تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-09-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 8مهر ماه 1386


راه و رسم شب زنده داري در شبهاي قدر

 

الهام ظريفيان

به يك چشم به هم زدن رمضان به روزهاي آخر و به شبهاي قدر رسيد. انگار همين ديروز بود كه قرآن و مفاتيح به دست كوچه هاي خلوت و تاريك رو به مسجد را طي مي كرديم، براي شب زنده داري شبهاي قدر، براي دعاي جوشن كبير و قران سر گرفتن و استغفار كردن. چه شيرين است بيدار خوابي توي اين شبها. مهمترين شبهاي زندگي ما همين شبهايند و از همين امروز صبح همه براي اين شبها آماده مي شوند.
برگزاري شبهاي احيا از آن رسم و رسومي است كه بويژه به دليل عشق ايرانيها به امام علي (ع)، خودش تبديل به يك فرهنگ شده. براي خيلي از ماها، شبهاي احيا علاوه بر اينكه فرصتي است براي شب زنده داري و دعا و نيايش و استغفار براي بخشش گناهان، مراسمي است كه بايد با شكوه هر چه تمام تر برگزار شود.
بزرگان ديني ما توصيه كرده اند كه اين شبها را شب زنده داري كنيد و به خاطر گناهاني كه در طول سال مرتكب شديد، طلب استغفار كنيد و براي خود و خانواده، قوم و خويش و در و همسايه هم دعا كنيد.

مراسم احيا كجاها برگزار مي شود
اين جور شبها مردم دوست ندارند به تنهايي دعا كنند، چون دسته جمعي تأثيرش بيشتر است. از قديم مردم شبهاي احيا را توي مساجد بزرگ، امامزاده ها يا ميدانهاي محله شان به طور دسته جمعي برگزار مي كردند. و الان هم همين طور است. توي مشهد كه حرم علي بن موسي الرضا (ع) اولين گزينه شب زنده داران به شمار مي رود. بعد از آن هم مساجد بزرگ و كوچكي كه توي هر محله اي پيدا مي شود.
احياء در منازل شخصي
بيشتر خانمها طرفدار آنند. بخصوص حاجيه خانمهاي جلسه اي و خانمهايي كه دوست دارند توي مراسم احيا راحت باشند و هاي هاي گريه كنند و نامحرمي هم صدايشان را نشنود، چون معمولاً مردهاي اهل آن خانه تا صبح حق ورود به منزلشان را ندارند.

خواندنيها
خواندنيهاي اين شبها فراوانند. اما چندتايشان از همه معروف ترند. مثل دعاي جوشن كبير، دعاي ابوحمزه ثمالي، مناجات حضرت امير و ... بعضي ها دعاي مكارم الاخلاق و دعاي توبه را هم مي خوانند.
قرآن هم در اين شبها زياد خوانده مي شود، به خصوص سوره هاي عنكبوت، روم و قدر.

خوردنيها
اين شبها ميزبانان سعي مي كنند تا جايي كه در توانشان هست، از شب زنده داران پذيرايي كنند. توي مساجد اين پذيراييها به چاي يا خرما محدود مي شود.
بازار نذري دادن هم حسابي داغ است. بعضي ها با نذرهايي مختلف مثل نان و پنير و خرما از مردم پذيرايي مي كنند كه البته براي به دست آوردن آن بايد كمي زبر و زرنگ باشيد؛ چون معمولاً زود تمام مي شود.
توي خانه ها اما پذيراييها رنگين تر مي شود. اگر هوا مثل امسال رو به سردي باشد در بيشتر جاها شيركاكائو، ميوه، آبميوه و ... جزو خوردنيها محسوب مي شوند. در اين جور جمع ها معمولاً نيمه هاي شب زنگ تفريحي وجود دارد كه در آن شب زنده دارها با ساندويچ ته بندي مي كنند. خوردن اين ميان وعده ها بعد از كلي قرآن و دعا خواندن حسابي مي چسبد، چون درست زماني كه قار و قور شكم شروع مي شود به دادشان مي رسد.
سحري دادن هم خيلي از جاها رواج دارد

كارهايي كه قبل از رفتن به احيا بايد انجام بدهيد
براي احياي شبهاي قدر بايد آماده شد يكي از اين روشها غسل كردن است.
خواندن نمازهاي مستحبي هم قبل از احيا رواج دارد. اگر هيچ كدام از اين كارها را نكرديد حداقل تا جايي كه مي توانيد صلوات بفرستيد.

چيزهايي كه بايد با خودتان ببريد
در اين مورد دستور خاصي از جانب دين وجود ندارد، تنها مي توان به تجارب بزرگترها اعتماد كرد. مهمترين چيزهايي كه آنجا لازمتان مي شوند اينها هستند:
قرآن كوچك: وقتي قرآنها را سر مي گيرند به دليل وزن كم به دردتان مي خورد.
مفاتيح: مجبور نمي شويد براي خط بردن دعاها، سرتان را دو متر روي بغلي خم كنيد.
دستمال: كاغذي يا پارچه اي اش از واجبات است. مخصوصاً براي وقتي كه برق ها خاموش مي شود شما نمي دانيد با فخ فخ تان چكار كنيد!
شكلات يا نخودچي كشمش: كمي توي جيبتان بريزيد ضرر ندارد، آمديد و نذري چيزي گيرتان نيامد، نصف شب كه دلتان از گرسنگي غش و ضعف رفت به درد خودتان و حتي اطرافيانتان مي خورد.
لباس گرم: اگر احيايي كه مي رويد توي محيط باز است، حتما با خودتان ببريد غير از آن هم توي را بپوشيد، بد نيست مخصوصاً موقع برگشتن كه از جاي گرم درمي آييد و اگر خودتان را نپوشانيد حسابي مي چاييد.

كارهاي ويژه، زنگو بزن فرار كن!
اگر به ماجرا جويي و هيجان علاقه منديد به گروههايي كه نيمه شبهاي احيا توي كوچه پس كوچه هاي پايين شهر راه مي افتند و برنج و روغن و گوشت پشت در خانه ها مي گذارند، بپيونديد. اين ديگر مال جوانها و بچه مسجدي هاي محل است كه توي اين كارها از هم سبقت مي گيرند آنها آنچه كه آورده اند پشت در مي گذارند و پس از زدن زنگ به سرعت دور مي شوند براي اين كار بايد مهارت ويژه اي داشته باشيد!

  


امروز بزرگداشت شاعر دلسوخته، مولوي است؛ اين هم هديه شما!

 

يك روز، يادم نيست كي و از كجا، يك جلد كتاب مثنوي هديه گرفتم. با جلد نفيس و نقاشيهاي گل و بلبلي رويش. كمي ورق زدم، تك و توك شعري خواندم و بعد چند روز برايش توي كتابخانه جايي باز كردم.




با رفقا نشسته بوديم و حرفهاي مفت مي زديم. يك دفعه مثل كارتونهاي زمان بچگي فكري مثل برق توي كله ام آمد. بلند شدم كتاب مثنوي را از كتابخانه برداشتم و آوردم توي جمع و گفتم: بچه ها !بياييد به جاي اين همه حرف مفت، يك جلسه ادبي راه بيندازيم؟!
***
پادشاه باخدم و حشم به شكار رفته بود و كنيزك را ديد و دلش پيش او گير كرد. كنيزك را خريد و با خود به قصر برد. اما كنيزك بيمار شد و دل پادشاه پر خون شد.
طبيب الهي كه بر بالين كنيزك آمد نبض او را گرفت. تازه آنجا بود كه فهميد بيماري كنيزك، بيماري جسم نيست، بيماري دل است.
ديد از زاريش كو زار دلست
تن خوشست و او گرفتار دلست...
چند هفته اي هست كه به جاي حرفهاي مفت و صد تا يه غاز رفيق رفقا، هر هفته خانه يكي جمع مي شويم و به شيرين زباني هاي مولوي گوش مي دهيم. چند هفته اي هست كه آن كنيزك بزرگ منش و متهور كه عشق پادشاه را به خاطر يك جوانك زرگر ناديده مي گيرد، حسابي ذهنمان را به خودش مشغول كرده.
***
بهانه اش براي اينكه ما با فرهنگ و تاريخ سرزمين كهنمان آشنا شويم يك هديه بود. مثنوي اثر بزرگي است كه آدم تا قبل از مرگش حتماً بايد يك بار آن را بخواند. امروز روز بزرگداشت مولوي است. اين ستون را امروز به شما هديه مي كنيم تا براي شما هم بهانه اي باشد!
الهه نيك نژاد

  


رئيس جمهور؛ يك مسافر خبرساز

 

رئيس جمهور كشور هم خبر ساز باشد، چه حالي مي دهد. هفته گذشته آقاي احمدي نژاد به آمريكا رفت تا در سازمان ملل حضور به



هم رساند. اين سفر كاري رئيس جمهور در رسانه هاي خارجي به يكي از بزرگترين رويدادهاي خبري هفته تبديل شد. به دليل حالي كه جناب احمدي نژاد از اين ژورناليستهاي غربي گرفته، وي را به عنوان چهره هفته برگزيديم تا شما بيشتر با او آشنا شويد.
محمود احمدي نژاد در سال 1335 هجري شمسي در شهرستان گرمسار به دنيا آمده و فرزند چهارم خانواده است. پدرش آهنگر بود و داراي 7 فرزند. رئيس جمهورمان فرزند چهارم خانواده است و از يك سالگي به همراه خانواده در تهران اقامت دارد. وي دوران تحصيلات خود را از ابتدا تا پايان دوره متوسطه در مدارس منطقه نارمك تهران از جمله سعدي و دانشمند پشت سر گذاشت و در كنكور سراسري رتبه 130 را كسب كرد.
احمدي نژاد در سال 1354 در رشته مهندسي عمران دانشگاه علم و صنعت دوره تحصيلات عالي را شروع كرد و در سال 1365 در مقطع كارشناسي ارشد همان دانشگاه پذيرفته شد. در سال 1368 نيز به عضويت هيأت علمي دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت درآمد و در سال 1376 موفق به دريافت مدرك تحصيلي دكتراي مهندسي و برنامه ريزي حمل و نقل شد. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در كسوت دانشجو و با شركت در مجالس مذهبي و سياسي وارد فضاي سياسي جامعه شد و با مشاركت در تهيه و توزيع اعلاميه هاي روشنگر ، به خيل مبارزان و انقلابيون مسلمان پيوست.
با شروع جنگ تحميلي، وي به منطقه عملياتي در غرب كشور شتافت و تا سال 1365 در فعاليتهاي پشتيباني در اين منطقه تلاش كرد و از سال 1366 تا پايان دوران دفاع مقدس به عنوان داوطلب بسيجي در بخش مهندسي رزمي به خدمت پرداخت و در دهه شصت، چهار سال به عنوان معاون فرماندار ، فرماندار ماكو و خوي و همچنين دو سال به عنوان مشاور استاندار كردستان خدمت به مردم استانهاي آذربايجان غربي و كردستان را پشت سر گذاشت.
وي در سال 1372 و در زماني كه به عنوان مشاور فرهنگي وزير فرهنگ و آموزش عالي فعاليت مي كرد، به عنوان اولين استاندار استان جديد التأسيس اردبيل منصوب شد. در 13 ارديبهشت ماه سال 1382 بر اساس تصميم اعضاي شوراي اسلامي شهر تهران به عنوان شهردار كلان شهر تهران برگزيده شد تا دور تازه اي از خدمتگزاري به مردم را تجربه كند. پس از آن مردم كشور عزيزمان به او اعتماد كردند و او توانست با شعار «مي شود مي توانيم» از آحاد ملت رأي بگيرد و امروز به عنوان رئيس جمهور، توي صفحه ما، به شما دوستان جوان معرفي شود.
عليرضا حسيني

  


شبهاي قدر پارسال

 

مادرجان !پارسال اين موقع با هم رفتيم شب احيا، با هم دعاي جوشن كبير خوانديم و تو هر فراز از آن كه تمام مي شد، نخ صورتي



توي دستت را گره مي زدي و يك فوت هم به آن مي كرد. بعد نخ پر گره را لاي قرآنت گذاشته بودي و هر روز صبح كه براي نماز بلند مي شدي و قرآن مي خواندي، آن نخ را جلوتر و جلوتر مي بردي.
حالا آن نخ صورتي پيش من است و من هر روز بعد از نماز صبح جلوتر و جلوتر مي برمش.
مي گفتي سرنوشت آدم تا سال بعد در همين شبها رقم مي خورد و بايد تا صبح دعا و استغفار كرد. دعا كردي كه احمد تا سال ديگر پول دستش بيايد و زنش را به خانه ببرد، مرضيه دانشگاه قبول شده باشد، بابا كارش درست شود تا بتواند جهيزيه من را بخرد. علي كه تازه از سربازي برگشته يك كار درست و حسابي پيدا كند.
چقدر آن شب دعا كردي، انگار مي خواستي تا قبل از رفتنت همه چيز روبراه شود.
حالا همه چيز خوب است. سرنوشت ما مثل همان چيزي شد كه تو شب قدر دعا كردي خدا برايمان رقم بزند. علي كار پيدا كرده و چند ماهي است كه بيمه هم شده.
كار بابا روي غلتك افتاد و جهيزيه من هم درست شد. احمد زنش را به خانه برد، مرضيه هم دانشگاه قبول شد. اما تو ...
پارسال پيش ما بودي و امسال نه. انگار همان شب قدر مقدر شده بود كه تو از پيش ما بروي و انگار تو فهميده بودي سال بعد نيستي كه برايمان دعا كني.
چقدر آن شبها تا صبح دعا كردي. نخ صورتي لاي قرآنت پر از گره است و من امسال هم همان را با خودم به احيا مي برم.
راضيه

  


بهترين ها را به خانواده ام تقديم مي كنم!

 

* مليحه پژمان
هادي ساعي را همه مي شناسيم. او در سال 2004 يكي از افتخار آفرينان كشورمان در آتن بود و بعدها لقب جوانمردترين ورزشكار سال را به عنوان آخرين لقب يك ورزشكار به خودش اختصاص داد.




وقتي با او تماس مي گيرم و راجع به موضوع صحبت مي كنم، مثل حركات ورزشي اش، تند، سريع و مفيد جواب مي دهد.
با يك احوالپرسي شروع مي كنم. به هر حال هادي ساعي آدمي نيست كه يك شبه به اين موفقيتها رسيده باشد، بلكه در سايه توكل به خدا و تلاش و پيگيري است كه اين روزها را تجربه كرده است.
وقتي از او مي پرسم دوست دارد در اين فضا از حرفهاي نگفته اش با چه كساني بگويد، اين طور ادامه مي دهد: «دوست دارم بهترين حرفها را به خانواده ام تقديم كنم، چون نقش بزرگي در زندگي ام داشته اند.
مثل پدرم كه هميشه به ورزش تكواندو تشويقم مي كرد يا مادرم كه هميشه برايم دعا كرده است و اين سالهاي اخير همسري مهربان دارم كه خانه ام را به يك محيط سرشار از آرامش تبديل كرده است.
من دوست دارم در اين فرصت كوتاه بهترين ها را به عزيزترين آدمهاي زندگي ام تقديم كنم. خصوصاً به همسرم كه همراه هميشگي ام بوده و هست. شرايط زندگي ام را درك و در بسياري از موارد به من كمك مي كند. بهترين دوست و همراه و يك مشاور عالي در زندگي من است و در اين چند سال اخير كه وارد زندگي ام شده، زندگي ام را دگرگون كرده. هميشه مديون خوبيهاي او هستم و اميدوارم اين صفحه را روزي كه چاپ مي شود حتماً بخواند.

  


گفتگوي ورود آزاد با مخترعي كه سلولهاي خاكستري مغزش پشت فرمان ماشين فعال مي شود؛
اختراع مي كنم پس هستم!

 

عاطفه خلخالي

باورم نمي شود، بعضي وقتها مصاحبه با آدمهاي معنوي آنقدر تكنيكي و علمي مي شود كه از توش هيچي در نمي آيد و بعضي وقتها هم مصاحبه با آدمهاي تكنيكي و علمي آنقدر معنوي و حسي مي شود كه دوست داري چند بار آن را از نو بخواني.




امير عارفان متولد سال 1360 است كه تحصيلات دانشگاهي اش را در رشته نرم افزار كامپيوتر از دانشگاه آزاد اسلامي گرفته . تا الان دو اختراع با عنوانهاي اطلاع رساني در محيط با سيستمهاي عامل رايانه و تسبيح ديجيتالي را به ثبت رسانده كه اولين اختراعش در ماههاي آينده به بازار عرضه مي شود.
مصاحبه با او از مصاحبه هاي نوع دوم است. از دستش ندهيد.
* به نظر شما جوان چه مشخصه هايي بايد داشته باشد؟
** جوان بايد معتقد، صبور، خلاق، ريسك پذير، با انگيزه، متكي به نفس، جستجوگر، خستگي ناپذير و اهل تفكر و تأمل باشد.
* اولين اختراعي كه به ثبت رسانده اي چه بوده است؟
** اولين اختراعي كه به ثبت رساندم امكان تبليغات و اطلاع رساني در محيط سيستمهاي عامل رايانه به صورت on/ofline بوده است كه فكر اوليه و ثبت به صورت مشترك توسط من و همكارم حامد زيرك انجام شده است.
* در مورد اختراعت بيشتر توضيح مي دهي؟
* در اين سيستم امكان اطلاع رساني و تبليغ در تمامي نقاط سيستمهاي عامل رايانه به صورت ofline (در صورت متصل نبودن به اينترنت) و online (در صورت متصل بودن به اينترنت) براي اولين بار در دنيا ابداع شده است و مي توان از آن به عنوان يك ابزار تبليغاتي موثر با هزينه اي بسيار كمتر از تبليغات در رسانه هاي ملي و بين المللي با عدم محدوديت زماني (به صورت 24 ساعته) و جغرافيايي در تمام دنيا استفاده كرد كه هزينه بسيار اندك تبليغات در اين سيستم و فراگيري آن از جمله مهمترين مزاياي آن است. اين اختراع مي تواند به ابزاري قدرتمند در زمينه جذب توريسم و اماكن تاريخي و مذهبي كشور به جهانيان مطرح شود.
* چي شد كه به فكر اختراع كردن افتادي؟
** من معمولاً دنبال كارهايي هستم كه ديگران انجام نداده اند، براي همين هم بسياري از كارهايم براي برخي از افراد عجيب به نظر مي رسند.
* در چه موقعيتهايي سلولهاي خاكستري مغزت خلاقيت بيشتري دارند؟
** پشت فرمان ماشين، بعد از نماز و همچنين در مواقع استراحت!
* تا به حال چيز جديدي را يافته يا كشف كرده اي كه از خوشحالي فرياد بزني: يافتم !يافتم!؟
** بله! موقع رفع عيب يك برنامه با يك گره برنامه نويسي مواجه شده بودم، يك روز وقتي پشت كامپيوتر غرق در فكر بودم متوجه برطرف كردن آن گره شدم؛ از جايم پريدم و فرياد زدم درست شد !درست شد !پايم كابل برق رايانه را از پريز كشيد و دستگاه خاموش شد.
* تا به حال چند دفعه نحوه كاركرد اختراعتان را براي ديگران توضيح داده ايد؟
** خيلي زياد!
* مهمترين كساني كه اين مسأله را به ايشان توضيح داديد چه كساني بودند؟
** وزير علوم، تحقيقات و فناوري، سركار خانم مهندس ژاله مجيب، مدير پاركها و مراكز رشد كشور، مسؤولان استانداري خراسان رضوي، معاون فناوري پارك علم و فناوري خراسان و خيلي هاي ديگر!
* شده ديگر حوصله توضيح دادن در مورد اختراعت را نداشته باشي؟
** هميشه حوصله اش را دارم؛ مگر در مواردي كه لازم باشد محافظه كارانه عمل كنم.
* چرا مخترعان و مبتكران جوان ما از عدم حمايت شاكي اند؟ اصلاً چگونه مي شود از شماها حمايت كرد؟
** يك مشكل فراگير در بين تمام مخترعان، ترس از معرفي طرحهايشان است، زيرا حمايت معنوي از طرح هايمان نمي شود. زماني عمده ترين مشكلات ما در بخش حمايتهاي مالي و اعتباري بود، اما در حال حاضر اين مشكلات با تمهيداتي نظير گسترش پاركهاي علم و فناوري در سطح كشور براي حمايت از ايده هاي نو و ارائه تسهيلات مالي به مخترعان تا حدودي مرتفع شده ولي الان بزرگترين دغدغه ما ضعف عملكرد دولت در حمايت معنوي اختراعات است كه بايد همگام با حمايتهاي مادي رشد و توسعه پيدا كند تا توازن و تعادل برقرار شود.
* خيلي ها مي گويند اختراعهايي كه صورت مي گيرد از سر بيكاري است، نظر شما چيست؟
** اصلا اين طوري نيست !كساني كه يك چيزي را خلق مي كنند طرز تفكر و ديدگاهشان نسبت به زندگي يك چيز ديگر است.
* مشوقهاي اصلي زندگي ات چه كساني بوده اند؟
** خانواده ام
* در زندگي ات از همه بيشتر به چه كسي مديوني؟
** از همه بيشتر به خدا مديونم، چون اوست كه هميشه كارهايم را راه مي اندازد و هيچ كس تا حالا به اندازه او به من كمك نكرده است.
* موفقيت يعني چه؟ مهمترين عوامل موفقيت چيست؟
** موفقيت يك صفت است كه در قبال انجام درست يك فعاليت به يك انسان يا به طور خاص به عامل فعال نسبت داده مي شود، مثل همه صفتها «موفق بودن» يك ويژگي نسبي است و وجود آن به يك عامل مطلق بستگي ندارد. ميزان توانايي عامل، شرايط انجام فعاليت، ملاكهاي انجام درست كار و همچنين ملاكهاي قاضي؛ يعني كسي كه بر انجام فعاليت نظارت دارد از مهمترين عوامل موفقيت محسوب مي شوند.
* واژه انگيزه برايت چه مفهومي دارد؟
** انگيزه داشتن يعني اينكه فرد در انجام يك فعاليت از وجود يك محرك براي به پايان رساندن آن برخوردار باشد، با اين وجود فعاليت فرد به شكل بسيار مطلوبي انجام خواهد شد كه داشتن انگيزه در انجام موفق يك فعاليت نقش زيادي دارد.
* لحظات افطار را بيشتر دوست داري يا سحر را؟
** در كل ماه رمضان را خيلي دوست دارم چون مي دانم كه چقدر خدا آدمها را دوست دارد. جالب است بدانيد، طرح اين اختراع هم در ماه رمضان به ذهنم خطور كرد و چند سال بعدش هم در همين ماه به ثبت رسيد.
* اين روزها پس از شنيدن صداي اذان مغرب چه دعايي مي كني؟
** از خدا مي خواهم تا عاقبت به خير شوم و توفيق بندگي اش را داشته باشم، به زندگي ام بركت دهد و پدر و مادرم را حفظ كند.
* و در پايان حرفي براي ورود آزادي ها ...
** جوانهاي ايراني خودشان مي دانند چه بايد بكنند . پس بهتر است به دلشان رجوع كنند و عمل كنند ...

  


خبر مبر

 

سازمان بهداشت جهاني تازه ترين شاخص اميد به زندگي در مردان و زنان ايراني را اعلام كرد؛ آقايون 67 سال، خانوما 71 سال!

گمان مي كني تا چند سال ديگر زنده خواهي بود؟  30 سال،  40 سال،  50 سال؟ اصلاً بهش فكر كرده اي؟ بر اساس تازه ترين گزارش سازمان بهداشت جهاني شاخص اميد به زندگي در مردان ايراني 67 سال و در زنان ايراني 71 سال است. بر اساس نتايج به دست آمده از اين ارزيابي احتمال مرگ براي گروه مردان در سنين 15 تا 60 سالگي 180 در هزار نفر جمعيت در سال است و همين شاخص براي زنان در اين مقطع سني112 در هزار نفر جمعيت است. طبيعي است وقتي آدم ببيند هم جنس هاي خودش پشت سر هم مي افتند و مي ميرند و جنس طرف مقابل يك خم هم به ابرويش نمي آيد، اميد به زندگي اش را از دست مي دهد. لابد براي همين آقايان بنده خدا چهار سال اميد به زندگي شان كمتر از خانمها است. حالا اينكه چرا مرگ و مير آنها بيشتر است، اگر ازشان بپرسي چه مي گويند؟ جوش، غصه، فشار زندگي و مخارج بالا، اجاره خانه.... ما مردهاي بدبخت بايد كار كنيم، جون بكنيم كه زنها 4 سال بيشتر از ما عمر كنند، مي بيني دنيا را!

بر اساس آخرين اندازه گيريها، بام ايران  61 مترو 80 سانتي متر كوتاهتر ازآن چيزي است كه در كتابها آمده ؛ خالي بندي 61 متري!





براساس تازه ترين بررسي  سازمان نقشه برداري بام ايران پنج هزار و 609 متر و 20 سانتي متر ارتفاع دارد. چه اشكالي دارد؟ هيچي !اشكالش اين است كه اين اندازه گيري جديد نشان مي دهد دماوند عزيز 61 مترو 80 سانتي متر كوتاهتر از آن چيزي است كه شما شنيده بوديد و توي كتابها خوانده بوديد !حال مي كنيد اختلاف را؟ يعني اين همه مدت كه توي دبيرستان قصيده دماونديه را مي خوانديم و كلي باد به غبغبمان مي انداختيم 61 مترش خالي بندي بوده! مي دانيد قضيه چي بوده؟ طرف تا جايي كه توانسته از كوه رفته بالا، بقيه اش را حال نداشته برود، گفته يك چيزي بالاتر مي گيم جمع بشه بره، خيرشو ببيني !مهندس يعقوب حاتم چوري، كارشناس نقشه برداري سازمان نقشه برداري كشور كه چند ماه روي اين قضيه تحقيق كرده در مورد علت اين اختلاف گفته: اندازه گيري ثقل در مناطق متعددي از البرز مركزي به دليل سهولت در دسترسي و مسيرهاي مختلف انجام شده بود، ولي به دليل سردسير بودن برخي مسيرها، مناطقي تهي از داده هاي ثقلي بودند. واقعاً كه طرف ژانگولري بوده ها!

با رانندگان مزاحم نواميس برخورد مي شود؛ نوشدارو بعد از مرگ سهراب

معاون دادستان تهران به خبرگزاريها گفته است، با رانندگان مزاحم نواميس مردم برخورد شامل (شلاق، حبس و جزاي نقدي) مي شود. محمود سالاركيا گفته، زماني كه اين رانندگان توسط پليس دستگير مي شوند پرونده اي براي آنها تشكيل و براي رسيدگي به دادسرا ارجاع مي شود و در دادسرا با عنوان ايجاد مزاحمت براي نواميس، اين گونه افراد تفهيم اتهام شده و مورد تعقيب قضايي قرار مي گيرند. نكته ماجرا اين است كه زماني براي دستگيري اين راننده هاي مزاحم وجود ندارد. رو همين حساب اين جور راننده ها خيالشان راحت است. اگر در يك خيابان خلوت داشتيد تنهايي مي رفتيد و ماشيني دنبالتان راه افتاد چه كار مي كنيد؟ شماره اش را برمي داريد و زنگ مي زنيد به 110؟ در اين صورت هيچ اتفاقي نمي افتد؛ چون بايد حضوري تشريف ببريد كلانتري محل و شكايت كنيد؛ يعني كه بزك نمير بهار مياد...و نوشدارو بعد از مرگ سهراب است. و در آن لحظه خاص كسي نيست كه به دادتان برسد. اگر ماجرا واقعاً به همين سفت و سختي بود، راننده اي جرأت مي كرد مزاحم ناموس مردم شود؟

30 هزار دانش آموز معتاد در نظام آموزش و پرورش وجود دارد؛ از همه اصرار، از آموزش و پرورش...





انگار اصلاً نمي شود آدم يك هفته از اين بلاي خانمانسوز چيزي نشنود. جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر رياست جمهوري گفته حدود 30 هزار دانش آموز معتاد در نظام آموزش و پرورش وجود دارد كه بايد براي درمان آنان برنامه ريزي شود.
او گفته، در آموزش و پرورش چالش جدي براي اعتياد وجود دارد و آن كاهش 3/1 ميانگين سن اعتياد است. محمد رضا جهاني گفته، با تمامي دستگاههاي پيشگيري، از جمله وزارت آموزش و پرورش، صدا و سيما، تربيت بدني، وزارت ارشاد، بسيج، سپاه و سازمانهاي ديگر جلساتي برگزار و برنامه هايي را اجرا كرده ايم كه ما هم اميدواريم هر چه زودتر جواب بدهد. خدايي اش اين رقم 30 هزار تا دانش آموز معتاد يك كمي زياد به نظر مي رسد، شما اين طور فكر نمي كنيد؟ همين هفته پيش خبري در همين ارتباط داشتيم. از قول دكتر حسن رفيعي، رئيس مؤسسه داريوش كه از آموزش و پرورش به خاطر اينكه اجازه تحقيق و توزيع پرسشنامه در مدارس را نمي دهد، گله كرده بود. حالا خدا كند همان طور كه جهاني گفته يك راهي براي درمان اين 30 هزار تا پيدا شود.

دانشجوهاي كفيل خانواده و دخترهاي ازدواج كرده به محل زندگي خود منتقل مي شوند؛ با خيال راحت شوهر كن!





دانشجوهايي كه كفيل خانواده هستند ديگر لازم نيست نگران باشند، چون قائم مقام معاونت دانشجويي وزارت علوم گفته اين عده با پر كردن فرم نقل و انتقالات به سرعت به محل زندگي شان منتقل مي شوند.
به گفته مسلمي نائيني اين موضوع شامل دخترهاي دانشجويي كه ازدواج مي كنند هم مي شود. پس با خيال راحت هر دانشگاهي كه مي خواهيد برويد و بعد هم با خيال راحت ازدواج كنيد (البته دخترها) و به شوهر و زندگي تان برسيد. ما كه اين جماعت را مي شناسيم، از همين حالا مي توانيم حدس بزنيم كه از فردا چقدر آمار ازدواج دخترها بالا مي رود.
به اين آقاي مسلمي هم مي گوييم كه هر حرفي را همين طوري نزند. از فردا دخترها با هر كور و كچلي عروسي مي كنند، بعد هم با هم به تفاهم نمي رسند و طلاق. بعد كه آمار طلاق بالا رفت مي گويند تقصير كي بود؟
ولي به هر حال خدا كند اين قانون هم به سرنوشت ديگر مصوبات مشابه دچار نشود و حق به حق دار برسد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com