و يا صفر انجام شود و در سطح ديگر آن است كه كشورهاي عضو نسبت به كشورهاي غيرعضو تعرفه هاي يكسان دريافت كنند.» وي در خصوص سطح همكاري كشور با شوراي همكاري خليج فارس اظهار مي دارد: اين سطح همكاري قرار است در ابتدايي ترين شكل آن يعني داد و ستد كالاها با تعرفه هاي پايين يا صفر انجام شود. وي تأكيد مي كند: البته همين ابتدايي ترين سطح همكاري براي اقتصاد كشور ما بسيار مثبت است، زيرا با توجه به اينكه ما كشوري 70 ميليوني هستيم و تقاضاي كالا در كشور ما بالاست، بنابراين از طريق اين كشورها مي توانيم نياز كشور را برطرف كنيم و باز از همين طريق مي توانيم در اين فضاي فشرده رقابتي راهي براي صادرات كالاهاي خود به دست آوريم و ميزان صادرات غيرنفتي كشور را افزايش دهيم. وي درباره حذف يارانه هاي صنايع و مواد معدني (كه از مزاياي صادراتي كشور هستند) كه در پيوستن به اين نوع همكاريها اتفاق مي افتد و مي تواند براي مزيت اقتصادي آنها خطرآفرين باشد، اظهار مي دارد: البته وقتي قرار است همكاري اقتصادي چه منطقه اي و چه بين المللي اتفاق بيفتد بايد از قوانين آن نيز تبعيت كرد، ولي اگر قدرت مذاكره، چانه زني و استدلال در گروه مذاكره كننده براي اين نوع همكاريها قوي باشد مي توان طرف مقابل را به قبول بعضي از شرايط مثلاً حمايت دولتي (دادن رايانه) در بعضي از حوزه ها در يك جدول زماني مناسب متقاعد كرد كه در اين صورت هم صادرات انجام مي شود و هم صنايع كم كم مي توانند بدون حمايتهاي دولتي در بازارهاي جهاني حضور پيدا كنند. وي ادامه مي دهد: بنابراين براي همكاري با كشورهاي حوزه خليج فارس نيز بايد به اين نتيجه برسيم كه چارچوب همكاري چگونه باشد تا كشور خود را براي حضور در آن آماده كند. معاون وزير بازرگاني در خصوص همكاري تجارت آزاد ايران با كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس در قالب مدلي كوچكتر از سازمان تجارت جهاني مي گويد: معمولاً اتحاديه هاي منطقه اي يك مدل كوچكتر از هم پيوندي بين المللي است و مي توان آن را تمريني براي حضور در بازارهاي بزرگ دانست. وي درباره ميزان موفقيت اتحايه هاي منطقه اي اظهار مي دارد: متأسفانه هميشه اتحاديه هاي منطقه اي مانند اتحاديه كشورهاي آفريقايي و يا اتحاديه اكو عملكرد موفق اقتصادي نداشته اند. به اين دليل كه اقتصادهاي منطقه اي بايد مكمل يكديگر باشند نه رقيب تا بتوانند در افزايش درآمد و گسترش تجارت موفق باشند. وي ادامه مي دهد: در حال حاضر نيز كشور ما با كشورهاي حوزه خليج فارس مانند نفتي بودن و صادرات مواد نفتي و پتروشيمي رقيب هم بوده و همچنين در قالب فناوري و ماشين آلات نيازمند واردات هستند، بنابراين در اين همكاري ما بايد نيازهاي كشورهاي حوزه خليج فارس كه معمولاً شامل (محصولات و صنايع غذايي و كشاورزي و مواد معدني) مي شود را شناسايي كنيم و در اين حوزه ها صادرات و در حوزه هاي نياز كشور واردات داشته باشيم. يعني همان طور كه گفتم مكمل اقتصادي براي اين كشورها باشيم تا اين همكاري و پيوند اقتصادي بتواند موفقيت آميز باشد. |