تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-09-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 25شهریور ماه 1386


وروديهاي جديد از حال و هواي دانشگاه مي گويند؛ راه و رسم دانشجوي حرفه اي شدن!

 

الهام ظريفيان

امسال كنكوريها سال پر دغدغه اي را گذراندند. كش و قوسهاي طرح حذف كنكور در مجلس و رد آن از سوي شوراي نگهبان و بعد مطرح



شدن دوباره آن در مجلس و همه حواشي ريز و درشت آن كه روزها و شبهاي پر از دلهره آنها را شور بيشتري مي داد. همه اينها البته باعث شد طعم شيرين قبولي و ورود به دانشگاه براي وروديهاي جديد امسال بيشتر شود، بخصوص اينكه اولين سال تحصيلي آنان به عنوان دانشجو و در نظام آموزش عالي با ماه مبارك رمضان همراه شده است و بسياري از آنان سال خود را زودتر شروع مي كنند. شما جز اين دسته ايد؟ !اين روزها حال و هوايتان چه جوري است؟ ثبت نام كرده ايد؟ به محيط دانشگاهتان رفته ايد و با آن آشنا شده ايد؟
***
قبلاً 7 صبح مي رفتيد دبيرستان نزديك محل و بين يك عده دختر دبيرستاني با مانتوهاي همرنگ يا پسرهايي كه پشت سبيلشان يكي دو سال است سبز شده وول مي خورديد و زنگهاي تفريح اگر خيلي درسخوان و بچه مثبت بوديد كتاب زنگ بعد را دستتان مي گرفتيد.... اما حالا در جاي ناآشنايي، دخترها و پسرهايي با فرهنگهاي مختلفي را مي بينيد و ديگر از زنگهاي تفريح خبري نيست. حالا شما دانشجو شده ايد و بايد سنگين تر و با وقار تر رفتار كنيد!
اكرم، دانشجوي سال سوم رشته حقوق است. او از اولين سالي كه ورودي جديد محسوب مي شده خاطرات جالبي دارد: خواهرم كه دانشجوي همون دانشگاه بود تقريباً برام از محيط دانشگاهشون يه چيزايي گفته بود. براي ثبت نام با هم رفتيم. وارد سالن كه شديم ديدم يك عده دختر و پسر جوون توي سالن ايستاده بودن، بعضي هاشونم از اين طرف مي رفتند به اون طرف. جا خوردم. فكر كردم تحصني چيزي است. با خودم گفتم زكي !شانس ما رو باش، فهميدن ما مي خوايم بيايم، تحصن كردن!
اكرم حالا بعد از سه سال رفت و آمد توي آن دانشگاه موضوع تحصن آن روز دانشجوها را فهميد است. آنها براي انتخاب واحد آمده بودند!
مهدي هم دو سال از دانشجو شدنش مي گذرد و حالا به قول خودش يك دانشجوي حرفه اي شده است. وقتي مي پرسم دانشجوي حرفه اي يعني چه مي گويد: يعني نصف كلاسا رو دو در كردن، اسمي شدن بين بچه ها، از اين جور چيزا ديگه!
مهدي از اولين روزهاي ورود به دانشگاهش مي گويد: اون اولا آخر بچه مثبت بوديم! همه كلاسا رو مي اومديم، حتي كلاساي معارف! سريع مي رفتيم عضو هر تشكل و انجمني كه بود مي شديم، به قول بچه ها كله مون هنوز بو قورمه سبزي مي داد، از دو كيلومتري تابلو بود كه ورودي جديديم!
***
مهناز ورودي جديد امسال است. از وقتي اسمش را در سايت سازمان سنجش ديده بيشتر از پنج بار به دانشگاه سر زده يا تلفن كرده، مبادا كه موقع ثبت نام بگذرد و قبولش نكنند!
« فكر كنم سردرگمي، اين بيشترين مسأله اي بوده كه اين روزا باهاش درگير بودم، نمي دونم بايد از كي و كجا بپرسم. دانشجوهاي قديمي هم كه زياد ما رو محل نمي دن، احساس مي كنم يه جور باند بازيه، تا مي خواي از يكي سؤال كني سريع مي گه: اِ تو ورودي جديدي....! انگار خودشون هيچ وقت ورودي جديد نبودن!»
فرانك هم ورودي جديد است. او سعي دارد سريع و با دقت برنامه كلاسهايش را از روي تابلو يادداشت كند. او مي گويد: واقعاً خيلي خوشحالم از اينكه الان دانشجو ام. براي اين اسم زحمت زيادي كشيدم، اميدوارم بتونم زحمتهاي پدر مادرمو جبران كنم.
او مي گويد: بيشترين مسأله اي كه تا حالا باهاش درگير بودم مسأله خوابگاه بوده، نمي دونم بايد چي كار كرد، توي دفترچه قبلاً زده بود اين دانشگاه خوابگاه مي ده، ولي الان مي گه بايد تو رزرو بمونين، نمي دونم از اين حرفا. فعلاً دارم تلاش مي كنم كه بتونم خوابگاه گير بيارم.
او در مورد اينكه آيا قصد دارد توي دانشگاه توي فعاليتهاي دانشجويي هم شركت كند يا نه مي گويد: موقع ثبت نام هم يه فرم اين جوري بهمون دادن پر كنيم كه به چه فعاليتهايي علاقه داريم. راستش از الان نمي دونم، بايد ببينم چي پيش مي ياد. در مرحله اول درس برام تو اولويته!
***
ورودي جديد، ترم اولي، بچه مثبت، بابا درسخون! اينها عناويني است كه احتمالاً در روزهاي اول ورود به دانشگاه با آنها پذيرايي شويد !ولي زياد دلخور نباشيد. اين حال و هوا گذري است، بعد از يك ماه مي بينيد كه شما هم براي خودتان يك دانشجوي حرفه اي حسابي شده ايد!

  


شيرين بينا ماه رمضان امسال هم مهمان سفره هاي افطار است!؛
بازيگري آش دهن سوزي نيست!

 

آنقدر خوش برخورد و مهربان است كه در طول گفت و گو احساس نكردم براي مصاحبه زنگ زده ام. شيرين بينا با بازي در فيلمهايي



چون «بوي پيراهن يوسف»، «حضرت مريم» «گوهر كمال» و... به معرفي نيازي ندارد. هر چند بهانه گفت و گوي ما ماه رمضان بود و سريال «اغما» و نقشي كه شيرين خانم داشت.
تقاوت نام شيرين بينا و خواهرش نگين صدق گويا علتي دارد؟
** چون من و خواهرم همزمان با هم در فيلم «تيك تاك» بازي مي كرديم و بعضاً اشتباه مي شد، مرا بيشتر با نام فاميل همسرم صدا مي زدند.
* حتماً مثل خيلي هاي ديگر از همان اول، بازيگري انتخابتان بوده است؟
** واقعيتش من سال 72 به دنبال تستي كه براي فيلم سينمائي «تيك تاك» دادم وارد اين حرفه شدم.
* اكنون كه حرفه و تخصصتان بازيگري است؟
** بله، من هيچ وقت به بازيگري به عنوان يك تفريح و سرگرمي نگاه نكردم، مدام حرفه اي آن را دنبال كردم.
* با وجود اين شيرين بينا يك همسر است، يك مادر است يا بازيگر؟
** هر كدام جاي خود. من هم مثل خيلي از مادران شاغل ساعتي را بيرون منزل و سركار هستم و بقيه زمان را در منزل و مشغول خانه داري.
* اصلاً چرا به بازيگرها مي گويند هنرپيشه؟
** خوب اين كه از اسمش پيداست. هنرپيشه يعني كسي كه پيشه و حرفه اش هنر است، حالا كسي كه بتواند احساس و عواطفش را درست تصوير كرده و تصورات ذهني كارگردان را مجسم كند يك كار هنري انجام داده است، علاوه بر اين بازيگرها بايد از هنرهاي هفت گانه موسيقي، تئاتر و... بهره اي داشته باشند.
* چرا بازيگري عشق خيلي از جوانهاي امروزي است، اين حرفه آش دهن سوزي هست؟
** ببينيد جوانها بيشتر دنبال رنگ و لعاب اين كار هستند تا خود حرفه. براي آنها مهمتر از خود بازيگري، ديده شدن، مطرح شدن و مورد توجه قرار گرفتن است وگرنه اين كار آن قدر شرايط و موقعيتهاي دشواري دارد كه براي آنهايي كه واقعاً علاقه مند نباشند دوام آوردن خيلي مشكل است.
* نقشها را بر چه مبنايي انتخاب مي كنيد؟
** مسلم است نقشهايي را بيشتر مي پسندم و انتخاب مي كنم كه اثر تعيين كننده اي بر مخاطبم داشته باشد. حتي اگر نقش خيلي زياد و بلندي نباشد براي همين غالباً نقش هايي را انتخاب مي كنم كه منفعل نباشد.
* حتماً تا به حال به شما هم گفته اند كه اين نقش را فقط براي شما نوشته ايم!
** البته، بارها پيش آمده كه تماس گرفته و گفته اند براساس ديدگاهي كه از تو پيدا كرديم اين نقش را برايت در نظر گرفته ايم من هم سناريو را خوانده و اگر مطابق ميلم بوده پذيرفته ام.
* از جايگاه خودتان به عنوان يك بازيگر راضي هستيد؟
** من هميشه شاكر هستم، ولي طبع انسان طوري است كه دوست دارد به مراتب بالاتر از اين دست يابد.
* هنوز هم اين حرفه را به اندازه روزي كه وارد اين عرصه شدي دوست داري!
** خيلي بيشتر از آن زمان اصلاً هر چه پيشتر مي رود آدم وابسته تر مي شود.
* به آينده نزديك بازيگري چقدر اميدواري.
** بازيگري براي خانمها آن هم در ايران طوري است كه بايد مقطعي روي آن حساب كرد. آن هم با توجه به اينكه اغلب داستانها براي جوانها نوشته مي شود و تو مي تواني تا يك دوره زماني خوش بدرخشي و بعد در همه نقشها به يك مادر فداكار، مهربان، دلسوز تبديل مي شوي!
* از اولين كارت تا آخرين به نظر حس و تكنيك چقدر تغيير كرده اي.
** بدون ترديد خيلي، من اكنون وقتي فيلمهايي كه در گذشته نقش داشته ام مرور مي كنم، مي بينم اگر حالا بخواهم آن نقشها را داشته باشم چقدر متفاوت بازي مي كنم.
* وقتي يك فيلمي را مي بيني معمولاً بر چه جنبه هايي از آن دقت مي كني:
** چون بازيگر هستم اولين چيزي كه در فيلم برايم مهم است نقش بازيگران آن است؛ اينكه آن بازيگر در موقعيتهاي مختلف چه واكنشهايي انجام مي دهد از چه ميميك هاي صورت و حسي استفاده مي كند و بعد نوع نورپردازي، دكور صحنه و ... اهميت مي يابد. البته گيرايي داستان هم جاي خود دارد.
* تأثير گذارترين سكانس كه بازي كرده اي؟
** همين چند روز پيش سر سريال «اغما» سكاني بود كه من و آقاي تارخ توي يكي از اتاقهاي بيمارستان اجرا كرديم. موضوع درگيري لفظي بين من و آقاي تارخ بود كه مي خواستم ايشان را مجاب كنم خودشان دكتر جراح من باشند و ... اين سكانس به نظر من خيلي حسي و عاطفي و تأثير گذار بود.
** «اغما» بله سريالي است كه به مناسبت ماه رمضان و به كارگرداني سيروس مقدم تهيه شده است.
* ماجراي داستان از چه قرار است؟
** من در اين سريال نقش همسر آقاي دكتر پژوهان را دارم، دكتر پژوهان يك جراح متخصص و متبحر است و نقش اصلي فيلم شمرده مي شود حالا من كه همسر دكتر پژوهان هستم دچار يك بيماري شده و به جراحي نياز دارم و مي خواهم كه خود دكتر اين كار را انجام دهند، اما دكتر پژوهان مخالف است و خلاصه با وجود اين وادارش مي كنم اين كار را انجام دهد... اجازه بدهيد ادامه ماجرا را خودتان دنبال كنيد.
* بدون ترديد از نقشهايي كه تا به حال بازي كرده اي خاطرات زيادي داري!
** بله تا دلتان بخواهد.
* قشنگ ترينش را تعريف مي كني؟
** يادم است سر يك تله فيلم با نام «تا انتهاي نيزار» نقش يك عروس دهاتي را داشتم كه سوار اسبي مي شود و با داماد مي رود. كلاً آن مراسم، لباس عروس روستايي پوشيدن، سوار اسب شدن و... برايم خيلي زيبا و به ياد ماندني بود.
* راستي يك سؤال را يادم رفت مطرح كنم، اينكه چالشهاي زيادي در عرصه هنر به لحاظ جنجال، حاشيه، دخالت در زندگي خصوصي و ... بوده، براي تو رد شدن از اين موانع چطور بوده است؟
** خوشبختانه سعي كرده ام از آن دسته بازيگراني نباشم كه وارد مسائل حاشيه اي مي شوند، سعي كرده ام حريمي را براي خود حفظ كرده و در محدوده آن زندگي كنم. مسائل كاري همان طور كه گفتم براي خارج از منزل است و در منزل خودم هستم و مسائل مربوط به خانواده ام.
* به عنوان آخرين سؤال مي گويي شيرين بينا چه تعريفي از خودش مي تواند داشته باشد.
** من كه نمي توانم تحليل خاصي از خودم داشته باشم، اين را بايد ديگران نظر دهند؛ اما هميشه قلباً عاشق اين بوده ام براي كساني كه به نوعي نيازمندند (نه به لحاظ مالي) يك همفكر، همدرد و همراه باشم.

  


همه اين سپيده هاي قشنگ

 

1- روزهاي اول ماه رمضان از همه شيرين تر هستند. هر چند زياد به گرسنگي عادت نكرده ايم و تمام روز ضعف داريم، اما اميد و اراده در



چشمهاي همه ما وقتي سر سفره سحري جمع مي شويم برق مي زند. بعد از سحرها نمي خوابيم و مي رويم سراغ راديو قرآن سوره بقره را خط مي بريم، سپيده كه زد مي رويم پشت پنجره و با خدا حرف مي زنيم كه اي خدا! توفيق بده بتوانيم همه اين سپيده هاي قشنگ را بيابيم پيش تو و ... چقدر روزهاي اول ماه رمضان دوست داشتني و لذت بخشند...
2- ماه رمضان به نيمه ها كه مي رسد به گرسنگي عادت كرده ايم. روزها كمتر ضعف مي كنيم، سفره هاي سحري را يكي دو تا بلند مي شويم، تا آخر اذان صبر مي كنيم تا نماز بخوانيم، و به رختخواب برويم، يادمان مي رود راديو را روشن كنيم... ماه رمضان كه به نيمه ها مي رسد، سپيده كه مي زند كسي ملافه سفيد پشت پرده اي را كنار نمي زند، كسي پشت پنجره نيست كه با كسي حرف بزند...
3- آخرهاي ماه مبارك روزه ها سخت مي شوند. هر روز سر سفره افطار حساب مي كنيم كه چند روز ديگر بايد روزه بگيريم. آخر سريالها را راحت حدس مي زنيم. روزهاي آخر مدام حواسمان به راديو است كه كي عيد مي شود.
4- چه خوب است هنوز روزهاي اول ماه رمضان است. چه خوب است كه صبح وقت سپيده دم پشت پنجره مي رويم و مي گوييم: خدايا توفيق بده بتوانيم همه اين سپيده هاي قشنگ را بيابيم پيش تو ... همه اين سپيده هاي قشنگ را ....
الهه نيك نژاد

  


دعاي جهان پهلوان رضازاده براي ورود آزادي ها؛ خدايا! عشق ابوالفضل (ع) را از ما نگير

 

حسين رضا زاده پهلوان نامي ايران است كه دروازه هاي جهاني را شكسته و جهان پهلواني برازنده اين ورزشكار ايراني است. او متولد



سال 1356 اردبيل است. همه ما قهرمانيهاي اين بزرگ مرد را به ياد داريم. المپيك آتن چهره ديگري را براي او رقم زد كه هنوز هم او صاحب ركورد سنگين ترين وزنه در جهان است.
همه ما وقتي از رضازاده ياد مي كنيم ناخودآگاه به ياد لحظه هاي سخت برداشتن وزنه و توسل او به اهل بيت (ع) مي افتيم. او مهمان عزيز اين هفته است. هر چند اين روزها به دليل مشكلات جسمي از شركت در برخي از مسابقات خودداري كرده، اما شايعه ها در مورد اين مسأله كمي نگاه او را به مطبوعات كمرنگ كرده، وقتي با او تماس مي گيرم خيلي تمايل نشان نمي دهد، ولي اصرار مي كنم كه اين يك ستون و گفت و گوي متفاوت است. سرانجام قبول مي كند و در ادامه مي گويد: «من هر چه دارم به خاطر لطف و عنايت خداوند است و دعاي خير مردم عزيز كشورم. من هم هميشه براي مردم كشورم دعا مي كنم و از خدا مي خواهم در مسابقات مرا پيش اين مردم روسفيد كند. وقتي شادي نصيب من مي شود، همه مردم در آن شريك هستند و اين شادي و سرور حاكم در كشورم براي من به اندازه دنيا ارزش دارد.
اما بايد بگويم كه من اين همه را از خودم ندارم، بلكه به خاطر عنايت پروردگار است و توسل ويژه ام به آقا باب الحوائج قمربني هاشم، حضرت ابوالفضل (ع). من از دوران كودكي عشق ويژه اي به ايشان داشته ام كه اين عشق دوران جواني در وجودم بزرگتر شده، هر چه به رشادتهاي ايشان فكر مي كنم، انگيزه بيشتري مي گيرم. اگر همه ما در زندگي خلوص نيت و پاكي دل داشته باشيم، همه كار هايمان خدايي مي شود، هر چند كه ديگران به آن رنگ دنيايي نسبت بدهند! هميشه هر وقت اردبيل هستم آرزو مي كنم در ماه محرم بتوانم خدمتگزار كوچك آقا قمربني هاشم (ع) باشم. هميشه به ايشان توسل مي جويم و چه در امور زندگي و چه در مسابقات جهاني. آقا ابوالفضل (ع) آنقدر بزرگ و با ارزش و صاحب مقام هستند كه هر وقت به ايشان توسل كنيم جوابگو باشند. من هرچه دارم بعد از خدا از ايشان دارم، آرزو مي كنم خداوند عشق و ارادت ايشان را از قلب بي مقدار ما نگيرد. وقتي همه زندگي ام از ايشان است پس همه اين زندگي را باز هم تقديم به ايشان مي كنم و اگر صدبار بميرم و زنده شوم عشق ايشان هميشه در قلب من خواهد بود.»
السلام عليك يا ابوالفضل العباس (ع)
* مليحه پژمان

  


چهره اي نه چندان دوست داشتني

 

محمد البرادعي مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي كه امسال توانست جايزه صلح نوبل را مشتركاً از آن خود و نهادش كند، در



جريان پرونده هسته اي ايران، به چهره اي مطرح و خبرساز تبديل شده و همين هفته گذشته تيتر يك يا دوي بيشتر خبرگزاريها و روزنامه  ها را به خود اختصاص داده بود. البته ما زياد از اين بابا خوشمان نمي آيد، ولي به هر حال هفته گذشته اين بنده خدا خيلي از ما دفاع كرده، هرچند ممكن است اين دفاع كردنها بازي سياسي باشد.
محمد البرادعي در هشتم اكتبر 2005 براي سومين بار در سمت دبير كلي آژانس بين المللي انرژي اتمي ابقا شد.
اين آقا اصلي ترين اهداف دوره سوم دبير كلي خود را عادي سازي كارها در عراق، بازگرداندن كره شمالي به پيمان عدم گسترش سلاحهاي هسته اي ( ان پي تي )، و شفافيت برنامه هسته اي ايران عنوان كرده.
او هفدهم ژوئن 1942 در خانواده اي متوسط در قاهره، پايتخت مصر به دنيا آمد. پدرش مصطفي البرادعي وكيلي متبحر بود.
البرادعي در سال 1962 از دانشكده حقوق دانشگاه قاهره موفق به اخذ ليسانس شد، دو سال بعد به خدمت وزارت خارجه مصر درآمد و به عضويت هيأت نمايندگي اين كشور در سازمان ملل متحد منصوب شد. عزيمت او به ايالات متحده فرصتي شد تا با پشت سر گذاشتن دوره تحصيلات تكميلي در مدرسه حقوق دانشگاه ايالتي نيويورك در سال  1974 موفق به كسب درجه دكتراي حقوق بين الملل شود.
آشنايي البرادعي با آژانس از زماني آغاز شد كه دوبار از سوي وزارت خارجه مصر ماموريت يافت به عنوان نماينده حقوقي و كنترل تسليحاتي مصر در سازمان ملل متحد در نيويورك و ژنو خدمت كند.
وي طي يك دوره چهارساله حدفاصل سالهاي 1974 تا 1978 دستيار ارشد وزير خارجه مصر شد، اما آغاز به كار او در سازمان ملل بر فعاليتش در وزارت خارجه اين كشور نقطه پايان نهاد.
همكاري البرادعي با نهادهاي وابسته به سازمان ملل متحد با پذيرفتن مسؤوليت برنامه حقوق بين الملل انستيتو تحقيقات و آموزش ملل متحد(UNITR) در سال 1980 آغاز شد. اين همكاري رهگشاي افزايش همكاريهاي او با اين سازمان شد.
در سال 1984 به عضويت آژانس بين المللي انرژي اتمي در آمد. مهمترين سمتهاي او پيش از آنكه در سال  1993 به عنوان دستيار دبير كل آژانس در امور روابط خارجي منصوب شود، مشاور حقوقي آژانس بوده است.
عليرضا حسيني

  


زندگي پنج گزينه اي!

 

سمانه يكي از خوانندگان هميشگي ورود آزاد اين مطلب رو بعد از اعلام قبولي هاي كنكور براي ما ايميل كرده، به هر حال يه جور حرفهايي



براي نگفتنه !از اين جور حرفها رو دل همه مون زياد تلمبار شده، پس نترسين !خودكار رو بردارين و بنويسينشون!
بعدش بفرستين به اين نشوني: com.voroudazad@yahoo
بعد از چندين سال يا چندين ماه، تلاش و درس خوندن، به هر حال اون چند ساعت سرنوشت ساز براي كنكوريها اومد و رفت. مثل هر رقابت ديگه اي يه عده به اونچه مي خواستن رسيدن، يه عده تقريباً زيادي هم،از اونچه مي خواستن باز موندن.
12 سال از زندگي ام شده بود درس و كتاب و تست و شنيدن زنگ گوشخراش ساعت. اين اواخر حتي از صداي زنگ ساعت بدم مي اومد. مجبور بودم هرروز ساعت 3 شب بيدار بشم و تا شب كارم مي شد خوندن كتابهاي تكراري و تست زدن. اين سال آخري هم همه اش شده بود ترس و دلهره و اظطراب حالا هم كه به لطف خدا تونستم كنكور رو كه مثل يه سدي بود براي رسيدن به اهدافم بشكنم، دوباره بايد انتخاب كنم؛ اما اين بار گزينه پنجم رو، مهمترين، حساسترين و سرنوشت ساز ترين گزينه.
اين روزها كنكوريها كه حالا ديگه ترم اولي ها شمرده مي شن البته بعضي هاشون، خودشونو با رتبه هاي دو رقمي و سه رقمي و ... مي شناسن و متأسفانه هويت و شخصيت انساني اونا به يه عدد تبديل شده.
سمانه ويس يزدي

  


خبر مبر

 

ماجراي كنسرت افتخاري در رشت جنجالي شد؛ آوازه خواني در كارخانه!





ما چند بار به اين خواننده ها كه ميان تو تلويزيون چهچه مي زنند شك كرده بوديم. اين داداش كوچيكه مون ورپريده مي گفت اينا دارن لب مي زنن، ما بهش نهيب مي زديم كه كوري، نمي بيني برنامه زنده است !اي بابا! نگو همه اش سياه بازي بوده! حتي همين جناب افتخاري خودمان كه ماجراي كنسرتش واسه رشتي ها سر و صدا به پا كرده بوده. قضيه از اين قرار بوده كه بنده خدا پا شده هلك و هلك رفته رشت ديده به جاي سالن بردنش تو كارخونه گفتن حالا بخون! اونم براي احترام به مخاطب گفته عمراً كه من تو كارخونه بخونم! ملت هم از قبل بليت خريدن. حالا معلوم نيست كارخونه، كارخونه چي بوده، كارخونه مرغ و تخم مرغ بوده يا نه...! ماجراي لب خواني رو هم افتخاري اين جوري تعريف كرده: مردم از لحظه اول خواستار اجراي تصنيف صياد بودند ما نيز به صرف اينكه صدادهي سالن را امتحان كنيم تنها اين يك قطعه را پخش كرديم و لب خواني كردم. بعدش هم گفته البته قبل از پخش من خطاب به مردم هم گفتم كه قصدمان از اين كار امتحان صدادهي سالن است آنان نيز پذيرفتند!

دانشگاه تهران بين دانشگاههاي جهان اسلام دوم شد؛ هر كه بامش بيش...





بد نيست حالا كه همه حرف از دانشگاه و ورود به دانشگاه مي زنند ما هم يك خبري درباره رتبه بندي دانشگاه تهران بين دانشگاههاي جهان اسلام بگوييم.
به گفته عباسعلي عميد زنجاني، رئيس دانشگاه تهران، اين دانشگاه رتبه دوم را دارد. براي اينكه آنها كه تو اين دانشگاه قبول شده اند هم كفشان ببرد، بدانندعميد زنجاني گفته دانشگاه تهران در داخل كشور رتبه اول را دارد و در ميان دانشگاههاي جهان اسلام رتبه دوم، اما در سطح بين المللي تا دو سال گذشته دانشگاه تهران رتبه اي بيش از 2 هزار داشت، اما طي 2 سال اخير اين رتبه ارتقا يافته و به حدود هزار رسيده است.
رئيس دانشگاه تهران توجه به پژوهش محوري، انتخاب مديران از رده پژوهشگران و استادان پژوهشگر، تأكيد بر مسائل پژوهشي در گزينش استادان و تشويق آنان  در ارائه مقالات را از عوامل مختلفي دانست كه رتبه دانشگاه تهران را ارتقا داده است. خب شما وروديهاي جديد دانشگاه تهران برويد خوش باشيد! منتها يادتان نرود كه هر كه بامش بيش برفش بيشتر!

بعضي مقاطع تحصيلي بي دليل طولاني است؛ اسراف در درس خواندن!

ما هم از اول همين را مي گفتيم بابا يه ديپلم گرفتن و ليسانس گرفتن كه اين همه كش دادن نداره، جان شما به جاي دوازده سال



بدبختي مي شه همون ديپلم رو تو شيش حتي پنج سال به ملت داد.
اين همه اسراف بي خودي واسه چي آخه، ليسانسه رو چار سال طولش مي دين كه چي دو سالش كنين خيرشو ببينين! چي داريم واسه خودمون بلغور مي كنيم؟ !
دكتر علي منتظري، رئيس پژوهشكده علوم بهداشتي جهاد دانشگاهي (حرف ما نيست طرف آدم حسابيه!) هم گفته نظام آموزشي كشور با ضعفهاي جدي از جمله طولاني بودن بي دليل مقاطع تحصيلي مواجه است. بعدش هم گفته بايد به مشكلات نظام آموزشي كشور نظير تكراري بودن بخش زيادي از دروس دوره هاي آموزشي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري در برخي رشته ها، طولاني شدن بي دليل مقاطع تحصيلي مختلف و هزينه كردن بودجه ها به طور دايم در چنين نظام آموزشي معيوبي كه با مشكل مواجه است، توجه كرديد. بله خوب نيست اينقدر اسراف كردن!

قانون ممنوعيت كشيدن سيگار در اماكن عمومي در اسكاتلند نتيجه داد؛ كاهش 17 درصدي حملات قلبي





گمان مي كنيد ترك كردن سيگار خيلي سخت است ها؟! يعني شما از اين اسكاتلنديهاي اسكيمو هم كمتريد؟ آنها آمده اند براي خودشان قانون ممنوعيت كشيدن سيگار در اماكن عمومي، همان قانوني را كه خودمان سالهاست داريمش، ولي كسي به روي خودش نمي آورد، تصويب كرده اند و بعد از يك سال ديده اند 17 درصد حملات قلبي شان كم شده.
بعد شما بگوييد اين قانونها به چه دردي مي خورند !قبل از اجراي اين قانون يعني در مارس سال گذشته ميزان كاهش حملات قلبي سالانه 3 درصد بوده . حالا هي ملت توي اتوبوس و تاكسي سيگار بكشند و دودش را بفرستند تو حلق مردم و چهار تا جوون خام رو هم به هوس بندازند !
از نتايج ديگه اجراي اين قانون تو اسكاتلند اين بوده كه تعداد سيگاريهاي تفريحي و سيگاريهاي نوجوان هم با كاهشي 39 درصدي رو به رو شده. هيچ نشانه اي هم از تغيير تمايلات براي سيگار كشيدن در مكانهاي عمومي به داخل خانه ها مشاهده نشده و جامعه نيز بشدت از اين طرح حمايت كرده است.

شيوع اعتياد در فرانسه 75% درصد از ايران بيشتر است؛ بازم گلي به جمال معتادهاي خودمان!





جانشين دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر يك خبر خوش براي آنها كه فكر مي كنند تو قضيه اعتياد خيلي وضعمان وخيم است، اعلام كرده كه زياد نگران نباشيد. چرا؟ چون كه ميزان شيوع اعتياد در فرانسه از ايران بيشتر است! همين هم خودش خيلي است. بالاخره فرانسه كه كلي براي خودش كلاس مي گذارد تعداد عمليهايش از ما بيشتر است. محمدرضا جهاني گفته شيوع اعتياد در ايران 85/2 درصد است كه اين ميزان از شيوع 6/3 درصدي در كشور فرانسه كمتر است. به به بايد برويم خدا را شكر كنيم. تازه فرانسه 500 هزار معتاد به الكل دارد و 83 درصد مواد مخدر مصرفي در اروپا هم هروئين است. جهاني گفته شيوع بالاي اعتياد در اروپا در حالي است كه ايران با كشف 93 درصد مواد مخدر مكشوفه در دنيا نقش مؤثري در جلوگيري از اعتياد جوانان اروپايي دارد. حالا اينكه ما چه ربطي به فرانسويهاي بي دين داريم، بماند. برويد به جاي ناشكري كردن يك كم به فرهنگ خودتان نگاه كنيد. ببينيد ما چقدر از اين غربيهايي كه خودشان را باكلاس مي گيرند با كلاس تريم؟!

  


بعضي مقاطع تحصيلي بي دليل طولاني است؛ اسراف در درس خواندن!

 

ما هم از اول همين را مي گفتيم بابا يه ديپلم گرفتن و ليسانس گرفتن كه اين همه كش دادن نداره، جان شما به جاي دوازده سال بدبختي مي شه همون ديپلم رو تو شيش حتي پنج سال به ملت داد.
اين همه اسراف بي خودي واسه چي آخه، ليسانسه رو چار سال طولش مي دين كه چي دو سالش كنين خيرشو ببينين! چي داريم واسه خودمون بلغور مي كنيم؟ !
دكتر علي منتظري، رئيس پژوهشكده علوم بهداشتي جهاد دانشگاهي (حرف ما نيست طرف آدم حسابيه!) هم گفته نظام آموزشي كشور با ضعفهاي جدي از جمله طولاني بودن بي دليل مقاطع تحصيلي مواجه است. بعدش هم گفته بايد به مشكلات نظام آموزشي كشور نظير تكراري بودن بخش زيادي از دروس دوره هاي آموزشي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري در برخي رشته ها، طولاني شدن بي دليل مقاطع تحصيلي مختلف و هزينه كردن بودجه ها به طور دايم در چنين نظام آموزشي معيوبي كه با مشكل مواجه است، توجه كرديد. بله خوب نيست اينقدر اسراف كردن!

قانون ممنوعيت كشيدن سيگار در اماكن عمومي در اسكاتلند نتيجه داد؛ كاهش 17 درصدي حملات قلبي

گمان مي كنيد ترك كردن سيگار خيلي سخت است ها؟! يعني شما از اين اسكاتلنديهاي اسكيمو هم كمتريد؟ آنها آمده اند براي خودشان قانون ممنوعيت كشيدن سيگار در اماكن عمومي، همان قانوني را كه خودمان سالهاست داريمش، ولي كسي به روي خودش نمي آورد، تصويب كرده اند و بعد از يك سال ديده اند 17 درصد حملات قلبي شان كم شده.
بعد شما بگوييد اين قانونها به چه دردي مي خورند !قبل از اجراي اين قانون يعني در مارس سال گذشته ميزان كاهش حملات قلبي سالانه 3 درصد بوده . حالا هي ملت توي اتوبوس و تاكسي سيگار بكشند و دودش را بفرستند تو حلق مردم و چهار تا جوون خام رو هم به هوس بندازند !
از نتايج ديگه اجراي اين قانون تو اسكاتلند اين بوده كه تعداد سيگاريهاي تفريحي و سيگاريهاي نوجوان هم با كاهشي 39 درصدي رو به رو شده. هيچ نشانه اي هم از تغيير تمايلات براي سيگار كشيدن در مكانهاي عمومي به داخل خانه ها مشاهده نشده و جامعه نيز بشدت از اين طرح حمايت كرده است.

شيوع اعتياد در فرانسه 75% درصد از ايران بيشتر است؛ بازم گلي به جمال معتادهاي خودمان!

جانشين دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر يك خبر خوش براي آنها كه فكر مي كنند تو قضيه اعتياد خيلي وضعمان وخيم است، اعلام كرده كه زياد نگران نباشيد. چرا؟ چون كه ميزان شيوع اعتياد در فرانسه از ايران بيشتر است! همين هم خودش خيلي است. بالاخره فرانسه كه كلي براي خودش كلاس مي گذارد تعداد عمليهايش از ما بيشتر است. محمدرضا جهاني گفته شيوع اعتياد در ايران  85/2  درصد است كه اين ميزان از شيوع 6/3 درصدي در كشور فرانسه كمتر است. به به بايد برويم خدا را شكر كنيم. تازه فرانسه  500 هزار معتاد به الكل دارد و 83 درصد مواد مخدر مصرفي در اروپا هم هروئين است. جهاني گفته شيوع بالاي اعتياد در اروپا در حالي است كه ايران با كشف 93 درصد مواد مخدر مكشوفه در دنيا نقش مؤثري در جلوگيري از اعتياد جوانان اروپايي دارد. حالا اينكه ما چه ربطي به فرانسويهاي بي دين داريم، بماند. برويد به جاي ناشكري كردن يك كم به فرهنگ خودتان نگاه كنيد. ببينيد ما چقدر از اين غربيهايي كه خودشان را باكلاس مي گيرند با كلاس تريم؟!

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com