تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-09-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 1مهر ماه 1386

[ ورود آزاد ]
 * يك گزارش دانشجويي به همراه دستورالعمل كاربردي زندگي در خوابگاه ؛
زندگي در خوابگاه ؛ شمارش معكوس شروع مي شود!
 * بوي پاييز، بوي اول مهر
 * بزرگترين دغدغه هاي جوانان امروز از نگاه يك مخترع جوان ؛ ازدواج، اشتغال و مسكن
 * دكتر افروز به «اول مهري»ها توصيه مي كند ياد خدا را فراموش نكنند؛
دوستانم از آرامش من تعجب مي كردند
 * پرويز پرستويي اين ستون را به برادر شهيدش و تمام همرزمان او تقديم كرد؛
شهدا اجر خاصي پيش خدا دارند!
 * پرواز بر قله هاي كشتي جهان
 * حرفهايي براي نگفتن
 * خبر مبر

يك گزارش دانشجويي به همراه دستورالعمل كاربردي زندگي در خوابگاه ؛
زندگي در خوابگاه ؛ شمارش معكوس شروع مي شود!

 

الهام ظريفيان

يادش بخير آن سالها كه اول مهر از ذوق مدرسه و خريدن وسايل نو شب خوابمان نمي برد، حالا شروع سال تحصيلي براي بسياري از



آن بچه مدرسه اي هاي شاد و بي خيال فقط غصه كتاب و دفتر نو نيست. شهريه دانشگاه، انتخاب واحد و هزار تا دغدغه ديگر كه هر كدام به تنهايي بلدند چه جوري خوشي تابستان را از دماغ آدم در بياورند. اما از همه اينها مهمتر مسأله اي است كه نه فقط دانشجوها، بلكه خانواده هاي آنان را نيز در گير و دار خود مي كشاند :گير آوردن خوابگاه!
***
به گواهي تاريخ نويسان، زندگي دانشجويي بر دو قسم است :زندگي خوابگاهي و غير خوابگاهي. آناني كه توي شهر خودشان هر روز صبح سوئيچ ماشين پدر جان را كش مي روند و مي آيند جلو در دانشگاه پزش را مي دهند كه اين جور وقتها غصه اي را ندارند. انتخاب واحدشان را مي كنند و مي روند سر كلاسشان. اما آناني كه خوابگاهي اند و از شهريور به بعد شبها كابوس خوابگاه گير نياوردن را مي بينند، اوضاع برايشان كمي متفاوت است، بخصوص اگر ترم اولي باشند!
فاطمه يكي از آنهاست كه امسال با هزار ذوق و شوق دانشگاه قبول شده و چمدان سفر بسته است. فاطمه آنقدر از اين قبولي خوشحال است كه به هيچ چيز ديگر به غير از ثبت نام و رفتن به دانشگاه فكر نمي كند. او در رشته مامايي دانشگاه آزاد واحد گناباد قبول شده و به اتفاق مادر و برادرش آماده شده كه به اين شهرستان برود. او در مورد اينكه چه تصوري از زندگي خوابگاهي دارد، مي گويد :هيچي !فقط مي دانم كه بايد از خانواده ام دور باشم. مي گويم :تا حالا شده كه از خانواده دور شده باشي و خودت، خودت را راه ببري؟
مي گويد :نه !من اصولاً آدم وابسته اي از لحاظ مسايل شخصي نبوده ام. گمان مي كنم بتوانم گليم خودم را از آب بكشم!
مرضيه سال سوم دانشگاه است، اما خوابگاهي نيست. او مي گويد :سال اولي كه دانشگاه قبول شدم، اصلاً گمان نمي كردم كه توي شهر خودم قبول شوم. مطمئن بودم كه يا اصفهان يا شيراز، مسافر يكي از اين شهرها مي شوم. فهرست وسايلي را كه براي سفر بايد مي خريدم، را تهيه كرده بودم. حتي چمدان هم خريده بودم. راستش يك جورهايي خودم هم دوست داشتم كه به يك شهر ديگر بروم، اما قسمت نشد ديگر!
مجيد سال دوم رشته برق است و اهل كرمانشاه و او مي گويد كه خوشبختانه امسال از لحاظ خوابگاه مشكلي نداشته و راحت گير آورده است، اما سال گذشته؛ يعني وقتي ترم اولي بوده، مكافاتي داشته است. امسال خودش وارد شده كه بايد چه كار بكند. او در مورد زندگي خوابگاهي مي گويد :زندگي خوابگاهي يعني املت، خيارشور و بوي جوراب!
حبيبه چند ترمي هست كه دارد با زندگي خوابگاهي دست و پنجه نرم مي كند. او مي گويد: اوايل ترم اول با چند تا ترم بالايي هم اتاق بوديم. يكي شون كه بعداً با هم دوست شديم، مي گفت زندگي با چند تا دوست همسن و سال خوش مي گذره، اما حواست باشه كه زياد به كسي رو ندي! مي گفت من اولش اينقدر با بچه ها راحت رفتار مي كردم كه بعد يه مدت احساس كردم، داره از اين اخلاقم سوءاستفاده مي شه. من شده بودم آشپز و بقيه بخور و بخواب! براي همين هم من از همان اول سعي كردم به نصيحت دوستم عمل كنم!
* چند دستورالعمل ضروري براي آنها كه ساكن كوي خوابگاهند!
1. سعي كنيد با كساني هم اتاق بشويد كه از يك شهر و ترجيحاً از يك طبقه فرهنگي و اجتماعي باشند.
2. قوانيني را كه از ابتدا با هم مي گذاريد، را جدي بگيريد تا بعداً كه صميمي شديد از جلوي هم در نياييد.
3. در شستن جورابهايتان در اسرع وقت بكوشيد!
4. خودتان را موقع آماده كردن سفره افطار به خواب نزنيد. عواقب احتمالي از سوي هم اتاقي ها بر عهده خودتان خواهد بود!
5. سعي كنيد با هم اتاقي هايتان همدل باشيد و از چند جريانه شدن توي خوابگاه جلوگيري كنيد. اين نكته بخصوص در ايام امتحانات به دردتان مي خورد. مثلاً شما مي خواهيد درس بخوانيد، آن يكي مي خواهد موسيقي گوش كند، آن يكي هم هوس كرده با صداي بلند شعر بخواند!

  


بوي پاييز، بوي اول مهر

 

1. روزها كوتاه شده .آنقدر كه اگر مثل قبل تا لنگ ظهربخواهي بخوابي، مي بيني تمام روز را در خواب بوده اي .آفتاب ديگر صبح ها



دامنش را توي حياط پهن نمي كند، حالا حرير نازكي روي درختها و موزاييكها و روي ديوار سيماني حياط مي كشد و بادي مي آيد حرير نازكش را تكان مي دهد .چقدر شيرين است بازي باد پاييز با حرير نازك آفتاب توي حياط. آن وقت برگهاي درختها هم ذوق زده مي شوند و خودشان را با هلهله پرت مي كنند پايين .چه نمايشي شده است توي حياط، بلند شو پرده را كنار بزن!
2 .باد سرد پاييز كم كم به در مي كوبد .هنوز توي خاطرات سياه و سفيد ما دهه شصتي ها روزهايي پيدا مي شود كه بوي بخاري نفتي مي دهد .اولين باد سردي كه مي زد پدر بخاري نفتي را از توي انباري مي آورد و مي گفت :«بايد راش بندازيم، بچه ها مي رن مدرسه سرما مي خورن!» روزهايش خاموش بود، اما شبها پدر گالن نفت را خالي مي كرد توي مخزن بخاري و بعد تنظيمش مي كرد كه هر 10تا بشمريم يك قطره بچكد .بوي پاييز....
3 .هميشه بوي كيف و كفش نو نبود .يك سال در ميان يا اگر جنس لباسها و كيفمان خيلي خوب بود، دو سال در ميان .شب اول مهر لباسهاي نو، كيف نو، كفش نو .آنقدر بو مي كشيديم كه تا صبح خوابمان نمي برد .بوي دفترهاي 40برگ و 60برگ تعاوني، بوي جامدادي قرمز پلاستيكي، بوي ليوان و حوله ....بوي ميز و نيمكتهاي چوبي.... چقدر خاطره سياه و سفيد توي يك روز جا شده اند، روز اول مهر!
.4بلند شو پنجره را باز كن و پاييز را با همه خاطرات سياه و سفيدش توي خانه ات جا بده .آفتاب با حرير نازكش آمده و هوس بازي دارد، چه كسي هر روز ظهر پشت به ديوار سيماني حياط مي دهد و زير حرير گرم آفتاب خاطرات دهه شصتش را كه بوي نفت مي دهد و بوي كاغذ دفترهاي تعاوني نو، زير و رو مي كند؟
الهه نيك نژاد

  


بزرگترين دغدغه هاي جوانان امروز از نگاه يك مخترع جوان ؛ ازدواج، اشتغال و مسكن

 

خيلي از ما براي خواندن مصاحبه يك هنرپيشه يا يك بازيكن فوتبال هميشه اشتياق كافي داريم، اما شايد صحبت با يك مخترع آن هم



از نوع جوانش كه 5يا 6اختراع داشته كه يكي اش در مرحله توليد انبوه است و چهار پنج تاي ديگرش توي نوبت ثبت اختراع، جذابيت ظاهري دو مورد قبلي را نداشته باشد، به هر حال همينطور كه گلزدن يك فوتباليست يا سيمرغ گرفتن يك هنرپيشه جذاب است، افتخار كردن به مخترعان جواني مثل امين پرهيزگار هم خالي از لطف نيست .
امين پرهيزگار متولد سال 1361است .از اوايل دبيرستان به برق و الكترونيك علاقه مند بوده و تحصيلات دانشگاهي اش را در همين رشته به پايان رسانده .در دو دوره جشنواره خوارزمي بخش دانش آموزي شركت كرده و در سال 81در اولين دوره مسابقات بين المللي روباتهاي مين ياب از بين 140تيم عنوان دهم را كسب كرده است .
همچنين در مسابقات كشوري روباتهاي مسيرياب موفق به كسب مقام شده است
تا الان 6 اختراع داشته كه يكي از آنها را به ثبت رسانده است .
به نظر شما جوان چه مشخصه اي دارد؟
به نظر من مهمترين مشخصه جوان شادابي و انرژي زياد است كه اين شاخصه مي تواند ضعف و كمبود تجربه آنان را پوشش بدهد .
چه راههايي براي پركردن خلا كمبود تجربه جوانان سراغ داريد؟
راههاي زيادي وجود دارد؛ براي مثال اگر آدم به يك رشته يا كاري علاقه مند باشد، بيشتر مي تواند توي آن حيطه كسب تجربه كند؛ چون برايش جذابيت بيشتري دارد و تمام مشكلات سر راهش را به جان مي خرد و به مسيرش ادامه مي دهد .
اختراعي كه به ثبت رسانده ايد، چه بوده است؟
اختراع نوع ديجيتالي دستگاه اويل تستر براي جلوگيري از نابودي اطلاعات در هنگام هنگ يا ري ست (Reset)در محيطهايي با اغتشاشات بالاي لحظه اي با هزينه اي كمتر از مثابه هاي اروپايي و آمريكايي كه در سطح خاورميانه با هزينه اي گزاف از اين كشورها خريداري مي شده است .
علاوه بر مزيت ارزاني اين دستگاه نسبت به نمونه هاي خارجي چه مزيت ديگري در طراحي و ساخت آن پيش بيني شده؟
سادگي مدارها
واژه انگيزه برايت چه مفهومي دارد؟
به نظر من انگيزه همه چيز است و اگر انگيزه نباشد، زندگي بدون هدف خواهد بود .انگيزه زاييده يك هدف است و به توليد صنعتي رساندن كارهاي تحقيقاتي خودم و همكارانم يكي از اهداف اصلي من در زندگي ام محسوب مي شود؛ زيرا تنها راه پيشرفت كشور را دستيابي به فناوريهاي جديد مي دانم .
چه طور شد كه به تحقيق و پژوهش گرايش پيدا كردي؟
هدف بزرگ، انگيزه بزرگ ايجاد مي كند و براي دستيابي به آن بايد ابتدا هدفهاي كوچكتر محقق شوند تا از اين راه هدف نهايي ميسر شود و من آن اهداف كوچكتر خود را در پژوهش ديدم .
عمده ترين مشكلاتي كه تا حالا داشته ايد؟
عدم اعتماد بازارهاي هدف به شركتهاي نوپاي فناور باعث دلسردي جوانان مي شود .
موفقيت يعني چه؟ و آدم موفق به نظرت كيست؟
مهمترين شاخصه موفقيت تلاش است و آدمي موفق است كه تلاش مي كند .حالا چه به هدفش برسد و چه نرسد .
مشوقهاي اصلي زندگي ات چه كساني بوده اند؟
پدر و مادرم !
بزرگترين دغدغه يك جوان ايراني به سن و سال تو چه مي تواند باشد؟
چيزي كه همه مي گويند، ازدواج، اشتغال و مسكن .ولي من تا حدودي توانسته ام برخي از آنها را حل كنم .
اوقات فراغت خودتان را چگونه مي گذرانيد؟
همان طور كه حضرت علي (ع )مي فرمايند: بهترين تفريح كار است، كار پژوهشي براي من تفريح است و بيشتر اوقات فراغت مرا به خود اختصاص مي دهد .
در زندگي ات به چه كساني بيشتر از همه مديوني؟
از همه بيشتر به پدر و مادرم؛ چون از كودكي با حس كنجكاوي من بسيار خوب كنار آمدند و امكانات خوبي را در اختيارم گذاشتند .از آنها ممنونم .
و در پايان حرفي با ورود آزادي ها بزن !
موفق ترين انسانها كساني اند كه تلاش مي كنند .ممكن است طي مسير هدفهايشان تغيير كند، ولي با تلاش بيشتر به هدف خود مي رسند .
بايد در راه خود استقامت داشته باشند و از مواجه با هر مشكلي دلسرد و نااميد نشوند و به تلاش خود ادامه دهند .
عاطفه خلخالي

  


دكتر افروز به «اول مهري»ها توصيه مي كند ياد خدا را فراموش نكنند؛
دوستانم از آرامش من تعجب مي كردند

 

با شروع سال تحصيلي بچه مثبتها از همين حالا مي افتند دنبال كتاب و درس و امتحان. همچين درس مي خوانند، انگار همين فردا



امتحان نهايي دارند! آنها برعكس من و شما كه حالا استراحتمان را مي كنيم و شب امتحان به خودمان مي افتيم، از اول مثل بچه آدم درسشان را مي خوانند كه بعد به تته پته نيفتند.
دكتر افروز را كه مي شناسيد، روانشناس و استاد دانشگاه خوش صحبت و شيرين زباني كه هميشه و در هر جايي آدم را نصيحت مي كند. او اين هفته مهمان «ورود آزاد» شد تا از همين اول مهري به يادتان بياورد كه برنامه ريزي يادتان نرود.
دكتر افروز در مورد دوران تحصيل خودش و شبهاي امتحانش براي ما حرف زد. او از آن بچه مثبتهايي بوده كه با آرامشش فك رفقا را مي انداخته...
شب امتحان براي من آرامترين شب زندگي ام بود. راحت مي خوابيدم و بدون هر استرس و نگراني استراحت مي كردم. هميشه دوستانم به خاطر اين آرامش من تعجب مي كردند. به نظرم، دانش آموزان اگر در طول سال تحصيلي خوب درس بخوانند، شب امتحان اين قدر برايشان پررنگ نخواهد بود. هميشه شب امتحان را دوست داشتم، چون مواردي را تجربه مي كردم كه در هيچ كدام از شبهاي ديگر زندگي ام تجربه نكرده بودم. در ضمن، هميشه به خاطر داشته باشيد كه ياد خدا، آرام بخش همه دلهاست. ياد او را در دل محكم و استوار نگه داريد كه او در هر شرايطي به من و شما كمك مي كند.

  


پرويز پرستويي اين ستون را به برادر شهيدش و تمام همرزمان او تقديم كرد؛
شهدا اجر خاصي پيش خدا دارند!

 

* مليحه پژمان
درباره پرويز پرستويي اگر بگوييم چشمانش نور بالا مي زند، بيراه نگفته ايم. نگاه پرستويي بي پلك است و سرشار از حس بازيگري.



تمام اين نگاه شايد از بغض فروخورده اي سرچشمه مي گيرد كه خود پرستويي ريشه اش را از دوران باستان كودكي مي داند. روزهايي كه به همراه برادرش كه حالا سالهاست شهيد شده، كوچه پس كوچه هاي شهر را به عشق در انداختن طرحي نو و رسيدن به روزهاي آرامش پشت سر مي گذاشت. حالا او بازيگري است كه در سينما صاحب سبك، نگاه و ديدگاه خاص است، خوب كه دقت مي كني، مي بيني ده ها نفر پشت پرستويي در رفت و آمد هستند، حاج كاظم، رضا مارمولك، موميايي، مرد عوضي و شفيع (به نام پدر. )پرستويي متولد 1334است. خيلي اهل مصاحبه و حاشيه پردازي خبرنگارها نيست. خودش مي گويد :«اگر در شرايط خاص، خبرنگاري پافشاري به گفت و گو داشته باشد، بسته به شرايط و زمان قبول مي كنم.» اما اين ستون گويي راه گفتن نه را براي همه سد مي كند. پرستويي هم از آن آدمهاست و هفته دفاع مقدس براي او فرصت مغتنمي شد تا از برادر شهيدش بگويد. هر چند كه خيلي ها نمي دانند و شايد دليل آن نخواستن پرستويي بوده، از اين بابت كه «شهدا اجر خاصي پيش خدا دارند.» پرستويي در اين باره مي گويد: «گاهي بعضي خبرنگارها زرنگي مي كنند و روي حساسيتهاي آدمها براي گفت و گو اصرار مي كنند و در اين شرايط آدم را گير مي اندازند، خيلي دوست نداشتم روي اين مسأله مانور بدهم؛ چون عقيده دارم شهدا براي ايده و آرمان خدايي شان به جبهه رفتند و به شهادت رسيدند. اما بعضي از حقايق توسط بعضي از آدمها فراموش و حتي لگد مال مي شوند. اما در طول روزها و سالهايي كه از شهادت برادرم مي گذرد تمام هدفم اين بوده كه آدمهايي مثل او را به مردم بشناسانم. نه از اين جهت كه از جواني و زندگي شان گذشتند، بلكه از اين بابت كه ما بايد رهرو خوبي باشيم و در ضمن آدمهايي را تربيت كنيم كه در شرايط بحراني از آنها كم نداشته باشند. تمام روزهاي نوجواني و لحظه هاي آغاز جواني ام با او گذشت تا اينكه شهيد شد. پس از آن من ماندم و كوهي از حرفهاي نگفته او و همرزمان شهيدش و حتي آنها كه امروز از قافله شهادت جا مانده اند. تصميم گرفتم به زبان سينما و هنر آن عقايد را تا حدودي براي مردم باز گو كنم و اين شد كه از انديشه ها و روح بلند برادرم انگيزه و روحيه گرفتم تا در اين مسير قدمهاي بزرگي بردارم. و حالا اگر از اين روزها و اين لحظه هاي ناب موفقيتي داشته ام، مديون روح آسماني اويم و همه اين تلاشها را به او تقديم مي كنم و آرزو دارم تا لحظه اي كه در اين دنيا زندگي مي كنم همراهم باشد.
«روحش شاد»

  


پرواز بر قله هاي كشتي جهان

 

حميد سوريان كشتي گير 55كيلوي فرنگي ايران با برتري مقابل حريفي از كره جنوبي، براي سومين بار عنوان قهرماني جهان را كسب كرد .




سوريان در وقت اول با تساوي يك بر يك و در وقت دوم سه بر صفر برنده شد و در وقت سوم با نتيجه چهار بر صفر پيروز شد تا عنوان قهرماني را به دست آورد .
ملي پوش وزن اول ايران در سالهاي 2005و 2006به مدال طلاي جهان دست يافته بود .او اين بار در باكو اين افتخار را به دست آورد .
سوريان پيش از ديدار پاياني، كشتي گيراني از استراليا، دانمارك، آمريكا و روماني را شكست داده بود .
او در مبارزه نيمه نهايي نيز حريفي از صربستان را در دو تايم مغلوب كرد و به ديدار نهايي رسيد .
اين تمام خبري است كه ما را مبهوت كرده، جوان ايراني به مدالي دست يافته است كه همه مردان كشتي گير جهان دارند برايش تلاش مي كنند .خود خبر چيز خاصي ندارد و تلاش دارد تا قضيه را بزرگ نشان دهد، اما ظاهراً خبرنگاري كه اين خبر را تهيه مي كرده، دقت نداشته كه خود خبر به تنهايي اين بزرگي را مي رساند؛ يعني چه كسي است كه نداند جام جهاني كشتي فرنگي يعني چه؟
حميد در دوم شهريورماه، سال 1364در شهر ري به دنيا آمده، آخرين فرزند خانواده، در بين 6برادر بوده .مهدي، محسن، مرتضي، مصطفي، مجتبي و حميد، 6فرزند محمد سوريان (پدرش )مي باشند .پدرش وراميني و مادرش از اهالي شهرري است.
برادران بزرگترش، همه كشتي گيرند؛ محسن، دو مدال از مسابقات جهاني اميدها دارد، مرتضي هم در چند تورنمنت خارجي، مقام آورده و مصطفي هم در حد كشوري، به افتخاراتي دست پيدا كرده است، البته پدرش هم از اهالي كشتي بوده و سالهاي قبل، در مسابقات فرنگي روي تشك مي رفته است .
حميد سوريان تا قبل از طلاي جهاني، اولين مقام را در سال 78كه قهرماني كشور بود، كسب كرد، بعد مقامهاي آسيايي و قهرماني جوانان جهان، دوم جام جهاني و سرانجام دو طلاي پياپي از آوردگاه جهاني، در وزن 55كيلو گرم و حالا هم كه خبرش را خوانديد .سوريان بي شك اين روزها چهره بلامنازع كشتي ايران است.
عليرضا حسيني

  


حرفهايي براي نگفتن

 

هميشه يه حرفايي هست براي نگفتن. مي دونم از اين جور حرفا رو دل هممون زياد تلمبار شده، پس نترسين !خودكار رو بردارين و بنويسين !بعدش بفرستين به اين نشوني voroudazad@yahoo.com

هميشه برايت دعا مي كنم

من اين نامه را براي تو فرستادم تا ازت عذر خواهي كنم. چون فكر كردم هيچ جور ديگري نمي توانم تو رويت نگاه كنم. تو خودت شايد نداني اما من خودم را به خاطر بخشي از سرنوشت تو مقصر مي دانم. برادر عزيزم تا حالا اين طوري تو را خطاب نكرده بودم، اما عالم نوشتن به آدم جسارت مي دهد. از بچگي با هم بزرگ شديم و با هم بازي مي كرديم. موقعي كه تازه وارد نوجواني شده بوديم يك دعواي كوچك خواهر و برادري باعث شد كه هر كداممان آنقدر مغرور بشويم و يكدنده بازي در بياوريم كه دو سال با هم حرف نزنيم. اولش تقصير تو بود اما گمان مي كنم بعدش تقصير من بود.
تو توي دوران حساس نوجواني تنها بودي و من با خواهرمان و مادرمان تنهايي را پر مي كردم. تو به دوستهايت پناه بردي و آنها به سيگار. برادرجان !من احساس گناه مي كنم و نمي دانم كه چه جوري مي توانم از شرش خلاص شوم. وقتي من خانم عاقلي شدم كه تو سالها از من دور شده بودي و وقتي من فهميدم تو چقدر تنهايي كه ديگر تو اين احساس را در درون خودت ريخته بودي و با آن عجين شده بودي. آن موقع آشتي كردن من با تو هر چند خوب بود، اما كمي دير بود. نمي دانم شايد بزرگترهايمان هم مقصر بودند كه به حالات و رفتار ما زياد توجهي نشان نمي دادند. حالا هر چند گفتن اين حرفها فايده اي نداشته باشد، اما با گفتنش كمي سبك مي شوم. همان طور كه گفتم، شايد براي تو اصلاً مهم نباشد، اما من از اينكه رفيق سالهاي كودكي ام را تنها گذاشتم، احساس گناه مي كنم. تنها كاري كه الان از دستم براي تو وزندگي ات بر مي آيد دعاست. دعاي خيري كه خواهر كوچكترت هميشه براي موفقيت و خوشبختي ات مي كند.
مريم

  


خبر مبر

 

سازمان بازرسي كشور اعلام كرده تعرفه پيامك عادلانه نيست ؛ به من و شما چه ربطي دارد؟




نمي دانيم چي شده كه سازمان بازرسي كل كشور گير داده به مخابرات كه اين 14 تومان براي يك smsفسقلي يا همان پيامك غيرعادلانه است. حالا اينكه چرا تا حالا عادلانه بوده به من و شما ربطي ندارد. البته يه عده الان در سازمان بازرسي كل كشور افتاده اند دنبال اين قضيه كه آيا از اول غيرعادلانه تعيين شده يا بعداً. اين هم به من و شما ربطي ندارد. آن يك عده هم به فكرشان زده كه بروند تعرفه پيام كوتاه در كشورهاي ديگر را نگاه كنند.
ببينند آنها هم همينطوري از ملتشان پول مي گيرند يا نه. نشسته اند حساب كرده اند ديده اند اگر بخواهند با توجه به تعرفه يك دقيقه گفتگو با تلفن همراه در كشور كه 447 ريال است، حساب كنند و اينكه ارسال يك «پيامك» بيشتر از 5 ثانيه هم طول نمي كشد، در نهايت به رقم 35/22 ريال يا 25/37 ريال مي رسند. حالا اين بقيه اش تا  140 ريال كجا مي رود؟! اين هم به من و شما ربطي ندارد !چرا؟ !مگر از همان اول كه سيم كارت 20 هزار توماني را ميليون ميليون به ملت مي فروختند و از بغل خريد و فروشش هم يك عده به نان و نوايي رسيدند به من و شما چه ربطي داشت؟ !نه كه نداشت !پس چه كار داريد دنبال قضيه را مي گيريد؟!


* بيش از 96 درصد از جوانان، ايران را براي زندگي كردن، به هر كشور ديگري ترجيح مي دهند ؛ اين هم دليل و مدرك!




كي گفته جوانهاي اين دوره زمونه از خود بيگانه و غربزده شده اند، برويم يقه اش را بگيريم! چرا؟ چون بي دليل به شما انگ مي زنند كه چي؟ مدرك دارند كه ما (يعني نسل جوان) غربزده ايم رو كنند! كي گفته جوانها عشق آن ور آب دارند و بقيه حرفها؟
ما كه مي گوييم نداريم مدرك داريم. مدركمان هم پژوهش جامعي است كه سازمان ملي جوانان در 12 استان كشور انجام داده و اين هم نتيجه اش. 83 درصد از جوانان كشور به ايراني بودن خود افتخار مي كنند. بيش از 96 درصد از جوانان، ايران را براي زندگي كردن، به هر كشور ديگري ترجيح مي دهند. 84 درصد از جوانان معتقدند به باور روشني از اعتقادات ديني دست يافته اند. 
91 درصد از آنان بر حفظ حريم خانواده تأكيد دارند. 87 درصد از جوانان به مسلمان بودن خود افتخار مي كنند و 91 درصد آنان بر دفاع از سرزمين و كشور خود تأكيد دارند. براساس اين پژوهش تنها 6 درصد از جوانان در كلاسها و مجالس مشابه گروههاي نوپديد عرفاني عضو هستند. ماشاءا... همه درصدهايمان هم كه مثل درصدهاي كنكورمان بالاي 89-80  است. ديگر غصه چي را بخوريم!

وزارت اطلاعات 20 متهم به فروش سؤالات كنكور را دستگير كرد؛ مافياي فروش سؤالات كنكور در سازمان سنجش




شهريار مشيري عضو كميسيون آموزش مجلس در گفت و گو با خبرگزاريها اعلام كرده 20 متهم توسط وزارت اطلاعات در زمينه فروش سؤالات كنكور 86 دستگير شده اند.
او كه حسابي از دست سازمان سنجش به دليل اينكه در اين زمينه شفاف سازي نمي كند عصباني شده گفته: تاكنون سازمان سنجش به مردم پاسخ نداده است كه چرا و چگونه سؤالات لو مي رود. بدون دست داشتن افرادي در سازمان سنجش امكان لو رفتن سؤالات كنكور وجود ندارد، ضعف سازمان سنجش در لو رفتن سؤالات كنكور بر كسي پوشيده نيست. و ادامه داده؛ عدم اطلاع رساني در زمينه خريد و فروش سؤالات كنكور باعث ايجاد مافياي فروش سؤالات كنكور سراسري در كشور شده است، به طوري كه عده اي با توجه به اينكه مجازات اين متخلفان را نمي بينند، براي ورود به اين مافيا ترغيب شده اند.
ما احتمال مي دهيم اعضاي اين باند مخوف در جريان تصويب نشدن حذف كنكور هم دست داشته اند. آخر اگر كنكور حذف بشود كي شكم زن و بچه اين طفلكي ها را سير مي كند؟ !البته ظاهراً سازمان سنجش هم بيكار ننشسته و از دست مشيري به خاطر اين زبان درازي اش شكايت كرده است!

دستورالعمل استقبال از دانشجويان جديد دانشگاهها تدوين شد؛ به دانشگاه خوش آمديد!





يادتان هست هفته پيش درباره سردرگمي دانشجوهاي صفر كيلومتر گزارش داشتيم و گفتيم آخر اين طفلكي ها گناه دارند اين جور بهشان بي محلي نكنيد، مگر خودتان هيچ وقت ترم اولي نبوديد و از اين حرفها؟ !حالا به اين دانشجويان عزيز مي گوييم غصه نخوريد، چون دستورالعمل استقبال از شما غنچه هاي علم و دانش تصويب شده است.
احتمالاً اين هفته كه برويد دانشگاه با موارد زير رو به رو مي شويد: ايستگاههاي اطلاع رساني و همچنين نمايشگاه در خصوص خدمات رفاهي معيشتي دانشجويان، ارايه توصيه هايي در خصوص اخلاق، وظايف و نقش دانشجويي دانشگاهي از زبان استادان و دانشجويان ممتاز، برگزاري جلسات پرسش و پاسخ دانشجويان با استادان و دانشجويان سالهاي بالاتر (قابل توجه آنهايي كه مي گويند سال بالايي ها خودشان را براي ما مي گيرند!)، برگزاري اردوهاي بازديد از اماكن مذهبي، تاريخي و يا صنعتي در سطح ملي و منطقه اي و توزيع «كتاب راهنماي دانشگاه» در بين دانشجويان.
براي تازه واردهاي خيلي ماماني هم فكري شده: پيش بيني مكانهاي مناسب براي پذيرش و استقرار والدين در زمان ثبت نام دانشجويان!

آموزش و پرورش از انجام تحقيقات و توزيع پرسشنامه در مدارس جلوگيري مي كند؛ دانش آموز معتاد نداريم، بفرماييد!

اين هم خبر مبر اين هفته در مورد بلاي خانمانسوز: دكتر حسن رفيعي رئيس مؤسسه داريوش اعلام كرد: هفت درصد يعني 140 هزار نفر از جمعيت معتادان كشور، زنان مي باشند كه سخت معتاد به انواع مواد مخدر هستند كه البته تعداد زنان معتاد با احتساب شمار زنان مصرف كننده مواد مخدر به صورت تفنني بسيار بيشتر مي شود. دكتر رفيعي به بررسي انجام شده در زمينه شيوع مصرف مواد مخدر در بين دانش آموزان راهنمايي و دبيرستان شهر تهران هم اشاره كرده و گفته: طبق نتايج به دست آمده از اين بررسي پنج درصد دانش آموزان راهنمايي و دبيرستان شهر تهران حداقل يك بار مصرف مواد مخدر را تجربه كرده اند. البته براي اينكه والدين گرامي آنفاركتوس نكنند و قيد مدرسه رفتن بچه هايشان را نزنند، گفته: با توجه به اينكه دانش آموزان معتاد يا از مدرسه اخراج مي شوند و يا خود توان يادگيري و به مدرسه رفتن را از دست مي دهند و در نتيجه ترك تحصيل مي كنند، آمار اعتياد در دانش آموزان الزاماً رو به افزايش نيست. اما اين امر بدين معنا نيست كه شيوع اعتياد در گروه سني دانش آموزان راهنمايي و دبيرستان رو به افزايش نباشد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com