تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
عشقستان
ورزشی
هنری
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-10-18
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 26مهر ماه 1386

[ هنری ]
 * گفت و گو با محمدرضا يوسفي / نويسنده ؛
متأسفانه ادبيات در كشور ما يك حادثه در حاشيه است!
 * گزارشي از نشست شب حافظ در حوزه هنري تهران ؛ حافظ ، مديون سعدي است
 * شواليه  آواز ايران به تهران وارد شد ؛
شهرام ناظري: سپاسگزاري فراوانم را براي مردم سوغات آورده ام
 * اخباري از كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا؛
پخش مجموعه 26 قسمتي داستانهاي مولوي از شبكه يك سيما
 * براي نخستين بار انجام مي شود ؛ مصورسازي منتخبي از غزليات شمس
 * پايان نامه هاي دانشجويان درباره مولانا امسال منتشر مي شود
 * كتاب «مولانا و هنرهاي ديداري» منتشر مي شود
 * نويسنده ايرلندي برنده جايزه بوكر 2007 شد
 * قطعات جديد «مشكاتيان» در همكاري با «شجريان»

گفت و گو با محمدرضا يوسفي / نويسنده ؛
متأسفانه ادبيات در كشور ما يك حادثه در حاشيه است!

 

* عباسعلي سپاهي يونسي

نويسندگاني كه براي كودكان و نوجوانان مي نويسند، كم نيستند؛ اما هنوز مي توان اين ادعا را داشت كه آنهايي كه خوب





مي نويسند كم اند، و محمدرضا يوسفي هم يكي از همين نويسندگان است. او نويسنده اي است كه معتبرترين جوايز داخلي را از آن خود كرده و در سطح جهاني نيز صاحب جوايز ارزشمندي شده است.
مهمترين وجه كار يوسفي، حرفه اي زندگي كردن و حرفه اي نوشتن اوست و آن گونه كه در همين گفتگو خواهيد خواند، او از معدود نويسندگاني است كه فقط از راه نوشتن روزگار مي گذراند. نوشتن كتابهاي ارزشمند براي كودكان و نوجوانان و نوشتن براي تلويزيون و تدريس و... .
اخيراً از اين نويسنده تواناي كشورمان قصه «ستاره كوچك» به كتابهاي درسي كشور ارمنستان راه پيدا كرده است؛ اتفاقي ارزشمند كه نمي توان از كنار آن بي تفاوت گذشت. اين موضوع، محور گفتگوي من با يوسفي در خصوص ادبيات كودك و نوجوان شد.
***
* اگر موافق باشيد، با سؤالي درباره داستان «ستاره كوچك» شروع كنيم و ماجراي آن؟
** بله؛ كتاب چند سال پيش و در قالب يك مجموعه چند جلدي نوشته شد و ناشر اين كتاب هم كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بود كه در 18 جلد آماده شد و به چاپ رسيد. در كتاب يك شخصيت محوري با نام «ستاره» حضور دارد. ريشه اصلي اين قصه در ادبيات فولكلور است و متأثر از آن حكايت معروفي است كه مي گويد: «هر انساني، يك ستاره در آسمان دارد.» و «ستاره كوچك» داستان ستاره اي است كه تازه در آسمان متولد شده و به دنبال پيدا كردن دوستي، گذرش به زمين مي افتد. روي زمين هم، كودكي به نام «ستاره» به دنيا مي آيد و ستاره آسمان، مي شود ستاره آن كودك و... .



* در جريان كار ترجمه كتاب هم بوديد؟
** من در جريان چاپ كتاب نبودم. آقاي «گئورك آساطوريان» مترجم و روزنامه نگار ارمني ايراني تبار كه كار تئاتر هم مي كند، كتاب را به ارمني ترجمه كرد و بعد چاپ شده اين كتاب براي من ارسال شد. اين داستان بعداً به كتاب درسي كلاس پنجم دبستان ارمنستان وارد شد. البته اين داستان يك داستان از داستانهاي ملل مختلف است كه اين داستان هم يكي از آنهاست و از سرزمينمان ايران و كارهاي ديگر هم آثاري از پوشكين، برادران گريم، آندرسن و...
* اين اتفاق قشنگ و ارزشمندي است كه اين فكر را به ذهن متبادر مي كند كه اي كاش در كار تأليف كتابهاي درسي كودكان ايراني هم اتفاقهايي از اين دست مي افتاد... .
** ببينيد؛ نظام آموزش و پرورش ما با ديگر كشورها متفاوت است. اگر به فهرست توليدكنندگان كتابهاي درسي ما نگاه كنيد، كمتر اسم نويسنده اي را در آنها مي بينيد و بيشتر نام متخصصان آموزش و پرورش در آنها به چشم مي خورد.
يادم هست زماني كتابهاي «بخوانيم و بدانيم» را برايم فرستادند تا بررسي كنم. داستانها را كه نگاه مي كردم، كلي اشكال داشتند. يا در جاي ديگري از طرف معلمان دوره راهنمايي براي بحث بر سر موضوع داستان در كتابهاي درسي دعوت شده بودم. در آن جلسه چند داستان استفاده شده در كتابهاي درسي مورد بررسي قرار گرفت و نتيجه اي كه حاصل شد اين بود كه: «اين نوشته ها عنوان داستان دارد، اما داستان نيست.» تفكري حاكم بر اين كتابهاست و نويسنده نيز اجرا كننده همان تفكر در قالبي به نام داستان است، هر چند اين ديگر داستان نيست و ساختار ادبي ندارد.
اينها ديگر ادبيات نيست. مثلاً نويسنده، مفهوم «فداكاري» را براي بچه ها به داستان تبديل مي كند، اما در كار او از «ادبيت» كار خبري نيست، چون براي اينكه يك نوشته به داستان تبديل شود، مؤلفه هايي لازم است كه نمي توانيم آنها را در خلق يك داستان ناديده بگيريم.
نمي دانم چه قدر طول خواهد كشيد كه جامعه ما به اين دريافت برسد كه اثر ارزشمندي مثل «شاهنامه»، ابتدا ادبيات است. يعني اگر اين اثر جهاني شد و قطعه ارزشمندي از فرهنگ ملي ما گرديد و ما را به جهان معرفي كرد، ناشي از «ادبيات» بودن آن است، چون اگر غير از اين فكر كنيم قصه هاي شاهنامه قبل از تولد شاهنامه هم بوده اند.
آموزش و پرورش ما متأسفانه از اين نظر با ادبيات فاصله دارد و به همين دليل بچه هاي ما در كتابهاي درسي كمتر با ادبيات به معناي دقيق آن آشنا مي شوند.
* گويا آموزش و پرورش هدف ديگري را دنبال مي كند!
** بله؛ بيشتر به دنبال آموزش يك سري مفاهيم است و در اين بين ادبيات ابزار كار او مي شود و حاصل، اين چيزهايي مي شود كه مي بينيم! اگر شعر است، خيلي وقتها نظم مي شود و ديگر از آن خيال پردازيها و تصويرهاي ناب و ديگر عناصر شعري خبري نيست و درباره داستان هم همين اتفاق را شاهديم.
* چرا نبايد موقع تهيه اين كتابها كساني مثل شما كه به طور حرفه اي كار نويسندگي را دنبال مي كنيد، در كنار آن متخصصان آموزش و پرورش حضور داشته باشيد؟!
** اين هم به سياستگذاريهاي آموزش و پرورش بر مي گردد كه به نظر من اعتقادي به اين موضوع ندارد. در آن جلسه اي كه از آن سخن گفتم، به دوستان پيشنهاد دادم فهرستي از نويسندگاني را كه كار حرفه اي ادبيات مي كنند، تهيه كنند؛ كساني كه به كار خودشان وارد هستند و در اين حيطه تخصص لازم را دارند و از حضور آنها در تأليف كتابهاي درسي استفاده شود.
به نظر من آموزش و پرورش بايد در تهيه اين كتابها تجديدنظري اساسي داشته باشد. هر چند حركتهايي صورت گرفته، اما كافي نيست و تا رسيدن به مرحله مطلوب، فاصله داريم.
* خلاصه حرف شما اين است كه ما در نظامي مثل آموزش و پرورش اول بايد آموزش دهنده ادبيات باشيم؟
** بله، اول بايد آموزش دهنده ادبيات باشيم و نوع خوب و درست آن را به بچه ها معرفي كنيم و بعد آموزش مفاهيم را مورد توجه قرار دهيم. براي اينكه يك نوشته به داستان تبديل شود، عناصر فراواني لازم است اما در بسياري مواقع يك يا دو عنصر را مورد توجه قرار مي دهيم و حاصل كار چيزهايي مي شود كه داستان نيست و اين اتفاق (وقتي معيار كار، فقط «موضوع» است) باعث غفلت از عناصر ديگر مي شود.
* نگاه ابزاري داشتن به ادبيات براي كودكان در كتابهاي درسي و كتابهاي غير درسي، چه اثرات منفي اي مي تواند داشته باشد؟
** نخست، معرفي اشتباه ادبيات به بچه هاست. يعني وقتي ما به كودكان چيزهايي «شبيه ادبيات» را «ادبيات» معرفي مي كنيم و در دسترس آنها قرار مي دهيم، آنها با نوع واقعي آن بيگانه مي شوند؛ پس بايد به بچه ها گفت: «اين ادبيات نيست؛ نوشته اي است كه براي شما مفهوم و موضوع فداكاري را توضيح مي دهد».
ادبيات تأثير عميق حسي و عاطفي بر مخاطب خود مي گذارد، اما نوشته هاي غير ادبي به دنبال آموزش مفاهيمي هستند و تأثير آن مثل تأثير حسي و عاطفي ادبيات، به معناي واقعي آن نيست.
نوشته هاي غيرادبي با خودآگاه مخاطب خود سروكار دارند و خيلي در حافظه كودك نمي مانند. البته، گفته من شامل همه داستانها نيست؛ مثلاً داستاني مثل «آرش كمانگير». اثري است ارزشمند و جدي كه وجود آن در كتابهاي درسي ما لازم است.
پس اول موضوع دريافت غلط از ادبيات است و دوم آشنا نشدن با ادبيات و سوم اينكه آشنا نشدن باعث مي شود دانش آموزان ما از خواندن كتابهاي ادبي دلزده شوند.
* چون از خواندن يك اثر لذت نبرده است؟
** بله، بحث لذت بخش بودن ادبيات كودك را نمي توان ناديده گرفت! كودك بايد از متني كه در اختيار او قرار داده ايم لذت ببرد و آن لذت، تأثير حسي و عاطفي هم به همراه دارد.
وقتي شعار مي دهيم و مبنا بر اين است كه كودك مخاطب ما، چيزي نمي فهمد و بايد موضوع را به او بفهمانيم، به بيراهه رفته ايم، چون كودك ارتباط حسي و عاطفي با كار برقرار نمي كند و آن لذت بخشي هم اتفاق نمي افتد و هيجاني هم در كار ديده نمي شود و فاقد حس و حال براي جذب مخاطب است. طبيعتاً با خواندن آثاري با اين مشخصات، ممكن است كودك در بزرگسالي سراغ چيزي با نام ادبيات داستاني نرود!
* لذت بخشي ادبيات كودك، موضوع مهمي است كه از طرف بسياري از شبه نويسندگان (و متأسفانه گاهي نويسندگان) در جريان خلق كتابهاي كودك، ناديده گرفته مي شود.
** بله، ولي آن جا تقصير متوجه وزارت ارشاد است!
* كه ارشاد هم به اندازه كافي در اين موضوع كم كاري مي كند!
** بله، آنها هم چون معيار ارزشيابي آثار را ساختار ادبي قرار نمي دهند، كتابها را از نظر درونمايه بررسي مي كنند كه درونمايه چه مي گويد! 90 درصد كتابهاي ما، بازاري است، چرا؟ چون بررسي ارشاد از نظر درونمايه است و به ساختارهاي ادبي اثر كاري ندارد. متأسفانه ادبيات، يك حادثه در حاشيه است! حالا ممكن است نويسنده اي با باورهاي ادبياتي بنويسد كه احتمال چاپ اين آثار هم كم است، چون اين آثار در تقابل با فرهنگ بازار است. ناشري كه آثار جدي را چاپ مي كند، بايد با كساني وارد مجادله شود كه كار پخش كتاب را برعهده دارند و عموماً به دنبال پخش كتابهاي ضعيف و بازاري اند. آنها نوع خاصي از كار را پخش مي كنند و متأسفانه بازار هم در اختيار آنهاست. در اين ميان، كتاب كودك بسيار مظلوم است و متأسفانه اين تاريخ ماست كه تكرار مي شود. باز به فردوسي برگرديم. دو قرن بعد از فردوسي، نامي از او در كتابهايي كه به معرفي شاعران مي پردازد، نيست، هر چند گذشت زمان روشن كننده همه چيز است و اثر خوب، ماندني است.
* به آثار خودتان برگرديم. اولين كتابتان كي به چاپ رسيد؟
** سال 1357 به نام «سال تحويل شد».
* و تا امروز چند عنوان كتاب از شما به چاپ رسيده؟
** حدود 160 عنوان!
* يعني متوسط در هر سال حدود 4 يا 5 عنوان. فقط از راه نوشتن زندگي مي كنيد؟
** من هرگز كارمند نبوده ام، فقط سه ماه، آن هم در روزنامه آفتابگردان. من از راه نوشتن زندگي مي كنم، اما از راه چاپ كتاب خير.
منبع درآمد جدي من تلويزيون و كلاس و... هست. شما در نظر بگيريد بيش از يك سال قبل ناشري از من 13 عنوان كتاب به چاپ رسانده، اما هنوز هيچ پولي به من پرداخت نشده!
* و شما هم براي نوشتن آنها زمان زيادي را صرف كرده ايد!
** بله، 10 سال! اصلاً فرايند چاپ اين كتابها از اين ناشر به آن ناشر شد و هفت يا هشت سال طول كشيد. مصيبتي است چاپ كتاب!
* شما نويسنده اي حرفه اي هستيد. چه تعريفي براي آن داريد؟
** گاهي يك نفر، نويسنده يك روزنامه است. يا مي نويسد يا صفحات مثلاً هنري را آماده مي كند؛ اين يك معناي نويسنده حرفه اي است و نوع حرفه اي ديگر كه من با اين نوع از نويسنده حرفه اي موافقم؛ نويسنده اي است كه همه توان و زمان خود را صرف نوشتن و خواندن مي كند. كاري كه فردوسي كرد و يا سعدي و مولوي و... .
در ادبيات معاصر هم به اين معنا، حرفه اي نداريم. با اين همه، آموزش و پرورش براي نويسندگان كودك و نوجوان فضاي مناسبي است، چون نويسنده به طور جدي با مخاطب خود روبرو مي شود و با او در ارتباط است.
* چه قدر از نحوه زندگي شاعران و نويسندگان كودك و نوجوان در ديگر كشورها اطلاع داريد؟
** در جريان يكي از جشنواره هاي كتاب، نويسنده  تركي بود كه ادعا مي كرد آنها اصلاً نويسنده اي ندارند كه فقط براي كودكان و نوجوانان بنويسد و از اين راه زندگي كند! در چين هم اين جمله را از نويسنده اي چيني شنيدم يا بعضي كشورهاي ديگر. البته، در بعضي كشورها دولت حمايتهايي از نويسندگان مي كند؛ مثلاً دفاتري را در اختيار آنان قرار مي دهد كه دفتر كار نويسندگان است. ولي در كشورهاي اروپايي به دليل شمارگان آثار و برخي عوامل ديگر، همه جانبه از آنها حمايت مي شود. در آن جا زمينه حرفه اي زندگي كردن نويسنده وجود دارد. به طور مثال، اگر قرار است رسانه اي مثل راديو، تلويزيون و يا مطبوعات با نويسنده اي مصاحبه و گفتگويي انجام دهند، بايد هزينه كنند يا دولت براي نويسنده ها كلاسهايي ترتيب مي دهد و خلاصه غير از شمارگان بالاي كتابها، امتيازهاي ديگري به نويسندگان اختصاص مي يابد و همه اينها باعث مي شود نويسنده با خيالي آسوده كار كند. آن جا دولت خود را موظف مي داند به نويسندگان خدمات ارايه كند.
در كشور ما هم گاهي مي توان شاهد اين اتفاقها بود؛ البته خدماتي كه در اختيار چند نفر خاص است كه بعيد است هنرمند باشند! اينها در بسياري از موارد نيروهاي اجرايي هستند. مثلاً كارمند فلان اداره است و فلان جشنواره را برگزار مي كند و كسي هم از او نمي پرسد كه چه كاري انجام داده اي؟!
در كشورهاي اروپايي اين چيزها تعريف شده است؛ يعني اگر مثلاً قرار است جشنواره شعر برگزار شود، بايد مشخص شود كه برگزار كننده، چه نهادي يا چه نفري است و قرار است چه اتفاقي بيفتد؟ من اين را در تئاتر آلمان هم ديدم. مثلاً در آلمان مي شود فقط از طريق كار گرداني تئاتر، زندگي كرد؛ ولي ما اين جا اصلاً نمي توانيم اين طور زندگي كنيم و نمي شود به صورت حرفه اي كار تئاتر انجام داد، مگر كارمند مركز هنرهاي نمايشي باشي! حتي در ديگر هنرها مثل سينما، جز عده اي محدود، بقيه نمي توانند فقط از راه سينما زندگي كنند.
* به نظر شما، خوب زندگي كردن براي يك نويسنده يعني چه؟
** يعني اينكه نويسنده با آرامش كار كند و كتابهايش با آرامش چاپ شود و به دست مخاطب برسد.

  


گزارشي از نشست شب حافظ در حوزه هنري تهران ؛ حافظ ، مديون سعدي است

 

* محمد رضا شالبافان

«حافظ در همه حال روح غزل خود را حفظ كرده است و با استفاده از رديف به موسيقي در خور غزل فارسي مي رسد. از طرف ديگر



حافظ از شدت تسلط بر زبان فارسي و توانايي بر سخن، معمولاً كلمات را در جايگاه صحيح دستوري شان استفاده مي كند.»
دكتر بهاءالدين خرمشاهي با بيان اين مطلب افزود: غزل فارسي، پيش از حافظ عمدتاً انسجام معنايي دارد و اوج آن هم سعدي است. سعدي بسيار مكرر مي گويد و البته تكرار او هم سرشار از طراوت است.او در غزلش از تغزل بيرون نمي رود و سخن او حديث مهر و وفا، آرزوي وصال و وصف معشوق است ولي حافظ با شناخت صحيح از اين اوج، به سمت شعري ديگر رفته است و با مضامين فراواني به سراغ غزل مي رود و بديهي است كه اگر سعدي نبود، حافظي پا به عرصه ادبيات نمي گذاشت و با همين ديد است كه در غزلش ما را با اميد، تنهايي، عشق، باده و چندين مضمون ديگر روبرو مي سازد.
نويسنده كتاب «ذهن و زبان حافظ» ادامه داد: حافظ ارتباط خطي ابيات غزل را زير سؤال مي برد و با اين ساختار كه بيش از هر چيز وام گرفته از قرآن است به سرايش زندگي خود مي پردازد و همچنين مفاهيم گوناگوني را وارد غزل كرد كه تا پيش از او در غزل حضور پر رنگي نداشتند كه نمونه آنها حضور پررنگ مديحه در غزل اوست.
خرمشاهي كه در شب حافظ حوزه هنري استان تهران سخن مي گفت افزود: تلاش حافظ براي گسستن رابطه خطي ابيات غزل بعدها توسط شاعران سبك هندي اصل قلمداد شد و نتيجتاً در غزل بسياري از شاعران سبك هندي به انفصال انجاميد.
او با انتقاد از تلاشهاي دكتر سعيد حميديان براي رسيدن به نمونه هاي غزلهاي اين گونه در ادبيات فارسي و تعميم آن به كل غزل فارسي در پايان گفت: پس از طرح اين موضوع از طرف من، دكتر حميديان به اين تلاش دست زدند، حال آن كه معمولاً اصل، با اكثريت است و نمي توان نمونه هاي نادري كه ايشان يافته اند را به كل غزل فارسي تعميم داد.
در اين نشست همچنين، دكتر «اصغر دادبه» گفت: من مدتهاست به اين نتيجه رسيده ام كه سعدي همه چيز ادبيات ماست و همچنين مهمترين اصل حافظ شدن حافظ سعدي است.
او افزود: سعدي در واقع اولين گل بوستان فرهنگ فارسي پس از حمله مغول است و به نوعي فرهنگ فارسي پس از حمله مغول از خراسان به فارس منتقل شد. سعدي به همين دليل خود را موظف به بيان تمام دستاوردهاي فرهنگي در قالبهاي مختلف مي ديده است. پس از او حافظ به نوعي به سمت آوردن اين دستاورد در غزل رفته است و البته اين مسأله در شعر خود سعدي، خواجو و سلمان هم به چشم مي خورد.
او ادامه داد: زمان سعدي، به واسطه مسايل تاريخي، فضايي آرام بوده است و شعر سعدي در فضايي طبيعي رخ مي دهد.اما شعر حافظ در زماني رخ مي دهد كه زمانهاي آشوب زده است و با توجه به آشوب ذاتي دنياي معاصر، شعر حافظ توسط مخاطبان امروز بهتر درك و همزادپنداري مي شود.
«دادبه» در پايان سخنان خود گفت: در صد سال اخير، دو گروه به سعدي حمله كرده اند؛ نخست مغرضاني كه هدفشان ريشه كني فرهنگ فارسي است و دوم ساده دلاني كه دم از نوآوري مي زنند.
در پايان اين نشست هم «احمد تميم داري» در سخناني گفت: حافظ با توجه به آموخته هايش از قرآن و كتابهاي ديني به سمت كوتاه گفتن رفته است و تلاش كرده كه سخنان خود را در واحد بيت جاي دهد و اين بسيار منطبق است بر پسند دنياي امروز.

  


شواليه  آواز ايران به تهران وارد شد ؛
شهرام ناظري: سپاسگزاري فراوانم را براي مردم سوغات آورده ام

 

مراسم استقبال از شهرام ناظري با حضور محمدحسين احمدي - مدير كل دفتر موسيقي و شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي -



نمايندگاني از اهالي موسيقي و دوستان وي، صبح ديروز در فرودگاه مهرآباد برگزار شد.
شهرام ناظري در گفتگو با ايسنا گفت: سوغات من، سپاس بسيار بزرگي است كه از مردم كشورم دارم؛ اگر موفقيتي به دست آورده ام، حاصل عشق هايي بوده است كه مردم در اين 30 سال به من رسانده اند و در همه اين شرايط واقعاً انرژي گذاشته اند.
او اضافه كرد: غير از اينكه سپاسگزار باشم كار ديگري نتوانستم هنگام دريافت نشان انجام بدهم. سپاسگزار از خداي بزرگ، از هم ميهنان عزيزم، از هم ولايتي هاي خودم، قوم غيور كرد كه ظرف اين چند دهه به من عشق رساندند و عاشقانه مرا حمايت كرده اند، و از همه كساني كه مرا كمك كرده اند. مخصوصاً از روح پاك مادرم كه مشقتهاي زيادي برايم كشيد.
ناظري گفت: ان شاءا... در آينده اي نزديك در ايران كنسرت برگزار خواهم كرد.
ناظري كه به وي پاواروتي ايران اطلاق شده است، عنوان كرد: هنگام اعطاي نشان از سوي فرانسويها، رئيس تئاتر شهر پاريس گريه كرد و مشاور معاون رئيس جمهور فرانسه گفت: 20 سال شنونده صداي شما هستم و گفته ام هر جاي اروپا كنسرت داريد به من خبر بدهند؛ اين تأثيري كه صدا گذاشته و آنها را علاقه مند كرده است؛ مثل پلي است كه آنها را از فرهنگ غرب به شرق ارتباط داده است؛ آنها خودشان گفته اند كه از طريق اين صداها و فرهنگهاست كه با فرهنگ كشورها آشنا مي شويم و با فرهنگ ايران هم و به آن عشق مي ورزيم و از آن حمايت كرديم و حمايت خواهيم كرد.
ناظري گفت، آنها اذعان داشتند، به رغم اينكه چندسالي است كه برخي روابط سياسي اين كشورها با ما در دنيا قدري تيره شده است، ولي به رابطه انساني و فرهنگي لطمه اي وارد نشده است.
وي درباره انتقال فرهنگ ايراني و تأثيري كه شهرام ناظري در اين انتقال داشته  است، توضيح داد: من نمي توانم ميزان آن را بگويم؛ كنسرتهايي كه در پاريس داشته ام 85 درصد فرانسوي بودند يا در جاهاي ديگر از جمله برزيل كنسرت داده ام و يك نفر ايراني هم آنجا نبود و همه شنونده بودند به هر حال طيف غربي به اين موسيقي كشيده شده است و از طريق اين نوع موسيقي و موسيقيهاي ديگر با فرهنگها و كشورها ارتباط برقرار كرده است. اين به عنوان امتيازي براي آنها محسوب شده است.
احمدي - رئيس دفتر موسيقي و شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي- هم گفت: از خبرنگاران در نشست رسانه اي جشنواره موسيقي فجر درخواست كرديم كه در مراسم استقبال شركت كنند؛ ازسويي ناظري با توجه به ساعت پرواز راضي نبود كه ما فراخوان گسترده تري داشته باشيم. با اين حال، با توجه به اينكه او، نام و فرهنگ ايران را جهان مطرح كرده است، وظيفه خود دانستيم كه به استقبال ايشان بياييم و به دنبال آن طي يك يا دو هفته آينده مراسم بزرگداشتي برايش در يكي از سالنهاي بزرگ كشور داشته باشيم، تا مردم ايران نيز از او قدرشناسي كنند.

  


اخباري از كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا؛
پخش مجموعه 26 قسمتي داستانهاي مولوي از شبكه يك سيما

 

گروه هنر- به مناسبت سال مولانا كه از سوي يونسكو اعلام شده، مجموعه اي 26 قسمتي با مضمونهايي از قصه هاي مولوي توسط شبكه يك سيما در استوديو گلستان (سيما فيلم) درحال توليد است.
حسن احمدي تهيه كننده اين برنامه گفت: قصه ها به شكل نمايشي توليد مي شود. فخرالدين صديق شريف هم راوي است و هم بازيگر. يعني راوي بازيگري است كه خودش در قصه ها حضور دارد. علاوه بر اينها ژاله علو از هنرمنداني خواهد بود كه در اين مجموعه با ما همكاري مي كند.
اين تهيه كننده تلويزيون تصريح كرد: اكنون با سرعت كار را پيش مي بريم و تمام تلاشمان هم اين است كه برنامه 10 آبان ماه روي آنتن برود.

  


براي نخستين بار انجام مي شود ؛ مصورسازي منتخبي از غزليات شمس

 

گروه هنر- غزليات ديوان شمس از سوي فرهنگستان هنر به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا با همكاري 50 هنرمند نقاش مصورسازي و منتشر مي شود.




دبير هنري پروژه ياد شده دراين باره گفت: دو سال پيش، به پيشنهاد دكتر بهمن نامور مطلق، دبير فرهنگستان هنر از 50 هنرمند نقاش براي مصورسازي غزليات ديوان شمس، دعوت به همكاري كرديم و پس از آن طي يك سال كار جمع آوري و ارسال آثار به فرهنگستان صورت گرفت.
مهدي حسيني، در مورد شيوه تصويرسازي مجموعه غزليات شمس تبريزي گفت: نسخه اي از ديوان شمس را به تصحيح دكتر شفيعي كدكني در اختيار هنرمندان گذاشتيم و هر هنرمند بنا به سليقه شخصي خود كار مصورسازي يكي از غزليات را برعهده گرفت، البته اضافه مي كنم كار نگارگري يكي از غزليات نيز توسط دو هنرمند انجام شده كه از منظر ما اقدام جالبي است؛ زيرا هر هنرمند از دريچه تخيل خود به تصوير يك غزل پرداخته است.
اين استاد دانشگاه، انتشار مجموعه مصور غزليات شمس را اقدامي تازه توصيف كرد و افزود: در گذشته روي اشعار بزرگان ادب فارسي علاوه بر كتابت، تصويرسازي نيز صورت گرفته است، اما در مورد غزليات شمس، طي 800 سال گذشته، فقط و فقط كتابت انجام گرفته است، بنابراين مصور سازي ديوان حاضر نيز اقدامي نو به شمار مي آيد.
وي با اشاره به كاركرد سبكهاي نيگوراتيو، هندي و انتزاعي در اين اثر تصريح كرد: از منظري ديگر تصويرسازي غزليات شمس حركتي بديع در عرصه مصورسازي است، زيرا كار انجام شده تلفيقي از نقاشي مدرن و خوشنويسي سنتي است؛ حال اينكه در گذشته مصورسازي و كتابت هر دو به روش سنتي انجام مي شد.
وي آزاد بودن هنرمندان در انتخاب غزليات، مضمون و تكنيك را از عوامل مؤثر در ارتقاي كيفيت اين اثر نام برد.
گفتني است كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از ششم تا دهم آبان ماه امسال در تهران، تبريز و خوي برگزار مي شود.

  


پايان نامه هاي دانشجويان درباره مولانا امسال منتشر مي شود

 

گروه هنر- از بين 200 پايان نامه كارشناسي ارشد و دكتري شش مقاله برگزيده شده است كه به زودي منتشر مي شود.رئيس كميته علمي كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا با بيان اين مطلب به ستاد خبري اين كنگره گفت: اين پايان نامه ها اكنون درحال ويراستاري است كه به گمانم مدتي هم براي مراحل چاپ كتاب زمان صرف بشود.دكتر علي اعواني افزود: البته شايد اين پايان نامه ها تا برگزاري كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا به كتاب تبديل شوند.
اعواني اظهار اميدواري كرد تا پايان سال جاري ميلادي اين آثار چاپ و به دست علاقه مندان و ادب دوستان برسد.

  


كتاب «مولانا و هنرهاي ديداري» منتشر مي شود

 

گروه هنر- كتاب «مولانا و هنرهاي ديداري» به مناسبت همايش بزرگداشت مولانا منتشر مي شود.
اين كتاب كه به مناسبت همايش مولانا در حال طي كردن مراحل چاپ است به ارتباط و تأثير اشعار مولانا در حوزه هنرهاي تصويري مي پردازد.
مؤلف و دبير گروه هنرهاي ديداري همايش بزرگداشت مولانا درخصوص انتشار اين كتاب گفت: سالهاست با الهام از اشعار مثنوي و ديوان كبير به كار تصويرسازي مي پردازم و دغدغه هميشگي ام چگونگي تصويرسازي اشعار ايشان بوده است و بر اين اساس و در طرح پيشنهادي به كميته فرهنگي و هنري همايش مولانا موضوع تأثير آثار مولانا به هنرهاي تجسمي را ارايه دادم.دكتر درخشاني ابعاد بسيار گسترده آثار مولانا از حيث حكمي و بيان دقايق معنوي و همچنين تعدد حسرتهاي خيالي و غيرعادي آثار را از موانع تصويرگري آثار مولانا برشمرد.

  


نويسنده ايرلندي برنده جايزه بوكر 2007 شد

 

«آنه اينرايت»، نويسنده ايرلندي، براي رمان «اجتماع»، برنده جايزه بوكرمن 2007 شد.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه گاردين، رمان «اجتماع» نوشته «آنه اينرايت» داستان اين است كه رازهاي تلخي كه يك خانواده را در بر گرفته و زن خانواده با خودكشي برادرش در پي كشف اين رازهاست.
«اينرايت» امسال با مغلوب كردن رقباي سرسختي چون «ايان مك ايوان» و «ليود جونز» توانسته جايزه بوكرمن بهترين رمان سال را از آن خود كند.

  


قطعات جديد «مشكاتيان» در همكاري با «شجريان»

 

پرويز مشكاتيان از قطعات اجرانشده اي خبر داد كه در صورت توافق نهايي با محمدرضا شجريان به همراه وي آنها را اجرا خواهد كرد.اين آهنگساز و نوازنده سنتور درگفتگو با فارس دراين باره گفت: صحبتهايي به صورت غير مستقيم با محمدرضا شجريان براي همكاري مشترك صورت گرفته است و در آينده اي نزديك با توافقات نهايي درباره قطعات و زمان برگزاري اين همكاري صورت خواهد گرفت.مشكاتيان اظهار اميدواري كرد اين همكاري مشترك پس از سالها ادامه يابد.وي درباره دليل اجرا نشدن قطعات جديد خود نيز گفت: برخي از اين قطعات براي اجراي گروه «عارف» در اواخر آبان در نظر گرفته شده و برخي ديگر نيز پس ازتوافق نهايي براي اجرا با شجريان آماده خواهند شد.بيش از يك دهه از آخرين همكاري اين دو هنرمند سرشناس موسيقي سنتي مي گذرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com