تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-09-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 1مهر ماه 1386


سازمان ملل و مسؤوليت سنگين اعضا

 

* غلامرضا قلندريان

محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري كشورمان امروز يكشنبه اول مهر ماه براي شركت در اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد همراه هيأتي عالي رتبه عازم نيويورك مي شود.
رئيس جمهوري كشورمان در سفر به نيويورك علاوه بر سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل با تني چند از رؤساي جمهوري كشورها ديدار و گفتگو خواهد كرد.
اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل فرصتي است تا كشورها براي برون رفت از بن بستهاي موجود مواضع و ساز و كار خود را ارايه كنند. اجلاس مذكور در حالي برگزار مي گردد كه جهانيان با چالشهاي سختي مانند ريشه كني فقر، دستيابي به توسعه پايدار، اصلاح اين نهاد بين المللي و مبارزه با تروريسم دست و پنجه نرم مي كنند. هدف اعضا از اين گردهمايي ارايه مكانيزم مناسبي براي حل معضلات بشر و فعال كردن نقش سازمان ملل مي باشد كه در شرايط فعلي به فراموشي سپرده شده است.
جمهوري اسلامي ايران نيز به عنوان يكي از اعضاي اين سازمان بين المللي باتوجه به انگاره ها و ايستارهاي ايدئولوژيك خود كه رويكرد انسان محوري و عدالت طلبي دارد، ديدگاههاي انقلاب اسلامي را در محضر نمايندگان جهانيان اعلام و با روشنگري و بيان واقعيتهاي جامعه بشري، ملتها را به سوي همگرايي جهت تحقق اهداف سازمان ملل براساس فلسفه وجودي اين سازمان فرا مي خواند.
واقعيت آن است كه از بدو تشكيل سازمان مذكور متاسفانه بدليل هژموني قدرتهاي سلطه طلب كه محصول نظام دو قطبي بود و بعد از آن نيز در قالب نظم نوين جهاني منافع و سرمايه هاي ملتها، قرباني زياده طلبي هاي اين قدرتها شد، به گونه اي كه فقدان مشي استقلال طلبانه كشورها را در عرصه تعاملات بين المللي به عنوان متغير تابعي از قدرتهاي فرادست قرار داده است.
ادبيات حاكم بر مناسبات جهاني، سازمان ملل را نيز به سازمان برخي دول تبديل نموده است؛ همانگونه كه شهروندان جهاني افق كاركردي اين سازمان را بي رمق و ساختار حقوقي اين مجموعه جهاني را نمادي از آرمان غيرقابل حصول مي دانند.
مايكل گلنون استاد برجسته حقوق بين الملل دانشگاه فلچر معتقد است: «معبد عظيم سازمان ملل بر بنيانهاي متزلزلي استوار است، زيرا با گذشت بيش از 89 سال از اصول چهارده گانه ويلسون بايد از جدي ترين تعهدها در زمينه حقوق بين الملل، با ايما و اشاره، آن هم در پيمانهاي سري ياد شود.»
گلنون تصريح مي كند: «امروزه هژموني و سيطره آمريكا، كارآيي سازمان ملل را از بين برده است همانگونه كه نظام دو قطبي در دوران جنگ سرد آن را ايجاد كرده بود.»
زماني كه جرج دبليو بوش اعلام كرد: «سازمان ملل صرفاً مجمعي است براي مذاكرات نامربوط و بي تأثير» به همگان ثابت شد ، اين سازمان از مسير اوليه و اصلي خود كه براي تأمين صلح و ثبات تشكيل شده است فاصله گرفته و تبديل به يكي از زير شاخه هاي بروكراسي آمريكا شده است.
دكتر احمدي نژاد در اين نشست، همچون گذشته با صلابت و اقتدار مواضع نظام جمهوري اسلامي را به گوش جهانيان خواهد رساند، تا شايد آنها نيز در راستاي احياي نقش اين مجموعه عظيم جهاني گامهايي را بردارند.
رئيس جمهوري اسلامي ايران به طور قطع نظر اعضا را به سوي يكجانبه گرايي ايالات متحده سوق خواهد داد كه در سالهاي اخير نقش اين سازمان جهاني را در حد يكي از بخشهاي وزارت امور خارجه اين كشور تنزل داده است.
هنگامي كه جرج دبليو بوش، در نشست مجمع عمومي سازمان ملل با اعلام مواضع كشورش در قبال عراق اين سازمان را تشويق نمود كه بغداد را خلع سلاح نمايد، اعلام نمود: «ما براي تصويب قطعنامه هاي لازم در اين مورد با سازمان ملل همكاري خواهيم كرد، چنانچه اين سازمان همكاريهاي لازم با ايالات متحده را انجام ندهد، دولت آمريكا به تنهايي وارد عمل خواهد شد.»
يك ماه بعد، تهديدهاي واشنگتن صورت جدي تري به خود گرفت و كنگره آمريكا به بوش اختيار داد حتي در صورت موافقت نكردن سازمان ملل، به زور متوسل شود و در نهايت، بوش در اظهارنظري اعلام كرد: «اگر سازمان ملل قصد يا جرأت خلع سلاح صدام را ندارد، دولت ايالات متحده به تنهايي ائتلافي را براي تحقق اين امر رهبري خواهد كرد».
تحليل رفتار آمريكا در قبال سازمان ملل به ويژه پس از حوادث 11 سپتامبر بيانگر تحميل نظرات دولت آمريكا به سازمان ملل مي باشد. به عبارت ديگر، ارزيابي رفتار اين سازمان در بحرانهاي جهاني پس از فروپاشي شوروي، نشان دهنده تحميل اراده آمريكا به اين سازمان است.
اكنون كه جهان با بحرانهايي نظير عراق، افغانستان، فلسطين، لبنان و ... روبه رو است انتظار افكارعمومي جهان ارايه راهكار لازم از سوي سازمان ملل امري غيرطبيعي نيست، ولي اين ساختار بين المللي تاكنون به دليل اعمال نفوذ ابرقدرتها از انجام تعهداتش عاجز بوده است.
آمريكاييها كه با هدف واهي -از بين بردن سلاحهاي كشتار جمعي و ساقط نمودن صدام- وارد عراق شدند، نه تنها مشكل مردم اين كشور حل نشد، بلكه به مراتب بدتر شد، به گونه اي كه بيش از 700 هزار عراقي به كام مرگ رفتند و اين نتيجه فقدان ضمانتهاي اجرايي قوي سازمان ملل است كه آمريكا را در زير پا گذاشتن قواعد بين المللي ترغيب نموده است.
در شرايطي كه فرصت چنين نشستي فراهم شده است، بايد سران كشورها از بدتر شدن اوضاع جلوگيري كنند تا بتوان جهاني امن با ميزباني اين سازمان را شاهد بود؛ امروز بسياري از بحرانها در صورت وجود يك مرجع حقوقي عادلانه درعين حال آمرانه قابل پيشگيري و پيگيري مي باشد.
فلسفه وجودي سازمان ملل تأمين امنيت و صلح بين المللي است تا بشر بار ديگر شاهد جنگهاي خونين نيمه اول قرن بيستم نباشد، ولي وقوع درگيريهاي منطقه اي و جهاني خود ساخته صاحبان و بانيان سازمان ملل، نفس وجودي اين سازمان را با ترديدهاي جدي مواجه ساخته است. انتظار ملل محروم از اين نهاد بين المللي احياي نقش تعريف شده آن مي باشد كه با ارايه راهبرد در وهله نخست از وقوع جنگها پيشگيري و درصورت جنگ در سريعترين زمان ممكن از گسترش دامنه نبردها جلوگيري نمايد.
شايسته است، نمايندگان كشورها بر اساس نياز امروزه بشر به صلح و ثبات جهاني، با ارايه ساز و كارهاي منطقي از زياده خواهي قدرتهاي جهاني جلوگيري نموده و همراه با جمهوري اسلامي، ضمن همكاري و همراهي با اين سازمان، در اصلاح ساختار آن بكوشند تا اين مجموعه حقوقي از سيطره قدرتهاي سلطه گر خارج شده و در خدمت منافع ملتهاي محروم و ستمديده قرار گيرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com