تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
عشقستان
ورزشی
هنری
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-10-18
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 26مهر ماه 1386


به بهانه برپايي نمايشگاه دفاع مقدس «تا بي نشان» ؛
از پل كه رد مي شوي به جزيره بصيرت مي رسي

 

* زهره كهندل

طي چند سال اخير بحث راهيان نور قوت يافت و ارتباط نسل سوم با نسل دوران دفاع مقدس بيشتر و انگيزه هاي دو نسل براي



استمرار اين ارتباطات افزونتر شد. نسل اول از جنگ تن به تن مي گفت، از جنگي كه مرگ داشت؛ اما نسل سوم از جنگ مدرن، جنگ انديشه، جنگ فرهنگ مي گويد، از جنگ ديروزند ولي به هر حال امروز در اين ميدان، هر دو نسل مي خواهند با هم پيوند بخورند. به هر بهانه اي و شايد به بهانه برپايي يك نمايشگاه... .
نمايشگاه دفاع مقدس «تا بي نشان» به گفته مجريانش بهانه اي شده است براي ارتباط اين دو نسل.
امتداد نرده هاي آسايشگاه جانبازان امام خميني(ره) را كه بگيري به ماكت يك پوتين بزرگ، كنار يك ماشين جنگي مي رسي و چادر يك نمايشگاه كه روي ماكت ورودي آن نوشته شده: اگر ايستادگي نمي كرديم چه مي شد؟
از غرفه قرآن كه عبور مي كني به غرفه جانبازان مي رسي نامه هاي فرزندان شهيد به پدرانشان و مدالهاي پرافتخار جانبازان و عكسها و خاطره ها... .




جلوتر كه مي روي غرفه پايداري است و مقاومت فلسطين، داخل غرفه عكسها و متنهايي از جنايتهاي صهيونيست هاست و كف غرفه سنگ ريزه هايي كه كنايه اي است از سلاح سربازان جوان فلسطيني. چادر بعدي هم مربوط به قسمتهايي از جنگ مي باشد كه كمتر به آن پرداخته شده است. از بهانه هاي پوچ عراق براي تحريك كشورهاي منطقه عليه ايران و حمايتهاي آمريكا و كشورهاي وابسته تا آتش بس و قبول قطعنامه و ديگر جريانها كه روي كاغذهاي بزرگ و به هم پيوسته دور تا دور غرفه كشيده شده است.
چيزي كه در اين غرفه توجهات را جلب مي كند يك تابلوي بزرگ از آيينه «هنوزها» است. جلوي اين تابلو كه مي ايستي تصويرت در خرده آيينه ها هزار تكه مي شود و واژه «هنوز» در هر جمله توي ذهنت زنجيري از تكرار و سكوت مي شود...؛ ريه هاي شيميايي هنوز سرفه مي كنند. هنوز خونهاي خردلي روي بوم زندگي نقش مي زنند.
براي بچه ها هنوز قاب عكسها هم شناسنامه پدر است. هنوز خواهرها چفيه برادرانشان را بو مي كشند. هنوز پدرها خلوت گريه خود را ترك نكرده اند. هنوز پاهاي بدلي تن هاي پرتركش را مي كشند. هنوز زندگي ها با ويلچر جا به جا مي شود. هنوز بيابانها استخوانهاي شيري رنگ را در آغوش كشيده اند. هنوز پنج شنبه بازار پرچمها و ضريح گرم است.
آيينه «هنوزها» در برابر ماست. به خودمان نگاه كنيم... و زماني كه سرت را بلند مي كني تا خودت را در خرده هاي آيينه ببيني، تمام وجودت شتك زده به اين خرده هاي آيينه و تكه تكه شده است. از اين غرفه كه بيرون مي آيي كمي جلوتر، از جاده اي عبور مي كني كه با نوارهاي قرمز شبيه به ميدان مين علامت گذاري شده است و تابلوي راهنمايي كه رويش نوشته: به طرف موقعيت... از محل علامت گذاري شده كه مي گذري به پل معلقي مي رسي كه با داربست روي درياچه آن را ثابت كرده اند، روي پل كه قدم مي گذاري انتظار داري درياچه مثل اروند خروش كند اما آرام است آنقدر آرام كه مي تواني حركت لايه هاي ته نشين شده را در آب ببيني، از پل كه عبور مي كني به جزيره بصيرت مي رسي، جزيره اي كه خيلي ها را به ياد جزيره مجنون مي اندازد اما اين مجنون نيست مثل همان درياچه آرام است. در بين سبزي دار و درخت اين جزيره، چشمانت به رايانه، ماهواره، لوح فشرده، تلويزيون و خيلي از ابزارهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي عصر مدرن مي افتد. سرت را كه بلند مي كني نگاهت به مردي مي افتد كه آن سوي درياچه روي ويلچر نشسته، به تو مي خندد و دست تكان مي دهد. تو هم مي خندي و احساس خوبي پيدا مي كني، احساس مي كني كه بزرگ شده اي، تكيه گاه داري و پيوند خورده اي، پيوند نسلها، پيوند جنگها، پيوند اعتقادها، پيوند انديشه ها و... .




علي پيراسته، مدير اجرايي نمايشگاه «تا بي نشان» با بيان اينكه هدف و انگيزه اصلي برپايي اين نمايشگاه، تقويت ارتباط ميان دو نسل جنگ و جوان است، مي گويد: در برگزاري اين نمايشگاه بچه هاي راهيان و راويان نور در كنار هم به صورت شبانه روزي، بي وقفه و بسيجي وار فعاليت مي كردند و نمايشگاه بهانه اي شده بود براي پيوند عميق تر اين دو نسل. البته اين ارتباطات از حدود 4-5 ماه پيش نيز طي مباحث و گفتگوهاي دو طرفه آغاز شده بود كه در حين برگزاري اين نمايشگاه تقويت شد و اميدواريم كه استمرار يابد.
مسؤول فرهنگي آسايشگاه جانبازان امام خميني (ره) مشهد در ادامه با تأكيد بر ضرورت تقويت ارتباطات دو نسل و انتقال فرهنگ ايثار و شهادت طلبي به نسل جوان امروز خاطرنشان مي كند: ما در اين نمايشگاه نشان داديم كه در مشهد هم مي شود روح اروند و شلمچه را حس كرد. شايد آب و خاك اين جا با آنجا متفاوت باشد اما فضا همان فضا است و اصل مهم دشمن شناسي است كه نسل اول و سوم هر دو در جنگهاي خود با آن مواجه بوده و هستند. اگر چه دشمن ديروز شكست نظامي مفتضحانه اي را متحمل شد اما امروز به جبران آن با ناتوي فرهنگي كه مقام معظم رهبري، بسيار مردم را به آگاهي نسبت به آن هشدار مي دهند وارد ميدان نبرد شده است. ديروز دشمن به دنبال خلع سلاح نظامي و به دنبال آن خلع هويت و معنويت ما بود، اما امروز در لباس دوست وارد شده و همچون خوره، مردم ما و مخصوصاً جوانان را خلع هويت و انسانيت و معنويت مي كند و اگر امروز در اين ميدان شكست بخوريم مطمئناً با شكستي مفتضحانه تر از دشمن در جنگ ديروز مواجه خواهيم شد.
رزمندگان ما در دوران دفاع مقدس با شهادت خود پيروزي معنويت را در جنگ به اثبات رساندند و اگر امروز، اين معنويت در قالب فناوري از ما گرفته شود، قطعاً سلاحي براي مقاومت نخواهيم داشت و زماني كه روح آدمي بميرد جسم به كار نخواهد آمد.
وي در خصوص موانع و مشكلات برپايي اين نمايشگاه تصريح مي كند: ما از مسؤولان و متوليان فرهنگي انتظار همكاري بيشتري داشتيم كه متأسفانه گاهي در تهيه تجهيزات و امكانات نظامي و ساير موارد مورد نياز با مشكل مواجه شديم؛ براي مثال ما مي توانستيم فرهنگ دفاع مقدس را بدون استفاده از توپ و تانك و ماشين نظامي و... نشان دهيم اما استفاده از اين ابزار در درك هر چه بيشتر جوانان از جنگ ديروز و لمس سردي و زمختي اين ابزار كه قطعاًُ آمادگي همزباني را با اين نسل بيشتر مي كند، بسيار مؤثر است. مسأله دوم اينكه متأسفانه مسؤولان فرهنگي به جوانان اعتماد ندارند و زمانيكه قرار بود اين نمايشگاه برپا شود يكي از مسؤولان به من گفت: نه تو نه آدمهاي اطراف تو نمي توانيد اين نمايشگاه را برپا كنيد !اما نمايشگاه با حمايتهاي شهرداري و برخي متوليان فرهنگي استان برگزار شد. درست نيست كه مسؤولان فرهنگي كه وظيفه خطير ترويج فرهنگ اسلامي را برعهده دارند روح نااميدي را در بين افراد جامعه تزريق كنند. بر پايي اين نمايشگاه نشان داد كه جوانان امروز در كنار نسل جنگ مي توانند پايبندي به عهد و پيمان خود را اثبات كنند و همدلي هميشه نتايج مؤثري داشته است.
پيراسته با تأكيد بر دايمي شدن اين نمايشگاه عنوان مي كند: دايمي شدن نمايشگاههاي دفاع مقدس مسلماً تأثيرات بسزايي در نهادينه شدن فرهنگ ايثار و شهادت در بين افراد جامعه به خصوص جوانان خواهد داشت، اما اگر قرار بر دايمي شدن اين نمايشگاهها باشد، با برنامه ريزي دقيق بايد نوآوري و تغييرات در اين نمايشگاهها بوجود آورد تا گاهي برخي ارزشها به گردونه تكرار و فراموشي نيفتد.
حجة الاسلام والمسلمين هژبري، راوي نمايشگاه «تابي نشان» نيز مي گويد: در برگزاري اين نمايشگاه شاهد فضايي دوست داشتني و خالص بوديم كه تمامي نيروها با عشق و علاقه فرصت ايجاد فضاي معنوي جنگ و لطافتهاي آن دوران را به جريان انداخته و به تصوير كشيدند.
وي با بيان اينكه بانيان و مجريان برپايي اين نمايشگاه جوانان بوده اند، مي افزايد: قطعاً در اين نمايشگاه روح شور و شادي همين جوانان موج مي زند و مطمئن باشيد كه در نظام برووكراسي اداري چنين طرحهايي به نتيجه نخواهد رسيد و اين برنامه ها نياز به روحيه بسيجي و جوانان پرتلاش دارد كه عاشقانه و خالصانه براي خدا و حفظ آرمانهاي انقلاب همچون رزمندگان دوران دفاع مقدس فعاليت مي كنند.
عباس كلانتر، مدير اجرايي غرفه جانبازان و مسؤول تربيت بدني مركز توان بخشي جانبازان امام خميني (ره) نيز اظهار مي كند: جوانان امروز و نسل سوم ما حق دارند كه از جنگ و دوران دفاع مقدس بدانندو اين وظيفه جانبازان، آزادگان و رزمندگان است كه براي آنان از جنگ، رشادتها و ايثارهاي آن دوران تعريف كنند تا فضاي آن زمان براي جوانان امروز ملموس تر شود و يكي از بهترين شيوه هاي بيان اين ارزشها، برپايي نمايشگاه است كه در آن، هم فضا و هم تصوير به مدد آمده تا در نهادينه شدن آرمانها و ارزشهاي انقلاب در اين نسل مؤثر واقع شود.
وي ادامه مي دهد: دوران دفاع مقدس دوراني ارزشمند و مملو از افتخار است كه بايد به جوانان و آيندگان شناسانده شود تا از درسها و تجربيات آن براي مبارزه در جنگ امروز كه جنگ رسانه ها و جنگ فرهنگي است، بهره ببرند.
***
منطقه خاكريز، پايان نمايشگاه «تا بي نشان» است. جايي كه شبيه به شلمچه است يا شايد خط مقدم. ماشين جنگي، سنگر، سيم خاردار، مين، توپ، تفنگ و همه ابزارهاي تسليحاتي در آن هست، اما هر چه به دنبال دشمن مي گردي پيدايش نمي كني، زيرا دشمن، امروز ظاهرش عوض شده و دارد از درون به ما حمله مي كند. خاكريز تو امروز عوض شده است، خاكريز تو امروز ميدان ماهواره و كافي نت و اين ابزار مدرن و به اصطلاح فناوري جديد است، فقط مواظب باش در اين ميدان خلع سلاح نشوي كه بازنده اي، هم در دنيا و هم در آخرت...
در اين نمايشگاه دفترچه يادداشتهاي بازديدكنندگان توجهم را جلب مي كند: «الان ساعت 15/13 دقيقه روز پنج شنبه است؛ به طور اتفاقي از اين مسير مي گذشتم كه خودم را وسط كلي آدم از خود گذشته يافتم. اينجا ظاهراً خلوت است ولي من حس مي كنم كه همه اين عكسها زنده هستند و حضور دارند. دلم گرفته و حال و هواي روزهاي جنگ را حس مي كنم. كاش مورد شفاعت همه اين شهيدان قرار بگيرم.»
و يادداشتي ديگر كه : «شهدا !يادتان براي هميشه در ذهن ما باقي خواهد بود، دوستتان داريم. از طرف كسي كه مي خواهد از امروز عوض شود اين را قول مي دهد، به خون شهدا قسم».
و جايي ديگر كه «افسوس» در واژه هاي آن موج مي زند: «اي كاش ما هم بوديم و با شما همراه مي شديم، اي كاش».
و يادداشت ديگري از يك خواهر شهيد كه نوشته است: «واقعاً از اينكه صحنه هاي جبهه را براي فرزندانمان به نمايش گذاشته ايد بسيار متشكرم، از جملات جالب و سازنده اي كه بر در و ديوار چسبانده ايد نيز لذت بردم، اين كار را ادامه دهيد... »
***
از نمايشگاه بيرون مي آيم و از اين مسأله متأسفم كه چرا براي چنين نمايشگاهي به اندازه كافي اطلاع رساني نشده و مردم و بخصوص جوانها چنان كه بايد از برگزاري آن باخبر نشده اند.
مدير اجرايي نمايشگاه مي گويد: روابط عمومي ضعيفي داشتيم !و من مي گويم مطمئناً خيلي بوده اند كه دوست داشتند از اين نمايشگاه بازديد كنند ولي از زمان و مكان برگزاري آن مطلع نشدند.
كاش زودتر روزي برسد كه ما نمايشگاهها و موزه هاي دايمي دفاع مقدس داشته باشيم تا هر كسي هر وقتي كه خواست بتواند به آنجا سر بزند و به روزهاي خوب دفاع مقدس برگردد.

  


به مناسبت سالروز سقوط خرمشهر ؛ روزي كه مسجد جامع گريه كرد

 

سيد صالح موسوي از مردان گمنامي است كه در دفاع مقدس مردانه جنگيده و توقعي جز بيان واقعيات و انتقال آن به نسل امروز ندارد؛



از بعضي گله مي كند كه آرمانهاي خميني كبير (ره) را از ياد برده اند. دقايقي پاي صحبت او مي نشينيم تا از حرارت وجود او دوباره گرممان شود. سيدصالح كه از فعالان مؤسسه روايت فتح است و سالها با سيد شهيدان اهل قلم به كار فرهنگي پرداخته ؛ درباره زندگي شخصي اش و حال و هواي خرمشهر و مردم با صفاي آن مي گويد: من در 12 مرداد 1341 در خرمشهر و در خانه خودمان به دنيا آمدم. فرزند پنجم خانواده بودم و محله مان پشت دادگاه يا همان كوت بود.از همان كودكي خرمشهر و مردم آن را بسيار دوست داشتم. مردم خرمشهر بسيار صميمي و خونگرم هستند. يادم هست وقتي غريبه ها از شهرهاي مختلف براي پيدا كردن كار به خرمشهر مي آمدند و عموماً شبها جايي براي ماندن نداشتند، بر و بچه هاي محل با آنها طرح دوستي مي ريختند و آنها را به خانه خود مي آوردند. پس از مدتي برايشان كار پيدا مي كردند و بعد روال زندگي شان عادي مي شد.
موسوي كه صميميت خاصي در چهره اش پيداست، درباره حس و حال شهر مي گويد: خرمشهر شهر مذهبي است. شايد در هر محله چند مسجد و حسينيه وجود داشت. از سويي چون در مسير زائران عتبات عاليات هم قرار داشت و به نوعي تبديل به يك مركز شيعه شده بود، به خرمشهر، نجف ثاني هم مي گفتند. البته در خرمشهر گروههاي مختلفي از جمله بهائيت و در مقابل آنها انجمن حجتيه فعاليت داشتند، ولي جو عمومي شهر با وجود بعضي عوامل انحرافي، مذهبي بود.
وي در پاسخ به سؤالي در مورد درگيريهاي قومي و مذهبي در خرمشهر اظهار داشت: اينها همه بهانه است، هيچ درگيري قومي يا مذهبي در خرمشهر نبود، بلكه دعوا و درگيري در اصل بر سر انقلاب، بين طرفداران انقلاب و ضد انقلاب بود. البته «جبهة التحرير» يا همان جبهه خلق عرب پيش از انقلاب با حمايت رژيم بعث عراق فعاليت داشت كه آنها هم با پيروزي انقلاب، از اين فرصت سوء استفاده كرده و به فعاليتهاي موذيانه خود شكل گسترده تري دادند.
وي از جمله فعاليتهاي خرابكارانه اين جبهه پس از انقلاب را بمبگذاري در نقاط مختلف از جمله زير پل خرمشهر، خانه جوانان، بازار سيف و ريل راه آهن ذكر كرد.
موسوي در مورد فعاليتهاي موافقان انقلاب در خرمشهر گفت: اولين مركزي كه در خرمشهر ايجاد شد و به سازماندهي نيروهاي انقلابي و رسيدگي به مشكلات مردم پرداخت، كانون (كميته) فرهنگي - نظامي بود كه امنيت شهر را برقرار مي كرد و به نوعي شهر را اداره مي كرد. اين كانون در اصل محل اجتماع همه نيروهاي مبارز در آن اوايل بود هرچند كه بعدها با شروع اختلاف سليقه ها هركسي به سويي پراكنده شد.
او در مورد حمله عراق به خرمشهر و حضور خود مي گويد: ما، ده پانزده روز قبل از شروع حمله عراق براي سازماندهي سپاه شادگان به دستور محمد جهان آرا به آن منطقه رفته بوديم. وقتي خبر حمله را شنيدم، اول با خانواده ام تماس گرفتم و به آنها گفتم كه بايد به سرعت شهر را ترك كنند. سپس به سمت خرمشهر حركت كردم. حمله گسترده تر از آن بود كه فكرش را مي كرديم. تمام شهر يكپارچه آتش بود. همه مردم غافلگير شده بودند. در اين ميان جالبتر از همه اين بود كه مردم به جاي پناه بردن به پادگانها و نقاط نظامي، به مساجد و حسينيه ها روي آوردند. كم كم ستاد مقاومت در مساجد و حسينيه ها شكل گرفت وسازماندهي نيروها از مسجد جامع خرمشهر آغاز شد. در اولين روزها سيستم هاي خدماتي شهر از كار افتاد. آب و برق قطع شد، پمپ بنزينها نيز از كار افتاده بود، يعني ديگر حمل و نقل هم در شهر امكان نداشت. اگر بنزيني هم بود امكان حركت ماشين در شهر نبود؛ چون بلافاصله توسط عراقيها هدف قرار مي گرفت. اينجا بود كه جوانان وارد صحنه شدند و كارهاي شهر را بر عهده گرفتند.هر كسي به كاري مشغول بود، زنها آشپزي مي كردند، بچه هاي ده دوازده ساله كوكتل مولوتف درست مي كردند و خلاصه هر كس هر كاري مي توانست انجام مي داد.
عضو شوراي فرماندهي سپاه خرمشهر در زمان مقاومت مي گويد: ما در آن زمان اوضاع پيچيده اي داشتيم. از يك سو خيانت امثال بني صدر كه مي خواستند امام (ره) و روحانيت را در اداره كشور ناتوان جلوه دهند و از سوي ديگر غفلت مردم نسبت به اين خيانتها كه دل ما را دو چندان مي سوزاند، ولي در عين حال با تعدادي تفنگ M-1  و ژ-سه و تعداد محدودي آر پي جي و چند تا تانك چيفتن دست چندم و مقدار كمي خمپاره  120  و  106 ميلي متري به دفاع از شهر مي پرداختيم.
همرزم محمد جهان آرا در ادامه مي گويد: تبليغات در مورد حمله دشمن به خرمشهر بسيار ناچيز بود و نيروهاي داوطلبي كه گاهي براي كمك به خرمشهر مي آمدند وقتي با شدت حمله مواجه مي شدند، يا شهيد مي شدند و يا فرار مي كردند. عده اي هم كه به قول معروف بي خيال دموكرات بودند، از همان اول عطاي مقاومت را به لقاي آن بخشيدند.
سيد صالح موسوي در ادامه بيان حال و هواي زمان مقاومت گفت: ما گاهي ده نفري كه هر كداممان 10  تا  20  فشنگ داشتيم در يك منطقه وسيع مقابل دشمن مي ايستاديم و ساعتها پيشروي آنها را به عقب مي انداختيم. خودم در دوره جنگ پنج بار زخمي شده ام، اما حالا مي بينم پس از اين همه رشادتها بعضي كه دنبال اين چيزها نبوده اند، همه چيز را فراموش كرده اند، انگار يادشان رفته عافيتشان را مديون اين دلاوريها هستند.
وي پاسخ به اين سؤال كه در هنگام اشغال خرمشهر كجا بوده و چه حالي داشته، مي گويد: در آن زمان من زخمي شده بودم و همراه مصطفي رحيمي و بهمن ايلانلو در بيمارستان ماهشهر بوديم، وقتي خبر اشغال خرمشهر را شنيديم همه با هم زار زار گريه كرديم.
موسوي درادامه گفت: هر زمان كه دين، امام (ره) و خون شهدا درخطر باشد، باز هم با تمام توان به صحنه مي آييم و از همه ارزشهايمان دفاع مي كنيم.
وي در پايان تأكيد كرد كه نمي توان رشادتها و دلاوريهاي افرادي چون محمد و علي جهان آرا، احمد شوش، رضا موسوي، احمد فروزنده، اسماعيل زماني، بهنام محمدي، بهمن اينانلو، قدرت محمدي و مسعود شيرازي و شير مردان گمنام بسياري را كه در خرمشهر خون دلها خوردند، از ياد برد.
* مهدي قمصريان /ساجد

  


داوران جايزه  ادبي شهيد غني پور معرفي شدند

 

داوران هفتمين دوره از جايزه  ادبي شهيد حبيب غني پور در دو بخش داستان و رمان بزرگسال و داستان و رمان نوجوان معرفي شدند.




به گزارش ايسنا، احمد دهقان، زهره يزدان پناه قره تپه و ابراهيم حسن بيگي، داوري آثار داستاني و رمان رسيده به اين جايزه را در دو بخش بزرگسال با موضوع آزاد و دفاع مقدس بر عهده خواهند داشت.
شهرام شفيعي، حميدرضا شاه آبادي و خسرو باباخاني نيز در بخش نوجوان، آثار ارسالي را داوري خواهند كرد. هفتمين دوره از جايزه ادبي شهيد حبيب غني پور،  روز دهم اسفندماه و همزمان با سالروز شهادت حبيب غني پور برگزار مي شود.

  


همايش فرهنگي، پزشكي جانبازان شيميايي كشور در اصفهان گشايش يافت

 

همايش فرهنگي، پزشكي جانبازان شيميايي كشور داراي ضايعه شديد ريوي در هتل عباسي اصفهان گشايش يافت.
آيةا... حسين مظاهري، رئيس حوزه علميه در پيامي به اين همايش گفت: برگزاري اين نشست با حضور شما يادگاران دفاع مقدس و ولي نعمتان ملت و نظام مقدس جمهوري اسلامي، خاطره بلند ايثار و فداكاري و جانبازي فرزندان مؤمن و غيرتمند امام راحل را زنده مي كند.
به گزارش ايرنا، وي اضافه كرد: مسؤوليت خطيري كه همه ملت و مسؤولان به ويژه بنياد شهيد و امور ايثارگران در قبال شما حقداران بر عهده دارند، وظيفه اي است كه جز با لطف خداوند متعال و همت همگان و مساعدت و همراهي شما عزيزان، قابل ايفا و انجام نيست و در اين ميان نقش خانواده هاي جانبازان برجسته است.
معاون بهداشت و درمان بنياد شهيد و امور ايثاگران در اين همايش، آمار كل جانبازان شيميايي كشور را 50  هزار نفر اعلام كرد و گفت:  350  نفر از اين تعداد با ضايعات شديد ريوي مواجهند.
حسن عراقي زاده در خصوص اعزام جانبازان شيميايي به خارج از كشور افزود: اين رويه از زمان جنگ آغاز شده و با تشخيص شوراي عالي تخصصي پزشكي بنياد هم اينك نيز در حال انجام است.
وي با اشاره به سياست بنياد در خصوص اعزام جانبازان به خارج از كشور گفت: به جاي اعزام انفرادي جانبازان، از متخصصان خارجي دعوت مي كنيم تا براي مداواي جانبازان به ايران سفر كنند كه در اين راستا، در سال گذشته هفت متخصص خارجي و در سال جاري پنج متخصص به ايران آمدند.
محمدرضا سروش، دبير همايش نيز گفت: اطلاعات استخراجي از نتيجه اين معاينات براي شناخت وضعيت سلامت اين دسته از جانبازان به صورت مدون جمع آوري و براي استفاده عموم و جهانيان منتشر مي شود.
وي افزود: گزارش همايش چشميها كه در ارديبشهت ماه امسال با حضور  150  جانباز ضايعه چشمي در مشهد برگزار شد، بزودي منتشر مي شود.
وي گفت: در همايش اصفهان، ارزيابي تخصصي داخلي، پوست، روانشناسي، دموگرافي، روانپزشكي كيفيت زندگي جانباز، تست ريه، ارزيابي تخصصي تست چشم، تست بادي، پلاتيسمو گرافيك، اپتومتري و انجام معاينات داخلي روي اين جانبازان در مدت شش روز برگزاري انجام مي گيرد.
در اين همايش كه در دو دوره برگزار مي شود، 300  جانباز شيميايي شديد ريوي همراه با خانواده هايشان با هدف پايش سلامت جانبازان حضور دارند.

  


معاون بنياد شهيد: موزه ايثارگري زنان در جنگ بازسازي مي شود

 

معاون پژوهش و ارتباطات فرهنگي بنياد شهيد و امور ايثارگران گفت: موزه ايثارگري زنان در موزه شهدا با همكاري سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي بازسازي مي شود.
به گزارش ايرنا، دكتر عباس خامه يار افزود: بنياد شهيد متولي امر گردشگري جنگ نيست، ولي در حال حاضر اين بنياد برنامه ريزيهاي مشتركي با «راهيان نور» و سازمان ميراث فرهنگي به منظور حفظ ارزشهاي هشت سال دفاع مقدس انجام داده است.
وي افزود: موزه هاي ايثارگران در ايران با ديگر موزه هاي دنيا متفاوت است و اين موزه ها در واقع نمايشگاههايي هستند كه به نام موزه برپا مي شوند، ولي اين موزه ها بايد درخور هشت سال دفاع مقدس و شأن رزمندگان اسلام باشند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com