|
* عباسعلي سپاهي يونسي
وقتي به تك تك اين ثانيه ها فكر مي كنم احساس مي كنم حضوري آسماني را كم دارند. وقتي به اين ساعتها فكر مي كنم احساس مي كنم مي شود بهتر از اين باشند. مي تواند در اين ثانيه هاي خاموش و كش دار به رسيدن شما خرسند شويم و اين ساعتها طبق معمول رنگ ديگري به خود بگيرد. حالا دير زماني است كه به اين لحظات فكر نمي كنم، اين لحظات طولاني و آرام را بايد آمدني برآشوبد، بايد اين درياي خاموش و آرام ميزبان موجي شود كه خواب را از دريا بگيرد و دريا متلاطم شود و شوري هميشگي ميهمانش شود. ما به اين لحظات كش دار عادت نمي كنيم، به آن لحظاتي فكر مي كنيم كه نويد آمدن آن را پيش از اينها به ما داده اند و حالا ما منتظر آمدن آن لحظاتيم و مي دانيم كه وعده هاي الهي هرگز به بدقولي نمي انجامد، شما بشارت خداوند مهربانيد براي اين زمين و اين لحظات. اين لحظاتي كه فقط و فقط به شما مي انديشند. بايد كاري كرد. بايد براي استقبال از شما آماده شد، بايد به پيشواز شما با دامن گل و ستاره آمد و با قلبي كه هنوز سياهي هاي نافرماني از خداي مهربان آن را سياه نكرده است، شما فرستاده خداييد و سياهكاران و سياهي را دوست نداريد. |