|
شايد خودش هم فكر نمي كرد كه تصميمش اين قدر جنجال ساز باشد و گستره اش از مرزهاي آلمان و مستطيل سبز فراتر رود.

مي دانست كه نمايندگان ايران در برابر هر بني بشري از رژيم اشغالگر قدس ظاهر نمي شوند و در واقع اصلاً رسميت و مليت و كشوري در كار نيست كه بخواهند مقابلشان به ميدان روند. بالاخره او هم يك ايراني است و خون پارسي در رگهايش؛ حتي اگر از 2 سالگي به سرزمين ژرمنها رفته باشد؛ يكي از پايگاههاي اصلي صهيونيزم در اروپا... پس وقتي قرار شد او در قالب تيم ملي زير 21ساله هاي آلمان مقابل اسرائيليها بازي كند باز هم بر سر يك دوراهي ايستاد. شبيه همان دوراهي سال قبلش كه مانده بود كدام مليت را بر ديگري ترجيح دهد.حتماً يادتان هست آن زمان كه بحث بر سر حضور او در تيم ملي ايران يا آلمان داغ بود و او با اينكه قلبش با جايي بود كه در آن متولد شده بود، اما از اين طرف آن قدر بي تفاوتي و بي علاقگي ديد كه پشيمان شد. قلعه نويي و گروه دستيارانش اصلاً اعتقادي به او نداشتند و به راحتي چشم بر تواناييهاي مشهود و بازي تأثيرگذارش در هرتابرلين بسته بودند. اشكان بارها اعلام كرد در صورتي كه پيشنهادي از سوي تيم ملي ايران به او برسد بي هيچ مقدمه اي قبول مي كند چون آرزويش بازي براي سرزمين مادري اش است. حتي وقتي بر سر رفتن او به ولفسبورگ دعوا شد و دو تيم براي داشتن دژاگه به جان هم افتادند داخليهاي ناآگاه به اين فكر نيفتادند كه طرف حتماً بازيكن خوبي است كه اين قدر طرفدار دارد. به هرحال اويي كه دوست داشت با پيراهن سفيد و آرم سه رنگ روي آن بازيهاي ملي را ادامه دهد(او در رده نوجوانان و جوانان عضو تيم ملي آلمان بود) به اجبار به پيشنهاد ژرمنها چراغ سبز نشان داد تا عضو اصلي تيم ملي زير 21 ساله هاي آلمان شود و شايد حالا بود كه آقايان فهميدند چه بازيكن بين المللي و خوبي را از دست دادند. اما قصه ما فعلاً اين نيست. داستان يكي ديگر از دو راهيهايي است كه بر سر راه اشكان پيش آمد و او باز سربلند بيرون آمد.جمعه(فردا) تيم ملي زير 21 ساله هاي آلمان در چارچوب رقابتهاي اروپايي مي بايد در تل آويو در برابر رژيم صهيونيستي به ميدان برود. اشكان دژاگه اما يك ايراني است و قصه ايرانيها و اسرائيليها شهره خاص و عام. البته دژاگه مي توانست به خاطر بي تفاوتي خيليها در وقتي كه او در فكر ايران بود، نسبت به اين قضيه بي تفاوت بماند. مي توانست ادعا كند سر از سياست و اين جور چيزها در نمي آورد. مي توانست بگويد ورزش و فوتبال جداي از مشكلات بين المللي كشورهاست. اصلاً مي توانست فرياد بكشد يك آلماني است و اسرائيل برايش يكي از كشورهاي اروپايي مثل بقيه... اما او هنوز هم يك ايراني است حتي اگر هزاران كيلومتر آن دورتر باشد و حتي اگر دار و دسته قلعه نويي بدترين ضدحال عمر فوتبالي اش را زده باشند. او به خاطر حفظ حرمت خيلي چيزها از سرمربي خواست او را از تركيب تيم ملي آلمان در برابر اسرائيل كنار بگذارد. دورگه 21 ساله دليل اين تصميم خود را براي جلوگيري از تبعات بعدي مسايل شخصي و مناسبات نزديك خانوادگي عنوان كرد و ديتر آيلتس، سرمربي تيم نيز اين درخواست او را پذيرفت. اما داستان از اينجا تازه شروع شد. تلاقي اعلام اين تصميم جنجال ساز با روز جهاني قدس باعث شد تا رسانه ها مانور ويژه اي روي اين خبر كنند و بعدش هم بلافاصله موضع گيريهاي تند اسرائيليها و نشريات وابسته به لابي صهيونيست. يكي اش شوراي مركزي يهوديان آلمان، بزرگترين سازمان يهوديان اين كشور، بود كه از تصميم فدراسيون فوتبال آلمان در موافقت با درخواست دژاگه شديدا انتقاد كرده و خواستار اخراج وي از تيم ملي جوانان آلمان شد.رئيس اين شورا هم در مصاحبه اي گفت مداراي فدراسيون فوتبال آلمان با اشكان دژاگه در اين موضوع، «يك توهين آشكار» است. جالب كه فراكسيون حزب اتحاد دموكرات مسيحي آلمان نيز(حتماً به تحريك صهيونيستها) مراتب خشمش را از اين عمل ابراز كرد! موضوع به مقامهاي رسمي هم كشيده شد و رئيس فراكسيون ورزش پارلمان آلمان نيز تصميم دژاگه را «كاملاً غيرقابل قبول» خوانده است. حتي نشريه بيلد آلمان در واكنشهايي تند هشدار داد اين رفتار قابل پذيرش نيست و به اين شكل هر بازيكني ياد مي گيرد در مقابل هر تيمي كه دوست ندارد بازي نكند! آنها حتي پا را فراتر گذاشتند و اين تصميم را ناشي از دخالتهاي دولت ايران دانستند و به هر چيز نامربوطي مثل سخنراني احمدي نژاد در روز قدس و سفر به آمريكا ربط دادند! چند سايت و روزنامه ديگر هم اين اقدام را به بحراني بين المللي تعبير كرده و از اينكه مطبوعات ايران از تصميم دژاگه تعريف و وي را به عنوان يك پهلوان معرفي مي كنند ابراز نگراني كرده اند! در اين وضعيت دژاگه شجاعانه به بيلد گفت: «اين كار را به دلايل سياسي انجام دادم.همه مي دانند من يك ايراني آلماني ام.»اين اظهارنظر بي نظير اشكان گرچه داد خيلي از اسرائيل بازهاي! اروپا و آمريكا را درآورد اما نشان از همان خون و عرق و علقه اي ايراني دارد. البته او به اندازه مخالفانش موافق هم دارد.از تمام انجمنهاي يهودي ضد صهيونيست تا مسلمانان و مسيحيان و حتي داخليهاي آلمان. رئيس فدراسيون فوتبال آلمان در بيانيه اي كه در وب سايت اين فدراسيون منتشر كرده، اعلام كرده به تصميم سرمربي تيم احترام مي گذارد و گفته است: «من اين درخواست را پذيرفتم چون به دلايل شخصي بود.» گرچه در ادامه اش آورده: اما من اين موضوع را كه يك بازيكن تيم ملي آلمان به دليل جهان بيني اش از شركت در يك مسابقه فوتبال خودداري كند، نخواهم پذيرفت. ديتر آيلتس، سرمربي تيم، ماتياس سامر، مدير فني فدراسيون آلمان و چند تن از نويسندگان مطرح آلمان نيز تصميم اشكان را مورد تأييد قرار دادند. به هرحال لابي صهيونيسم كه از اين ماجرا حسابي برآشفته است دست به هركاري مي زند تا مثلاً اشكان را تنبيه كند گرچه بعيد است فدراسيون فوتبال آلمان زير بار اخراج او از تيم ملي برود. اما به نظر، الآن بهترين فرصت نيست تا با دعوت از دژاگه به تيم ملي هم حمايت عملي خود را از اين حركت بزرگ او نشان دهيم و هم او را به آرزوي ديرينش برسانيم؟ بله، الآن دقيقاً وقتش است.. |