|
* دكتر سيدرضا نقيب السادات
نفوذ و گستردگي فعاليتهاي رسانه اي در دنياي امروز به قدري پردامنه شده كه ابعاد و زمينه هاي حيات اجتماعي را تحت تأثير قرار داده است. زماني كاركردها و نقشهاي رسانه ها محدود به نقشهاي هدايت و راهنمايي، آموزشي و خبري و تفريحي - تبليغي بود و امروز به مجموعه نقشهاي تعريف شده، تهديد و جنگ نيز اضافه شده است. اگرچه در مجموعه تحولات جهان، عصر فناوريهاي ارتباطي و جامعه اطلاعاتي خاتمه مي يابد و پيش بيني مي شود كه از سال 2010 دوره جديدي حاكم گردد، با اين وصف هر روز بر نقشها و كاركردهاي رسانه افزوده مي شود. مدت زمان زيادي نيست كه بشر با تهديدهاي رسانه اي و كاربرد آنها در صحنه هاي مختلف جنگ و سياست آشنا شده است. هميشه دو طرف درگير، بويژه زماني كه ابزارهاي فيزيكي منازعه به بن بست رسيده اند، دريافته اند كه غير از زخمي كردن، كشتن و اسيركردن حريف، مي توان براي رسيدن به پيروزي، از ابزارهاي كم خرج تر و سهل الوصول تري نيز استفاده نمود. اين ابزارها عبارتند از، استفاده از رسانه ها براي متقاعدكردن يك طرف نسبت به پذيرش خواستهاي طرف ديگر، بدون دريافت امتياز درخور توجه. در اين ميان، كشوري برنده ميدان خواهد بود كه هم ساز و برگ تبليغاتي و اطلاع رساني بزرگتر و پيشرفته تري را فراهم كرده باشد (آمادگي سخت افزاري) و هم در زمينه ارتباطات و متقاعدسازي و توليد فرهنگي، خبري، هنري و تبليغاتي، جلوتر از رقيبان خود حركت كند. شرايط امروز منطقه اي نشان مي دهد تحركات آمريكا در منطقه براي جا انداختن اقتدار غرب بر مقدرات كشورهاي اسلامي و خاورميانه، با شكست مواجه شده است. ديپلماسي زورمدارانه آمريكا در منطقه به شكست انجاميده و راهي جز عقب نشيني براي اين كشور باقي نمانده است. در عراق اين شكست مشهودتر است و به قول مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه اين هفته، آمريكا به دنبال راهي براي خروج آبرومندانه از عراق مي گردد. علاوه بر آن، طرح آمريكا براي ايجاد خاورميانه بزرگ با مركزيت اسرائيل نيز با شكست مواجه شده است. شكست سال گذشته اسرائيل از نيروهاي حزب ا... لبنان، پيروزي دولت حماس در فلسطين اشغالي و... همه در به حاشيه نشاندن اسرائيل در منطقه نقش داشته است. قطعاً با وجود اين شكستها، آمريكا از حمايت اسرائيل دست بر نداشته و سياستهاي خود را در منطقه - كه همه براي كسب منافع بيشتر و بلندمدت تر است - ادامه خواهد داد. هوشياري بيشتر با درك شرايط و بسترسازي مناسب براي تصميم گيري مي تواند همچنان سياستهاي آمريكا و همپيمانانش را با شكست مواجه سازد. هجوم جديد غرب با استفاده از توان نظامي و در كنار آن پشتيباني رسانه اي، شكل جديد استعمار كه به تعبير رهبر معظم انقلاب «استعمار فرانو» ناميده مي شود. ويژگيهاي اين نوع از استعمار، تحركات غرب و در رأس آن آمريكا به منظور ايجاد نظم نوين در منطقه و پشتيباني همه جانبه از اسرائيل براي مركزيت يافتن در خاورميانه است. برشمردن ديگر ويژگيهاي اين نوع استعمار، مي تواند نمايانگر اهدافي باشد كه در منطقه دنبال مي شود. 1- اولويت سيطره فرهنگي بر سيطره نظامي 2- توجه به كانونهاي سرمايه داري جديد در جهان سوم براي تحقق استعمار 3- كم رنگ كردن نقش دولتها 4- از بين بردن نظم داخلي كشورها از طريق ايجاد شورشهاي جمعي 5- از ميان برداشتن امنيت فردي و اجتماعي 6- يكنواخت كردن دنيا 7- ترويج عناصر فرهنگ بيگانه از طريق جاذبه هاي توليد رسانه اي نظير ماهواره، اينترنت، سينما و... 8- وابستگي اقتصادي و گسترش بازار مصرف 9- گسترش فرآيندهاي فردگرايانه و كم رنگ كردن مشاركت اجتماعي 10- كنترل شديد و زمينه سازي جاسوسي گسترده 11- ايجاد نابرابري افزونتر و ايجاد بحرانهاي اجتماعي و فرهنگي و از خود بيگانگي فردي 12- استفاده از حربه هاي تبليغاتي و تكنيكهاي خاص نفوذ نظير: جنگ رواني، تحريف، ناامني، ايجاد تعارض، اعتبار بخشي كاذب، گسترش فحشا، ارايه نظر به جاي حقيقت، شايعه، سانسور واقعيتها، القاي يأس، مظلوم نمايي، جعل خبر، تضعيف روحيه، ايجاد ترس، تجاهل عمدي و... نگاهي به عملكرد رسانه هاي غربي در توجيه اقدامهاي آمريكايي ها و انگليسي ها و اسرائيلي ها در كنار كشورهاي حامي براي اشغال كشورهاي حوزه خاورميانه مثل افغانستان، عراق، لبنان و... و قهرمانانه جلوه دادن اقدامهاي تروريستي و خرابكارانه آنان در ايجاد تمدن، اخذ حقوق مردم محروم، حمايت از حقوق بشر و... از مثالهاي بارز دنبال شدن سياستهاي استعمار فرانو در منطقه است. رسانه هاي غربي به دنبال قلب واقعيت و وارونه جلوه دادن وقايع در منطقه هستند. شانتاژ واقعيتهاي امروز منطقه به عملكرد دقيق رسانه اي كشور در عرصه داخلي و خارجي نياز دارد. حال در اين فضا به نظر مي رسد تقويت رسانه هاي داخلي اعم از روزنامه ها، خبرگزاريها و شبكه هاي تلويزيوني، كاري بس مهم و تأثيرگذار باشد، زيرا در مقابل غوغاسالاري و فضاي شانتاژي كه رسانه هاي غربي بويژه رسانه هاي آمريكايي - صهيونيستي عليه ايران و ديگر كشورهاي اسلامي به وجود آورده اند، اين افراد نيستند كه مي توانند عرض اندام كنند، بلكه رسانه ها هستند كه مي توانند با توجه به قدرت خود به جهت گستردگي و اعتبار در نزد افكار عمومي جهان، فضاي به وجود آمده را شكسته و واقعيات را آنچنان كه هست، انعكاس دهند. حتي مي توان پا را فراتر از اين گذاشت و نه تنها واقعيتها را در مقابل دروغ پراكني هاي رسانه هاي غربي براي درك افكار عمومي جهان ارايه داد، بلكه توسط همين رسانه ها مي توان روند سياست سازي و آمادگي افكار عمومي داخلي و حتي جهاني را براي اقدامهاي بعدي و رسيدن به بستر مورد نظر فراهم نمود. حقيقت اين است كه در مذاكرات ديپلماتيك، رسانه ها نقش مؤثري را پيش و پس از برگزاري آن ايفا مي كنند و با فضاسازي و به نوعي جنجال رسانه اي، بستر مناسب را براي انجام اين مذاكرات فراهم مي آورند. همچنين، پس از پايان مذاكرات، اين رسانه هاي عمومي كشورها هستند كه بايد دامنه اين روند ديپلماتيك را گسترش داده و به كمك سياستمداران خود بيايند تا با سياستهاي رسانه اي و ارتباطاتي، مكملي براي اجراي سياستهاي سياستمداران خود باشند. با توجه به آنچه گفته شد، نكته حايز اهميت اين است كه امروزه رسانه ها به ابزار مهمي در دست دشمنان تبديل شده اند تا از آن طريق امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران و ديگر كشورهاي منطقه خاورميانه را تهديد كنند و بحرانهاي مختلف را ايجاد نموده و به منازعات داخلي نيز دامن بزنند. مقابله با اين تهديدها در وهله اول نيازمند شناخت آنها و سپس داشتن راهبردهاي مناسبي است كه بحرانها را مديريت نمايد تا نظم جامعه محفوظ باقي بماند. |