|

گروه حوادث - مصدق: محاكمه متهمان پرونده اي كه در آن مردي با همدستي دختر و دامادش، پسر خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود صبح ديروز برگزار شد. اين مرد 58 ساله كه قبل از دست زدن به اين جنايت دو فرزند ديگرش را در جريان اختلافها و درگيريهاي خانوادگي از دست داده بود وقتي در برابر هيأت قضايي شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران ايستاد، ادعا كرد در دفاع از جانش مرتكب قتل فرزندش شده است. به گزارش خبرنگار ما؛ در ابتداي اين محاكمه كه رياست آن را قاضي كوه كمره اي به عهده داشت «صفر خاكي» نماينده دادستان به تشريح كيفرخواست صادره پرداخت و گفت: در اين پرونده «حسن» 58 ساله به مباشرت در قتل عمدي پسرش «فريبرز» با ضربات چاقو متهم است. وي در ادامه افزود: همچنين در اين پرونده پروانه و محمدرضا، دختر و داماد «حسن» به معاونت در قتل مذكور متهم هستند. خاكي با اشاره به اينكه قتل «فريبرز» در پانزدهم آذرماه 84 و در پي اختلافهاي خانوادگي و در تهران رخ داده است، گفت: با توجه به تحقيقات پليسي و قضايي، نظريه پزشكي قانوني، اعترافهاي صريح متهم اصلي (رديف اول) اظهارات شهود، اتهام افراد ياد شده از نظر دادسراي جنايي محرز است، بنابراين به درخواست اولياي دم تقاضاي مجازات قانوني متهمان حاضر در دادگاه را از هيأت قضايي دارم. در ادامه وكيل اولياي دم در جايگاه حاضر شد و با اشاره به اينكه حمايتهاي بي دريغ متهم از دختر و دامادش باعث بروز اختلافهاي شديد در اين خانواده شده است، گفت: «حسن» وقتي در جريان قتل «فرشاد» و فرزند اولش به دست «فرهاد» پسر ديگرش زنداني شده بود، در زندان با نوشتن نامه اي به «فريبرز» از وي خواسته بود طبق مندرجات نامه اعتراف كند و حرفي عليه خواهر و شوهر خواهرش نزند و در غير اين صورت به سختي مجازات خواهد شد. وكيل اولياي دم اضافه كرد: جالب اينكه به دستور «حسن»، «محمدرضا» داماد خانواده حلقه طناب دار به گردن «فرهاد» مي اندازد و او را به قتل مي رساند.سپس نوبت به متهم اصلي پرونده رسيد و وي در دفاعياتش ادعا كرد، در دفاع از جان خود، پسرش را با ضربات چاقو به قتل رسانده است. «حسن» با بيان اينكه قاتل اصلي فرزندانم، همسرم است، افزود: آتش فتنه را زنم بپا كرد. اين مرد 58 ساله ادامه داد: پس از قصاص فرهاد، به خاطر تهديدات همسرم و فريبرز به ناچار ترك خانه كردم و به شهرستان آمل رفتم و در آنجا ساكن شدم. بعد از يك سال زندگي در غربت به تهران برگشتم و به دختر و دامادم پناه بردم تا اينكه روز حادثه فرارسيد. متهم در تشريح روز حادثه گفت: آن روز پس از آنكه به خانه همسرم كه با پيرزني تنها زندگي مي كرد، رفتم به خانه دخترم برگشتم. سپس براي ديدن مادرم من و دخترم و شوهرش سوار خودروام شديم و به طرف شهرري حركت كرديم. در بين راه ناگهان فريبرز سوار بر يك دستگاه موتورسيكلت به ما نزديك شد و با مشت ضربه اي به سرم زد و فرار كرد.هر چه صدايش زدم، متوقف نشد. به ناچار تعقيبش كرديم تا اينكه به محل حادثه رسيديم. در آنجا او يك چاقو به طرفم پرتاب كرد كه به انگشت دستم اصابت كرد. مي خواست چاقو را بردارد و ضربه ديگري بزند كه من زودتر چاقو را برداشتم و يك خط در سينه اش انداختم. متهم در ادامه افزود: پس از اين ماجرا «فريبرز» فرار كرد، اما پس از چند لحظه ايستاد و دوباره با مشت به من حمله كرد. در نتيجه عصباني شدم و چند ضربه چاقو به او زدم. متهم همچنين اضافه كرد: در اين ماجرا دختر و دامادم هيچ نقشي نداشتند و بي گناه هستند. در ادامه اين جلسه پروانه و محمدرضا به دفاع از خود پرداختند و با رد اتهام معاونت در قتل گفتند: برخلاف اظهارات شهود و كيفرخواست صادره ما دستان و پاهاي «فريبرز» را نگرفته بوديم تا متهم نامبرده را به قتل برساند. گفتني است در پي اخذ آخرين دفاع از متهمان، هيأت قضايي دادگاه كيفري استان تهران بزودي رأي نهايي را به عاملان اين جنايت ابلاغ خواهد كرد. |