|
سلام بر تو اي عارف شهرا...! درود بر تو اي ذكر ماه خدا !مهدي جان!
طنين الوداع با رمضان طنين انداز شده است. باز هم فراق!... فراقي كه چون پاره اي آتش دل ما را مي سوزاند!... فراغي كه يادآور هجر توست! رمضان براي ما عين ظهور بود! تو را نزديكتر مي ديديم و با تو ذكر مي گفتيم! چه دلنشين با مؤمنان روزه دار همنوا مي شدي كه:«اللهم عجل لوليك الفرج!». تو اميد ما شده بودي آنگاه كه دستان مباركت را بر آسمان به دعا بر مي داشتي و تلاوت مي كردي: «يا علي و يا عظيم، يا غفور و يا رحيم!». آقا! جانها فداي تو! هنگامي كه در نجواي سحري ات زمزمه مي كردي: «اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين» و براي گنهكاران منتظرت طلب مي نمودي: «اللهم فرج عن كل مكروب!» و براي ما از درگاه خدا مي خواستي كه« الهي لاتؤدبني بعقوبتك و لاتمكربي في حيلتك...!!» اي حجت خدا بر مؤمنان روزه دار! در واپسين روزها و شبهاي ماه خدا باز هم دل بي دستاويزي رهسپار حريم تو مي گردد و قلم بي بهانه براي تو مي نويسد. دل به واسطه فيض حضور تو صيقل يافته بود. نمي توانم هراس خود را در پس گذشت اين ماه پنهان نمايم كه شايد باز جا مانده قافله منتظران لقب گيرم و به دنبال بهانه اي براي نوشتن از تو باشم. باز هم مهربانانه برايمان دعا كن. مولاي من آدينه 23 رمضان منتظرت بوديم كه بيايي و در كنارمان باقي بماني و ديگر نروي.
* احمد فياض |