|
* محبوبه ناطق
مدتي است كه صدا و سيما اقدام به پخش برنامه هاي ويژه صرفه جويي در انرژي كرده، گويا ديگر پيامهايي كه به صورت كوتاه و

انيميشن براي مردم پخش مي شد جوابگوي مسأله اي به نام افزايش روزافزون انرژي در كشور نيست. ضمن به فال نيك گرفتن چنين حركتي و جدا از هزينه هاي گزافي كه اين برنامه ها بر دوش سازمانهاي ذي ربط و قاعدتاً مردم مي گذارد، به اين موضوع نيز اشاره مي كنيم كه صرفه جويي در آن بخش از انرژي كه توسط مردم مصرف مي شود چه ميزان در استفاده بهينه از كل انرژي تأثير دارد و آيا قابل مقايسه با صرفه جويي و بهينه سازي در بخشهاي توليد و توزيع و موارد ديگر مي باشد؟
40 ميليارد دلار اتلاف انرژي در سال جمعيت ايران با وجود اين كه يك درصد جمعيت جهان را تشكيل مي دهد 9 درصد فرآورده هاي نفتي دنيا را استفاده مي كند. اين آمار البته به نقل از سايت وزارت نيرو تنها دو درصد است، اما با همه اينها تنها يك سوم مصرف انرژي نهايي ما مربوط به مصارف خانگي است كه آنچه بيش از همه مورد مداقه و فرهنگ سازي قرار گرفته همين بخش است. اگر چه كارشناسان معتقدند كه بدون از دست دادن رفاه معمولي مي توان بخش زيادي از اين انرژي را صرفه جويي كرد، اما قبل از پرداختن به اين موضوع كه كسي هم منكر آن نيست، بايد به كل انرژي توليد شده و هدررفت در شبكه توليد و توزيع انرژي نگاهي بيندازيم.در اين خصوص، دانشيار رئيس كميسيون انرژي مجلس حرفهاي جالبي دارد. او به خبرنگار ما مي گويد: وقتي مي خواهيم به بحث انرژي، صرفه جويي در آن و هدررفت انرژي بپردازيم بايد اشاره اي داشته باشيم به اين كه كل انرژي توليدي در ايران چه مقدار است.او اضافه مي كند: ايران روزي چهار ميليون بشكه نفت و 450 ميليون مترمكعب گاز توليد مي كند كه اگر در 365 روز سال ضرب كنيم تقريباً 5/1 ميليارد بشكه نفت مي شود و اگر گاز را هم تبديل به نفت كنيم 450 ميليون مترمكعب گاز برابر 5/2 ميليون بشكه نفت مي شود كه آن هم ضرب در 365 روز سال حدود يك ميليارد بشكه نفت مي شود. او مي افزايد: 5/2 ميليارد بشكه نفت را اگر به قيمت حداقل خود يعني 70 دلار ضرب كنيم، متوجه مي شويم كه ارزش گاز و نفت برداشت شده در سال برابر است با 175 ميليارد دلار كه رقم بسيار قابل توجهي است. او مي گويد: نفت برداشتي نيز يا صادر مي شود يا مصرف مي گردد. از 5/6 ميليون بشكه نفت برداشت شده در روز 5/2 ميليون بشكه صادر مي شود كه ارزش ريالي آن برابر با 75 ميليارد دلار است و بقيه به ارزش 100 ميليارد دلار در داخل مصرف مي گردد. دانشيار اضافه مي كند: از اين 100 ميليارد دلار، 10 ميليارد براي توليد گاز و نفت و بنزين و... به پالايشگاه مي رود و 90 ميليارد آن يا به صورت يارانه اي به فروش مي رسد يا به صورت اتلاف انرژي هدر مي رود. كارشناسان رقم هدررفت را برابر با 40 ميليارد دلار مي دانند. او اظهار مي دارد: اين ارقام بسيار كلي است، اما نماي كلي توليد، مصرف و اتلاف انرژي در تحليل موضوع بيشتر به ما كمك مي كند همچنان كه وقتي ارقام ريز مي شود، متوجه مي شويم كه اتلاف انرژي در ايران بسيار تكان دهنده است و چقدر در اقتصاد ايران نقش مخربي را بازي مي كند.او مي افزايد: از نفت چند محصول توليد مي شود كه براي توليد برق از برخي از اين محصولات استفاده مي كنيم، بنابراين هر قدر در برق توليدي و يا توزيع آن يا گاز مصرفي اتلاف داشته باشيم، گويي به همان ميزان بشكه نفت را در دريا مي ريزيم يا آتش مي زنيم. رئيس كميسيون انرژي مجلس همچنين مي گويد: در بخشهاي مختلف توليد گاز يا برق و توزيع آن بايد مكانيزمهايي را طراحي كنيم تا به توليد بهينه و توزيع مناسب و با كمترين اتلاف دست يابيم، اين برنامه ها نيز بايد در بخشهاي مختلف به طور همزمان اجرا گردد.او در پاسخ به پرسش ما كه گويا بيشتر اين برنامه ها در بخش مصرف خانگي برق و گاز كه حدود يك سوم مصرف كل (نه توليد) را در برمي گيرد، اجرا مي شود، مي گويد: بله، اين در حالي است كه مثلاً اكثر نيروگاههاي برق كشور تا حدود 70 درصد اتلاف انرژي دارند. يعني 70 درصد گازي كه به اين نيروگاهها مي دهند به گرما تبديل شده و به هوا مي رود و تنها به گرم شدن زمين كه مخرب است، مي انجامد. او مي افزايد: اين در حالي است كه مي توان با بازسازي و اصلاح نيروگاهها ميزان هدررفت انرژي را كاهش داد و به اندازه استاندارد آن رسانيد و از آن ميزان انرژي هدر شده كه گريزناپذير است نيز استفاده هاي ديگري برد. در اكثر شهرهاي اروپايي از حرارت اضافه نيروگاهها براي گرم كردن آب آبگرمكن هاي خانگي استفاده مي شود. كمال دانشيار تصريح مي كند: در اكثر كشورهاي توسعه يافته با اصلاح مكانيزم قيمت، توانسته اند هدررفت انرژي را تا حد قابل ملاحظه اي كاهش دهند. چرا كه مثلاً هزينه توليد يك مترمكعب انرژي گرمايي از خورشيد يك دهم هزينه برق يا گاز است و قطعاً هيچ كس به دنبال استفاده از برق و گاز نمي رود. او با اشاره به اين كه استفاده از مكانيزم قيمت نيز در ايران با بحث سهميه بندي بنزين شروع شده، مي گويد: البته ما هنوز در حد بسيار گسترده به پرداخت يارانه در انرژي به برق، گاز و بنزين- كه بيشترين مصرف را دارند- مي پردازيم و حذف اين يارانه اقدام يك شبه اي نيست كه انجام دهيم. او پيشنهاد كرد: به نظر مي رسد در ايران بايد ابتدا از مكانيزمهايي نظير توليد خودروهاي كم مصرف، ساختن خانه ها با حداقل جابه جايي دما از بيرون به درون و بالعكس و بهسازي كارخانه هايي كه مصرف كننده انرژي هستند استفاده كرد. پس از اين مي توانيم از مكانيزم قيمتي استفاده كنيم. وقتي خبرنگار ما مي پرسد كه هيچ انگيزه و اراده اي براي چنين اقدامي ديده نمي شود، مي گويد: تا زماني كه انرژي با قيمت پايين در دسترس همه است كسي حاضر نمي شود سيستم سوخت كارخانه، نحوه احداث خانه اي كه دما را در خود نگه دارد و يا توليد كالاهاي كم مصرف نظير خودرو، يخچال و ساير وسايل برقي كه كم مصرف باشد را تغيير دهد؛ چون توجيه اقتصادي برايش ندارد، در حالي كه با واقعي كردن قيمت انرژي، هم دولت مبالغ هنگفتي يارانه نمي پردازد و هم مردم به دنبال اقتصادي كردن انرژي مي روند و اين امر به پيشرفت علم در كشور نيز كمك مي كند. و در پاسخ به اين پرسش كه ايران با كشورهاي توسعه يافته اي نظير آمريكا يا كشورهاي اروپايي قابل مقايسه نيست، مي گويد: ايران با تركيه كه قابل مقايسه است آنها هر ليتر بنزين را دو هزار تومان مي فروشند و در ايران 100 تومان، بنابراين معتقدم بايد اقتصاد ايران بايد تن به جراحي بدهد كه اگر چه درد و خونريزي دارد، اما درمانش در اين جراحي است چه اين كه اگر اين اتفاق نيفتد و زودتر از اينها جلوي 40 ميليارد دلار اتلاف انرژي در سال را نگيريم گرفتار طوفاني خواهيم شد كه ما را با خود مي برد و در آن صورت مجبوريم هم هزينه هاي طوفان را بدهيم و هم هزينه هاي اصلاح و جراحي مورد نظر را. دانشيار با اشاره به اين كه سازمانها و دواير مختلفي نظير سازمان بهينه سازي مصرف سوخت ايران و معاونت انرژي در وزارت نيرو به همراه برنامه هاي منسجمي كه در قانون بودجه ديده شده براي كاهش مصرف انرژي و بهينه سازي آن تلاش مي كنند، مي افزايد: از بخش خصوصي براي ايجاد نيروگاه يا پالايشگاه بنزين نمي توانيم توقع زيادي داشته باشيم، چرا كه آنها هم حق دارند بگويند اگر مثلاً برق را به همان قيمت برق دولتي مي خريد كه گاز مجاني به آنها مي دهيد براي ما صرف ندارد برق توليد كنيم. توليد برق با خريد گاز به قيمت واقعي و فروش آن به قيمت دولتي امكان پذير نيست. همچنين پالايشگاه بنزين احداث نمي كنند، چون دولت مي خواهد بنزين را با همان نرخ 100 تومان از آنها بخرد و ديگر يارانه اي به آنها ندهد، اما هزينه توليد بنزين بالاست و نمي توانند آنها مابه التفاوت را از جيبشان بپردازند، بنابراين كار را رها كرده و مي روند. به هر حال، پرداختن همه جانبه به بخش مصرف كننده خانگي انرژي بدون اين كه صنايع و نيروگاهها و پالايشگاهها را در نظر بگيريم، نتيجه اي نخواهد داد. اگر چه فرهنگ سازي بايد از خانه ها شروع شود، اما به تنهايي از اتلاف 40 ميليارد دلار انرژي در سال جلوگيري نمي كند. |