تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-09-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 28شهریور ماه 1386

[ هنری ]
 * گفت وگو با «برت راتنر» و «جكي چان» كارگردان و بازيگر «ساعت شلوغي3» ؛ از سيستم فيلمسازي آمريكا متنفرم!
 * نگاهي به سريال تلويزيوني «سال هاي برف و بنفشه» ؛ تاريخ ، بهانه است
 * با سيروس مقدم / كارگردان اين سريال ؛«اغما» به زودي وارد ابعاد ماورائي مي شود
 * فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» نماينده فرانسه در اسكار
 * جشن 110سالگي فالكنر با ماراتن ادبي همراه است
 * دي پالما: بوش از نمايش سربازان زخميش مي ترسد
 * اعضاي شوراي سياستگذاري كنگره شعر دفاع مقدس مشخص شدند
 * روايت زندگي بزرگان ادب در «ستارگان خاموش»
 * عكسهاي ملاقلي پور در فرهنگسراي هنر
 * برپايي شب فريدون مشيري در خانه هنرمندان
 * براي نخستين بار ؛اشعار حافظ از فارسي به زبان سوئدي برگردانده شد

گفت وگو با «برت راتنر» و «جكي چان» كارگردان و بازيگر «ساعت شلوغي3» ؛ از سيستم فيلمسازي آمريكا متنفرم!

 

* اميرمسعود سهيلي

«برت راتنر» يكي از كارگردانان قدرتمند هاليوود است كه علاوه بر سه گانه موفق«ساعت شلوغي»، فيلمهاي«اژدهاي سرخ» و«مردان ايكس» را نيز در كارنامه خود دارد. در آخرين فيلم او «ساعت شلوغي 3»، با وجود اينكه در لحظاتي، فيلم تا حد سريالهاي تلويزيوني تنزل مي كند؛ اما او مي تواند تماشاگران خود را از سينما راضي بيرون بفرستد. «راتنر» جوان، يك فيلمساز موفق و جدي است كه در كارش با كسي شوخي ندارد!
***
* اين كه منتظر «كريس تاكر» (بازيگر سياه پوست فيلم) بمانيد تا پس از ملحق شدن او، پروژه «ساعت شلوغي3» را شروع كنيد، براي شما آزاردهنده نبود؟
** نه، چون من آن موقع مشغول ساخت «مردان ايكس» بودم، طبيعتاً وقتي آن فيلم را مي ساختم، اصلاً به «ساعت شلوغي» فكر نمي كردم. يعني اصلاً به اين فكر نبودم كه: «آه، خداي من! بايد يك ساعت شلوغي ديگر بسازم!» چون من فيلمهاي ديگري در بين اين سه فيلم ساختم. اين اتفاق اصلاً من را اذيت نمي كرد. «جكي چان» هم مشغول كار در پنج فيلم ديگر بود. پس اين طور نبود كه ما دور هم بيكار نشسته باشيم و صبر كنيم تا «ساعت شلوغي» شكل بگيرد!
* به نظر من، شما با ساخت قسمت اول «ساعت شلوغي»، ريسك بزرگي را پذيرفتيد. آيا از اين نمي ترسيديد كه با ساخت سومين قسمت آن، نتوانيد توقعات تماشاگران را بر آورده كنيد؟
** اگر من فقط سري فيلمهاي «ساعت شلوغي» را مي ساختم و بعد دو فيلم «اژدهاي سرخ» و «مردان ايكس» را كارگرداني مي كردم، آن موقع شايد مي شد گفت من عقبگرد داشته ام، اما چون من اين فيلمها را ساخته ام، نمي توان گفت من رو به عقب حركت مي كنم! من واقعاً ساختن فيلمي مثل «ساعت شلوغي» را دوست دارم. حتي، اگر روزي فيلمي بسازم كه جايزه اسكار هم بگيرد، باز هم بر مي گردم و «ساعت شلوغي» ديگري مي سازم؛ همان طور كه اسپيلبرگ برگشت و «اينديانا جونز4» را ساخت!
* فكر نمي كنيد ديگر وقت پايان دادن به «ساعت شلوغي» است؟
** تصميم گرفتن در اين مورد خيلي دشوار است، البته فكرهايي هم در سر داريم! شايد بتوانيم قسمت بعدي آن را هم بسازيم، اما بدون ترديد بعد از سالهاي سال تلاش بسيار...
* از ديدن نام خود به عنوان يك فيلمساز موفق در بين فهرست برترين فيلمسازان سالهاي اخير شگفت زده نشدي؟
** اصلاً گمان نمي كردم به اين موفقيت برسم. پيش از اين مي دانستم كه آينده ام را تماماً به فيلمسازي خواهم پرداخت، اما هيچ وقت فكر نمي كردم فيلمهايم تا اين حد مشهور شوند. احساس غرور مي كنم. راستش، به اين كه فيلمهايم خوب فروش مي كنند و مردم از ديدن آنها لذت مي برند افتخار مي كنم.
* از انتقادهايي كه به اين فيلم شده ناراحتيد؟
** اصلاً. آن هم براي اين فيلم؟ سوگند مي خورم حتي يك لحظه هم به آنها نگاه نكرده ام!
*حالا به نظر مي رسد قسمت بعدي اين فيلم هم بايد جالب از كار دربيايد؟
**خب مسلماً، اما نمي توانم بگويم كه كار آينده ام، قسمت بعدي اين فيلم است، اما بدون ترديد جزء كارهاي بعدي من خواهد بود.
***
اما «جكي چان» هميشه در مصاحبه هايش گفته كه از ساخت سري فيلمهاي «ساعت شلوغي» تنفر دارد، اما او دوباره و اين بار در پاريس براي سومين قسمت اين فيلم حاضر شده. «جكي چان» در طي اين مصاحبه شادتر از هميشه از اتفاقهاي هاليوود سخن مي گويد.
* هميشه مي گفتي كه از «ساعت شلوغي» متنفري؟
** آره، همين گونه است.
* پس هنوز هم از اين فيلم متنفري؟
**نه تنفري كه شما مي گوييد! اوايل، قسمت اول «ساعت شلوغي» را دوست داشتم. چه جوري بگويم؟ نه، تنفر نه... من اعتمادم را به سينماي آمريكا از دست دادم. من دقيقاً نمي دانم مخاطب آمريكايي مرا به خاطر چه چيز دوست دارد! يك روز مدير برنامه هايم از من خواست در اين فيلم بازي كنم، درحالي كه مي دانستم مخاطب آمريكايي اين نوع فيلمها را دوست ندارد. من دروغ نمي گويم. از سيستم فيلم سازي در آمريكا متنفرم! در اين جا من نمي توانم ميز را تكان بدهم يا چيزي را پرتاب كنم و يا حركات رزمي خاصي انجام بدهم. يعني نمي توانم كارهايي كه خودم دوست دارم را در فيلمهايم انجام بدهم! من در فيلمهاي آمريكايي محدود شده ام.
*اما هنوز هم، حركات هيجان برانگيز خاص خودتان در اين فيلمها هم ديده مي شود...
** بله، چون ما مثل «سوپرمن» يا «مرد عنكبوتي» نيستيم !تماشاگر آمده تا «ساعت شلوغي» را ببيند. آنها مي خواهند جكي و كريس را ببينند كه چگونه نسبت به دشمنانشان واكنش نشان مي دهند. آنها آمده اند تا حركات زيركانه جكي و كارهاي خنده دار كريس را ببينند. «ساعت شلوغي2»... هوم، 20ميليون دلار؟«آره، انجامش مي دم»!
«ساعت شلوغي2» براي پول بود، اما «ساعت شلوغي3» براي پول نبود، براي مخاطب بود. وقتي به جايي سفر مي كردم، مردم مرتب مي پرسيدند:«كي ساعت شلوغي3 شروع مي شود؟ كي ساعت شلوغي3شروع مي شود؟...» حالا كم كم فرهنگ آمريكا را مي فهمم! راهش اين است. نه مثل هنگ كنگ.
در هنگ كنگ قدرت، اكشن، كمدي، متن و كيفيت شرط است، اما در آمريكا كيفيت، قدرت، ارتباط، كمدي و بعد اكشن است. روي هم رفته اين دو متفاوتند. وقتي مخاطب اين قدر به يك فيلم علاقه نشان مي دهد، به خودم مي گويم:«پس بهتره انجامش بديم!»
* دشوارترين صحنه فيلم براي شما كدام بود؟
** در حقيقت شما مي توانيد بگوييد «همه آنها» يا بگوييد «هيچ كدام آنها»؛ چون تمام حركات فيلم را خودم انجام مي دهم !ما در بيشتر اوقات جلوه هاي ويژه نداريم. من فقط برخي كارهاي بسيار ابتدايي با اشياي اطرافم مثل ميز، صندلي و امثال آنها انجام مي دهم، كار خارق العاده اي نمي كنم، اما بيننده مي گويد:«اه، ببين! جكي هنوز هم يه كارايي مي كنه!»
* گمان مي كنم پروژه بعدي شما بايد خيلي متفاوت باشد؟
** من به دنبال نقشهاي متفاوت هستم. درست بعد از «ساعت شلوغي2»، به هنگ كنگ برگشتم تا شركت سينمايي ام را راه اندازي كنم و بلافاصله«داستان پليس جديد» راشروع كردم.
در آمريكا هيچ كس به من براي ساخت اين فيلم كمك نكرد. در اين فيلم، من نقش يك پليس افسرده را داشتم كه اعتماد به نفس خود را از دست داده و در تمام طول فيلم گريه مي كند. فيلم اكران شد و موفقيتهايي به دست آورد و من بهترين بازيگر چين شناخته شدم! دومين فيلم «افسانه» بود كه فضايي فانتزي تر داشت. من نقش يك باستان شناس را داشتم، چيزي شبيه«اينديانا جونز». بعد از آن «راب- بي- هود» و«ساعت شلوغي3» و درست بعد از«ساعت شلوغي3» نوبت «قلمروي ممنوعه» شد. «قلمروي ممنوعه»، نسخه چيني «ارباب حلقه ها» ست. من و جت لي در نيويورك... چه شود!
من در اين فيلم، نقش يك راهب رويين تن را بازي مي كنم. انواع مختلف مبارزه و جلوه هاي ويژه، فيلم را بسيار جذاب كرده است. سپس در اكتبر«داستان شينجوكو» را در ژاپن شروع مي كنم كه صحنه هاي رزمي كم و درام سنگيني دارد و بر اساس يك داستان واقعي است. در اول آوريل سال بعد، فيلم جديدي را شروع مي كنم. فيلمنامه آن را خودم نوشته ام و خودم هم قصد كارگرداني اش را دارم. اين فيلم، «عمليات كركس3:زودياك چيني» نام دارد. يك اكشن بزرگ. البته نه يك اكشن صرف، بلكه اكشني در فضايي فانتزي. فعلاً نمي خواهم اطلاعات بيشتري بدهم!
* آيا براي «قلمروي ممنوعه» ادامه اي هم در نظر گرفته ايد؟
** بايد استقبال مردم را ديد.
* كار با «جت لي» چطور است؟
** عالي. من «جت لي» را نزديك به 20 سال است مي شناسم. ما دوستهاي خوبي هستيم، همان طوري كه با «كريس تاكر» رفيق هستم، اما تا به حال با هم كار نكرده بوديم. اين اولين باري است كه رو به روي هم قرار مي گيريم. حس خيلي خوبي دارم؛ مبارزه و زد و خورد كردن با «جت لي!» واقعاً عاليه!
* و «ساعت شلوغي4»؟
** «ساعت شلوغي4»؟صبر مي كنم تا با من تماس بگيرند. من هرگز به آنها زنگ نمي زنم!
* چقدر طول كشيد تا شما كلماتي كه از دهان «كريس» بيرون مي آيد را بفهميد!؟
**2 ماه. البته فقط در«ساعت شلوغي1» اين مشكل وجود داشت. «كريس» گاهي اوقات خيلي تند صحبت مي كند(مي خندد).
* چقدرمي توان به ساخت «عمليات كركس3» اميد داشت؟
** مطمئن باشيد شما اين فيلم را خواهيد ديد. بيش از ده سال است كارگرداني نكرده ام؛البته پشت دوربين به كارگردانهاي فيلمهايم كمك مي كردم، اما وقتش رسيده كه خودم همه چيز را در دست بگيرم.
* مثل اينكه كارگرداني را خيلي دوست داريد؟
** در كارگرداني مي شود همه كار كرد. من مي توانم فكر ها و ايده هايم را در فيلم بگنجانم.
* به نظر مي رسد نگاهتان نسبت به هاليوود بعد از «ساعت شلوغي» تغيير كرده؟
** نه، در حال حاضر در هاليوود خيلي راحت هستم. اوائل كه وارد هاليوود شده بودم، شرايط تفاوت داشت. اعتماد به نفس نداشتم و زبان انگليسي را هم به خوبي نمي فهميدم. اما كم كم شرايط فرق كرد. انگليسي را آرام آرام ياد گرفتم. تا به خودم آمدم، ديدم همه دارند فيلمهاي من را مي بينند، حتي استالونه و اسپيلبرگ !اين باعث شد من اعتماد به نفسم را دوباره به دست بياورم. البته تماشاگران فيلمهايم هم به نوبه خود در اين كار كمكم كردند. وقتي كودكان و نوجواناني را مي ديدم كه با فيلمهاي من بزرگ مي شوند و من را الگو قرار مي دهند، برايم خيلي جذاب بود.
* نزديك 10 سال است كه هنگ كنگ تحت كنترل چين در آمده. آيا اين اتفاق بر روي صنعت سينماي هنگ كنگ هم تأثيري داشته؟
** اوضاع خيلي متفاوت شده. قبل از سال 1997 دولت انگليس به هيچ وجه از فيلمهاي هنگ كنگي حمايت نمي كرد. ما مجبور بوديم موقع فيلمبرداري در خيابانها، دوربين هايمان را مخفي كنيم. پليس با ما همكاري نمي كرد. آنها حتي حاضر نمي شدند براي يك دقيقه خيابان را ببندند! با آن وضع، سالي400 فيلم ساخته مي شد و با اينكه كشور كوچكي داشتيم، سينماي ما بعد از آمريكا و هند، سومين كشور در جهان بود. اما حالا، بعد از سال 1997 دولت چين از ما حمايت مي كند. ما مي توانيم راه را ببنديم و هر كار كه ضروري باشد انجام بدهيم. اما حالا كمتر از 40 فيلم در سال مي سازيم. بيشتر فيلمها با بودجه پايين ساخته مي شوند. قاچاق فيلم، سينما را كشته. من خيلي سعي داشتم به سينماي هنگ كنگ كمك كنم. به همين دليل بود كه به هنگ كنگ برگشتم و يك شركت سينمايي تأسيس كردم. اولين فرماندار هنگ كنگ به من گفت:«جكي، برگرد و كمك كن! در آمريكا نمان.» من برگشتم و فيلمهايي مثل «افسانه»، «راب- بي- هود» و«داستان پليس جديد» را ساختم، اما اين كار هم نتوانست به بهتر شدن اوضاع كمك كند. فيلم، روز اول روي پرده مي رفت، روز دوم نسخه قاچاق آن همه جا پر شده بود، آن هم فقط با 50سنت!

  


نگاهي به سريال تلويزيوني «سال هاي برف و بنفشه» ؛ تاريخ ، بهانه است

 


* نرگس خرقاني

ساخت سريال تاريخي، در مقايسه با سريالهاي ديگري كه براي تلويزيون ساخته مي شود، كار دشوارتري است و يكي از اين



سريالهايي كه جديداً به عنوان سريال تاريخي از تلويزيون پخش مي شود، مجموعه «سالهاي برف و بنفشه» است.
مهمترين نكته اي كه در خصوص توليد و پخش چنين سريالي بايد در نظر داشت، نمايش اتفاقاتي است كه در خرداد ماه سال 42 رخ داد و حوادثي كه پيرامون اين واقعه مهم تاريخي شكل گرفت.
با توجه به اينكه بسياري از تاريخ نگاران معتقدند كه نطفه انقلاب سال 1357 ايران در واقعه 15 خرداد سال 42 شكل گرفت، اما اينكه تا به حال فيلمي در اين رابطه ساخته نشده، نشانه ضعف بزرگ فيلمسازان ما در اين عرصه است.
شايد برخي از منتقدان سختگير از اين سريال انتقاد كنند كه اين فيلم بيش از اينكه به حوادث 15 خرداد سال 42 و روزهاي نزديك به آن پرداخته باشد، با ايجاد يك مثلث عشقي يا كينه جويي هاي يك تيمسار ارتش، به داستان سازي و پيشبرد داستان سريال پرداخته است. البته تا حدي مي توان اين ايراد را بر سريال وارد دانست، اما بايد پذيرفت كه فيلم تاريخي، كتاب تاريخ نيست و مخاطبان يك سريال تلويزيوني نيز آنقدر با حوصله نيستند كه حوادث تاريخي را دقيقاً آن گونه كه اتفاق افتاده، دنبال كنند. بنابراين يك اصل همواره در ساخت چنين فيلمها يا سريالهايي وجود دارد و آن، ايجاد جذابيت حاشيه اي يك داستان تاريخي براي مخاطب عام است و وجود داستانهاي فرعي تا حد زيادي اين جذابيت را ايجاد مي كند، بخصوص اينكه پاي داستاني عاشقانه در ميان باشد. سريال «سالهاي برف و بنفشه» نيز با ايجاد چند داستان فرعي در كنار داستان اصلي خود سعي كرده تا بيننده را تا هر جا كه مي تواند با خود همراه كند.
نكته اي كه در خصوص داستان اصلي اين سريال مي توان ذكر كرد، آن است كه ماجراهاي مربوط به قيام پانزده خرداد، جزو داستانهاي فرعي سريال قرار گرفته و داستان زندگي مهندس فلاح و حوادثي كه براي او در مواجهه با آدمهاي مختلف ايجاد مي شود، داستان اصلي سريال واقع شده؛ يعني قيام 15 خرداد سال 42، دستمايه اي است كه بر زندگي شخصيت اصلي سريال اثر گذار مي شود و براي او تعيين مسير مي كند.
هر چند كه پرداختن به يك مقطع تاريخي مشخص در تاريخ سياسي اجتماعي ايران در صدا و سيما و در يك سريال تلويزيوني، اتفاق فرخنده اي است كه تا قبل از اين كمتر به آن پرداخته شده بود، اما اين سريال نيز چندان بدون اشكال نيست. نخستين اشكالي كه در اين سريال بيش از همه به چشم مي آيد، مربوط به گريم ها، فضاها و لباسهاي شخصيتهاي سريال است. در طراحي لباس و صحنه اين سريال به هيچ وجه دقت نظر لازم انجام نگرفته و در بسياري از موارد، تطابق تاريخي طراحي لباسها با آن مقطع تاريخي به چشم مي آيد.
به طور مثال در صحنه اي كه يك موتورسيكلت سوار براي گمراه كردن مأموران، مقابل خانه مهندس فلاح مي ايستد، موتورسيكلتي كه در اين صحنه به كار گرفته شده، كاملاً امروزي است و هيچ شباهتي به موتورسيكلت چهل و چهار سال پيش ندارد. گريم چهره شخصيتهاي سريال نيز هيچ شباهتي به آرايش مو و صورت در دهه 40 ندارد و بيننده در برخي موارد احساس مي كند كه شاهد داستاني است كه در روزگار معاصر اتفاق مي افتد.
شخصيت پردازي در اين سريال نيز بسيار ابتدايي و خام دستانه است، چون آدمهاي خوب، بيش از اندازه خوب و سفيد هستند و آدمهاي بد، بيش از اندازه بد و سياه و در اين ميان خبري از شخصيتهاي خاكستري نيست، در حالي كه در دنياي واقعي شخصيت آدمها به اين شكل و با اين كنتراست به چشم نمي آيند و با توجه به فضاي رئاليستي سريال، انتظار مي رفت كه به اين موضوع بيشتر توجه شود .
هر چند وجود يك پيش زمينه تاريخي براي اين شخصيتها تا حدي ايجاد هويت كرده است كه اين مورد نيز، بيشتر مربوط به فضاي تاريخي فيلم است و همين پيش زمينه باعث شده كه بر خلاف بسياري از سريالهايي كه هم اكنون از تلويزيون پخش مي شود و در آن همه چيز بدون شناسنامه است، همين فضاي تاريخي بتواند شناسنامه جغرافيايي و تاريخي مناسبي براي شخصيتهايش ايجاد كند تا شخصيتها بُعد بيشتري پيدا كنند .
با اين حال در برخي موارد، شخصيتهاي كليدي بخوبي تعريف نشده اند؛ به طور مثال شخصيت انقلابي كه وارد روستا مي شود و سعي در آگاهي دادن به مردم دارد، بي هويت به نظر مي رسد و توضيحات كافي درباره زندگي گذشته او به بيننده داده نمي شود و شخصيت او بيش از اينكه انقلابي به نظر برسد، شبيه يك آشوبگر تصوير شده است. در خصوص اهداف او نيز توضيح درستي داده نشده و مشخص نمي شود كه چرا مردم تا اين اندازه تحت تأثير او قرار مي گيرند. به بيان ديگر، شخصيت انقلابي فيلم كه شخصيتي كليدي در سريال به شمار مي رود، بسيار ناشناس به نظر مي رسد و به هيچ وجه جذابيتهاي لازم براي باورپذيري نقش خود در نزد مخاطب را نمي يابد.
از حيث بازي نيز، سريال با افت و خيزهاي زيادي همراه است. به طور مثال جهانگير الماسي به عنوان منفي ترين شخصيت سريال بر خلاف شخصيتهاي مثبت آن (از جمله «سام درخشان» كه بازي بسيار سطحي و بدي دارد) بازي قابل قبول و جذابي از خود به نمايش مي گذارد؛ يعني آن طور كه بر روي شخصيتهاي منفي سريال مانور داده شده، شخصيتهاي مثبت، فقط خوبند. همين!
به طور مثال درباره سالهاي تحصيل مهندس فلاح در خارج از كشور هيچ توضيحي داده نمي شود و يا در نوع رفتار او و گفتارش بسختي مي توان يك مهندس از خارج برگشته را تشخيص داد.
بدون شك اگر تحقيقات تاريخي بيشتري براي ساخت اين سريال انجام مي گرفت و در طراحي صحنه و دكور آن دقت نظر بيشتري اعمال مي شد، سريال «سالهاي برف و بنفشه» مي توانست كار بسيار بهتري باشد و تبديل به اثري ماندگار در تلويزيون شود.

  


با سيروس مقدم / كارگردان اين سريال ؛«اغما» به زودي وارد ابعاد ماورائي مي شود

 

گروه هنر - بهار دوست: تلويزيون امسال هم مانند سالهاي گذشته سريالهاي مختلفي را براي ايام و شبهاي ماه مبارك رمضان در نظر



گرفته كه هر كدام به فراخور موضوع، عده اي از بينندگان را با خود همراه مي كنند.شبكه اول هم از اين قاعده مستثنا نيست. امسال شبكه ملي با سريال «اغما» هر شب رأس ساعت  35/19 و براي 35 دقيقه مهمان خانه هاي شماست. به اين بهانه صحبتي كوتاه داشتيم با سيروس مقدم كارگردان اين مجموعه كه با وجود زمان كم توضيحاتي درباره اين سريال ارائه داد.
وي در خصوص كليت اين سريال به خبرنگار ما گفت: تصويربرداري «اغما»، 30 خرداد و براساس نوشته اي از «داريوش مختاري» آغاز شد كه البته اين بخشها قسمت به قسمت توسط آقاي مختاري بازنويسي مي شود.
وي ادامه داد: اين كار در ابتدا براي 30 شب در نظر گرفته شد، ولي در حال حاضر به اين نتيجه رسيده ايم كه تا جايي كه داستان گنجايش و جاي كار داشته باشد پيش خواهيم رفت.مقدم افزود: گروه با روزي 12 ساعت فيلمبرداري در حالي كه روز ششم ماه مبارك رمضان را پشت سر مي گذاريم تقريباً 20 قسمت از كل كار را بسته اند و ما در حال گرفتن قسمت بيست و يكم اين سريال هستيم.
مقدم كه كارگرداني سريال نرگس را در كارنامه دارد، ادامه داد: همان طور كه مي دانيد سريال «اغما» داستان دكتر «طه پژوهان» با بازي امين تارخ را دنبال مي كند كه يك پزشك فوق تخصص جراحي مغز و اعصاب است. او كه به دليل انجام جراحيهاي موفقيت آميز روي رزمندگان به پنجه طلايي مشهور است براي جراحي بيماري حاد همسرش «شيرين بينا» سر دوراهي قرار مي گيرد و ...
وي افزود: ما در سه لوكيشن فيكس، بيمارستان، منزل دكتر پژوهان و چند روزي هم هست كه در لوكيشني به نام «خانه باغ» فيلمبرداري مي كنيم. البته فيلمنامه مجموعه هنوز به پايان نرسيده و ما همزمان با پيشرفت فيلمنامه كار تصويربرداري را ادامه مي دهيم.
وي گفت: با توجه به اين نكته ما به طور حتم با كمبود زمان مواجه خواهيم بود و بدون ترديد تا پايان ماه رمضان درگير اين سريال خواهيم بود، به گونه اي كه مثلاً آقاي تارخ به عنوان بازيگر اصلي سريال تا عصر روز عيد فطر براي بازي در اين جريان قرارداد دارند. يعني شايد ما مجبور باشيم حتي در آن روز دو پلان باقي مانده را هم تصوير برداري كنيم.وي در پايان ضمن ابراز اميدواري از اينكه اين سريال بتواند نظر بينندگان شبكه يك را جلب كند، گفت: ما تمام تلاشمان را كرده ايم و اميدواريم اين سريال لحظات خوبي را براي بينندگان فراهم كند و به شما مژده مي دهم در چند قسمت آينده، اين كار وارد بعد ماورائي داستان مي شود و بي ترديد جذاب تر خواهد شد.

  


فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» نماينده فرانسه در اسكار

 

فارس: مقامات سينمايي فرانسه، فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» ساخته «مرجانه ساتراپي» و «وينسنت پارونود»، را به عنوان نماينده اين كشور در اين دوره از رقابتهاي اسكار معرفي كردند.«مرجانه ساتراپي» در كنار همكار فرانسوي خود «وينسنت پارونود» در اين فيلم فضاي پس از انقلاب را، فضايي خفقان آور ترسيم نموده است، تا آنجا كه اين فيلم با مخالفت شديد مقامات ايراني روبه رو شد ولي برگزاركنندگان جشنواره كن بي تفاوت نسبت به اين اعتراضات نه تنها اين انيميشن ضد ايراني را در جشنواره به نمايش درآوردند بلكه جايزه هيأت داوران را به او اعطا كردند.

  


جشن 110سالگي فالكنر با ماراتن ادبي همراه است

 

ايسنا: به مناسبت يكصدودهمين سال روز تولد «ويليام فالكنر»- نويسنده  سرشناس آمريكايي - يكي از معروفترين رمانهاي او، «برخيز اي موسي»، در مراسمي در 25 سپتامبر خوانده مي شود.اين مراسم كتابخواني در آخرين خانه  فالكنر انجام خواهد شد و به گفته برگزاركنندگان، براي به پايان رسيدن اين رمان  400صفحه اي به 60 نفر احتياج است.فالكنر در سال  1930  خانه  يادشده را كه در نزديكي دانشگاه مي سي سي پي است، خريداري كرد و پس از بازسازي آن، حرفه  نويسندگي را آغاز كرد. او بيشتر رمانهايش را در دهه  30 ميلادي نوشت و در سال  1962 درگذشت.اين خانه كه اكنون به موزه تبديل شده، كاملاً با اثاثيه  زمان حيات فالكنر از جمله كتابهاي موجود در كتابخانه اش تزيين شده است.

  


دي پالما: بوش از نمايش سربازان زخميش مي ترسد

 

فارس: «برايان دي پالما»، كارگردان هاليوودي مخالف سياستهاي جنگ طلبانه بوش گفت: بوش از اينكه كسي فيلمي درباره يك سرباز زخمي  ببيند، مي ترسد.به گزارش روزنامه فيلادلفيا ديلي نيوز، «برايان دي پالما»، كارگردان فيلم ضد جنگ «آماده شده» درباره هدف خود از ساخت چنين فيلمي گفت: تنها هدف من از ساخت اين فيلم تحت تأثير قرار دادن سياستمداران براي خاتمه دادن به اين جنگ است.وي افزود: در ويتنام حقيقتاً تصاويري مي بينيم كه مردم را نسبت به شكنجه ها و كشتارهايي كه در اين جنگ انجام داده ايم، متأثر مي كند و در مورد جنگ عراق بايد بگويم كه اين جنگ براي نفت است و فيلمها همان  چيزهايي هستند كه اين جنگ را متوقف خواهند كرد.

  


اعضاي شوراي سياستگذاري كنگره شعر دفاع مقدس مشخص شدند

 

گروه هنر: اعضاي شوراي عالي سياستگذاري شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس معرفي شدند.
به گزارش ستاد خبري شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس، حميد حسام معاون ادبيات و انتشارات بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس طي حكمي جواد محقق، حميد رضا شكارسري ، علي محمد مؤدب، زهير توكلي و كاظم رستمي را به عنوان اعضاي شوراي عالي سياستگذاري كنگره سراسري شعر دفاع مقدس منصوب كرد.اين شورا كه رياست آن را حميد حسام برعهده خواهد داشت، وظيفه رصد جريانات شعري را برعهده دارند تا متناسب با آن راهكارهاي جديدي را براي برگزاري هرچه بهتر كنگره هاي سراسري شعر دفاع مقدس ارايه دهند. از ديگر وظايف اين شورا مي توان به بررسي پيشنهادات، مسايل اجرايي و علمي اشاره كرد. دبيري شانزدهمين دوره از كنگره سراسري شعر دفاع مقدس برعهده عبدالجبار كاكايي است و اين كنگره قرار است كه در استان ايلام برگزار شود.

  


روايت زندگي بزرگان ادب در «ستارگان خاموش»

 

مهر: گروه ادب و هنر شبكه دو زندگي بزرگان ادب و هنر ايران همچون علي اكبر دهخدا، جلال آل احمد، ميرعماد، پروين اعتصامي و دكتر معين را در قالب پنج تله فيلم با نام «ستارگان خاموش» روايت مي كند.
علي لدني تهيه كننده اين تله فيلمها گفت: سال گذشته طرحي به شبكه دو داديم تا با همكاري آنها زندگي انديشمندان معاصر كشور را در قالب تله فيلم به تصوير بكشيم. برهمين اساس فهرستي از آنها تهيه كرديم و در اختيار شبكه گذاشتيم. كه با ساخت فيلم زندگي پروين، دهخدا، جلال، ميرعماد و دكتر معين موافقت شد.
لدني در پايان اعلام كرد قصد دارد زندگي ساير انديشمندان ايراني را نيز به تصوير بكشد كه اين امر پس از ساخت تله فيلمهاي «ستارگان خاموش» محقق خواهد شد. در فيلم «دهخدا» كه اين روزها مراحل پاياني پيش توليد را سپري مي كند، سعيد نيكپور ايفاگر نقش دهخداست و در فيلم «پروين اعتصامي» نيز قرار است شقايق فراهاني نقش اين شاعره را ايفا كند.

  


عكسهاي ملاقلي پور در فرهنگسراي هنر

 

گروه هنر: عكسهاي ملاقلي پور فيلمساز فقيد سينماي كشور در نمايشگاه عكس لشكريان محمد رسول ا...(ص) در فرهنگسراي هنر به نمايش گذاشته شد.
اين نمايشگاه شامل 110 قطعه عكس از آثار عكاسان صاحب نامي چون اميرعلي جواديان، محمود كلاري، محمد بدرفر، سعيد صادقي، حسين حيدري و مرحوم رسول ملاقلي پور از دوران هشت سال دفاع مقدس است.نمايشگاه عكس لشكريان محمدرسول ا... (ص) به همت آژانس عكس ايران وابسته به انجمن سينماي جوانان ايران و با همكاري فرهنگسراي هنر در محل فرهنگسراي هنر از 24 شهريور برپا شده و تا 14 مهرماه ادامه خواهد داشت.

  


برپايي شب فريدون مشيري در خانه هنرمندان

 

اميد: شب «فريدون مشيري» در آستانه سالروز تولدش با حضور «غلامحسين اميرخاني»، «فرهاد فخرالديني»، «همايون خرم» و «رضا سيد حسيني» برگزار مي شود.
مجله بخارا با همكاري نشر ثالث و نشر چشمه در سالروز تولد «فريدون مشيري» اقدام به برگزاري «شب مشيري» كرده است.اين برنامه ساعت 17 پنجشنبه 29 شهريورماه در خانه هنرمندان ايران برگزار مي شود.گفتني است فريدون مشيري متولد 30 شهريورماه 1305 است و جمعه اين هفته، هشتاد و يكمين سالروز تولد اوست.

  


براي نخستين بار ؛اشعار حافظ از فارسي به زبان سوئدي برگردانده شد

 

مهر: دو مجموعه از شعرهاي حافظ - شاعر و غزلسراي قرن هشتم ايران - با ترجمه فاطمه بهروز و اشك دالن به زبان سوئدي منتشر شد. يكي از اين دو مجموعه «نفس باد صبا» stanvindens ande نام دارد كه توسط «فاطمه بهروز» - داستان  نويس و مترجم ساكن سوئد - ترجمه شده است.
اين كتاب 111 غزل حافظ را دربر مي گيرد.مجموعه ديگر با عنوان «شعرهاي حافظ« Hafiz dikter»را اشك دالن»- پژوهشگر و مترجم سوئدي ايراني - ترجمه كرده كه شامل 55 غزل است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com