|
گروه حوادث - مصدق: متهم اتهام قتل همسر جوانش را پذيرفت. به گزارش خبرنگار ما؛ دوازدهم دي ماه سال 84 در پي كشف جسد زن جواني به نام «صغري» در حمام خانه اش واقع در «نصيرآباد» از توابع شهرستان «رباط كريم» همسر 24 ساله وي به اتهام قتل عمد بازداشت شد. جواد در جريان تحقيقات پليسي و قضايي بارها به جرم خود اعتراف كرد و با بازسازي صحنه جنايت نشان داد چگونه پس از سوء ظن به همسرش با روسري او را خفه كرده است. با گناهكار شناخته شدن اين جوان 24 ساله از سوي دادسراي عمومي و انقلاب رباط كريم، پرونده وي صبح ديروز براي صدور كيفر در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران مورد رسيدگي قرار گرفت. در ابتداي اين دادگاه كه رياست آن را قاضي كوه كمره اي به عهده داشت، نماينده دادستان به قرائت كيفرخواست صادره پرداخت و گفت: با توجه به تحقيقات انجام شده در مرجع انتظامي ودادسراي عمومي و انقلاب رباط كريم، اعترافهاي صريح و مقرون به واقع متهم، بازسازي صحنه قتل و نظريه پزشكي قانوني جرم متهم حاضر در دادگاه از نظر دادسرا محرز است. بنابراين به خواست اولياي دم از هيأت قضايي تقاضاي اشد مجازات قانوني (قصاص نفس) متهم را دارم. در ادامه «جواد» در برابر پنج قاضي شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت و گفت: اتهام قتل همسرم را با افتخار مي پذيرم و خداوند مهربان را سپاس مي گويم كه به دو يا سه قتل متهم نيستم. وي در تشريح ماجرا گفت: پس از آنكه از طريق دايي ام با «صغري» آشنا شدم و با او ازدواج كردم متوجه با كره نبودن همسرم شدم. وقتي موضوع را با «صغري» مطرح كردم و به او قول دادم طلاقش نخواهم داد، اعتراف كرد از سوي جواني مورد اذيت و آزار قرار گرفته است. متهم به قتل ادامه داد: مدتي از اين ماجرا گذشت تا اينكه او را با جواني غريبه در خانه ام مشاهده كردم. بنابراين به دادگاه خانواده رفتم و از او جدا شدم. اما پس از چند ماه وقتي نتوانستم دوري اش را تحمل كنم، رجوع كرديم و براي ادامه زندگي مشتركمان خانه اي در نصيرآباد شهرستان «رباط كريم» اجاره كرديم. متهم اضافه كرد: چهار ماه بعد وقتي از طريق همسرم متوجه شدم زن صاحبخانه با صاحب يك فروشگاه لبنياتي ارتباط نامشروع دارد و خانه اش را به مركز فساد تبديل كرده است، ضمن درگيري با وي، از آنجا نقل مكان كرديم و خانه ديگري را براي اجاره برگزيديم. جواد با اشاره به اينكه در خانه جديد متوجه رفتارهاي مشكوك همسرم شدم، افزود: «صغري» پس از آنكه من از خانه خارج مي شدم و به محل كارم مي رفتم به سراغ زن صاحبخانه قبلي ام مي رفت. وي در خصوص روز حادثه گفت: ساعت 4 بعدازظهر بود كه از محل كار به خانه ام مراجعه كردم. همسرم در خانه نبود. نيم ساعت استراحت كردم تا «صغري» بازگشت. وقتي از او سؤال كردم كجا بودي؟ ادعا كرد، براي خريد به فروشگاهي در سرخيابان رفته است. بنابراين از او خواستم براي اثبات ادعايش با هم نزد فروشنده برويم، اما نپذيرفت. اين متهم جوان اظهار داشت: چون حاضر نمي شد با من به فروشگاه بيايد، از روي عصبانيت روسري اش را دور گردنش قرار دادم و كشان كشان او را تا لاي در بردم. سپس رهايش كردم و به تنهايي به فروشگاهي كه آدرس آن را به من داده بود رفتم. پس از سؤال از فروشنده و اطمينان از اينكه همسرم به من دروغ گفته است به خانه برگشتم و با جسد سرد «صغري» مواجه شدم. وي در همين راستا گفت: ابتدا تصميم داشتم جسدش را در بيابانهاي اطراف رباط كريم دفن كنم، اما چون دوستش داشتم و مي خواستم بعداً به سرخاكش بروم از اين تصميم منصرف شدم و جسدش را به داخل حمام بردم و پس از 48 ساعت از خانه ام فرار كردم. وي با اشاره به اينكه طي چند روز فرارش بارها تصميم به خودكشي گرفته بود، افزود: اما هيچ وقت نتوانستم تصميم خود را عملي كنم. تا اينكه دستگير شدم.وي در آخرين دفاع از خود گفت: نمي توانم ادعاهايم را ثابت كنم از قتل همسرم نه تنها متأسف نيستم بلكه افتخار مي كنم. گفتني است متهم تا صدور رأي نهايي اين دادگاه با قرار قانوني روانه زندان شد. |