تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
عشقستان
ورزشی
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-09-27
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 5مهر ماه 1386


نگاهي به تحريف تاريخ در دوره امام حسن مجتبي(ع) ؛ چهره مستور تاريخ

 

محمدرضا هدايت پناه

امام حسن (ع)، امام دوم شيعيان و سبط اكبر و ريحانه رسول خدا(ص) و سيد جوانان بهشت و از اصحاب كساست. به اتفاق مفسران و محدثان شيعه و سني او و اهل بيت(ع) مصداق آيه مباهله و تطهيرند كه خداوند به قداست آنان خبر داده است و امام حسن(ع) نيز بدان افتخار مي كرد.( ابن سعد، ترجمة الامام الحسن(ع)، ص 78)




در نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدينه به دنيا آمد(شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 2) و در دامن پاك رسول خدا(ص) و اميرالمؤمنين علي(ع) و فاطمه زهرا(س) پرورش يافت. بنا بر روايات صحيح، در روز هفتم ولادتش، مادرش فاطمه زهرا (س) او را در پارچه حريري كه جبرئيل از بهشت آورده بود، پيچيده و نزد رسول خدا(ص) آورد. پيامبر كنيه وي را ابومحمد و نامش را حسن گذاشت و اين نام در ميان عرب بي سابقه بود(صدوق، معاني الاخبار، ص 56). سبط، زكي، تقي، سيد، طيب، حجت، ولي، قائم و مجتبي از القاب اوست(كشف الغمة، ج 2، ص 142-141). اميرالمؤمنين(ع) به هنگام شهادت، او را به جانشيني خويش تعيين كرد( مقاتل الطالبيين، ص 36-35). در صفر سال 50، با دسيسه معاويه كه به جعده دختر اشعث بن قيس و همسر امام وعده پرداخت صد هزار درهم و ازدواج با يزيد را داده بود، به دست وي مسموم و در 48 سالگي به شهادت رسيد (مسعودي، مروج الذهب، ج 3، ص 5). او را در بقيع دفن كردند و جمعيت زيادي در اين مراسم حاضر شدند، به طوري كه اگر سوزني انداخته مي شد، به زمين نمي رسيد.( ترجمه الامام الحسن(ع)، ص 90؛ ذيل المذيل، ص 19) در شهادت او مدينه از صداي ضجه و گريه به لرزه در آمد و مرد و زن و بچه هاي مدينه و مكه هفت روز بر او گريه مي كردند. زنان بني هاشم و مردم مدينه در ماتم او يك ماه به عزاداري پرداختند و بازارهاي مدينه را بستند( مستدرك حاكم، ج 3، ص 173).

سيماي امام حسن(ع)
برخي از صفات او چنين است: سيماي پيامبران و هيبت پادشاهان در او بود (مناقب آل ابي طالب، ج 4، ص9) و چنان كه انس بن مالك و برخي ديگر گويند، هيچ كس در ميان اهل بيت به اندازه او به رسول خدا(ص) شباهت نداشت. 25 مرتبه با پاي پياده به حج رفت، در حالي كه اسبهاي نجيب پيشاپيش او بود(مختصر تاريخ دمشق، ج 7، ص 24). جود و بخشش امام مجتبي(ع) به اندازه اي بود كه به «كريم اهل بيت» ملقب شد( باقر شريف القرشي، الحياة الامام الحسن بن علي، ج 1، ص 203). سه مرتبه نصف دارايي خود را و دو مرتبه تمام آن را در راه خدا بخشيد( تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 135). چون به نماز مي ايستاد، بدنش به لرزه درمي آمد و رنگش زرد مي شد( مناقب آل ابي طالب، ج 4،ص 14). حلم و بردباري او چنان بود كه دشمنان سرسخت او معاويه و مروان مي گفتند: با كوه ها برابري مي كرد( شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 13).

اجماع امويان و عباسيان بر ضديت با پيشواي دوم شيعيان
حيات سياسي امام حسن(ع) داراي پيچيدگيهايي است كه حتي برخي از محققان را سردرگم كرده و سبب لغزش در قلمهايشان شده است. از اين رو، كمتر به داوري صحيحي پرداخته اند.
اخبار و روايات مربوط به امام حسن مجتبي (ع) در منابع تاريخي از دو سو مورد تحريف و دست اندازي دشمنان آن حضرت قرار گرفته است؛ از يك سو، به دليل رويارويي آن حضرت با امويان پيوسته مورد بغض و كينه توزي آنان بخصوص مروانيان بوده است و به دليل اينكه پس از صلحي كه همانند صفين بر او تحميل شد از صحنه قدرت كنار رفت و امويان خود را در صحنه سياست بي رقيب ديدند، از اين فرصت سوء استفاده كردند و سعي نمودند تا پس از حذف سياسي آن حضرت، دو هدف ديگر خود را يعني حذف شخصيتي و در نهايت حذف فيزيكي امام، به انجام رسانند. از اين رو، تبليغات وسيعي بر ضد آن حضرت به راه انداختند تا به زعم خود با ترور شخصيت امام مجتبي(ع) او را از چشم مردم بيندازند و راه را براي هدف شوم سوم خود هموار سازند. از سوي ديگر، پس از پيروزي عباسيان و ظهور جنبشهاي سادات حسني، بر ضد آنان كه خلافت عباسي را از شرق تا غرب فرا گرفته بود، عباسيان نيز همانند امويان براي تضعيف سادات حسني تيغ تبليغات خود را متوجه جد بزرگوارشان امام حسن مجتبي(ع) كردند. بدين سان، حجم عظيمي از روايات و موضوعات ساختگي كه در جامعه پراكنده شده بود، در منابع تاريخي و حديثي راه يافت و اينك شاهد آن هستيم كه همين مطالب، استناد برخي از محققان مغرض و مستشرقان در تحليل زندگاني سياسي امام مجتبي(ع) قرار مي گيرد. مستشرقان كه ساده انگارانه ترين نگاه در باره نظرات و نوشته هاي آنان اين است كه از منابع شيعه آگاهي نداشته و تحت تاثير روايات ساختگي قرار داشته اند، بدترين سخنان را به امام مجتبي (ع) روا داشته اند؛ افرادي مانند لامنس كه نوشته هاي او در خدمت مسيحيت و يهوديان صهيونيست قرار گرفته است (حسني، هاشم معروف، الائمه الاثني، 1/542)
خطوط اصلي و كلي اين تبليغات چه در منابع تاريخي و چه در نوشته هاي مستشرقان در دو محور ذيل است:
الف) ترور شخصيتي
ب) ترور سياسي
در اين مجال مختصر، تنها به چند نكته در بخش نخست اشاره مي شود و خوانندگان محترم تفصيل هر دو بخش را مي توانند در كتاب «تصوير امامان شيعه در دايرة المعارف اسلام» دنبال كنند.
در حكومتهاي ديني، حكومت هدف نيست، بلكه ابزار و وسيله اي است براي اصلاح امور دنيوي و اخروي مردم؛ از اين رو حاكمان هم خود صالحند و هم صالحان را به مردم معرفي مي كنند. به عكس، در حكومتهاي غير ديني كه هدف، حكومت و حاكميت خود بر مردم به هر طريق ممكن است، دست به هر اقدامي مي زنند. از موثر ترين اين اقدامها، سياست شخصيت سازي و شخصيت سوزي براي جامعه است. آنان سعي مي كنند براي همسو نمودن جامعه با خود، با تبليغات، افراد مورد نظر خود را از هيچ و پوچ، بزرگ كرده از آنان فقيه، مفسر، محدث، قاري، عالم، سياستمدار و... بسازند و در مقابل با جو سازي، الگوهاي صحيح را بي اعتبار وانمود كرده، آنان را از جامعه و مردم بگيرند. از همين رو، به جرأت مي توان گفت بدترين و مؤثرترين حربه براي حذف رهبران مصلح در جامعه، ترور شخصيت آنان است. منافقان و دشمنان سرسخت رسول خدا(ص) وقتي در جنگها شكست خوردند، با تهمت به همسر پيامبر(ص) نهايت دشمني خود را ظاهر كردند. امويان از هرتهمتي بر ضد اميرالمؤمنين(ع) كوتاهي نكردند و به تعبير خود معاويه، بايد بر اساس اين تبليغات، كودكان، بزرگ و بزرگان، پير و پيران تا دم مرگ شستشوي مغزي شوند (شرح نهج البلاغه،  4/ 57؛.الغدير،  2/101)
در اين روند، معاندان اسلام ايشان رادر دو بعد شخصيت فردي واجتماعي مورد هجوم سخنان بي پايه واساس خود
قرار دادند.
آنچه در اين زمينه به كمك اين دسته از نويسندگان وتاريخ سرايان آمد، ماجراي صلح امام با معاويه بود.حال آنكه مطالعه اجمالي تاريخ وحوادث پيراموني آن ايام، تدبير ايشان را در پذيرش صلح مي رساند ونه تنها دليل برضعف شخصيت سياسي ايشان نيست، كه از هوش بالاي سياسي امام (ع) خبر مي دهد وپس از يك دهه و با مشاهده خيانتهاي اشراف، به عمق و صحت صلح پي بردند و بدان اعتراف نمودند.
سالها قبل از واقعه صلح، پيامبر (ص) فرمودند: همانا حسن ريحانه من است. و اين فرزندم سيد و بزرگ است و به زودي خداوند به دست او بين دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد كرد.( الاصابة في تمييز الصحابه، ج 2، ص 12) اين روايت وتحليل منصفانه تاريخ پرده از راز شخصيت سوزي نويسندگان معاند برخواهد داشت. علاوه بر اينكه بسياري از ويژگيهاي علمي، فردي واجتماعي براي آن حضرت نقل شده كه هر يك مي تواند منشا تحليل واقعي شخصيت ايشان باشد.
تدريس معارف اسلامي، تربيت شاگرداني كه در سخت ترين شرايط توانستند منشا خير وبركت براي جهان اسلام باشند،نقل احاديث نبوي،قضا وتهاي سازنده وسرنوشت ساز و... قطره اي از درياي بيكران شخصيت سازنده امام حسن(ع) است كه نه تنها در ارايه تعريف درستي از شخصيت ايشان به محققان ومسلمانان كمك مي كند، بلكه در ساختن جامعه اي انديشمند مؤثر خواهد بود.

  


تا ربنا... ؛ راه آسمان از كدام طرف است؟

 

* سيدمصطفي حسيني راد

دعاي روز پانزدهم
اللهم ارزقني فيه طاعة الخاشعين واشرح فيه صدري بانابة المخبتين بامانك يا امان الخآئفين
خدايا فرمانبرداري فروتنان را در اين ماه روزي من گردان و بگشا سينه ام را براي بازگشتن به سويت همانند بازگشتن خاشعان به امان بخشيت، اي امان بخش ترسناكان!
***
سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي
دل زتنهايي به جان آمد خدا را همدمي
در طريق عشقبازي امن و آسايش بلاست
ريش باد آن دل كه با درد تو خواهد مرهمي
آدمي در عالم خاكي نمي آيد به دست
عالمي از تو ببايد ساخت وز نو آدمي
راه طولاني است و جاده مه زده. و من مسافري خسته و از كاروان جا مانده. دلواپسم، دلواپس آينده !غمگينم، غمگين روزهاي گذشته !و حيران و سرگردانم، حيران امروز !حيران ثانيه ها و دقيقه ها. حيران روزها و هفته ها و ماهها. آه خداي من !دلنگرانم، دلنگران.
اندوهي سترگ در دلم جاي گرفته، درست مثل گمشده اي كه در برهوت، سرگردان شده باشد. در جستجوي واحه اي به هر سو گام برمي دارم، اما دريغ از سايه ساري در اين بيابان خاكي بيكرانه؛ دريغ از سايه ساري.
مهربانا !در اين سرگشتگي، تنها اميدم حضور در ميهماني معنوي تو و نشستن بر سر سفره عنايت توست. مي دانم كه مرا نيز مثل همه بندگانت به ضيافت رمضان، دعوت كرده اي !دعوت تو را، صداي تو را و بوي تو را با تك تك سلولهاي وجودم حس مي كنم. اما چه كنم كه پاي در گل مانده ام.
پروردگارا، اي محبوب من !من هم دوست دارم مثل بندگان خاشعت در اين ماه عروج كنم؛ از خودم فاصله بگيرم و به تو نزديك شوم. دوست دارم آسماني شوم، آه خداي من راه آسمان از كدام طرف است؟
تو خود در كلام نوراني ات فرموده اي: «و اذا سألك عبادي عني فأني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان فليستجيبوا لي و ليؤمنوا بي لعلهم يرشدون».
و چون بندگان من از تو درباره من پرسند پس به آنان بگو همانا من نزديكم. دعاي دعا كننده را هنگامي كه مرا مي خواند اجابت مي كنم. پس آنها دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند باشد كه از راه يابندگان باشند.
معبودا !امروز و در ميانه اين ماه شريف، از صميم دل تو را مي خوانم. پس سينه ام را گشاده گردان و به من توفيق طاعت خالصانه مرحمت فرما.

  


شميم ضيافت

 

روزنامه قدس با همكاري مركز فرهنگ و معارف قرآن و به منظور آشنايي خوانندگان محترم با مفاهيم قرآني، در نظر دارد مسابقه اي با عنوان «شميم ضيافت» را در ماه مبارك رمضان برگزار نمايد.
در هر روز از روزهاي باقي مانده ماه مبارك رمضان، سؤالي از بين آيات مشخص شده اي كه در اختيار شما قرار مي گيرد، طرح مي شود كه شما خواننده عزيز مي توانيد با مراجعه به تفسير راهنما و يا به آدرس
http://www.maarefpuran.com/tafsir/

raahnemaa/index.php

به پرسش مطرح شده پاسخ دهيد.
خوانندگان محترم تنها يك گزينه را به عنوان پاسخ صحيح گزينش نموده و از طريق پيام كوتاه با گذاشتن علامت #و يك فاصله گزينه صحيح را به شماره  30004567، تا ساعت 24 هر شب  ارسال نمايند.
ضمناً علاقه مندان مي توانند با جمع آوري و ارسال آن پس از ماه مبارك رمضان در اين مسابقه قرآني شركت نمايند. شايان ذكر است در پايان به 50 نفر از افرادي كه پاسخ صحيح ارسال نمايند هدايايي به رسم يادبود تقديم خواهد شد.

6- پاسخ به بهانه جويي هاي بني اسرائيل (بهانه 6-4)
آيات 99 تا 110 سوره بقره
آيات اين جلسه به سه اشكال ديگر يهوديان درباره اسلام پاسخ مي دهد. بني اسرائيل مي گفتند، پيامبر اسلام(ص) هيچ معجزه اي ندارد و اگر او پيامبر خداست بايد هر چه از او تقاضا مي كنيم، انجام دهد و اسلام دين خدا نيست؛ زيرا برخي از احكام تورات را نسخ كرده است. پس از مطالعه اين آيات از تفسير راهنما به سؤال زير پاسخ دهيد:
*علت اصلي مخالفت اهل كتاب و مشركان با مسلمانان چيست؟
1- نمي خواهند خير و بركتي مانند نبوت به مسلمانان برسد.
2- با آمدن پيامبر اسلام(ص) منافع ديني و دنيوي آنان به خطر افتاده است.
3- بي توجهي پيامبر به درخواستهاي غيرمنطقي آنان براي ارايه معجزات رنگارنگ.
4- آنان به شيوه زندگي و عقايد پيشين خود عادت كرده اند.

  


نامي كه خدا برگزيد...

 

حجة الاسلام والمسلمين سيدكاظم ارفع

در كنار پرداختن به زندگاني ائمه طاهرين(ع) و ذكر مناقب اين خاندان، موضوعي كه اهميت مي يابد، درك برخي ظرايف اخلاقي و



خانوادگي است كه توجه به آنها مي تواند الگوي روشني پيش روي همه پويندگان قرار داده و به زندگاني و رفتار همگان جهت بخشد.
اگرچه بناست در اين مجال اندك، به استناد برخي روايات، احترام و توجه رسول ا...(ص) نسبت به امام حسن مجتبي(ع) مورد بازخواني و بررسي قرار گيرد. ولي در وقايع روز و لحظات ميلاد آن امام همام و روشهاي تربيتي پيامبر(ص) در اين روز، نكاتي به چشم مي خورد كه شايسته تدبر و بررسي است.
1- درخواست حضرت فاطمه(س) از حضرت امير(ع) و درخواست مولاي متقيان از رسول ا...(ص) و در نهايت واگذاري موضوع نامگذاري نوزاد به خداي متعال، تماماً نشان دهنده دقت و ظرافتي است كه آيين آسماني اسلام و اولياي طاهرينش براي «نامگذاري» قائلند. در آموزه هاي ديني، اگرچه به طور پيوسته بر رعايت حق والدين توسط فرزندان تأكيد مي شود، ولي به نقل از ائمه معصومين(ع) بارها تأكيد شده كه فرزندان هم بر گردن والدين حقوقي دارند كه از برجسته ترين آنها انتخاب نام نيكو براي كودك است. اين آموزه اسلام نشان مي دهد كه معنا و مفهوم يك اسم، مي تواند كمكي براي تكوين شخصيت افراد باشد.
در زيارت جامعه كبيره خطاب به ائمه(ع) جميعاً عرض مي كنيم: «اسماءكم في الاسماء و ما احلي اسماءكم؛ اسامي شما آميخته با اسامي ماست و چه شيرين و گواراست اسامي شما...»
2- در روايات اسلامي تأكيد شده كه در ساعات يا روزهاي نخست تولد يك نوزاد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفته شود. چنان كه رسول اعظم(ص) هم اين آواي دلنشين را با دهان مبارك خود در گوش سبط اكبرش - امام مجتبي(ع)- زمزمه فرمود. اين روش و تأكيد پيامبر(ص) مؤيد آن است كه اين نداي ملكوتي، كودك را در همان لحظات نخستين تولد، با زمزمه هاي توحيد و نبوت و امامت آشنا مي سازد. اين موضوع امروزه در علوم پزشكي هم به اثبات رسيد كه كليه دستگاههاي گيرنده نوزاد در همان لحظات نخست تولد هم فعال است و بسياري از حركات و رفتار اطرافيان را براي جلب سعادت يا شقاوت خود گزينش مي كند.
3- عقيقه يا قرباني كردن از جمله سنتهاي اسلامي است كه تأكيد زيادي نسبت به آن شده است. اين سنت در آيين الهي اسلام آن قدر اهميت دارد كه برخي آن را به مثابه بيمه عمر و عامل مؤثري در سلامتي افراد تا پايان عمر دانسته اند.
امام صادق(ع) در اين رابطه فرموده اند: وقتي امام حسن مجتبي(ع) متولد شد پيامبر اعظم(ص) با دستان مبارك خود براي آن كودك عقيقه كرده و هنگام ذبح گوسفند اين دعا بر لبان مباركشان جاري بود: «بسم ا... الرحمن الرحيم عقيقة عن الحسن... اللهم اجعلها وقاءً لمحمد و آله» يعني بنام خداوند بخشنده مهربان. اين عقيقه اي است براي حسن... بار پروردگارا اين عقيقه را سپري براي محمد و آلش قرار ده...» از اين دعاي پيامبر(ص) استنباط مي شود كه عقيقه در حقيقت نوعي حراست و حرز براي نوزاد شمرده مي شود.
***
يقيناً علاقه شديد رسول ا...(ص) به اين وجود نازنين - كه در منش و گفتار پيامبر آشكار بود- از جمله برجسته ترين و تابناك ترين وجه زندگاني حسن بن علي(ع) به شمار مي رود. درك ميزان توجه و آشنايي با علاقه رسول خدا(ص) به اين گوهر تابناك امامت، علاوه بر تكميل ارادت ما به آن حضرت، راهي شايسته تر براي تأسي به ايشان به رويمان خواهد گشود. از ميان دهها روايت موجود كه درباره عشق و احترام پيامبر(ص) به ساحت قدس امام مجتبي(ع) به ما رسيده، به گزينش برخي اكتفا مي كنيم:
1- رسول ا... (ص) بارها از حسن و حسين عليهما السلام به عنوان سيد جوانان بهشتي ياد كرده و فرموده اند: «ان الحسن والحسين امامان قاما او قعدا» يعني حسن و حسين هر دو امامند، چه قيام كنند و چه بنشينند و ساكت باشند.
2- پيامبر(ص) در حق امام حسن(ع) و دوستان ايشان چنين دعا نموده اند كه: «خداوندا تو خود مي داني كه حسن را دوست دارم. تو هم او را دوست بدار. هر كس كه حسنم را دوست مي دارد، تو هم او را دوست بدار».
3- پيامبر(ص) درباره محبت به امام حسن(ع) فرمودند: «اين پسرم حسن ميوه دل و پاره جگر من است هر كس او را اذيت كند، مرا آزرده و هر كس مرا بيازارد خدا را آزرده خاطر كرده است.»
4- زيدبن ارقم مي گويد كه پيامبر(ص) در روي منبر سخن مي گفت. ديدم امام مجتبي(ع) در حالي كه طفلي كوچك بود و لباس سفيد و بلندي بر تن داشت وارد شد. لباس بلند آن طفل بر پاي مباركش درآويخت و در ميانه مسجد بر زمين خورد. به ناگاه همگان ديدند كه رسول ا... خطبه خويش را قطع كرد و با سرعت از روي منبر به زير آمد و حسن را در آغوش گرفت و نوازش كرد و پس از بوسيدن او و ابراز محبت فراوان، مجدداً به روي منبر رفت و خطبه اش را ادامه داد...»
با وجود اين علاقه فوق العاده و سيره و روش كاملاً روشني كه از پيغمبر(ص) نسبت به اين بزرگوار برجاي مانده، اين سؤال همچنان باقي است كه چگونه مردمي كه مستقيم و يا حداكثر با يك واسطه ابراز محبت پيامبرشان را نسبت به حسن بن علي(ع) به چشم ديده و يا شنيده بودند، عرصه را آن چنان بر حضرتش تنگ كردند كه هنوز هم پس از قرنها، زبان از گفتن آن عاجز و قلم از بيانش شرمسار است؟

  


نجوا با خدا

 

«نجوا با خدا» را رخصت و بهانه اي ساخته ايم براي ثبت نجواهاي عاشقانه و انعكاس مناجاتهاي عارفانه تان كه بر قنوت واژگان مي تراود.
آنچه از اين پس از ميان دريچه اي كه به سوي آسمان پاك قلبهايتان گشوده ايم و در قالب پيامهاي كوتاهتان انعكاس خواهد يافت، شميمي است كه با عطر «ميهمانان خدا» در ماه نعمت و بركت همراه مي گردد.
شما نيز مي توانيد پيام هاي كوتاه خود را با موضوع «رمضان» به شماره 30004567 ارسال نماييد.
«روابط عمومي روزنامه قدس» تنها به رسم قدرداني از همراهي صميمانه تان با اين بخش، جوايزي را به برترين آثار تقديم خواهد كرد.

خدايا !نفس مطمئنه را در ما جاري نما. 
6237-0915 
چو با حبيب نشيني و باده پيمايي، به ياد دار محبان باده پيما را، افطار عشق در ربناي دوست گواراي رمضانيهايي كه در ضيافت مهر تازه مي شوند. 
4883-0915 
خدايا !بر محمد و آل او درود فرست و معرفت فضل و برتري اين ماه و بزرگداشت حرمت و حفظ و خودداري از آنچه در آن ماه منع فرموده اي، به ما الهام كن و در روزه گرفتن در آن ماه با حفظ جوارح و اعضا از معاصي و كاربرد آنها در آنچه موجب رضايت توست ياري فرما.
 8177-935
خدايا !به فرياد دلم رس كه من ماندم تنها و بي كس.
 4947-935
مولاي يا مولاي انت الغفور و انا المذنب و هل يرحم المذنب الا الغفور!
فرازي از مناجات اميرالمؤمنين(ع) در مناجات كوفه
 2433-0915
رمضان آمد ماهي كه اولش رحمت، ميانه اش مغفرت و آخرش آمرزش گناهان است. 
8269-0915
اي دوست! تو آن داني كه ما ندانيم رمضان آن خواهد كه ما نداريم، اي خداي رمضان !قلوبي بي آلايش به ما عطا فرما تا شرمسار رمضان نشويم. 
9099-0915
خدايا !از اينكه در اين جهنم سوزان دنياي مادي، بهشتي را برايم قرار دادي از تو متشكرم.
محمودي- مشهد 5462-0915
خداوندا !آرامشي به من عطا فرما كه بتوانم آن چيزهايي كه تغييرناپذيرند قبول كنم، نيرو و شجاعتي به من مرحمت كن كه آنچه را مي توانم تغيير دهم و دانشي كه بين اين دو فرق بگذارم.  
3460-0915
خدايا !در اين ماه بزرگ مرا ياري ده تا قامت حقيرم، انعكاسي از عظمت بي پايانت باشد.
زهرا كميلي 6939-0915

  


وزير علوم خبر داد؛ايجاد دو معاونت جديد در وزارت علوم

 

وزير علوم، تحقيقات و فناوري از آخرين تغييرات سازماني وزارت علوم خبر داد و گفت: در ساختار جديد وزارت علوم يك معاونت حذف،



يك معاونت احيا و دو معاونت جديد پيش بيني شده است. دكتر محمد مهدي زاهدي در گفتگو با مهر، با بيان اين خبر افزود: در ساختار جديد وزارت علوم، تحقيقات و فناوري معاونت دانشجويي حذف و سازمان دانشجويان ايجاد مي شود.
وي اضافه كرد: معاونت دانشجويي وزارت علوم در حال حاضر كارهاي اجرايي را انجام مي دهد كه برخي از آنها كمتر به اين معاونت مرتبط است. به عنوان مثال ارزيابي مدارك تحصيلي بيشتر مرتبط به معاونت آموزشي است تا معاونت دانشجويي. به همين منظور سازمان دانشجويان ايجاد مي شود كه در اين سازمان امور اجرايي دانشجويان مانند خوابگاهها و اردوهاي دانشجويي صورت مي گيرد.
وزير علوم در مورد صندوق رفاه وزارت علوم نيز به مهر گفت: صندوق رفاه دانشجويان وزارت علوم پس از تأييد ساختار جديد وزارت علوم به عنوان زيرمجموعه سازمان دانشجويان فعاليت خواهد كرد.
محمد مهدي زاهدي به بخش ديگري از تغييرات ساختاري وزارت علوم اشاره كرد و گفت: معاونت فرهنگي وزارت علوم نيز كه حذف شده بود، دوباره احيا شده است.
وي از ايجاد دو معاونت جديد در ساختار وزارت علوم خبر داد و گفت: دو معاونت طرح و توسعه و پشتيبابي را به نوعي ادغام كرده ايم، اما قسمت امور بين الملل و مجلس آن را تفكيك و به معاونت جديد ديگري تبديل، به اين ترتيب دو معاونت بين الملل و امور مجلس و معاونت پشتيباني و طرح و توسعه وزارت علوم ايجاد مي شود.
زاهدي در ادامه گفت: منتظر نظر نهايي معاونت رياست جمهوري در مورد ساختار جديد وزارت علوم هستيم. به نظر مي رسد حداكثر در دو هفته آينده پاسخ نهايي معاونت رئيس جمهوري اعلام شود.
وي در سؤال ديگري در زمينه تغيير رؤساي دانشگاهها و شائبه دور دوم تغييرات در رأس دانشگاهها گفت: تغيير مجدد رؤساي دانشگاهها را بشدت تكذيب مي كنم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com