تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-09-18
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 27شهریور ماه 1386

[ فرهنگی ]
 * در گفت وگو با دكتر كريم مجتهدي بررسي شد؛ رسانه؛ بومي كردن يا تظاهر به بومي كردن؟
 * تا ربنا ؛ راستي ما چقدر «انسان»ايم؟
 * رئيس فرهنگستان علوم: شركت در مسابقه مقاله شماري دردي از كشور دوا نمي كند!
 * رئيس دانشگاه تهران: پيشگامي در توليد علم دانشگاهها نيازمند بودجه و امكانات است
 * سامانه اينترنتي تمديد كتاب در كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي فعال شد
 * از سوي وزارت علوم انجام شد ؛
اعزام گروههاي برتر قرآني به كشورهاي اسلامي در ماه مبارك رمضان
 * ايجاد دبيرخانه شوراي مفاخر علمي و فرهنگي در وزارت علوم

در گفت وگو با دكتر كريم مجتهدي بررسي شد؛ رسانه؛ بومي كردن يا تظاهر به بومي كردن؟

 

* جواد صبوحي

اشاره:
برخي بر اين باورند كه رسانه در دنياي مدرن ساحتي از انديشه است، اما اين ساحت الزامها و مباني خود را دارد كه مي توان



بزرگترين ويژگي آن را در تاثيرگذاري و جهت دهي دانست. گوناگوني مطبوعات و گسترش انتشار نشريات متنوع و متفاوت و به طور كلي جايگاه رسانه ها در تنوير افكار و ايجاد فضايي براي تضارب آرا و همچنين اهميتي كه رسانه هاي گروهي در ارتقاي سطح آگاهي و تعالي فرهنگ و دانش عمومي دارند، از مهمترين عوامل فرهنگي در دنياي مدرن است.
برخي، از نشانه هاي پويايي و تحرك توسعه و بسط فرهنگي هر جامعه اي را در گسترش رسانه هاي آن مي دانند؛ زيرا كه معتقدند توسعه فرهنگي، به معناي گسترده آن كه در برگيرنده گشايش و گسترش گفتگوهاي فلسفي و فرهنگي و ادبي و هنري است. اينها عواملي اند كه رشد خود آگاهي جمعي را دامن مي زنند و زمينه ساز توسعه سياسي و اقتصادي و پيشرفت علوم و در واقع نخستين پيش شرط حل بنيادي مسايل و رفع مشكلات فراگير جامعه هستند ، اما پرسش اين است كه رسانه ها در بسط و توسعه فرهنگي تا چه اندازه مي توانند به فلسفه تمايل پيدا كنند و تعاملي جدي با فلسفه داشته باشند.
دكتر كريم مجتهدي، استاد فلسفه دانشگاه تهران كه حدود چهل سال از عمر خويش را در راه تعليم فلسفه گذرانده و بسياري از استادان كنوني فلسفه در ايران از شاگردان ايشان محسوب مي شوند، در گفتگويي با ما وجوه ديگري از اين مفهوم را تشريح كرده است :




* آقاي دكتر !تعريف شما از مفهوم «فلسفه رسانه» چيست؟
**اولين نكته اي كه بايد اشاره كنم اين است كه وقتي از رسانه سخن مي گوييم، مقصود ما از آن تمامي رسانه ها اعم از راديو و تلويزيون ، روزنامه ها ، سينما ، تئاتر ، كتابهاي آموزشي و اطلاعات عمومي است. از جمله كساني كه در اين خصوص به طرح انديشه هاي خود پرداخته ، مارشال مك لوهان كانادايي است كه معتقد است رسانه ها با هر محتوايي در درون خود، پيام هم هستند.
در دوره اي با نوشته ها روبه رو بوديم ، كتابها و يا نوشته هايي كه خواه بر روي سنگها و لوحها حك شده باشند و يا اينكه بعدها بر روي كاغذها نقش بسته باشد. اين كاغذ و يا لوح خود، پيام است. به تعبير ديگر، بايد گفت پيام رسانه از منظر «مك لوهان» ارتباط مستقيمي با امكانات رسانه دارد و طبيعي است كه عصر راديو با عصر كتاب متفاوت است، دقيقا همان گونه كه عصر كتاب با عصر روزنامه فرق دارد.هريك از ابداعات اين چنيني كه بشر به آن دست يافته، حالت پيام داشته و عصر جديدي را به وجود آورده اند كه بشر را به جنبه مادي و ماشيني رسانه مقيد كرده است. البته، نظرات «مك لوهان» را تمامي صاحب نظران قبول ندارند، اما اين نظرات نوعي طرز تلقي نسبت به اين است كه رسانه ها زمانه ساز هستند.
* عده اي معتقدند فلسفه رسانه را بايد يكي از انواع فلسفه هاي مضاف قلمداد كرد . چنين تعبيري را قبول داريد؟
** ببينيد ، فلسفه مضاف مفهوم بسيار عامي است . فلسفه مضاف را بيشتر بايد معطوف فلسفه ادبيات دانست براي شكل گيري ادبيات و غايت آن و يا فلسفه سياست كه شكل گيري و مواضع سياسي و غايت آن را بررسي مي كند .من گمان مي كنم قدري بايد در اينجا تفاوت قايل شد.البته، يك معناي آن مي تواند فلسفه مضاف باشد، اما اگر كمي تخصصي تر صحبت كنيم، به اينها وسيله و ابزار كار مي گويند كه «مك لوهان» آن را پيام مي داند؛ يعني همين ابزار است كه به جامعه شكل مي دهد.جامعه اي كه با تلويزيون ارتباط برقرار مي كند، با جامعه اي كه در گذشته با جارچي ارتباط برقرار مي كرد، متفاوت است.
* فلسفه رسانه را بايد جزو معنا شناسي دانست و يا جزو روش شناسي محسوب كرد؟
** همان طور كه اشاره كردم، رسانه در عين آنكه وسيله است، غايتي نيز براي آن تعريف شده است. اگر كتابخواني و گرفتن اطلاعات آن را از طريق كتاب با روزنامه و گرفتن اطلاعات از طريق آن مقايسه كنيم، با يكديگر خيلي متفاوت است.شما اگر روزنامه مي خوانيد با عنصر خبر سر و كار داريد؛ خبري كه تازه است. روزنامه اي كه در دو روز قبل منتشر شده است، خبر آن اهميت و ارزش خود را از دست مي دهد. در صورتي كه وقتي شما به مطالعه كتابي در خصوص افلاطون مي پردازيد، اين كتاب مجموعه اي از اخبار نيست كه پيشتر مصرف شده باشد بلكه يك فرهنگ است؛ فرهنگي كه در زمان وسيع تري با آن سر و كار دارم و براي همين است كه همواره تازه است. انديشه هاي افلاطون و تاريخ بيهقي را به جوانان خود مي دهيم تا آنها را مطالعه كنند؛ چون اين آثار آينده ساز هستند و با تأمل در آنها و امكاناتي كه در آنها وجود دارد، امكانات آينده كشف مي شود.اينكه چگونه مي توانيم آينده خود را بسازيم.
* ما معتقديم فلسفه رسانه وارداتي است. با اين حال، آيا مي توان آن را بومي كرد؟
** فلسفه رسانه وارداتي است؛ چون انواع رسانه ها نيز وارداتي است. در گذشته، خبري از روزنامه نبود. اولين نمونه هاي چاپخانه ها از دوره صفوي است كه ديگر چيزي از آن باقي نمانده است . در دوره عباس ميرزا به بعد است كه اين مسأله طرح مي شود.نظام روزنامه نگاري ما وارداتي است، همان گونه كه راديو و تلويزيون و سينما وارداتي است. البته، كتاب را نمي توان وارداتي دانست؛ چون ما در اين خصوص صاحب جايگاه ممتازي هستيم.اما اينكه تا چه ميزان مي توان اين مقولات را بومي كرد، تصور نمي كنم با بيان مختصري بتوان مفهوم آن را روشن كرد. اين مسأله به همت جوانان بستگي دارد. البته، به طور محض نمي توان آنها را بومي كرد، ولي از نظر محتوايي مي توان اين كار را انجام داد.
* پس مي توانيم مدعي شويم كه مفهوم فلسفه رسانه ها همزمان با پيدايش رسانه ها بوده است؟
** مسايل آن بله.مسايل مربوط به رسانه ها و دستگاههاي مربوط به آن، وارداتي است؛ اما بحث و تأمل نمي تواند وارداتي باشد و مي تواند متعلق به بحث وارداتي باشد؛ يعني تلويزيون وارداتي است، اما من ايراني كه در فرهنگي بومي بزرگ شده ام و يا حتي فرهنگ دانشگاهي را نيز تجربه كرده ام، به ناچار با اين مسأله روبه رو مي شوم و در خصوص آن فكر مي كنم. اين مسأله، مسأله تازه اي است و وارداتي نيست.
* در صورت بومي كردن اين مقوله، فكر نمي كنيد آسيبهايي هم به آن وارد شود؟
** بستگي دارد به اينكه ما از بومي چه مي فهميم. اگر مقصود از بومي كردن تظاهر به بومي كردن باشد كه به نظر من اين مسأله خود آفت است، اما اگر عميقاً در مورد آن تأمل و نشان داده شود كه مثلاً تلويزيون مي تواند كاربرد سنتي و ريشه اي داشته باشد، آن موقع ساده لوحي خواهد بود با چند عبارت ساده بتوان رسانه ها را بومي كرد.قدري مصادره به مطلوب است و اين مصادره به مطلوب نتيجه مطلوبي نخواهد داشت؛ يعني پاك كردن صورت مسأله و ارضاي كاذب و اكتفا كردن به اينكه من موفق شده ام اين كار را انجام دهم و حال آنكه آن را انجام نداده ام.بايد عميق تر اين مسأله را ديد و اين گونه نيست كه تنها ظاهر را رنگي بزنيم و مدعي شويم كه توانسته ايم آن را بومي كنيم. من معتقدم با اين كار تنها بيماري را تشديد مي كنيم.
* مي توان با همكاري بخشهاي رسانه و فلسفه، بومي سازي را محقق كرد؟
** اين مسأله آن قدر ساده نيست كه پشت يك ميز بنشينيم و بعد از يك ساعت بگوييم توانسته ايم آن را محقق كنيم. اتفاقاً من مي خواهم شما به عنوان رسانه روي اين مسأله تأكيد كنيد. شما اگر مي خواهيد روزنامه نگاران با وجداني باشيد بايد عمق مسايل را منعكس كنيد. وقتي يك مسأله با عمق مطرح نمي شود شما مطمئن باشيد، جز ضرر چيزي عايدتان نمي شود.من وجداناً از شما مي خواهم كه اين مسأله را بگوييد. مي توان مسايل كاذب را تشخيص داد.اولين كاري كه مي توان انجام داد، اين است كه مسايل كاذب را از مسايل واقعي جدا كرد. رسانه جمعي فرمولي را پيدا و آن را به ذهن القا مي كند. شما افرادي را مي بينيد كه مثل ماشينهاي كارخانه و يا كپسولهايي كه در كارخانه ساخته شده اند، از خودشان فكر و انديشه اي ندارند و تنها حرفهاي يكديگر را تكرار مي كنند؛ براي آنكه همه آنها از يك منبع، اطلاعات خود را كسب مي كنند.اين مسأله خطرناك است؛ چون جز ركود فكري نتيجه اي ندارد. ما تصور مي كنيم بومي شده ايم، در صورتي كه اين گونه نيست. شما ايجاد تعمق كنيد و مسايل اصلي را نشان دهيد و از طرح مسايل ترسي به خود راه ندهيد و از تعمق در مسايل وحشت نكنيد و بعد به مرور زمان مي بينيد كه راه جمعي تري را پيدا خواهيد كرد. اگر ما و شما آن راه را پيدا نكرديم، نسلهاي بعد از ما به آن خواهند رسيد.البته من قدري آرماني فكر مي كنم، ولي مطمئن باشيد با صداقت اين مسايل را عنوان مي كنم.
* كدام يك از رسانه هاي ما بيش از همه در معرض اين خطرند؟
** من تصور مي كنم بيش از همه راديو و تلويزيون در معرض اين خطر قرار دارند. اخبار و اطلاعات روزنامه ها زود گذرند. روزنامه مثل كودكي است كه صبح متولد مي شود و شب مي ميرد. فردا خبر ديگر و روزنامه اي ديگر منتشر مي شود و روزنامه روز قبل ديگر خواندني نيست.البته، بقيه مطالب آن چون جنبه وقت گذراني دارد، اعتياد آور است.
به نظر من، كتاب و كتابخواني بهترين ابزار رسانه اي است؛ چون اولاً كتاب در نزد ما ايرانيها قدمت بيشتري دارد و ما پيشتر از غربيها كتابخوان بوده ايم و ديگر اينكه انس با كتاب انس با خود است ، نوعي خلوت كردن با خويشتن است. نوعي يافتن زندگاني دروني است. نوعي درون نگري و خود شناسي است. كتاب به انسان مهلت مي دهد.كتاب مي تواند خودشناسي باشد.ما از طريق اين ابزار امكانات و معايب خود را مي شناسيم. كتاب نوعي آگاهي به ما مي دهد و به نظر من اصيل ترين رسانه عمومي - كه البته شايد به آن معنا رسانه عمومي نباشد - كتاب است و اگر كاري هم انجام شود، باز هم از طريق كتاب انجام خواهد شد و شايد از طريق انعكاس دادن حالت كتاب در رسانه هاي ديگر بتوان نتيجه بهتري گرفت.
* بسياري از كارشناسان رسانه معتقدند در فضاي رسانه هيچ گاه مفهوم فلسفه رسانه قابل پياده شدن نيست و بايد اين مسأله را در حوزه هاي علمي و آكادميك مطرح كرد؟
** ببينيد شما در روزنامه قدس صفحه انديشه را در كنار صفحات اخبار خود داريد،ضمن اينكه صفحه هنر و صفحه حوادث هم داريد. اين صفحات هر يك كاركرد خاص خود را دارد. البته آوردن برنامه هاي جدي در ميان ديگر برنامه هاي تلويزيوني هم ممكن است. من با راه حلهاي عجولانه كه تنها از آن شهرت و نام بر مي خيزد، مخالفم. راه حلهاي عميق كه راه جستجو را بر روي ما نبندد؛ پژوهشي است كه ادامه خود را تضمين مي كند.
* سرانجام طرح مسأله فلسفه رسانه چه فايده اي دارد؟
** به مطلب خيلي خوبي اشاره كرديد. طرح مسأله مهمتر از حل مسأله است و اگر درست طرح شود، امكان راه حل را در خود دارد.ما راه حل را پيدا نمي كنيم؛ چون مسأله را بدرستي طرح نمي كنيم و راه حلهاي ما راه حلهاي كاذب و زودگذر و عوام فريب است، در صورتي كه اگر دقيقاً بدانيم در كجا تلويزيون براي ما و فرهنگ و اعتقادات سنتي و ريشه اي مان مضر است و بدرستي آن را پيدا كرديم تا حدودي امكان راه حل را نشان داده ايم نه آنكه خود راه حل را.
* مخاطب ما از فلسفه رسانه چه نفعي مي برد؟
** آنچه رسانه هاي ما اعم از روزنامه و يا راديو و تلويزيون فراموش مي كنند اين است كه تا حدودي نيز رسانه مخاطب خود را مي سازد.رسانه يا مخاطب را به سوي خود جلب مي كند و يا اينكه سليقه وي را با شگرد فرهنگي شكل مي دهد. وقتي جامعه اي فرهيخته شد، طبيعي است رسانه هايي كه برنامه هايشان عوام فريب است، خود به خود كنار گذاشته مي شوند. رسانه در شكل دادن به مخاطبان مؤثر و مقصر است.شما به عنوان روزنامه نگار بايد ديگران را به تعمق وادار كنيد و در درازمدت مخاطبي با شما همراه خواهد شد كه با ارزش خواهد بود و آن وقت او از شما مطالب مورد نياز خود را طلب مي كند و ديگر به مسايل سطحي رضايت نخواهد داد.مي خواهم دوستانه بگويم كه قدري نيز بايد آرمان داشت. ما بر روي گنج فرهنگي خوابيده ايم و خودمان بي خبريم. ما گذشته اي داريم كه خيلي قابل استفاده است. تاريخ بيهقي و يا جوامع التواريخ در سبك خود نوعي رسانه عمومي است.
* آيا رسانه ها به لحاظ معرفتي توانسته اند خود را نشان بدهند؟
** من فرد اميدواري هستم و اصل اين است كه ما بايد اميد داشته باشيم .كسي كه جوانان را نا اميد مي كند؛ بزرگترين گناه را مرتكب مي شود.
اميد همان همت فرد است. به نظر من، وضعيت خيلي بهتر شده است.شما وقتي روزنامه اي را ورق مي زنيد، در نوع خود طرح مسأله محيط زيست، مسأله مهمي است و يا وقتي درباره ادبيات و تاريخ گذشته مي نويسيد. البته، نمي گويم اصلاً مطالب سطحي در آن وجود ندارد، اما واقعيت اين است كه فرق كرده است. چه اشكالي دارد كه مسايل اخلاقي را در رسانه بيان كنيم.
* آقاي دكتر از حضورتان در اين گفتگو سپاسگزاريم.

  


تا ربنا ؛ راستي ما چقدر «انسان»ايم؟

 

* سيدمصطفي حسيني راد
دعاي روز ششم
اللهم لا تخذلني فيه لتعرض معصيتك ولاتضربني بسياط نقمتك وزحزحني فيه من موجبات سخطك بمنك واياديك يا منتهي رغبة الراغبين
خدايا در اين ماه به خاطر دست زدن به نافرمانيت خوارم مساز و تازيانه هاي عذابت را بر من مزن و از موجبات خشمت بدان نعمت بخشي و الطافي كه نسبت به بندگان داري دورم بدار، اي آخرين حد اشتياق مشتاقان.
* * *
آدمها، موجودات حساسي هستند. حتي همانهايي كه هيچ كس فكر نمي كند احساس و عاطفه داشته باشند. همانها هم احساس دارند، غمگين و شادمان مي شوند و حتي از كارهاي زشت خود، احساس عذاب وجدان و پشيماني به آنها دست مي دهد.
اين بزرگترين فرق آدمها با ديگر مخلوقات خداوند است. يعني انسان قوه تشخيص دارد و بر همين اساس است كه امانتدار بزرگترين امانت الهي يعني عقل، عشق و انسانيت شده است.
باري كه به فرموده قرآن كريم، هيچ موجودي غير از انسان نتوانست آن را بپذيرد و بر دوش كشد. همين است كه حافظ سروده است:
آسمان بار امانت نتوانست كشيد
قرعه فال به نام من ديوانه زدند
انسان به هر ميزاني كه از عقلانيت و انسانيت خويش فاصله بگيرد، دچار عصيان و گناه شده است و گناه درست مثل زنگار سياهي است كه آيينه شفاف دل انسان را تيره مي كند و نمي گذارد كه اين آيينه تجلي گاه نور محبوب باشد.
نافرماني خداوند به هر شكلي كه اتفاق بيفتد، دور شدن از «انسانيت» است. انجام ندادن واجبات روزمره، بي توجه بودن به نماز و روزه، حقوق والدين، حق الناس و همچنين ترك نكردن محرمات مثل دروغ گفتن، غيبت كردن، تعدي به بيت المال و حقوق ديگران و...
هر كدام از اين امور مي تواند باعث فاصله گرفتن انسان از «انسانيت» شود. متأسفانه معناي اصطلاحي كلمه «انسانيت» در بين ما فقط به رعايت برخي از آداب و اخلاق اجتماعي و فردي خلاصه شده است. يعني اگر كسي فقط آداب اجتماعي را حفظ كند و در ظاهر مردم دار باشد، مي گويند عجب انساني است، «انسانيت» سرش مي شود و...
در حالي كه اين فقط بخشي از معناي «انسانيت» است. معناي كاملتر و دقيق تر «انسانيت»، بندگي خالصانه خداوند است. آدمي وقتي به مرحله والاي «انسانيت» و «انسان كامل» بودن نزديك مي شود كه بنده خوبي براي خداوند باشد. آنچه او دستور به انجام آن داده انجام دهد و آنچه او انجامش را ممنوع شمرده، مرتكب نشود.
حضرت علي(ع) در بيان زيبا و كوتاه خود فرمول «انسانيت» را چنين تبيين مي فرمايند: «قيمة كل امرء ما يحسنه». يعني: «قيمت و ارزش هر شخصي به اندازه كاري است كه به خوبي انجام مي دهد». و اين خوب انجام دادن كارها در كاملترين درجه خود خوب اطاعت كردن از حضرت محبوب است. كسي كه بنده خوبي براي خداوند باشد دوست خوبي براي دوستان، فرزند خوبي براي والدين و انسان خوبي براي جامعه خواهد بود. پس انسانيت يعني بندگي خالصانه خداوند.

  


رئيس فرهنگستان علوم: شركت در مسابقه مقاله شماري دردي از كشور دوا نمي كند!

 

مفهوم «توهم توسعه علمي خواندن ازدياد مقالات ISI » اين است كه با رساندن هشت هزار مقاله به 16هزار مقاله، علم كشور



توسعه نمي يابد و درج مقاله در مجلات درجه دو و سه  ISI بدون دست يافتن به علم، نشانه توسعه نيست.
دكتر رضا داوري اردكاني ، با بيان اينكه گلايه و انتقاد برخي محققان از مقاله اخير وي ناشي از سوء تفاهم و عدم برداشت مناسب از منظور نويسنده بوده و هدف از اين مقاله به هيچ وجه زير سؤال بردن تلاش محققان كشورمان و همچنين زير سؤال بردن ISI و نقش و كاركردهاي آن به عنوان يك مؤسسه اطلاع رساني جهاني نبوده است، اظهار داشت: مراجعه به ISI و بهره مندي از آن خوب است، اما نه به عنوان يك كعبه و مقصود نهايي، زيرا نمي توان همه چيز را با آن مقايسه كرد.
رئيس هيأت حمايت از كرسي هاي نظريه پردازي خاطرنشان كرد: نگارش مقاله و صدور آن به خارج، نشان دهنده توسعه علمي نيست و زماني كشور ما توسعه علمي مي يابد كه به مسايل مطرح در جامعه و پژوهشهايي كه كارگشاي ما و يا در سطح پيشبرد علم جهان باشد، بپردازد و كسي كه مي خواهد پژوهشهاي اجتماعي و مهندسي بكند، بايد به حل مسايل جامعه مشغول شود و اينكه ما بايد خود به طرف علم برويم و علم به ما مي گويد كه بايد چه كنيم.
دكتر داوري اردكاني، برخي از مقالات را «مقالات مبتذل» خواند و گفت: مقالات مبتذل نوشتن و به خارج فرستادن و چاپ كردن، نه مايه حيثيت كشور  شده و نه ارزش علم ما را بالا مي برد. مگر مي شود هفته اي يك مقاله  نوشت و يا تعداد 50 يا 60 مقاله در سال منتشر كرد، مگر آنكه نويسنده آن خيلي نابغه باشد و اگر نابغه هستند، كشور و جهان قدرشان را بيشتر بايد بدانند.
وي افزود: من با مقاله نويسي در ISI و در هيچ جاي ديگر مخالف نيستم؛ در حالي كه نگران نوعي شارلاتانيسم علمي هستم و اينكه دانشمندان كشور علم، ذوق و تعلق خاطر به علم را از دست بدهند و آن را تنها در نگارش مقاله، ارسال آن به خارج از كشور و درج در نشريات ISI معني كنند.
دكتر داوري اردكاني خاطرنشان كرد: به تعداد دو برابر اعضاي هيأت علمي كنوني دانشگاههاي كشور، دانشمند در خارج از كشور داريم كه امكانات بيشتري براي انجام پژوهش دارند و كار نگارش مقاله توسط آنها به طور مستمر انجام مي شود، آنها هم نام ايراني دارند و اگر قرار باشد مقالات دانشمندان مقيم كشور هم به خارج صادر شود، ميان مقيم و مهاجر چه تفاوتي وجود دارد؟
وي تأكيد كرد: من مخالفتي با ارسال مقاله به خارج از كشور ندارم، اما علم بايد مسأله اي براي حل كردن داشته باشد و حل مسايل در زندگي و گردش چرخ امور كشور اثر مثبت بگذارد. نوشتن مقالات پراكنده كه بيشتر به تفنن مي ماند، به درد ما نمي خورد.
رئيس فرهنگستان علوم افزود: سنجش علم افراد با شمارش مقاله صحيح نيست و كسي كه تعداد مقاله هاي بيشتري داشته باشد، ضرورتاً نسبت به ديگري عالم تر نيست و اين ارزيابي ها، غالباً نسنجيده است و مقاله شماري كاري روتين و اداري است كه دردي از ما دوا نمي كند و هر كسي مي تواند آن را انجام دهد.
وي ادامه داد: نبايد آمار مقالات منتشره در ISIرا بر سر مردم زد و اينكه يك استاد براي ارتقا حتماً بايد در مجلات  ISI مقاله بنويسد، قابل تأمل است و اگر كسي دانشمند است و راه به ISIندارد، دانشگاه بايد وي را حمايت كرده و با راه اندازي دفتري براي ارسال مقالات به مجلات معتبر كارگشايي كند.
دكتر اردكاني گفت: ما استادان حوزه علوم انساني، خود كوتاهي كرده ايم و دانشمندان رشته هاي ديگر هم اين حوزه را تخصصي نمي دانند و به راحتي درباره فلسفه و علوم اجتماعي اظهار نظر مي كنند.
وي خاطرنشان كرد: علم سنجي و مقاله شماري مشكلي ندارد، اما سياست علمي كشور با علم سنجي مشخص نمي شود و اينها سياست علم كشور نيست، بلكه بايد اهل نظر، دانشمندان همه علوم و اهل فن در سياست، تاريخ علم و فلسفه علم با مطالعه و تدبر آن را تدوين كنند.
دكتر داوري اردكاني در پايان به ايسنا گفت: توهم توسعه علمي و ازدياد مقالات يعني با رساندن هشت هزار مقاله به 16هزار مقاله علم توسعه نمي يابد و صرف انتشار مقاله در مجلات درجه دو و سه ISI نشانه توسعه نيست و ما بايد به فكر نظم آموزش و پژوهش و برنامه هاي درسي در كشور باشيم. اگر همت خود را صرف علم و پژوهش كنيم، مطمئن باشيد مقالات علمي دانشمندان ما در همه جا منتشر مي شود، ولي فعلاً «چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است».

  


رئيس دانشگاه تهران: پيشگامي در توليد علم دانشگاهها نيازمند بودجه و امكانات است

 





رئيس دانشگاه تهران با اشاره به نشست مشترك رؤساي تمام دانشگاههاي كشور در خصوص ميزان اجرايي شدن فرمايشات مقام معظم رهبري درباره آموزش عالي و دانشگاهها، تصريح كرد: زماني كه تأكيد شد تا دانشگاهها در جهت خلاقيت، نوآوري و توليد علم پيشگام باشد، همزمان با آن توصيه شد كه بودجه پژوهشي دانشگاهها هم بايد افزايش يابد، در صورتي كه مسأله دوم تحقق نيافت و بدون بودجه و امكانات هم، پيشرفت امكان پذير نيست.
آيةا... عميد زنجاني افزود: همه ما انتظار داريم دانشگاهها با يك حركت نهادينه عقب ماندگي هايشان را در اسرع وقت جبران كنند، ولي اين مسأله به سادگي امكان پذير نيست و نيازمند زمان، بودجه و امكانات است.
وي در ادامه خاطرنشان كرد: بدون بودجه و امكانات، بيش از آنچه تا به حال انجام گرفته ميسر نمي شود.
رئيس دانشگاه تهران در خاتمه با اشاره به بودجه 59 ميليارد توماني دانشگاه، تصريح كرد: حدود 90 درصد بودجه صرف امور جاري دانشگاه تهران مي شود و در اين ميان تنها سه ميليارد به تحقيقات تعلق دارد و با اين وجود نمي توان توقع پيشرفت چنداني داشت.

  


سامانه اينترنتي تمديد كتاب در كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي فعال شد

 

به منظور ارتقاي سطح خدمات و بهره مندي از فناوري اطلاعات و ارتباطات، سامانه تمديد اينترنتي كتاب در كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي راه اندازي شد.
به گزارش روابط عمومي سازمان كتابخانه ها، موزه ها و مركز اسناد آستان قدس رضوي، رئيس اداره كتابخانه عمومي اين سازمان با بيان اين مطلب گفت: از آنجا كه ساليانه بخش بسيار مهمي از منابع كتابخانه توسط انديشمندان، پژوهشگران، دانشجويان و علاقه مندان به امانت گرفته مي شود و بسياري از اين منابع به تمديد نياز دارد، با راه اندازي اين سامانه، علاوه بر صرفه جويي در وقت و هزينه، به كم شدن ترافيك شهري نيز كمك مي شود.
مهدي قيصري نيك، خاطرنشان كرد: متقاضيان استفاده از خدمات تمديد اينترنتي بايد ابتدا فرم استفاده از خدمات الكترونيكي را تكميل و به صورت حضوري يا از طريق پست الكترونيكي سازمان به نشاني
org. membership@aqlibraryارسال نمايند و سپس با در اختيار داشتن كلمه عبور از طريق وب سايت سازمان به نشاني org.aqlibrary. wwwنسبت به تمديد منابع امانتي خود اقدام نمايند.
وي از اجراي مرحله بعدي طرح خدمات الكترونيكي به منظور ارايه خدماتي مطلوب نظير پيغام رساني از طريق پست الكترونيكي (ايميل) و پيامك براي آگاهي رساني دير كرد و برگشت منابع رزرو شده در آينده نزديك خبر داد و افزود: طرح عضويت اعتباري كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي باعث چرخش منابع و تسريع در فعال سازي سامانه رزرو منابع خواهد شد تا اعضا براي مدت طولاني در انتظار منابع امانت رفته نباشند.
كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي با 28800 مترمربع فضاي فرهنگي و مطالعاتي در قالب 18 تالار تخصصي و عمومي با منابع غني خطي و چاپي، مورد توجه بسياري از پژوهشگران و انديشمندان قرار دارد و بر همين اساس هم اكنون با 80 هزار نفر عضو فعال، روزانه به بيش از شش هزار نفر مراجعه كننده، امكانات و خدمات كتابخانه اي ارايه مي نمايد.

  


از سوي وزارت علوم انجام شد ؛
اعزام گروههاي برتر قرآني به كشورهاي اسلامي در ماه مبارك رمضان

 

اداره كل امور فرهنگي وزارت علوم در ماه مبارك رمضان و به مناسبت شبهاي قدر چند گروه قرآني از برترين هاي جشنواره هاي قرآني براي اجراي برنامه تواشيح و قرائت قرآن به برخي كشورهاي اسلامي اعزام مي كند.
در دوره نخست اين اعزامها كه با همكاري رايزنان علمي و فرهنگي ايران در كشورهاي اسلامي صورت مي گيرد، گروه  4 نفره با همكاري اداره كل امور فرهنگي و رايزني فرهنگي ايران در آنكارا به تركيه اعزام خواهند شد.
همزمان گروهي مشتمل بر برترين هاي جشنواره قرآني با همكاري رايزني علمي ايران در مالزي حوزه شرق آسيا به كشور مالزي اعزام خواهند شد. همچنين قاريان ممتاز جشنواره هاي فرهنگي در سال 75 76 نيز با همكاري رايزني علمي ايران در مسكو به روسيه خواهند رفت.

  


ايجاد دبيرخانه شوراي مفاخر علمي و فرهنگي در وزارت علوم

 

دبيرخانه شوراي مفاخر علمي و فرهنگي در وزارت علوم ايجاد شد.
به گزارش ايسنا، دبيرخانه شوراي مفاخر علمي و فرهنگي مصوبه كميته فرهنگ و تمدن اسلامي ايراني شوراي عالي انقلاب فرهنگي در محل وزارت علوم و به همت اداره كل امور فرهنگي تشكيل شد.
از فعاليتهاي مهم اين دبيرخانه، تهيه بروشور، تنديس، كتابچه و برگزاري جشنواره است.
همچنين اين دبيرخانه هماهنگي هاي لازم براي ارتقاي سطح مفاخر در دانشگاهها را با هماهنگي شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عهده خواهد داشت.
علاقمندان براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره 82233204 تماس حاصل نمايند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com