تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-09-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 8مهر ماه 1386


آن شب « قدر »ي كه گويند اهل خلوت، امشب است

 

شبي چراغاني شده ازچراغهاي روحاني و بر طيب عنبر نشسته از عطر پاك نفس فرشتگان رباني شب نزول، نزول صحيفه مكرم نور بر



آباد كده بيت معمور (1) شب حضور، حضور بر سرير كبريايي و همسفر شدن با كروبيان و حوريان عالم نور. شبي كه بر جذبه هاي سبحاني غسل طهارت مي كنند عاصيان غفراني. شبي كه جاري اشكهاي ندامت به طراوت مي نشاند خامه هاي مغفرت و رحمت را. شبي كه پرده هاي سياهش در قوس و قزح بالهاي صفيران رحمت به تلالؤ مي نشيند و تفسير مي كند «تنزل الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر». آن چنانكه از خيل نزولشان زمين در اين شب مباركه به مضايقه و تنگي مي آيد . البته قدر را نه تنها بر مضايقه زمين، در حضور فرشتگان، كه بر عظمت و بلندي پايه و رفعت اين شب عزيز، ناميده اند زيرا به عبادتها و اعمال صالحه در اين شب مباركه، اجرهاي گرانسنگ، نهاده وآن را (خيرمن الف شهر ) ناميده و بهتر از سلطنت و جهاد هزاران ماه دانسته اند و شب زنده دارانش را با منزلتي آسماني رفيع گردانيده و باز بر رفعتش افزوده اند، با محاسبه دقيق اعمال آدميان و تقرير تقديرات يكساله شان دراين شب شريف، كه بيان شده است ( فيها يفرق كل امر حكيم ) (2)
آن شب قدري كه گويند اهل خلوت امشب است
يارب اين تأثير دولت دركدامين كوكب است (3)
پس واي بر سرنوشتم اگر با اين همه اقبال خدايي، به شب قدر برسم و آمرزيده نشده و محروم گردم كه (من حرمها فقد حرم الخير كله) كه محرومان اين شب بي نصيبان از تمام خيرات و نيكيها هستند .
و تو خود نهايت وغايت آرزوهايي، پس دستان مرا چون محرومان بي نصيب از درگاه خود برنمي گرداني چرا كه ازهمان ابتدا كه اين شب مبارك را در هاله اي ازاسرار سبحاني مستور داشتي، نيك به عزم آسماني ات واقف شدم كه اراده نموده اي مرا به طاعت خويش بيشتر واداري، آنچنان كه رضاي خود را نيز در طاعاتت نهان مي داري كه بر طاعتت حريص تر شوم و غضب خويش را در مكروهاتت پنهان مي كني كه پرهيزگارتر شوم و اجابتت نيز در ميان دعاها پنهان است كه بيشتر بخوانمت، همين طور اسم اعظمت نيز نهان است كه همه اسماء حسني شوند و دوستانت نيز نهانند كه همه مردم محترم شوند و اين رازداري رمز روشنگري توست كه شب سرنوشت سازم را هم «نهان» كرده اي كه تمرين يك شبه ام را چندين برابر بگردانم و اين شبهاي مبارك را حريصانه تر در طاعتت بگذرانم و همين طور اميدم را نيز فزون مي داري كه اگر از فيض شبي، درماندم ، هنوز براي برافراشتن پرچم اقبال در شبهاي شريف ديگر زمان، باقي ست.و نهانش داشته اي كه سيئات غافلاني كه شب و روز نمي شناسند و حريم و حرمت نمي دانند، قداست و حرمت اين شب مبارك را با خدشه هاي جسورانه نيازارد. (4)
و تو اي آخرين حد اشتياق كه با صلاي رحمتي وسيع، خلايق را به ضيافت خويش مي خواني و باشرافتي رفيع؛ عاصيان و صافيان را با هم بر خواني گسترانيده، به حضور مي طلبي و آن روز پرده از رأفت و شفقت خويش مي كشاني كه بر تكانيدن غفلتكده هايشان در اين بزم سبحاني صور بپا مي كني و بساط جشن مي گستراني و ملائكه ات را تهنيت باران به نظاره اين شورعرفاني مي گماري و شومي شيطان را پاكيزه ازمحفلشان مي زدايي و فرياد بلند مي داري كه الا اي سرگشتگان وادي حيراني، راه نوردان تاريكه هاي ظلماني، شكارشدگان دامهاي شيطاني، باز گرديد كه چراغهاي رحمت من هنوز نوراني است. اگر يك سال بر سخط و عتابم زيستي اما من هنوز چشم اميد از تو بر نگرفته ام اگر سالهاست كه پشت به من نموده اي آگاه باش كه من لحظه اي روي از تو بر نگرفته ام، اگر تمام عمرت را بر خلاف صراطم پيموده اي، بدانكه چشمهاي رحمت من هنوز در بدرقه ات باراني است و هنوز چشم در راه حضورت بر فراز قله هاي نور، لحظه مي شمارم و تدبير و حيله بكار مي گمارم كه باز گردي و بر اين اميد تقديراتت را نه يك جا كه سال به سال و گام به گام با رشد عقل و هوشياريت مي نگارم كه فرصت گنجانيدن تغييراتت را از تقديراتت نگرفته باشم و هر سال دوباره آغاز مي كنم تا تو نيز عزم كني و بداني كه من شما را نه بر غضبم كه براي بهشتم سرشته ام و هزاران راه بر سر توبه و باز گشتتان نهاده ام و با جامهاي طهور بهشتي بر كمين توابين و نادمين نشسته ام و دستگيره هاي متين و موثقم را برراه بازگشت كنندگان نهاده ام. باز گرديد كه اقبال الهي در ماه خدايي و شب رهايي به شما روي نموده است .
خود كه را آيد چنين دولت به دست
قطره را بحري تقاضا گر شده است
چون تقاضا مي كند دريا تورا
پس چرا استادي و درماندي هلا (5)
حال كه قرار مي كند تا طلوع فجر صادق، ستاره هاي سلامش را بر سرير جانم بباراند، پس آستينهاي حضور را بالا مي زنم، آنچنانكه هنوز خورشيد پرده هاي غروبش را فرونكشانيده، كمين طهارت و پاكي بر قدوم اين شب خجسته نثار گردانم، حال كه بناي اين شب مبارك را به گسترانيدن بساط طهارت، نهاده اند، پس غسل مي دهم جوهره جانم را در شط روانش، و با طهارتي جسماني كه نشان از غسلي روحاني و خويي يزداني، دارد به استقبال اين شب آسماني مي شتابم و حقيقت طهارت را به جان خويش مي چشانم كه موسي بن جعفر(ع) مي فرمايد: ( من اغتسل ليلة القدر و احياها الي طلوع الفجر خرج من ذنوبه) كسي كه در شب قدر غسل كند و تا سپيده دمان شب زنده داري نمايد، گناهانش آمرزيده مي شود (6)
بعد از آن، جان را به زمزم استغفارش فرو مي كنم آن چنان كه عطري عنبرين بر جوهره اش نشيند كه گر چه امشب خود ميهمانم، اما قرار است ميزباني كنم طهوران پاك سيرت نيك صورت عالم قدس را كه در بين زمين و زمان با طبقاتي ازفرامين وحي در آمد و شدند و تسبيح كنان تو را اي آسمان عظمت، مي ستايند، كه چگونه وقتي عزم بر تقرير مقدرات بندگانت مي گماري، بر خويش كه نهايت و كفايتي، نيز بسنده نمي كني و بندگانت را نيز مي خواني و آنها را دعوت به دخالت در سرنوشتشان مي كني تا با حضور و نظرات خودشان
نامه مقدراتشان را بنگاري و آنجا كه حضور عبد درمقابل معبود با جهاني از حدود و قيود روبه روست، پس اعمالشان را هزاربرابر مي گرداني كه خويش را به تو نزديكتر ببينند و خلوت را دوستانه تر بدانند، و آنگاه راز نهان دل را بي پرده و واسطه برايت بازگويه كنند و برايشان مجال مي گستراني كه بياييد و عذر تقصيرهايتان را بياوريد كه مي پذيرم، آمال و آرزوهايتان را برايم بگوييد كه مي نگارم .
هر كه خواهد گو بيا و هرچه خواهد گو بگ
وكبر و ناز و حاجب و دربان در اين درگاه نيست
پس كنار مي زنم پرده هاي شب را، بعد از استغفار با صدقه و افطار آن هم از روزي پاك و حلال كه زينت و پيشواي عبادتگران در شهر مبارك رمضان هر شب صدقه مي دادند تا شب قدر را بهتر درك نموده و بهره بردارند، و رسول خدا(ص) در فضيلت افطاربا روزي حلال مي فرمايد كه بر اين چنين ميزباني فرشتگان در تمام شبهاي رمضان درود فرستند وجبرئيل امين در شب قدر با وي مصافحه كند و نشانه مصافحه امين وحي است كه دلش را نرم و اشكش را روان مي گرداند.
و اصرار مي ورزم بر بهره مندي از اين شب مبارك، كه سرنوشت تمام سرگذشتهايم در همين ساعتها رقم مي خورد . حوادث، پيروزيها، شكستها، مرگها، ولادتها، فراقها، وصالها، سلامتي و سود و زيانم و روزي هايم وهمين طور، حجاج بيت ا... الحرام كه در اين شب مبارك تعيين و تصديق مي شوند.
و البته شب قدر در يك شب خلاصه و گنجانيده نمي شود كه طبق فرمايش صادق آل محمد (ص) تقدير مقدرات در شب نوزدهم و تحكيم آن درشب بيست و يكم و امضاء و تثبيت آن درشب بيست و سوم صورت مي پذيرد (7)
جوشن كبيرت را چون سپري پولادين بر جسم وجان خويش مي پيچانم كه نفوذ خواب را از لايه هاي جانم مي زدايد و نيكو مأوايم مي دهد و معاصيم را در لايه هاي صدگانه اش مستور مي دارد و بر رسوائي و فضيحت اعمالم پرده هاي ستر مي كشاند و پاهاي معاصي ام را به دريايي از معارف الهي مي گشايد و گوهر شوق در صدف جانم مي پروراند كه در لهيب اشتياق حاصله اش، ناخالصي هاي وجودم را جمله به آتش مي كشانم و خويش را چون قطره اي بر ساحل درياي طهر رباني اش مي يابم.
و آنگاه كه بر امواج مفاهيم الهي در شب قضا خود را در ساحل «رضا» يافتم، قرآن عظيم و متعالي را در پيش روي گشوده و آن دلدار نازنين را به اين منشور تعالي بشريت سوگند مي دهم كه: بارالها مرا در اين سال كه پيش رو دارم از آزادشدگان از زبانه هاي هجرت قرار بده و صاحب ايماني ام دار كه چون شهدي مهنا بر قلبم روان گردد و با خونم تكثير شود و رضايتي به من ارزاني دار كه به قسمت و نصيب خويش خشنود باشم و اشتياقي به خويش در من پديد آر كه از عاشقان و سرگشتگان كويت شوم . خداوندا مرا در تقدير و سرنوشت خويش سهيم دار و از برخورداران و بهره مندان از شب قدر، قرار بده و حلاوت ذكرت را بر ذائقه جانم؛ شيرين بنشان و اراده و نيرويم را در رضايت خويش مصروف دار. بار خدايا مرا در جرگه كريمان و افطاردهندگان بر يتيمانت قرار ده كه آنها دستگيره هاي تقرب و نزديكي به تواند.
خداوندا !بر غفلتهاي جاهلانه و شاديهاي كودكانه ام چراغ آگاهي و معرفت بيفروز !
اي هدايتگر گمراهان !از تو مي خواهم كه لايه هاي غفلت را از مجراي بصيرتم بزدايي، كه خويش را زنجير كرده و به درگاه تو دخيل بسته ام و به تو پناهنده شده ام ...
خداوندا در اين شب حساس از عمرم، نامم را در رديف سعداء و جانم را با شهدا و قلبم رابا عرفا و ذريه ام را با صلحا قرار بده و روزيم گردان دل نهادن متوجهان به درگاهت و اخلاص معتقدان و همراهي نيكان و استحقاق واقعيات ايمان را.
آنگاه اين مصحف شريف و متين را بر روي سر خود قرار مي دهم كه دادگسترا !تو آگاهي كه جايگاهي بالاتر از اين در وجودم سراغ ندارم كه آن را فرش قرآنت بگردانم پس به بزرگواري خود، قرآن را در بالاترين مراتب زندگيم قراربده و اين تاج نيكو را مايه عزت و بلندي جبينم بگردان و عقل و انديشه ام را در ظل آن مطيع گردانيده و خويشم را رام آن دار.
آنگاه كشكول به دست و دق الباب كنان بر در سراي شفيعان و شفيقان روز نيازمندي ام مي روم و ندا مي دهم اين صاحبان ابواب فتح و گشايش را باشد كه بر لرزش دستان نيازم، گرماي شفقتي نشانند كه نامه تقديرم در پرتو آن به نور نشيند.
گوييا خواهد گشود از دولتم كاري كه دوش
من همي كردم دعا و صبح صادق مي دميد
و در اين آخرين فراز باقي مانده تا مطلع الفجر، كه هنوز نامه مقدراتم را گشوده مي بينم، چشمهاي اميد و اقبالم را به سوي تو مي دوزم و دستان اميدم را در كنگره هاي ضريح مطهر و مباركتان فرو مي برم كه خاك آستانتان را زينت بخش جبين اولياءا... و اوصياءش يافته ام يا ائمه الهدي!
پذيرايم شويد كه خامه تقدير مقدراتم را به رشته تقرير گرفته است و بر نظارت و حمايتتان محتاج تر از هر زماني گشته ام.
مگر نه اين است كه ديدگان به خون نشسته در مصيبت حسين(ع) با ترحم سبحاني دلجويي مي شوند و جگرهاي كباب شده در مصيبت او برات فراغت و دوري از لهيب دوزخ مي يابند و ناله ها و فغانهاي برخاسته، براولاد و اصحاب او با جامهاي كوثرين، آرام مي شوند ودستان بلند شده در نيايشش با مصافحه رسول گرامي مي پذيرند پس مرا از اين جرگه جدا مگردانيد و با عنايت سلطاني خود، نظري بر نامه مقدراتم بيفكنيد و ياريم كنيد در برابر آنچه مقدر مي شود و تغيير نمي كند.
خلوتم چراغان كن اي چراغ روحاني
اي زچشمه نوشت چشم و دل چراغاني (8)
و باز دستان استغاثه ام را به دامن تو مي دوزم اي پرده نشين اعتكاف گزين عالم غيب، كه تا سپيده دمان اين شب عزيز انوار ساطعه سبحاني بر قلب مباركت منزل مي كنند . آن ساعتي كه مقدراتمان را براي تأييد به پيشگاه ملكوتيتان مي آورند، با مهر سلطاني ظهور آسماني خويش، كه بر صدر اوراقش مي نگاري، اخترعالميان را سعد و فالشان را همايون، بگردان.
اي خجسته آيت رباني، لحظاتي كه نامه عملم را درپيش روي مبارك و شريفتان مي گشايند، گويا راز مظلوميت و پرده نشينيتان را بر من مي شكافند و واي بر من اگر در اين لحظات در كوره شرم و حيا ذوب نگردم و به كام زمين فرو نشوم . اي گوهر يكدانه هستي، مرا با شدت عصيانهايم از خويش مران كه دوري از ولي امر و كوري از حضور او مرا به اين غرقابه كشانيده است.
بر تاريكي ضميرم ترحم نما و با مصباح هدايت خويش روشنم گردان. بر مقدراتم به ديده ترحم نظر نما كه براي سعد گردانيدن طالعم ديگر ازمكر و حيله مانده و در اين سپيده دمان صبح روحاني به عنوان استغاثه دق الباب كوي شما را برگزيده ام. ديگر رشته امور و تدبير و تقديرم را به شما مي سپارم.
اي صاحب قدير ليلة القدر كه ديگر صبح نزديك است و صداي بالهاي صفيران رحمت حق، عنقاي اميدم را به قاف يقين مي نشاند. آن چنان كه شهريار سخن مي سرايد:
اين بال فرشته است كه باز ز خط خورشيد
آيات قضا و قدر آورده به تقرير
آري تو كتابي و همان لوح كه دروي
فرمان خدا مي چكد از خامه تقدير
* صديقه درويش زاده
پي نوشتها:
1- اشاره به آيه ابتدايي سوره قدر
2- سوره دخان آيه 4
3- حافظ
4- برگفته از تفسير نمونه ( تفسير سوره قدر)
5- مثنوي دفتر چهارم
6- بحار الانوار ج 8  ص 128 
7-فروع كافي ج 4 ص 159
8- شهريار

  


درنگي در مقوله عدالت علوي؛ شبي كه فرق عدالت شكافته شد

 

طيبه مروت
پرداختن به مقوله «عدالت» به عنوان اصلي كه هميشه در سبد نياز فطري انسان بوده است، گرچه گاه به بحثي تكراري مي ماند، اما وجود تفاوت در نوع نگاه رهبران و پيروان مكاتب گوناگون به آن و نيز عطش فروكش نكرده بشر براي دستيابي به عدالت كه ناشي از گسترش روزافزون دامنه ستم است، مي طلبد تا آن را از منظري ديگر بنگريم.
عدالت نه به عنوان يك اصل اخلاقي در مراودات بشري و يا اصل اعتقادي در اديان الهي و ابراهيمي، كه به عنوان يك خواسته معقول انسان، همواره مورد پرسش او بوده است.
وجود مظاهر و الگوهاي عدالت خواه و عدالت پرور در جوامع گوناگون، همواره باعث خلق و پرورش افسانه هايي گشته است كه گاه زمينه برخي تحولات را نيز در جوامع فراهم ساخته، اما آنچه در اين ميان نبايد فراموش شود، وجود نواقصي است كه با دستورهاي الهي در باب عدالت همخواني ندارد. لذا اين الگوها كه گاه قهرمانان ادبيات كشورها و فرهنگهاي مختلف بوده اند، پس از مدتي يا به حاشيه رانده شده و از ذهن تاريخي آن فرهنگ محو شده اند و يا حضورشان با ظهور قهرمان ديگري كه نقش كاملتري داشته، كمرنگ شده است. اين رويداد حاكي از خواسته فطري انسان در يافتن حقيقت و عدالت كامل است.
اين است كه تولد و ظهور مظهر عدالت باعث مي شود تا عدالت چهره اي فرامذهبي يافته و همه جويندگانش را شيفته خود سازد؛ تا آنجا كه انديشمندان مكاتب واديان ديگر، مسحور عدالت انسان كاملي شوند كه كمال آن در سيره اش ظهور يافت.
«علي» نه قهرمان فرهنگي بشري و نه افسانه اي ساخته ذهن خسته ملتي رنج كشيده است، بلكه علي(ع) مظهر بي بديل عدالت خواهي و عدالت محوري است.
آنچه امروز پس از گذشت 14 قرن از غروب آفتاب عدالت، جهان تشنه عدالت را بي تاب نوشيدن جرعه اي از آب حيات بخش سياست علوي مي سازد، فقدان عدالت بر سفره آراسته به واژگان متنوع سياسي و فرهنگي بشريت است.
آنچه عدالت را در مكتب امام علي(ع) زيبايي دوچندان مي بخشيد، تلاش او براي پياده كردن تمام ابعاد آن در صحنه سياسي و در دوران حكومتداري اوست؛ تاجايي كه به ضرر ظاهري نزديكان خود و برخورد با آنان نيز منتهي مي شود.
«جرج جرداق» در كتابي به نام «الامام علي صوت العداله الانسانيه»، درباره او مي گويد: «اي روزگار، كاش مي توانستي همه قدرتهايت را و اي طبيعت كاش مي توانستي همه استعدادهايت را در خلق يك انسان بزرگ، نبوغ بزرگ و قهرمان بزرگ جمع مي كردي و يكبار ديگر به جهان ما يك علي ديگر مي دادي».
عدالتي كه علي(ع) در سيره سياسي خود به دنبال تحقق آن است، تنها سخن گفتن درباره يك واژه نيست، هدف علي(ع) از تلاش براي تشكيل جامعه عدالت محور، تنها بيان خطابه و ارشاد مردم به بيراهه رفته نيست، بلكه آنچه مولاي متقيان به دنبال آن بود، پياده شدن تمام مؤلفه هاي لازم براي جامعه اي سالم و اسلامي با محوريت توحيد و عدل است.
بي شك، اگر اجراي سياستهاي حكومتي به انتها مي رسيد و سودجويان و زياده خواهان، دست به اخلال در برنامه هاي او نمي زدند و كينه توزان به ريختن خونش همت نمي گماشتند، جامعه اي توسعه يافته كه مشام بشريت تا ابديت با بوي خوش آن سرمست بود، تحقق كامل مي يافت.
علي(ع) در دوره حكومت كوتاه مدت خود، گرچه با مشكلات سياسي فراواني مواجه بود و دشمنان بيروني و معاندان و جاهلان دروني بخش اعظمي از وقت حكومتي او را درگير مسايل نظامي نمودند، اما در همان زمان محدود و با آن گرفتاري بي شمار، توانست الگويي جامع از جامعه اي آرماني كه تحقق صدرصدي آن آرزوي ديرينه بشريت است را براي عدالت جويان به تصوير بكشد.
برخلاف تصور عاميانه كه علي(ع) را تنها در عبادتگاه مي بينند، امام(ع) در انديشه حكومتي خود، جامعه توسعه يافته را طراحي مي كند كه يكي از مؤلفه هاي آن توسعه اقتصادي است؛ توسعه اقتصادي براي ايجاد جامعه اي كارآمد، متوازن و مترقي و فراهم كردن اسباب آسايش و رفاه براي عامه مردم مورد تأكيد و توجه امام(ع) است.
عدالت در انديشه  حضرت علي(ع) گستره وسيعي را در بر مي گيرد و خط مشي امام علي(ع) در عدالت سياسي، رعايت حقوق شهروندي در همه ابعاد براي تحقق جامعه اي توسعه محور است.
بيان همه حقيقت حكومت علي(ع) كه از آبشخور عدالت براي ايجاد جامعه اي توسعه يافته سيراب شده است، در اين مجال ممكن نيست، اما آنچه ما را در اين ايام كه بهانه محروميت ابدي تاريخ از آرزو و آرمانش مي نگاريم، تنها تلنگري است براي جامعه اي كه داعيه دار نام و مرام علي(ع) است.
گرچه شرايط زمان ما با زمان حضرت علي(ع) متفاوت است و جامعه  ما از پيچيدگي و گستردگي زيادي برخوردار است، اما خط و مشيهاي كلي كه در چارچوب الگوهاي زمان پيامبر اكرم(ص) و امام علي(ع) وجود دارد، مي تواند راهگشاي بسياري از معضلات و مشكلات فراواني باشد كه دامنگير زندگي مان شده است.
اما نبايد از ذهن دور ساخت كه پياده كردن عدالت علي(ع) به سختي فشردن گلوي تبعيض است. آنان كه دلشان از تشعشع خورشيد عدالت سخت آزرده شده بود، رأس عدالت بي بديل تاريخ را در مأمن امن الهي شكافتند تا بشر تا ابد عزادار يتيمي خويش باشد.

  


تا ربنا... ؛ قدر شبهاي «قدر»

 

*سيد مصطفي حسيني راد

دعاي روز هجدهم
«اللهم نبهني فيه لبركات اسحاره و نور فيه قلبي بضيآء انواره و خذ بكل اعضآئي الي اتباع آثاره، بنورك يا منور قلوب العارفين».
«خدايا آگاهم ساز در اين ماه از بركات سحرهاي آن و نوراني كن در آن دلم را به پرتو انوار آن و بگمار تمام اعضا و جوارحم را به پيروي كردن آثارش به نور خود، اي روشني دهنده دلهاي عارفان».
***
خداوند متعال، ماه مبارك رمضان را بر ساير ماههاي سال برتري داده و در اين ماه شريف، شبهاي قدر را بر ساير شبها برتري داده است.
در احاديث و تفاسير، درباره فضيلت و اهميت شب «قدر» و همچنين معاني عميق سوره مباركه «قدر» توضيحات و تأكيدهاي فراواني ديده مي شود.
شب «قدر» شبي است كه در آن، قرآن كريم بر وجود مقدس پيامبر گرامي(ص) نازل شده و اين معنا در چندين آيه از قرآن از جمله آيات سوره قدر مورد تأكيد قرار گرفته است.
اما بر اساس آنچه از كلمات معصومين(ع) و تفاسير استفاده مي شود، دليل اصلي نامگذاري اين شب به شب «قدر»، اين است كه در اين شب، مقدرات يكساله تمام موجودات از جمله انسانها، توسط فرشتگان الهي، به حجت و ولي خداوند بر زمين كه همانا امام عصر و در زمانه ما حضرت مهدي(عج) است، ابلاغ مي شود. بنابراين، بي ترديد شب قدر مهمترين شب در زندگي همه موجودات و بخصوص ما انسانها در طول سال است.
اين شب در نزد خداوند از چنان درجه اي برخوردار است كه درباره آن مي فرمايد: «ليلة القدر خير من الف شهر»؛ يعني ارزش و فضيلت شب قدر از هزار ماه بيشتر است. به همين دليل است كه در روايات، بر احياي اين شب تأكيد بسيار زيادي شده و گفته اند كه ملائكه الهي در اين شب تا صبح بر گرد مؤمنين در طوافند و آنها را مورد لطف خداوند قرار مي دهند.
***
خداوندا !اي مهربان من!
امشب اولين شب از شبهايي است كه احتمال دارد شب «قدر» باشد. مي دانم، خوب مي دانم كه زنده بودن روح و جانم به زنده نگه داشتن اين شبها بستگي دارد. احياي شب قدر، احياي بندگي و به گردن انداختن طوق برازندگي در آستانه حضرت توست. محبوب من !براي من كه روزها و شبهاي عمرم و روزها و شبهاي رمضانم را از دست داده ام، كدام سرمايه غير از شبهاي قدر باقي مانده است؟ براي من كه در امتحان زندگي و بندگي قبول نشده ام، كدام فرصت غير از اين شبها باقي مانده است؟
آه اي معبود مهربان من!
قبولم كن و به من توفيق بده در شبهايي كه فضيلت آن را از تمام فرصتهاي عمرم بيشتر قرار داده اي، تو را پيدا كنم و گذشته هاي از دست رفته و فرصتهاي سوخته را جبران كنم.
خوب مي دانم كه شبهاي زيباي «قدر» را براي بندگان گناهكاري چون من، فرصت بازگشت قرار دادي تا بدانند كه چقدر مهرباني و چقدر دوست داري كه بندگانت، بخصوص گناهكاران، به سويت بازگردند.
محبوب ازلي !اينك كه قلب زنگار گرفته ام را در آستانه شبهاي نزول ملائكه ات، با تابش نور رحمت خويش روشن كرده اي، از تو مي خواهم به من اين توفيق را بدهي كه قدر شبهاي «قدر»ت را خوب بدانم تا شايد بتوانم گذشته ها را جبران كنم.

  


نجوا با خدا

 

«نجوا با خدا» را رخصت و بهانه اي ساخته ايم براي ثبت نجواهاي عاشقانه و انعكاس مناجاتهاي عارفانه تان كه بر قنوت واژگان مي تراود.
آنچه از اين پس از ميان دريچه اي كه به سوي آسمان پاك قلبهايتان گشوده ايم و در قالب پيامهاي كوتاهتان انعكاس خواهد يافت، شميمي است كه با عطر «ميهمانان خدا» در ماه نعمت و بركت همراه مي گردد.
شما نيز مي توانيد پيام هاي كوتاه خود را با موضوع «رمضان» به شماره 30004567 ارسال نماييد.
«روابط عمومي روزنامه قدس» تنها به رسم قدرداني از همراهي صميمانه تان با اين بخش، جوايزي را به برترين آثار تقديم خواهد كرد.
خدايا !نفس مطمئنه را در ما جاري نما. 
6237-0915 
چو با حبيب نشيني و باده پيمايي، به ياد دار محبان باده پيما را، افطار عشق در ربناي دوست گواراي رمضانيهايي كه در ضيافت مهر تازه مي شوند. 
4883-0915 
خدايا !بر محمد و آل او درود فرست و معرفت فضل و برتري اين ماه و بزرگداشت حرمت و حفظ و خودداري از آنچه در آن ماه منع فرموده اي، به ما الهام كن و در روزه گرفتن در آن ماه با حفظ جوارح و اعضا از معاصي و كاربرد آنها در آنچه موجب رضايت توست ياري فرما.
 8177-935

مولاي يا مولاي انت الغفور و انا المذنب و هل يرحم المذنب الا الغفور!
فرازي از مناجات اميرالمؤمنين(ع) در مناجات كوفه
 2433-0915
رمضان آمد ماهي كه اولش رحمت، ميانه اش مغفرت و آخرش آمرزش گناهان است. 
8269-0915
اي دوست !تو آن داني كه ما ندانيم رمضان آن خواهد كه ما نداريم، اي خداي رمضان !قلوبي بي آلايش به ما عطا فرما تا شرمسار رمضان نشويم. 
9099-0915
خدايا !از اينكه در اين جهنم سوزان دنياي مادي، بهشتي را برايم قرار دادي از تو متشكرم.
محمودي- مشهد 5462-0915

خداوندا !آرامشي به من عطا فرما كه بتوانم آن چيزهايي كه تغييرناپذيرند قبول كنم، نيرو و شجاعتي به من مرحمت كن كه آنچه را مي توانم تغيير دهم و دانشي كه بين اين دو فرق بگذارم.  
3460-0915
خدايا !در اين ماه بزرگ مرا ياري ده تا قامت حقيرم، انعكاسي از عظمت بي پايانت باشد.
زهرا كميلي 6939-0915

  


شميم ضيافت

 

روزنامه قدس با همكاري مركز فرهنگ و معارف قرآن و به منظور آشنايي خوانندگان محترم با مفاهيم قرآني، در نظر دارد مسابقه اي با عنوان «شميم ضيافت» را در ماه مبارك رمضان برگزار نمايد.
در هر روز از روزهاي باقي مانده ماه مبارك رمضان، سؤالي از بين آيات مشخص شده اي كه در اختيار شما قرار مي گيرد، طرح مي شود كه شما خواننده عزيز مي توانيد با مراجعه به تفسير راهنما و يا به آدرس
http://www.maarefpuran.com/tafsir/

raahnemaa/index.php
به پرسش مطرح شده پاسخ دهيد.
خوانندگان محترم تنها يك گزينه را به عنوان پاسخ صحيح گزينش نموده و از طريق پيام كوتاه با گذاشتن علامت #و يك فاصله گزينه صحيح را به شماره  30004567، تا ساعت 24 هر شب  ارسال نمايند.
ضمناً علاقه مندان مي توانند با جمع آوري و ارسال آن پس از ماه مبارك رمضان در اين مسابقه قرآني شركت نمايند. شايان ذكر است در پايان به 50 نفر از افرادي كه پاسخ صحيح ارسال نمايند هدايايي به رسم يادبود تقديم خواهد شد.
8- پاسخ به بهانه هاي بني اسرائيل (بهانه 9 و 10)
آيات 125  141 سوره بقره
آيات اين جلسه به بررسي شخصيت و آيين حضرت ابراهيم(ع) اختصاص دارد تا دو بهانه يهوديان را در اين رابطه پاسخ دهد. يهوديان ادعا مي كردند كه آنان پيروان واقعي حضرت ابراهيم(ع) هستند و تنها راه هدايت پيروي از روش يهوديان است. در اين آيات با مقايسه روش حضرت ابراهيم با عقايد و آيين يهوديان به اين بهانه پاسخ داده مي شود. با مطالعه آيات فوق به سؤال زير پاسخ دهيد.
*هنگامي كه حضرت ابراهيم خانه كعبه را بازسازي مي كرد از خداوند چه چيزي درخواست نمود؟
 1 - امنيت و آبادي شهر مكه.
2 - بعثت پيامبري در بين فرزندان اسماعيل و ساكنان مكه.
3  - توفيق اسلام و بندگي خدا به خود و نسلش.
4 - همه موارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com