تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-09-18
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 27شهریور ماه 1386

[ هنری ]
 * شاعران و آرزوهايشان براي «شعر» ؛ دوست داريم مردم با شعر آشتي كنند
 * بررسي شعر رضوي به بهانه تقارن روز ملي شعر و روز ولايتعهدي امام رضا(ع)؛
ضامن آهوست، چشمان شهيد روشنت
 * به بهانه روز شعر ؛ دلتنگي هاي شاعرانه شعر
 * در سالگرد خاموشي شهريار ؛ روم به شهر خود و شهريار خود باشم
 * مهتاب  كرامتي به نمايندگي از زنان سينماي ايران در پاريس تقدير مي شود
 * هشتادمين اجراي خواجه نوري  و صلح طلبي با حضور بزرگان
 * مهلت ارسال آثار به جشنواره آموزشگاههاي آزاد هنري كشور تمديد شد

شاعران و آرزوهايشان براي «شعر» ؛ دوست داريم مردم با شعر آشتي كنند

 

* سيدمصطفي حسيني راد

امروز روز شعر است. روزي كه در تقويم براي بزرگداشت و توجه به يكي از اصيل ترين و مهمترين هنرهاي ايرانيان در نظر گرفته شده



است. اگر چه اين روزها شعر، حال و احوال چندان مساعدي ندارد و حداقل نسبت به گذشته هاي تاريخي خود، دچار بي مهري و ركود شده، اما شعر، هنري است كه هرگز نمي ميرد و هرگز هم نمي توان آن را فراموش كرد.
«شعر» هنر سخن گفتن آدمي با خويشتن تنهاي خويش است. هنر درد دل كردن با روح ناآرام «انسان». انسان هيچ وقت دلش آرام نمي گيرد، زيرا او را براي عاشق شدن آفريده اند. حتي وصال هم آرامش پيش پاي طوفان فراق است و در همه اين حالات، شعر صميمي ترين و نزديكترين مونس آدمي است.شايد در چنين لحظه هايي، شعر تنها موجودي باشد كه حرف آدم را خوب مي فهمد، متأثر مي شود و از خودش واكنش نشان مي دهد.
امروز روز شعر است، صرف نظر از اين بحث قديمي كه چرا امروز (روز تولد مرحوم استاد شهريار)؟ و چرا نه در زاد روز مولاناي بزرگ، فردوسي حكيم، حافظ لسان الغيب، سعدي شيرين سخن، بيدل رمز پرداز يا ...؟
و صرف نظر از اينكه متأسفانه مسؤولان و متوليان فرهنگ و هنر كشور به اين سؤال اساسي و منطقي جامعه ادبي و شاعران كشور پاسخي نداده اند، به سراغ تعدادي از شاعران رفته ايم و از آرزوي آنها براي «شعر» در روز ملي شعر و ادب پرسيده ايم.

* محمدباقر كلاهي اهري: كاش جهان يك شعر زيبا باشد
من در اين روز آرزو مي كنم جهان مطابق آنچه در شعرهاي خوب رخ مي دهد، نظم و نسق پيدا كند. «شعر» هميشه سعي كرده پيام آور خوبي ها باشد.
* خسرو احتشامي: سرافرازي شعر ايران در جهان
بزرگترين آرزوي من سرافرازي ادبيات ايران در جهان است و اينكه شعر در كشور ما به عنوان يك هنر اصيل، ترجيح پيدا كند و بزرگان اين هنر در سطح جهان به شعر ما توجه كنند. شعر مي تواند محور وحدت و همدلي مردم ايران باشد و ادبيات انساني و ملي ما را به ادبيات الهي پيوند بزند.
* محمدعلي بهمني: تبريك مي گويم!
من هم مثل همه شاعران و مردماني كه «شعر» را دوست دارند و جايگاهي برايش قايل هستند، اين روز را تبريك مي گويم.
* دكتر ميرجلال الدين كزازي: درخشانترين هنر ايراني
آرزويم اين است كه سخن پارسي به همان سان كه در گذشته همواره برترين و درخشانترين هنر ايران شمرده مي شده است و جهانيان، ايران را به پاس آن مي شناخته اند و بزرگ مي داشته اند، در روزگار كنوني هم بتواند جايگاه و پايگاه پيشين خود را باز يابد، به گونه اي كه بتواند پرچمدار سخن در روزگار كنوني باشد.
* منوچهر احترامي: رونق دوباره شعر
مردم هر چه شعر دوست تر باشند، شعر، رونق بيشتري پيدا مي كند. بزرگترين آرزوي من در اين روز براي شعر، نزديكتر شدن مردم به اين هنر اصيل و كهن ايراني است.
* محمود پوروهاب: حسرت مي خورم
من حسرت مي خورم كه چرا اين روز به نام مرحوم شهريار شد، در حالي كه ما شاعران بسيار بزرگتري مثل فردوسي، مولانا، حافظ و... و حتي ملك الشعراي بهار را داريم. اميدوارم در اين مناسبت تقويمي هر چه زودتر تجديدنظر شود.
* دكتر صابر امامي: شعر؛ هويت ملي ما
شعر، هويت ملي ايرانيان را ثبت كرده و حماسه هاي ملي و تاريخي ما را به تصوير كشيده است. بنابراين مي توان گفت «شعر» مهمترين هنر ايرانيان است. اي كاش روز مناسب تري مثل زادروز حكيم طوس، فردوسي، براي بزرگداشت شعر و به عنوان روز ملي انتخاب مي شد. هر چند هنوز هم براي اين اتفاق، دير نشده است.
* پرويز بيگي حبيب آبادي: انجمن صنفي شاعران
در اين روز من به دو موضوع درباره شعر مي انديشم؛ اول تشكيل انجمن صنفي شاعران كه به مشكلات اين قشر هنرمند بپردازد و دوم اينكه شعر ما بتواند از مرزهاي كشورمان عبور كند و جهاني شود. اتفاقي كه در اين 25 سال اخير نيفتاده و شعر و شاعران ما به صورت جزيره اي تنها و دور افتاده در جهان مانده اند.
* مصطفي محدثي خراساني: مردم با شعر آشتي كنند
آرزوي من اين است كه مردم دوباره با شعر آشتي كنند و شعر بتواند مثل گذشته، ناب ترين چشمه اي باشد كه آدمها از آن زلالي را مي نوشند و پالوده و پالايش مي شوند.
اميدوارم پيوند محكمي بين «شعر» و «آدمي» در اين هياهوي غفلت زا برقرار شود.
* مرتضي اميري اسفندقه: همه روزها، روز شعر است
من آرزوي خاصي ندارم. در ايران همه روزها، روز شعر است، زيرا ايران خاستگاه شعر است.
همه لحظات، ساعات و دقايق ما متعلق به شعر است و من هم كوچكتر از آن هستم كه براي شعر آرزويي داشته باشم.
* احد ده بزرگي: شاعران را دريابيد!
آرزوي من موفقيت دوستان شاعر است. امروز كسي از شاعر جماعت حمايتي نمي كند.من خودم در راه انجام يك كار فرهنگي، به ورشكستگي مالي دچار شدم و مجبور شدم خانه ام را بفروشم.اكنون كه با شما صحبت مي كنم در حال بنايي و حمل آجر هستم و اين نتيجه يك عمر تدريس و خدمت به فرهنگ است. چه كسي بايد از امثال ما حمايت كند؟ چرا مسؤولان بيدار نمي شوند؟
* امير برزگر خراساني: قدر شعر را بدانيم
بزرگترين آرزويم اين است كه جامعه مفهوم و معناي شعر را درك كند و با شعر به صورت تفنني برخورد نكنند. شعر را فقط زير صداي موزيك و موسيقي نگذارند. يك شاعر با تمام انديشه و عمق اش شعر مي سرايد، ولي جامعه برخورد مناسبي با شعر ندارد. اميدوارم در جامعه ما قدر شعر را به اندازه لازم بدانند تا بتوانيم به يك جامعه فرهنگي نزديكتر شويم.
* غلامرضا بروسان: جوهره پنهان شعر
آرزو مي كنم شعر ايران، به جوهره پنهانش دست پيدا كند.
* هيوا مسيح: شعر راستين
اعتقاد من اين است كه هر روزي كه در آن شعري سروده شود، روز شعر است و شعر راستين مي تواند آرزوي يك ملت باشد.
* دكتر محمود اكرامي فر: شعر، ابزار نيست
آرزو دارم شعر به جايگاه و ارزش اوليه خودش برگردد و از حالت ابزاري خارج شود و به عنوان يك مؤلفه اصلي در چارچوب فرهنگ مورد توجه قرار گيرد. دوست دارم به شعر به عنوان يك حاشيه نگاه نكنند، بلكه آن را در متن امور قرار دهند، زيرا شعر مي تواند حامل ارزشهاي اصيل انساني باشد.
* علي محمد مؤدب: روز شاعر
اين روز پيش از اينكه براي شعر باشد، براي شاعران است. من اولاً آرزو دارم كه شاعران ما قدر گنج هاي ادبيات خودمان، بخصوص متون تاريخي را بدانند. وقتي مي بينيم شاعران بزرگي مثل بيدل و حافظ چقدر با قرآن و متون اسلامي آشنايي نزديكي داشتند براي خودمان حسرت مي خوريم كه الفت ما با اين گنج ها كم شده است.
آرزوي ديگرم اين است كه بيش از آنكه به شعر اهميت بدهيم به شاعر اهميت بدهيم، به خصوص به حوزه تربيتي شاعران جوان. اگر شاعران خوبي داشته باشيم شعر خوب هم خواهيم داشت.
* حميد هنرجو: به شعر نگاه زميني نداشته باشيم
خيلي از دوستان شاعر دوست دارند روزي برسد كه طيف ها و گروههاي مختلف هر چه بيشتر به شعر روي بياورند و با شعر مأنوس شوند.من علاوه بر اين آرزوي مهمتري هم براي شعر دارم كه همان پيدا شدن جايگاه و پايگاه واقعي شعر و شاعري براي شاعر در جامعه است.
آرزويم اين است كه شعر به مفهوم واقعي خود فهميده شود و شاعر در پايگاه و جايگاه يك عنصر فرهنگي مهم و فرهنگ ساز مورد توجه اجتماع قرار بگيرد. اين آرزوي دوري نيست، كاش روزي برسد كه اين نگاه زميني و عاميانه نسبت به شعر و شاعر تغيير پيدا كند، نگاهي كه در بعضي اوقات از طرف نخبگان ما هم نسبت به شعر و شاعر اتفاق مي افتد و گمان نادرستي كه فكر مي كند شاعر ماشيني است كه هر لحظه اي كه خواسته باشند مي تواند توليد شعر داشته باشد، با اين تفاوت كه او قدري عاطفي تر است و به ادب فارسي اتكا دارد. اين نگاه، نادرست است و بايد اصلاح شود.

  


بررسي شعر رضوي به بهانه تقارن روز ملي شعر و روز ولايتعهدي امام رضا(ع)؛
ضامن آهوست، چشمان شهيد روشنت

 

* محبوبه عليپور

با گذشت بيش از هزار و دويست سال از عمر ادبيات فارسي بعد از اسلام، مناقب و مدايح پيامبر گرامي(ص) و ائمه معصومين(ع)



همچون گوهري تابناك بر تارك شعر فارسي مي درخشد، زيرا در طي اين زمان، صدها شاعر به رسم عاشقي، قلم برگرفته اند و به ياد دوست، خطي و كلامي نوشته اند.در اين رهگذر «مدايح رضوي» نيز جلوه هاي خاص خودش را دارد. حديث غربت و دست ارادت و نياز بر آستان دوست. به هر روي، اينك تقارن «روز شعر و ادب فارسي» را با سالروز ولايتعهدي ولي نعمتمان ثامن الائمه(ع) را فرصتي مناسب دانسته و نگاهي هر چند كوتاه به اين نوع شعر آييني مي اندازيم.
***
بي شك جايگاه شعر رضوي در ادبيات فارسي به پژوهشي مبسوط و گسترده نياز دارد، اما بنابر آنچه در ادبيات مي بينيم؛ نخستين بارقه هاي شعر آييني در قرن چهارم هجري تجلي مي يابد.دكتر محمد مهدي ناصح، استاد دانشگاه فردوسي در خصوص گرايش شاعران به اشعار آييني مي گويد: ايرانيها براي مقابله با سياست حاكمان اموي و عباسي از دو حربه بهره مي بردند.نخست شمشير و ديگر ادبيات كه نمود بارز آن نيز شعر بود. در شاعري هم دو شيوه را پيش گرفتند؛ عده اي همچون فردوسي مضامين باستاني و افتخارات پيشينيان را انتخاب كردند و برخي نيز از مفاهيم ديني نظير ذكر مناقب و مدايح بزرگان دين بهره جستند. بدين ترتيب زبان و ادبيات، ابزاري براي اعتراض و مقابله با دشمنان شد.رضا اسماعيلي، شاعر و پژوهشگر عرصه ادبيات نيز در همين باره اظهار مي دارد: ادبيات آييني، ادبياتي است كه محور اصلي آن ارزشهاي اعتقادي بوده و مطابق با فطرت انساني است. عصاره اين نوع ادبيات ريشه در فرهنگ و معارف اسلامي دارد كه بسيار متأثر از دو سر فصل «غدير» و «عاشورا»ست.اين شاعر مي افزايد: در حوزه ادبيات آييني مضامين و عناصر آرايه هاي كلامي، در خدمت مفهوم و محتوا هستند. از همين رو، چنين اشعاري خود به تنهايي هدف نيستند، بلكه ابزاري براي ترويج ارزشها و باورها به شمار مي روند.وي ادامه مي دهد: مبناي شعر آييني به قرون سوم و چهارم مي رسد كه از نخستين شاعران اين حوزه مي توان به «كسايي مروزي» اشاره كرد. از ديگر شاعران اين وادي مي توان، از سنايي و عطار نام برد.

وصف عاشقانه
با گذشت زمان، شعر آييني تكامل يافت و در جنبه هاي متعدد خودنمايي كرد كه شعر علوي، شعر انتظار و شعر رضوي از زير مجموعه هاي آن به شمار مي آيند.حال اين پرسش مطرح مي شود كه جايگاه شعر رضوي در اين ميان كجاست؟دكتر ناصح در پاسخ اظهار مي دارد: نخستين شعر مدحي درباره امام رضا(ع) كه براي ما به جا مانده اثر حكيم «سنايي غزنوي» است. وي مي سرايد:
دين را حرميست در خراسان
دشوارترا به محشر آسان
از معجزه هاي شرع احمد
از حجت هاي دين يزدان
همواره رهش مسير حاجت
پيوسته درش مسير غفران
بدين ترتيب، شعراي متعددي به وصف كرامت و مقام معنوي اين امام همام(ع) پرداختند؛ تا جايي كه در دوره صفويه شاهد نسخه هاي فراواني از اشعار ديني هستيم كه حتي بسياري از آنها امروزه در كتابخانه آستان قدس وجود دارد، اما متأسفانه افراد، آگاهي اندكي از آنها دارند.دكتر هادي منوري شاعر ديگر كشورمان نيز معتقد است: حضرت ثامن الائمه(ع) جايگاه والايي در شعر ديني ما دارند و اشعار مختلفي در مورد جايگاه و مقام ايشان سروده شده است كه مي توان به شعر جامي در همين زمينه اشاره كرد:
سلام، علي آل طه و ياسين
سلام علي آل خيرالنبيين
سلام علي روضه حل فيها
امام يباهي به الملك والدين
امام به حق شاه مطلق كه آمد
حريم درش قبله گاه سلاطين
شه كاخ عرفان، گل شاخ احسان
در درج امكان،در برج تمكين
علي بن موسي الرضا كز خداييش
رضا شد لقب چون رضا بودش آيين
كه به اعتقاد من اين قصيده از مستحكمترين اشعار در اين زمينه است. البته ساير شاعران نيز در اين عرصه به طبع آزمايي پرداخته اند و اشعار مانايي به يادگار گذاشته اند كه ذكر و بررسي هر يك به پژوهشي وسيع نياز دارد.
مصطفي محدثي خراساني، سردبير مجله «شعر» نيز در اين باره اظهار مي كند: شاعران هم نظير ساير هنرمندان به اين امام همام(ع) توجه خاصي داشته اند، بويژه آن فضاي عاطفي كه حول محور وجود ايشان ترسيم مي شود، دستمايه بسياري از احساسات شاعرانه شده است، به طوري كه همان موفقيت امام غريب، خودش از حس شاعرانه سرشار است. از همين رو ذكر مناقب ايشان در ادب فارسي مرسوم و رايج است. بعد از انقلاب اسلامي و به مدد گسترش تفكر ديني، يكي از بابهاي قابل ارزش شعر انقلاب، مقوله شعر رضوي است، چنانكه با نگاه عاطفي شاعر مضامين متعددي نظير مهرباني امام(ع)، ضامن آهو و... اشعار بسيار سروده شده است.از همين رو، اشعار قدرتمندي سروده شد كه از برخي از آنها نمي توان به سادگي گذشت. براي نمونه مي توان به شعري از دكتر قيصر امين پور نظر داشت كه:
كوچه هاي خراسان تو را مي شناسند
چشمه هاي خروشان تو را مي شناسند
پرسش تشنگي را تو آبي جوابي
ريگهاي بيابان تو را مي شناسند
اينك اي خوب فصل غريبي سرآمد
چون تمام غريبان تو را مي شناسند
دكتر منوري نيز به تحليل اشعار معاصر رضوي پرداخته و مي گويد: در عصر حاضر، در آثار پيشكسوتان، غلبه بر محتواست، حال آنكه در آثار شاعران جوان فرم و ساختار ارجحيت دارد، زيرا جوانان بيشتر به دنبال كارهاي مدرن هستند. همچنين از نظر محتوا و مضمون، پيشكسوتان از مضاميني نظير غريبي، كبوتر و ضامن آهو بهره مي برند، در حالي كه شاعران جوان مضاميني همچون گنبد، زيارت و ضريح را به كار مي برند.

نگاههاي متفاوت
رضا اسماعيلي به نگاه حاكم بر شعر آييني اشاره كرده و مي افزايد: چهار نگاه بر اين مقوله حاكم است. نخست نگاه تاريخي و گزارشي؛ به گونه اي كه گروهي از شاعران با ديدي گزارش گونه به سراغ تاريخ اسلام و وقايع آن مي روند و از همين رو، در واقع در قالب يك گزارشگر يا مورخ به خلق اثر مي پردازند. نگاه ديگر، كاربردي و اجتماعي است. شاعر در اين موضوع به خلق اثري مي پردازد كه مورد مصرف جامعه باشد كه از جمله اين آثار مي توان به نوحه ها اشاره كرد كه ضمن ارزشمند بودن، داراي تاريخ مصرف خاص هستند.
سومين مورد، نگاه عاطفي و احساسي است. در اين زمينه عناصري چون حماسه و پيام در حاشيه قرار مي گيرند. براي نمونه ترجيع بند معروف محتشم كاشاني كه با احساس و عاطفه والايي نسبت به رويداد عاشورا سروده شده است.
و سرانجام نگاه عرفاني كه داراي درونمايه معرفتي و عرفاني است. ما امروز به اين نگاه نياز داريم تا به اقتضاي زمان شاعران به اين سمت بروند تا با شناخت و معرفت عميق به حوزه ادبيات آييني رويكردي نوين داشته باشند و از عنصر پيام استفاده كنند. البته شاعراني در اين راستا پيش از اين حركت كرده اند كه مي توان از استاد گرمارودي نام برد كه شعر به يادماندني «خط خون» را سروده اند. در اين شعر واقعه كربلا به زيبايي و به طرز شكوهمندي تصوير شده است.
درختان را دوست مي دارم
كه به احترام تو قيام كرده اند
و آب را كه مهر مادر توست
خون تو شرف را سرخگون كرده است
شفق آينه دار نجابتت
و فلق محرابي
كه تو در آن
نماز صبح شهادت گزارده اي
در فكر آن گودالم
كه خون تو را مكيده است
هيچ گودالي چنين رفيع نديده بودم
در حضيض هم مي توان عزيز بود
از گودال بپرس...

آثار ماندگار
اينجاست كه اين پرسش به ذهن مي رسد كه چگونه مي توان شعر مانايي در اين حوزه سرود؟
هادي منوري در اين باره معتقد است: يكي از شيوه ها، فراهم كردن فضا براي ورود نخبگان هنري به اين عرصه است، به گونه اي كه اين افراد به سرودن اشعار رضوي بپردازند. و همچنين، براي ده ساله آينده بذرپاشي كنيم تا آنهايي كه استعداد كافي دارند، وارد اين عرصه شوند و پرورش پيدا كنند.اما اسماعيلي نظر ديگري دارد. او مي گويد: نخستين گام به نظر من توجه به آموزه هاي ديني است، تا حدي كه اين آموزه ها در وجود شاعر نهادينه و دروني شود. بدين ترتيب شاعر قبل از آنكه شعر بگويد نسبت به سيره امام رضا(ع) و فرهنگ و تاريخ اسلام معرفت پيدا كند. همچنين شعرهاي آييني در بستر فرآيند خود جوش شكل بگيرد.گرچه فراخوانها و جشنواره ها در ترغيب شاعران مؤثر است، اما به طور طبيعي اشعاري كه صرفاً براي اين همايشها سروده مي شود از تكلف و تصنع رنج مي برد و به نظر من شعري ارزشمند است كه حاصل لحظه هاي خاص است، لحظه هايي كه شعر، خود سرازير مي شود.
***
در پايان بار ديگر، كلام را به نام باشكوه ثامن الائمه(ع) زينت مي دهيم كه حاصل لحظه هاي شاعري رضا اسماعيلي است:
كاش يك شب باز ميهمان دو چشمت مي شدم
ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت مي شدم
كاش يك شب مي گذشتم از فراز چشم تو
گرم گلگشت خراسان دو چشمت مي شدم
كاش يك شب مي سرودم گنبد زرد تو را
فارغ از دنيا غزلخوان دو چشمت مي شدم
صحن و ايوان تو را اي كاش جارو مي زدم
چون كبوترها نگهبان دو چشمت مي شدم
ضامن آهوست چشمان شهيد روشنت
كاش آهوي بيابان دو چشمت مي شدم

  


به بهانه روز شعر ؛ دلتنگي هاي شاعرانه شعر

 

عباسعلي سپاهي يونسي
1- امروز روز ملي شعر و ادب است. شعر و ايراني، پيوندي جداناشدني دارند؛ پيوندي كه شروع آن از قرنهاي دور تاريخ اين سرزمين است و همچنان ادامه دارد. هر چند گاهي شنونده اين عبارات هستيم كه: شعر دچار بحران مخاطب است؛ شعر خوانده نمي شود



و...
2- درميان هنرها، شعر هنري هست كم هزينه. يادم است شاعر ارجمند محمد باقر كلاهي اهري در يك جلسه شعر، درباره اين صفت شعر مي گفت: «در نگاه بعضي ها، براي شاعر شدن كمي كاغذ لازم است و خودكاري كه اگر آن را نداشته باشي، مي شود از دوستي قرض گرفت!» و اين اتفاقي است كه ايرانيان از ديرباز شاهد آنند و گروهي بدشان نمي آيد با جا به جا كردن كلمات و بستن وزن نيم بندي به آن، خود را در گروه شاعران جاي دهند؛ هر چند به قول مصطفي محدثي خراساني : «شاعري هديه خداوند است».
البته، اعتقادي كهن مي گويد: «هميشه اولين مصرع شعر هديه خداست»، كه اين نگاه نيز مبتني بر ارزشمند و آسماني بودن اين هنر است.
3- اين روزها شعر حال و روز خوشي ندارد. شايد اگر مي توانست برايمان از حال و احوال خود بگويد، گله هاي فراواني داشت؛ از نامرادي هايي مي گفت كه درحق او روا مي شود. شايد از ناشاعراني مي گفت كه دست از سر او بر نمي دارند و به هرقيمتي كه شده مي خواهند به شعر و به ديگران بقبولانند كه شاعرند! همانهايي كه چشمه زلال شعر را گل آلود مي كنند تا گروهي به شعر و شاعري شك كنند. همانهايي كه نمي دانند شاعر ذاتاً شاعر است و شاعري ادا و اطوار درآوردن نيست. شعر، دلش براي روزهاي گذشته خود تنگ شده است.
براي آن زماني كه خواندنش روح آدمها را پرواز مي داد و آنها را به وجد مي آورد. براي آن زماني كه مولانايي بود و حافظي و فردوسي و سعدي و خيلي هاي ديگر كه آبرويشان به شعر و شاعري شان بود و البته آبروي آنها هم از شعر .
4- شعر، اين روزها به اين همه بحث و جدل فكر مي كند، به اين همه تئوري و حرف و مانيفست و... با خود فكر مي كند كه مگر آنچه شعر حافظ و سعدي را شعر كرد، مانيفست و تئوري بود يا چيزي ديگر؟
شعر اين روزها بيشتر از هر وقت ديگري دلش براي مولانا، بيدل، حافظ، سعدي و... تنگ شده است. شعر، اين روزها به چيز ديگري هم فكر مي كند؛ به رقبايي كه براي او پيدا شده است. به هنري به نام «سينما» كه همه هنرها را يك جا به خدمت گرفته و او بايد درمقابل اين هنر تاب بياورد و نگران است، چرا كه مي داند كساني كه بايد در اين راه به او كمك كنند و براي او كاري بكنند شاعرانند و او خيلي به همه آنان اميدوار نيست واين، او را آزار مي دهد.
شعر مي بيند كه گروهي با هزينه خود، شبه شعرهايشان را چاپ مي كنند و زير بغل مي زنند و به دنبال مشتري، اين جا و آن جا را مي گردند و شعر، اين را دوست ندارد. او دوست ندارد پشت ويترين كتاب فروشي ها خاك بخورد. او دوست دارد خوب باشد و ارجمند؛ درست مثل روزگاران شكوه و شكوهمندي خود و خواننده به دنبال او بگردد؛ نه او به دنبال خواننده . شعر اين روزها ... بگذريم.
***
روزي روزگاري، نماينده اي درمجلس دست به كار شد تا روزي به نام «شعر و ادب فارسي» نام بگيرد. اين نماينده، البته نماينده تبريز بود و اين محكم ترين دليل براي اين بود تا او از بين اين همه آدمهاي طراز اول در شعر و ادب ايران زمين، روز شعر و ادب فارسي را به نام استاد شهريار رقم بزند.
او خود درباره دليل اين نام گذاري گفته بود: « در تاريخ ما چهره هايي چون فردوسي، حافظ، سعدي، نظامي، خاقاني، مولوي، صائب و... در حكم اركان شعري ما هستند، اما چون استاد شهريار سرآمد شاعران معاصر بود، ايشان را پيشنهاد كردم.
اين آدم تكرار نمي شود. به گواهي بسياري از متخصصان و استادان برجسته، منتقدان و حتي ذوق عمومي كشور ما، او درخشان ترين چهره معاصر شعر ايران است. شهريار در جايگاهي است كه شايد رقباي او هم تفوق اش را پذيرفته اند.»
به شيوه جناب آقاي نماينده مي توان عرض كرد، در بين معاصران نيز بسيار كساني هستند كه مي تواند نام آنان به جاي نام شهريار بنشيند، اما مشكل اين است كه در آن زمان شما نماينده مجلس تشريف داشتيد و همشهري استاد شهريار؛ كه اگر اين گونه نمي بود، كسي براي حرف و پيشنهاد شما، تره هم خرد نمي كرد. چرا به جاي اين همه شاعر حاضر و زنده و اين همه اديب توانا، شما بايد تصميم بگيريد و روز شعر و ادب را به نام شاعري كه دوست داريد، نام گذاري كنيد!؟ استاد شهريار شاعري است دوست داشتني، اما باز هم به شيوه همان آقاي نماينده عرض كنم: «مگر بزرگاني مثل نيما، هوشنگ ابتهاج و... تكرار مي شوند؟»

  


در سالگرد خاموشي شهريار ؛ روم به شهر خود و شهريار خود باشم

 

مهر: 27 شهريور روز ملي شعر و ادب فارسي و روز خاموشي سيد محمد حسين بهجت تبريزي (شهريار) از غزلسرايان معاصر



است.وي در 1325 قمري (1286شمسي) در بازارچه ميرزا نصرا... تبريز واقع در چاي كنار، چشم به جهان گشود.در زماني كه تبريز آبستن حوادث خونين وقايع مشروطيت بود، پدرش او را به روستاي قيش قورشاق و خشكناب منتقل كرد و دوره كودكي او در آغوش طبيعت و روستا سپري شد كه منظومه  «حيدربابا» مولود آن خاطرات است.سه سال بعد پدرش او را براي ادامه تحصيل به تبريز آورد و او نزد پدر شروع به فراگيري مقدمات ادبيات عرب كرد و در ادامه جهت تحصيل اصول جديد به مدرسه متحده وارد شد. در همين سال اولين شعر رسمي خود را سرود. سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم ديني نيز پرداخت و از فراگيري خوشنويسي نيز دريغ نكرد كه بعدها كتابت قرآن ثمره همين تجربه بود.در سيزده سالگي، اشعار شهريار با تخلص «بهجت» در مجله ادب به چاپ رسيد. او سپس براي اولين بار به تهران مسافرت كرد و در سال 1300 شمسي در دارالفنون به تحصيل پرداخت. شهريار در تهران تخلص به بهجت را نپسنديد و تخلص شهريار را پس از دو ركعت نماز و تفأل از حافظ برگرفت:
غم غريبي و غربت چو بر نمي تابم
روم به شهر خود و شهريار خود باشم
شهريار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شد و نواختن سه تار و مشق رديفهاي سازي موسيقي ايراني را از او فرا گرفت. او همزمان با تحصيل در دارالفنون به ادامه تحصيلات علوم ديني پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس شهيد سيد حسن مدرس حاضر شد. در سال  1303 وارد مدرسه طب شد و از اين پس زندگي شورانگيز و پرفراز و نشيب او آغاز گشت. در سال 1313 زماني كه شهريار در خراسان بود پدرش حاج ميرآقا خشكنابي به ديدار حق شتافت.
شهريار، شعر فارسي و تركي را با مهارت مي سرود و در سالهاي 1329 تا 1330 اثر جاودانه خود «حيدر بابايه سلام» را خلق كرد. منظومه حيدربابا تنها در جمهوريهاي شوروي سابق به 90 درصد زبانهاي موجود ترجمه و منتشر شده است.وي در حدود سالهاي 1346 شروع به نوشتن قرآن به خط نسخ كرد كه يك ثلث آن را به اتمام رساند. در اين زمان، ديوان اشعار فارسي شهريار نيز چند بار به چاپ رسيد. در مدت اقامت در تبريز، موفق به خلق «سهنديه» شد و در سال 1350 كه مجدداً به تهران بازگشت تجليلهاي متعددي از شهريار به عمل آمد. شهريار به خاطر سرودن اشعاري زيبا در مدح اميرمؤمنان و ائمه اطهار(ع) به «شاعر اهل بيت (ع)» نيز شهرت يافت. او پس از يك دوره بيماري در 27 شهريورماه 1367 دار فاني را وداع گفت و در مقبرةالشعراي تبريز به خاك سپرده شد.

  


مهتاب  كرامتي به نمايندگي از زنان سينماي ايران در پاريس تقدير مي شود

 

ايسنا: مهتاب كرامتي به عنوان نماينده  زنان سينماي ايران در پاريس تقدير مي شود.اين برنامه در قالب هفته  فرهنگهاي خارجي در پاريس و توسط رايزنيهاي فرهنگي حدود شصت كشور كه در پاريس خانه فرهنگ دارند برگزار مي شود و طي آن مهتاب كرامتي به عنوان نماينده  زنان سينماي ايران، مورد تقدير قرار مي گيرد. مهتاب كرامتي اين روزها به عنوان آخرين كار سينمايي اش با عوامل فيلم «ترديد» واروژ كريم مسيحي قرارداد بسته است.

  


هشتادمين اجراي خواجه نوري  و صلح طلبي با حضور بزرگان

 

ايسنا: كنسرت سالانه  داريوش خواجه نوري با عنوان «هم نوايان صلح» سوم و چهارم آبان ماه سال جاري در تالار بزرگ كشور برگزار مي شود و سپس به پايتخت پنج كشور دنيا مي رود.داريوش خواجه نوري خبر داد : در اين كنسرت كه علاوه بر اعضاي ثابت گروه، استاداني چون جلال ذوالفنون، حسين سمندري - استاد دو تار ايران - و عبدا... اميني - خواننده  موسيقي نواحي - حضور دارند و قرار است اجرايي تلفيقي عرضه كنند.

  


مهلت ارسال آثار به جشنواره آموزشگاههاي آزاد هنري كشور تمديد شد

 

اميد: مهلت ارسال آثار به دومين جشنواره آموزشگاههاي آزاد هنري كشور تا 15 مهرماه تمديد شد.
دومين جشنواره آموزشگاههاي آزاد هنري در رشته هاي موسيقي، نمايش و هنرهاي تجسمي با هدف تشويق رقابت سالم بين آموزشگاهها و ايجاد انگيزه بين هنرجويان، شناسايي آثار ارزشمند هنرجويان آموزشگاهها با موضوعات تبلور وحدت ملي و انسجام اسلامي در آيينه هنر ايراني و تجليل از انديشه هاي والاي مولوي 26 تا 28 آبان ماه در تهران برگزار خواهد شد.علاقمندان و مديران آموزشگاههاي آزاد هنري سراسر كشور جهت شركت در اين جشنواره مي توانند تا 15 مهرماه آثار را به ادارات كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استانها و يا دبيرخانه جشنواره واقع درتهران خيابان حافظ جنوبي، خيابان استاد شهريار خيابان هانري كربن شماره 60  ارسال كنند.در حال حاضر حدود دو هزار و 50  آموزشگاه آزاد هنري داراي مجوز در رشته هاي نمايش، موسيقي و هنرهاي تجسمي در كشور فعاليت دارند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com