تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-09-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 25شهریور ماه 1386

[ هنری ]
 * گفت و گو با شهلا طهماسبي/ مترجم به بهانه سالروز تولد «رولد دال»؛
نويسنده اي كه از كسل كردن خواننده اش وحشت داشت
 * نقد و بررسي مجموعه داستان«زني با چكمه هاي ساق بلند سبز» نوشته «مرتضي كربلايي لو» ؛
شروعي در ابتداي پايان
 * قدردان تاريخ ايران و ادب فارسي
 * داوري اشعار رسيده به شبهاي شهريور آغاز شد
 * ساخت «راز» علي رفيعي بازهم به تعويق افتاد
 * ابوظبي مي خواهد قطب جهاني هنر شود ؛
بزرگترين نمايشگاه و حراج آثار هنري خاورميانه به همسايگي ايران مي آيد
 * حوزه شعر از دفتر موسيقي وزارت ارشاد تفكيك شد
 * داوري و سخنراني فريده خلعتبري در دوسالانه بلگراد
 * ابوالفضل جليلي: فيلم «جلال آل احمد» اوايل آبان ماه كليد مي خورد
 * «دختر بد»ماريو بارگاس يوسا دوم اكتبر مي آيد

گفت و گو با شهلا طهماسبي/ مترجم به بهانه سالروز تولد «رولد دال»؛
نويسنده اي كه از كسل كردن خواننده اش وحشت داشت

 

* عباسعلي سپاهي يونسي

دو نكته براي يك اشاره:




اول: پنجشنبه 22شهريور، روز تولد «رولد دال» نويسنده انگليسي نروژي تبار بود. تولدش در سال 1916 بود و خاموشي اش در سال1990. او 74 سال زندگي كرد. زندگي اي كه نوشتن مهمترين اتفاق آن بود تا براي هميشه نام «دال» را در دنياي ادبيات زنده نگه دارد.
«رولد دال» در شروع به دليل نوشتن داستانهاي كوتاه ترسناك براي بزرگسالان به شهرت رسيد، اما در ادامه، محبوبيت او براي آثاري است كه براي كودكان نوشته. «رولد دال» يك نويسنده معمولي نيست كه اگر اين گونه مي بود، اين همه در جهان درباره او بحث در نمي گرفت. خودش زماني در گفتگويي با «مارك.آي. وست» مدرس ادبيات كودك در دانشگاه كاروليناي شمالي درباره نوشته هايش براي كودكان اين گونه گفته بود: مهمترين ويژگي اي كه آثار مرا به هم پيوند مي دهد وحشت از كسل كردن خواننده است. من





هميشه احساس مي كنم كه بايد هر طور شده خواننده را نگه دارم. بيخ خرش را بچسبم و تا صفحه آخر ولش نكنم. به اين دليل زياده گويي نمي كنم و.... در ايران او را بيشتر با كتابهايي كه براي كودكان و نوجوانان نوشته مي شناسند. دوم: عنوان مترجم برگزيده آثار كودك و نوجوان و دريافت «پلاك برنز» از شوراي كتاب كودك براي مجموعه كتابهاي ترجمه شده و ارزشمند اين مترجم. مترجم برگزيده و دريافت تنديس «ماه طلايي» از انجمن نويسندگان كودك و نوجوانان و...
«شهلا طهماسبي» تحصيلكرده رشته حقوق است و كار اصلي اش تحقيق و البته ترجمه است. او كار خودش را از سال 72 با ترجمه سرگذشت لوئي بريل (پسري كه به نابينايان جهان توانايي خواندن بخشيد) شروع كرد و تا به امروز بيش از 44 كتاب ترجمه كرده است.
جادوگرها، پسر، ماتيلدا، تشپ كال، سفر تك نفره، انگشت جادويي، هلوي غول پيكر، داروي معجزه گر، خانواده آقاي ابله، غول بزرگ مهربان، دني قهرمان جهان، آقاي روباه شگفت انگيز، چارلي و كارخانه شكلات سازي، چارلي و آسانسور بزرگ شيشه اي آثاري است كه اين مترجم در عين توانايي و زيبايي از آثار«رولد دال» ترجمه كرده است.
* اگر خواسته باشيد به اختصار مشخصات آثار كودكانه «رولد دال» را بگوييد به چه نكاتي اشاره مي كنيد؟
** اول مي شود به تخيل فوق العاده اش اشاره كرد ، تخيل «رولد دال» خيلي غير معمول و لجام گسيخته است؛ يعني هر چيزي كه به ذهنش برسد مي نويسد چه قابل باور و متعارف و خوشايند باشد يا نباشد. او هر چيزي را كه به ذهنش مي رسد، مي نويسد. شخصيتهاي خاصي كه مي سازد، تصويرسازي هاي زيبا و جذاب و غيرعادي اش، و مهمتر از همه هيجاني كه در كارهاي اين نويسنده به وفور يافت مي شود. «رولد دال» با توصيفهاي متفاوتش هيجان مي آفريند كه انگار تنها او توانايي چنين كاري را دارد. نكته مهم ديگر بي پروايي اين نويسنده در پرداختن به موضوعات مورد علاقه كودكان و نحوه پرداخت اين موضوعات است كه كارهاي متفاوت و دوست داشتني مي كند.خيلي صميمي است و هر چيزي را كه مي نويسد خودش آن را احساس مي كند و لذت مي برد و حتي خودش را جاي قهرمانهاي داستان مي گذارد كه بازيگوش و شيطان و ناقلا هستند و بعضي وقتها كارهاي خاصي انجام مي دهند كه بقيه انجام نمي دهند و در آن جامعه محافظه كاري كه او زندگي مي كند، اين بي پروايي بيشتر خودش را نشان مي دهد و خيلي برجسته تر مي شود. من گمان مي كنم او خودش هم به همان اندازه لذت مي برد و شيطنتها را حس مي كرد. همان كارهايي كه قهرمانهايش در داستانهايش انجام مي دهند.
* يك سري از اين اتفاقات جزو خاطرات كودكي «رولد دال» است؟
** بله خيلي از اين كار ها چيزهايي بوده اند كه خود او در بچگي انجام داده بوده. چيزهايي بوده كه خودش با آنها زندگي كرده. مثلاً در كودكي از خانم فروشنده اي كه بچه ها او را دوست ندارند و «دال» هم يكي از همين بچه هاست به وسيله موش مرده اي انتقام مي گيرد و يا سختيهايي كه او در مدرسه، آنها را تحمل مي كند و آزار بعضي از بزرگترها نسبت به او باعث به وجود آمدن بعضي از داستانهاي او مي شود. اصل ويژگي خاص كارهاي او بي پروايي، گستاخي و شكستن رسوم متعارف است .
* برخوردي كه با هنجار هاي اجتماعي دارد چه تأثيري بر بچه هايي مي گذارد كه كارهاي او را مي خوانند؟
** من هيچ وقت نخواستم از اين زاويه به كارهاي او نگاه كنم. اما شما هم اين را مي دانيد در برخورد با نوشته هايش برخورد هاي متفاوتي از طرف بزرگترها؛ يعني پدر و مادرها، اولياي تربيتي و منتقدان شده است يا خيلي دوستش دارند يا خيلي از او بيزارند، چون او در جامعه اي زندگي كرده كه فوق العاده محافظه كار بوده بخصوص نظام آموزش و پرورش و مدرسه هايش خيلي سختگير بودند. از همان بچگي كه او به دبستان رفته خيلي به او سخت گذشته و همه اينها بر شخصيت او تأثير گذاشته است. او به جنگ همه اينها مي رود و اين موضوع در همه آثار او مشخص است و به آثارش كه نگاه كنيد، مدرسه اي يا خانه و نظام آموزش و پرورشي وجود دارد و او مي خواهد با همه اينها بجنگد و همه را رد كند و چيزي در اختيار بچه ها بگذارد كه آزاد باشند و بتوانند خودشان را نشان بدهند؛ مثلاً «متيلدا» اثري است كه ضد معيارهاي اجتماعي است كه خيلي ها به دليل همين كار و «جادوگرها»، با او مخالفند، بخصوص پدر و مادرها. البته همين نوع نگاه است كه باعث محبوبيت او در نگاه عده اي ديگر و بويژه كودكان مي شود؛. چون بچه ها حس مي كنند كه خيلي جاها از طرف نظام آموزشي يا نهادي به نام خانواده به آنان فشارهاي بي مورد و بي جا وارد مي شود هر چند اين ممكن است در آينده آنان به نظمي كه به آن احتياج دارند، كمك كند، اما در بچگي خيلي به آنان فشار مي آورد و اين مسأله در تمام نظام آموزش و پرورش انگستان ديده مي شود، يعني از سيصد چهارصد سال قبل بوده و هنوز هم وجود دارد. اما «رولد دال» به جنگ همه اينها مي رود و آزادي را پيشنهاد مي كند و در اين راه از نويسنده بزرگ «چارلز ديكنز» تاثير فراوان گرفته است. او هم مانند ديكنز افكار اصلاح طلبانه، دارد نه انقلابي. براي همين است كه نظامي مثل آموزش و پرورش و افكار حاكم بر آن براي او خيلي مهم است و ديكنز هم به اين مسائل اهميت مي داد؛ يعني مخالفت و يا موافقت با نهادهاي اجتماعي خاص.
* شما از جامعه بسته و محافطه كاري حرف زديد كه «دال» در آن رشد كرده است. اگر دال در يك جامعه آزادتر زندگي مي كرد، اين روحيه عصيانگري و طغيانگري را نداشت؟
** فكر مي كنم اين اتفاق مي افتاد. چون نمي توان منكر تاثير اجتماع و خانواده بر شكل گيري شخصت افراد شد.
* حالابه نظر شما آيا بچه ها به اين روحيه عصيان نياز دارند؟
** ببينيد اين عصياني كه از آن سخن مي گوييم با آن چيزي كه خيلي ها مي شناسند، متفاوت است. بچه ها نياز دارند كه منتقدانه نگاه كنند؛ يعني هميشه از دور نگاه كنند و هيچ وقت در آن چيزي كه در آن زندگي مي كنند حل نشوند يا بدون تفكر خيلي از رفتارهايي را كه با آنها مي شود، نپذيرند و خودشان به تغيير چيزهاي ناخوشايندي كه وجود دارد، كمك كنند. بچه ها بايد ياد بگيرند كه در مورد اطرافشان فكر كنند. هر چند نمي توانند كاري انجام دهند اما بايد اين روحيه منتقدانه را داشته باشند.
* تنبيه هايي كه «دال» براي افراد خطا كار يا به عبارتي منفي داستانهايش در نظر مي گيرد، بي رحمانه نيست؟
** خوب اينها يك چيز تخيلي است و بچه ها از اين كار لذت مي برند و وقتي آن را با زندگي خودشان مقايسه مي كنند به يك مشابهت هايي مي رسند و ياد مي گيرند كه وقتي فكر مي كنند، يا مخالفتي مي كنند، دليل آن را بگويند. بنابراين گمان نكنم خوانندگان كودك آثار او بخواهند عيناً اين كار ها را انجام بدهند. البته بچه هايي هم هستند كه ممكن است خيلي جدي به اين مسأله نگاه كنند و بخواهند همان كارها را انجام بدهند. اين بيشتر بستگي به كسي دارد كه كتاب را مي خواند. نويسنده نمي تواند تضمين كند كه كسي برداشت بدي از كارهايش نداشته باشد، در حالي كه ممكن است هدف نويسنده فقط سرگرم كردن خواننده باشد، نه چيز ديگري و اين برداشت ما نسبت به داستان اوست.
* الان كارهاي «رولد دال» در نظام آموزشي انگلستان چه جايگاهي دارد، چون من شنيدم روزي به عنوان روز «رولد دال» نامگذاري شده و كتابهايش حتي به مدارس انگلستان هم راه پيدا كرده است؟
** البته من اطلاعي از اين مسأله ندارم كه كارهاي او در كتابهاي درسي هم گنجانده شده باشد، اما مي دانم كه درانگلستان روزي به نام اين نويسنده بزرگ نامگذاري شده كه برنامه هاي متنوعي به اين مناسبت برگزار مي شود و خيلي از كارهاي او را بچه ها به عنوان نمايشنامه اجرا مي كنند. حتي در قسمتهايي از اين كار دست مي برند و تغيير هايي در آن مي دهند. اما اگر كارهاي او به كتابهاي درسي هم راه پيدا كرده باشد، باز جاي خوشحالي است؛ چون به هر حال نشان دهنده اين است كه نظام آموزش پرورش به اين پي برده كه روش اين سيستم در خيلي از مواقع تا چه اندازه براي كودكاني كه آنان را تربيت مي كند، ناراحت كننده بوده است.
* اخلاقيات در شخصيت و آثار اين نويسنده چه جايگاهي دارد؟
** «دال» خيلي اخلاق گراست و خيلي به مسائل عاطفي و اخلاقي اهميت مي دهد، مثلاً در «چارلي و كارخانه شكلات سازي» اين اخلاق گرايي را مي بينيم و در شخصيتهايي كه مي سازد هم اين اخلاق گرايي بخوبي ديده مي شود.
*«رولد دال» در جايي گفته: من نويسنده شدنم را مديون بچه هايم هستم. به نظر شما اگر او پدرنمي شد خالق اين كارهاي ارزشمند نبود؟
** ممكن است. در واقع خيلي از نويسنده ها بچه هايي در اطرافشان بوده كه براي آنها داستان مي نوشتند و بچه ها عاملي در نويسنده شدن آنها بودند. مثل «آليس در سرزمين عجايب» نوشته « لوئيس كارول» و يا خيلي از نوشته هاي نويسندگان ديگر. بيشتر نويسنده ها همين طورند و بيشتر اينها از تجربيات دوران بچگي خودشان خيلي كمك گرفته اند همچنان كه اين اتفاق در نوشته هاي نويسندگان كشور خودمان هم اتفاق مي افتد كه نمونه آن داستانهاي آقاي مرادي كرماني است. در بين آثار «رولد دال» هم مي توان به همين كارخانه شكلات سازي كه ظاهراً محبوب ترين داستانش است و همه بچه ها دوستش دارند، اشاره كرد. در زمان بچگي نويسنده، يك كارخانه شكلات سازي بوده كه او علاقه خاصي به آن داشته و به شكلاتهاي آن. او همين موضوع را مي پروراند و مسائل اجتماعي را هم به آن اضافه مي كند و آن را با زمان مي آميزد و اينها را داستان مي كند.
* اولين كاري كه در ايران از «رولد دال« ترجمه شد كي بود و مترجم آن چه كسي بود؟
** در واقع اولين ترجمه كننده كارهاي «رولد دال» خودم بودم. كتابها را از طريق آشناياني كه داشتم به دست آوردم و شروع كردم به ترجمه آنها. حدود سال 75 يا همان سالها اولين ترجمه من از آثار او چاپ شد. هر چند من سال 72 با كار «رولد دال» آشنا شدم، اما اتفاقاتي باعث شد اين كارها زمان زيادي دست ناشر بماند؛ مثلا «متيلدا» اول از طرف ناشر رد شد.
*چرا؟
** گفتند بدآموزي دارد و مدت زيادي طول كشيد و اين باعث شد يك نفر ديگر قبل از من كارهاي «رولد دال» را ترجمه و چاپ كند و كار من دير چاپ شد. اولين كار ترجمه شده از «رولد دال» چارلي و كارخانه شكلات سازي بود كه انتشارات روشنگران چاپ كرد، اما من خودم را نفر اولي مي دانم كه در ايران با «رولد دال» آشنا شد.
* كار ديگري از «دال» را در دست ترجمه نداريد؟
** نه. كارهاي دال همه ترجمه شده اند و حتي بعضي از اين كارها مثل «متيلدا» و «كارخانه ي شكلات سازي» و ... چند بار ترجمه شده اند.آخرين كارهايي كه از دال ترجمه شد كار خودم بود. در واقع مجموعه داستانهاي كوتاهش براي بزرگسالان است كه البته نوجوانان هم مي توانند بخوانند. اين كارها را «نشر مركز» در آورده كه در واقع پنج جلد در يك جلد بود كه من يك بخشش را به دلايلي نتوانستم ترجمه كنم، اما چهار بخشش در آمده و سال 84 چاپ شده.
* اما اين كارها به اندازه كارهاي كودكش پر طرفدار نيست. به نظر شما دليلش چيست؟
** شايد به دليل اينكه فضاي كارها متفاوت است. فضاي كار هاي كودكانش خيلي راحت و در واقع شيطنت انگيز است، اما كار بزرگسالش با روحيه يك بزرگسال و براي بزرگسال نوشته شده. همان تلخي كه درعمق كارهاي كودكش مي بينيد كه باعث مي شود تخيلي لجام گسيخته و بي پروا شكل بگيرد، در كارهاي بزرگسالش هم مي بينيد، البته بدون اينكه بخواهد به تخيل پناه ببرد. البته تخيل در كارهاي بزرگسال او هم وجود دارد، اما ديگر احتياجي نمي بيند كه بخواهد خيلي اينها را رنگ آميزي بكند و هيجان انگيز كند و بيشتر مناسب مخاطب بزرگسال است. اين كارها تلخ است و بدي بعضي افراد و بدبيني و روحيه شكست آنان را نشان مي دهد و اخلاق گرا بودن او بيشتر در همين كارهاي بزرگسالش ديده مي شود. بخصوص در آن چند داستاني كه من نتوانستم ترجمه شان كنم، در واقع دو طرف وجود انسان؛ يعني همان خير و شر را نشان مي دهد. استقبال كم از اين كار ها شايد به دليل شكل كتاب باشد و يا كوتاه بودن داستانها كه به اندازه كارهاي كودك فروش ندارد، اما داستانهاي خاصي هستند و كارهاي بزرگسال «دال» از خيلي از نويسنده هاي معروف هم بهتر است. شايد اگر كارهاي كودك او نبود به داستانهاي بزرگسالش بيشتر توجه مي شد.
*به نظرشماچرادركشورما آثاري ازاين دستتوليد نمي شود؟
** اين موضوع به نوع انديشه ما بر مي گردد كه باعث مي شود به سمت توليد اين نوع آثار نرويم و اگر كسي بخواهد اين كار را بكند به دليل جو جامعه آنقدر انرژي اش تحليل مي رود كه روحيه اي براي اين جور كارها نمي ماند و دليل ديگر اين است كه اگر كسي اين طور كار نمي كند شايد به دليل اين است كه ممكن است خيلي تحت تأثير كارهاي ترجمه شده قرار بگيرد. اگر كسي هم اين جور كاري انجام دهد، به نظر خواننده و حتي خود نويسنده اين كاري تكراري است. البته شرايط اجتماعي و به سر بردن در محيطهاي مختلف هم خيلي تأثير دارد و براي خيلي از ايرانيها اين امكان وجود ندارد كه محيط هاي مختلف را تجربه و به كشور هاي مختلف سفر كنند و يا اگر هم ممكن باشد در يك محدوده خاصي است و بايد از يك محدوده خاصي نگاه بكنند، ولي در زندگي يك نويسنده غربي شرايط به گونه اي ديگر است، مثلاً آنها سفر فراوان مي روند، خيلي وقت ها مشاغل مختلف را حس مي كنند و ...
* ترجمه كارهاي «رولد دال» چطور بود؟
** خيلي لذت بخش بود! اصلا سخت نبود. من در حين اين كه كار را مي خواندم و ترجمه مي كردم پا به پاي شخصيتها لذت مي بردم. من كار هاي او را خيلي خيلي دوست دارم.
* و به عنوان آخرين سؤال بفرماييد چه كارهايي در دست ترجمه يا چاپ داريد؟
** كتابهايي كه در دست ناشران است يكي در مورد يك دختر آفريقايي است، كتابي كه از نويسنده معروفي نيست، اما كتاب خوبي است. يك كار هم از «پائولا فاكس» در دست چاپ دارم و...

  


نقد و بررسي مجموعه داستان«زني با چكمه هاي ساق بلند سبز» نوشته «مرتضي كربلايي لو» ؛
شروعي در ابتداي پايان

 

گروه هنر: مهناز رونقي در نقد مجموعه داستان «زني با چكمه ساق بلند سبز» گفت:«در اين مجموعه ما با داستانهاي موازي و خرده روايتهايي روبه روييم كه خطي روايت مي شوند و در پايان به گونه اي مبهم پايان مي يابند و اين بسيار خوب است، زيرا كه نويسنده مخاطبان خويش را هوشمند فرض كرده است».
وي كه در نشست هفتگي كانون ادبيات ايران سخن مي گفت، ادامه داد:«داستانها در مجموع كنشمند هستند و با اتفاقات غريب خود، خواننده را به سوي كتاب فرا مي خوانند. در نگاه كلي به اين كتاب و با تعريف فرماليستها از روايت، در بخشهاي زيادي شاهد پر شدن اثر توسط خواننده هستيم. اين مجموعه همچنين بيشتر بافت دروني دارد و به نظرم بيشتر با نگاه روانشناختي و اسطوره شناختي بايد به اين اثر پرداخت. دغدغه اصلي نويسنده هستي است و اين دغدغه را بيشتر از طريق معني به مخاطب انتقال مي دهد و در اين راه هم موفق بوده است».
رونقي افزود:«در اين مجموعه،توهم، ابهام و تعليق، انتقال توأم با اوهام و اشتراك راوي ديده مي شود. داستانها طرح سؤال و معما مي كنند و همچنين در داستانها نام، نقش مهمي ايفا مي كند.در اين داستانها همچنين، بيشتر فضا سازيها مبهم است و چندان به دنبال عليت نمي رويم».
وي در پايان سخنان خود گفت:«گاهي احساس مي كنيم كه با اثري نمادين روبه روييم، اما در ادامه پي مي بريم كه اين چنين نيست، چون هر عنصر يك بار تكرار شده است، اما موتيف هاي زيادي در داستانها تكرار شده است.در پايان هم بايد گفت كه توصيفات و فضاسازيها مختص به نويسنده است، ولي به نظرم نويسنده براي داستانهاي بعدي اش بايد حضور زنان را پررنگتر كند».
پس از وي پيمان اسماعيلي در بررسي اين مجموعه گفت:«اين مجموعه در حال تصحيح خط سيري نوشتاري است تا ادبيات داستاني امروز ما به سمت يك ادبيات جديدتر برود. در دهه هاي گذشته ما با سه نوع جريان غالب روبه رو بوديم. پس از اين جريانها بسياري تلاش كردند كه به سراغ ادبياتي شخصي تر بروند و اين مجموعه هم در امتداد اين تلاشهاست.اولين مشخصه اين مجموعه وجود قرائت از طريق تأييد يا عوض كردن زاويه ديد به مؤلفه هاي جهان مألوف است».محمدرضا گودرزي نيز درباره اين كتاب گفت:«دراين مجموعه به دليل نوع خاص نگرش نويسنده به دنياي كنوني شاهد داستانهايي مدرن هستيم. بعضي از داستانها بي قضاوت هستند و راوي در آنها نادانيت هاي خويش را فرياد مي زند».
وي افزود:«اسم بعضي از داستانها بخشي از طرح است كه من تا پيش از اين، اين گونه نامگذاري را نديده ام و اين مجموعه فرديت خاص خودش را دارد».
در پايان اين نشست مرتضي كربلايي لو نويسنده مجموعه گفت:«به عقيده من ادبيات نزديك شدن به بدويت و آغاز است و من اين نگرش را از قرآن و تورات يافته ام. وقتي قرآن مي خوانيم، داستان به گونه اي مبهم در ذهنمان مي ماند و همين سبب مي شود كه تفاسير گوناگوني نوشته شود. در متون مقدس با اموري روبه روييم كه از شدت ظهور ناپيدا هستند. در اين مجموعه هم تلاش داشته ام كه به اين زبان نزديك شوم».

  


قدردان تاريخ ايران و ادب فارسي

 

دكتر عبدالحسين زرين كوب (1378 - 1301) اديب، مورخ، ايران شناس و محقق معاصر، هشت سال پيش در تاريخ 24 شهريور دار فاني را وداع گفت.
وي بيش از 40 كتاب و صد ها مقاله نوشته است كه موضوعات اغلب آنها را تاريخ ايران، تاريخ فرهنگ و ادب اسلامي و تصوف و عرفان تشكيل مي دهد. علاقه او در آغاز به مسايل مربوط به نقد ادبي و ادبيات تطبيقي بود كه زمينه تعدادي از تأليفات وي را فراهم كرد.
«زندگي و انديشه امام محمد غزالي» و «جستجو در تاريخ تصوف ايران» دو اثر نسبتاً مفصل زرين كوب است. زمينه اصلي كار او نقد ادبي و تاريخ است اما زرين كوب در آثاري چون «از كوچه رندان»، و «ارزش ميراث صوفيه» تصوف را هم به عنوان جلوه هايي از تاريخ فرهنگي ايران مورد ارزيابي قرار داد.
دكتر سيد جعفر شهيدي درباره او نوشته است: «هيچ حادثه اي هر چند تحمل آن دشوار باشد او را از كار تحقيق باز نمي دارد. در اين ساليان، مصيبتهاي سختي را ديد از فقدان برادر (حميد، احمد و خليل زرين كوب) تا بيماري و عمل جراحي. اما او با ايمان راسخي كه دارد از تأليف و تدوين و تدريس دست برنمي دارد.»
به گزارش خبرگزاري مهر، دكتر ايرج افشار - محقق و نسخه شناس - درباره سالهاي پاياني فعاليتهاي او نوشته است: «در اين هشت سال (1378- 1371) زرين كوب به تدريس دانشگاهي معهود خود ادامه مي داد. عضويت هيأت امناي فرهنگسراي فردوسي را پذيرفت. دعوت سازمان نقشه برداري كشور را براي تهيه متن تاريخي اطلس تاريخي ايران اجابت كرد.
از سال 1375 به عضويت شوراي عالي علمي مركزي دايرةالمعارف بزرگ اسلامي درآمد. همچنين عضو شوراي مشاوران كتابخانه ملي بود. كتابخانه خود را در اين دوران به شهر بروجرد اهدا كرد. باز چند سفر براي سخنراني به ممالك مختلف و از جمله به شهرهاي ايران رفت. ولي سفرهاي عمده اش براي رهايي از بيماريهاي قلب ، چشم و پروستات بود.
چند بار خود را به نيش تيغ جراحان سپرد. دو سال پايان عمر را دچار گرفتاريهاي بدني ناگوار و دشوار و بحران بيماريهاي مذكور بود. در يك سال آخر دستش و فكرش از خدمت كردن به فرهنگ ايران بازمانده بود...»
همچنين دكتر قمر آريان - همسر عبدالحسين زرين كوب- درباره نوع سلوك او نوشته است: «از همان آغاز سالهاي آشنايي او را يك دانشجوي واقعي يافتم؛ دقيق، پركار و در عين حال محجوب و متواضع. هنوز مثل همان سالهاي آغاز عمر غالباً آرام ،مهربان و بي سر و صداست. وقتي هم به جوش مي آيد و دچار خشم و خروش مي شود به زودي به آرامش عادي برمي گردد و در اندك زمان خشم و خروش خود را فراموش مي كند... يك چيزش اما هيچ عوض نشده است. بي نظمي و شلوغي نوميد كننده اي كه در كارهايش هست؛ هنوز مثل بچه مدرسه اي ها دايم كاغذ و قلمش را گم مي كند، مثل شاگردان دبستاني دايم دنبال يادداشتها و دفترهاي گمشده اش مي گردد؛ و با دستپاچگي و اضطرابي كه هميشه در اين جستجوها از خود نشان مي دهد حوصله خود،من و حوصله هر كس را كه در خانه ماست، سرمي برد.»
وي افزوده است: «يك عادت ديگرش كه گمان دارم مي تواند براي بعضي شاگردانش سرمشق باشد، استغراق شديد او در كارهاست. وقتي در يك موضوع مشغول كارست از تمام وسايل و تمام اوقات ممكن استفاده مي كند. يك لحظه فراغت را هم كه در بازگشت از كار به خانه برايش حاصل مي شود از دست نمي دهد.
بارها اتفاق مي افتد كه ميز چيده شده، غذا آماده، حتي مهمان كنار ميز نشسته است و او در يك گوشه ديگر اتاق همچنان آخرين جمله اي را كه در زير قلم دارد دنبال مي كند و انگار صداي مرا كه براي چندمين بار او را صدا مي زنم نمي شنود. در اين گونه اوقات گمان مي كنم خودش را بيشتر از من و مهمان خسته مي كند. اما اين استغراق باعث مي شود كه در كار خود كمتر دچار اشتباه يا شتاب زدگي شود.»
استاد زرين كوب كه در زمستان 1377 براي انجام برخي معالجات پزشكي راهي آمريكا شد در دوران اقامت اجباري خود و در بستر بيماري، يادداشتهاي خود را درباره عطار نيشابوري به صورت كتابي تازه با عنوان «صداي بال سيمرغ» تدوين و تنظيم كرد. او در 24 شهريور 1378 با دنيا وداع گفت.

  


داوري اشعار رسيده به شبهاي شهريور آغاز شد

 

گروه هنر: با پايان مهلت ارسال آثار (20 شهريور) به دبيرخانه جشنواره شعر شبهاي شهريور، مرحله داوري اين جشنواره با كدگذاري و ارسال آثار به داوران آغاز شد.
در اين دوره از مجموع 780 نفر شركت كننده، 2340 اثر به دبيرخانه ارسال شد كه 72 درصد آثار در موضوع آزاد و 28 درصد در موضوع ويژه بود كه بخش شعر كلاسيك 45 درصد و شعر نو 55 درصد را به خود اختصاص داده است. 58 درصد شركت كنندگان اين جشنواره را آقايان و 42 درصد را بانوان تشكيل مي دهند.
مراسم اختتاميه هفتمين جشنواره شبهاي شهريور در تاريخ سه شنبه 27 شهريورماه از ساعت 16 در فرهنگسراي هنر برگزار مي شود.

  


ساخت «راز» علي رفيعي بازهم به تعويق افتاد

 

گروه ادب وهنر - سيد حبيب قاآني: ساخت دومين فيلم سينمايي علي رفيعي با نام «راز» براي چندمين بار به تعويق افتاد.دكتر علي



رفيعي در گفتگو با خبرنگار ما ضمن تأييد اين خبر افزود: قرار بود اواسط پائيز امسال دومين فيلم بلند سينمايي خود را با نام «راز» و با بازي رضا كيانيان جلو دوربين ببرم كه متأسفانه به دليل اطمينان نداشتن به قول و قرارهاي گذاشته شده كار به اسفند ماه موكول شد.رفيعي تصريح كرد: «راز» به دليل اينكه داستانش در فصل رويش گلهاي جنگلي اتفاق مي افتد و از آنجا كه زمان رويش و زنده ماندن اين گلها بسيار كوتاه است، سال گذشته توليد فيلم به دليل از دست رفتن اين فصل ميسر نشد و ما نتوانستيم شرايط توليد را در اين مدت مهيا كنيم. وي گفت: اصولاً تهيه كننده هاي امروز سينماي ايران منتظر سرمايه گذار يا اسپانسر براي قبول تهيه فيلم يا فيلمنامه هايي همچون كارهاي من هستند و ساخت كارهاي امثال من را براي خود ريسك بزرگي مي دانند. كارگردان فيلم «ماهيها عاشق مي شوند» در ادامه افزود: در ابتدا دوست داشتم فيلمنامه هايم در شهرستانها و در زمانهاي ديگر باشد ولي سينماي امروز به من ياد داد فيلمنامه اي بنويسم كه در تهران و در شرايط امروز باشد. رفيعي تصريح كرد: با اين اوضاع و احوال آرام آرام بايد به سمت نوشتن فيلمنامه اي بروم كه با يك شخصيت و دريك اتاق بگذرد و بتواند سرمايه تهيه كننده را باز گرداند و گرنه امكان ساخت فيلم برايم مهيا نمي شود.
رفيعي افزود: امروز ساخت فيلم در سينماي ما در گرو عواملي است كه كارگردان هيچ نقشي در آن ندارد و از سوي ديگر تهيه كنندگاني دارد كه سوداهاي بيشتر از توان سينماي ايران را در سر دارند.علي رفيعي در پايان از ارايه نمايشنامه «شكار روباه» به اداره كل هنرهاي نمايشي براي اجراي عمومي خبر داد.

  


ابوظبي مي خواهد قطب جهاني هنر شود ؛
بزرگترين نمايشگاه و حراج آثار هنري خاورميانه به همسايگي ايران مي آيد

 

ايسنا: ابوظبي بار ديگر بزرگترين نمايشگاه و حراج آثار با ارزش هنري و تاريخي منطقه  خاورميانه را ميزباني و برگزار مي كند.
براين اساس نمايشگاهي از 20هزار اثر تاريخي و هنري به ارزش بيش از يك صد ميليون دلار در نمايشگاه بين المللي هنرهاي زيبا و آثار تاريخي ابوظبي به نمايش و حراج گذاشته خواهند شد.اين نمايشگاه كه بخشي از مسير تبديل امارات به قطب هنري منطقه محسوب مي شود، از 21 تا 24 نوامبر - 30 آبان تا سوم آذر ماه سال جاري - در مركز نمايشگاه هاي ابوظبي تدارك ديده شده است.اين آثار هنري شامل مجسمه، سراميك، برنز، عكس، آثار هنري اسلامي مدرن و تاريخي مبلمان، ساعت و جواهرات است.

  


حوزه شعر از دفتر موسيقي وزارت ارشاد تفكيك شد

 

ايبنا: با مصوبه  شوراي تحول اداري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، حوزه شعر از دفتر موسيقي معاونت امور هنري وزارت ارشاد جدا شد.
براساس اين مصوبه از اين پس تنها اشعاري كه براي كلام موسيقايي درنظر گرفته شده باشد، در دفتر موسيقي مورد بررسي قرار مي گيرد و برنامه ريزي و حمايت از شعر به طور مستقل، در اين دفتر انجام نمي شود.
با اين مصوبه و حذف عنوان و حوزه شعر از دفتر موسيقي، تمامي امكانات اين دفتر به صورت متمركز در خدمت اهداف جامعه موسيقي و اعتلاي هنر موسيقي خواهد بود.

  


داوري و سخنراني فريده خلعتبري در دوسالانه بلگراد

 

مهر: چهل و چهارمين داوري نمايشگاه بين المللي دوسالانه تصويرگري بلگراد روزهاي 25 و 26 آبان انجام مي شود تا برندگان قلمهاي زرين سال 2007 تعيين شوند.
در اين جشنواره فريده خلعتبري نويسنده و ناشر كتابهاي كودك و نوجوان براي داوري نمايشگاه بين المللي بلگراد دعوت شده است.گفتني است، پس از مراسم افتتاحيه نمايشگاه بلگراد، سميناري نيز برگزار خواهد شد كه يكي از سخنرانان آن فريده خلعتبري است. وي قرار است درباره تصويرگري امروز ايران سخنراني كند.
اين نويسنده كه مديريت نشر شباويز را هم برعهده دارد بتازگي به عنوان يكي از داوران نمايشگاه بين المللي تصويرگري تتريو ايتاليا در سال 2008 هم انتخاب شده است.

  


ابوالفضل جليلي: فيلم «جلال آل احمد» اوايل آبان ماه كليد مي خورد

 

ايبنا: «ابوالفضل جليلي» كه قصد دارد ساخت فيلم تلويزيوني «جلال آل احمد» را آبان ماه سال جاري آغاز كند، مي گويد: اميدوارم بتوانم قبل از كليد زدن اين فيلم با سيمين دانشور ملاقات كنم.
«ابوالفضل جليلي» نويسنده و كارگردان سينما و تلويزيون با اعلام اين خبر گفت: فيلم تلويزيوني «جلال آل احمد» آخرين مراحل نگارش فيلمنامه را سپري مي كند و اوايل آبان ماه سال جاري ساخت اين فيلم را آغاز خواهيم كرد.

  


«دختر بد»ماريو بارگاس يوسا دوم اكتبر مي آيد

 

مهر: ترجمه انگليسي تازه ترين رمان ماريو بارگاس يوسا نويسنده مطرح پرويي دوم اكتبر (10 مهر) منتشر مي شود.
«دختر بد» آخرين اثر ماريو بارگاس يوسا كه چند ماه پيش به زبان اسپانيايي منتشر شد، بزودي به زبان انگليسي در دسترس هواداران اين نويسنده قرار مي گيرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com