تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-10-27
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 5آبان ماه 1386

[ فرهنگی ]
 * رتبه بندي دانشگاهها و چند نگراني جدي
 * نگاهي به منظومه فكري قرون وسطي ؛ فلسفه اي با خاستگاههاي ديني
 * مفتي سابق وهابيون: با تأسي به تفكر اهل بيت(ع)، وهابيت را نقد كنيم
 * آيه هاي زندگي ؛ الي الهدي
 * دبيركل مجمع جهاني اهل بيت(ع): سياست منهاي اخلاق، تحقق نمي يابد
 * مدير عامل كانون هنرمندان خراسان رضوي:
بايد از كليشه نويسي درباره امام رضا(ع) پرهيز كنيم
 * نگاهي به آراي فلسفي «مالبرانش» ؛فلسفه؛ زيستن بر مبناي دين
 * حضور مردم در جشنواره امام رضا(ع) بايد پررنگ باشد
 * استاد دانشگاه واشنگتن: نگاه اهل بيت(ع) به «صلح» بسيار تأثيرگذار است
 * رونمايي از نخستين نسخه ديجيتالي جامع الاحاديث اهل بيت(ع)
 * وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامي: بودجه فعاليتهاي قرآني سال آينده افزايش مي يابد
 * حسين كلباسي: بسياري از دقايق حكمي-فلسفي ما ناگفته و پنهانند

رتبه بندي دانشگاهها و چند نگراني جدي

 

* دكتر اكبر حيدري
دانشيار دانشگاه تربيت مدرس

مدتي است تنها با استناد به شاخص تعداد مقالات و اخيراً نسبت مقاله به هيأت علمي در سال، رتبه بندي دانشگاه ها و واحدهاي



پژوهشي كشور، توسط متوليان آموزش عالي پي درپي در جرايد و رسانه ها به اطلاع عموم رسانده مي شود.
طي سالهاي گذشته براي توسعه تحقيقات در كشور اقدامهاي گسترده اي انجام گرفته است. با اين عزم و هزينه ملي، بعضي دستگاه هاي بسيار گرانقيمت و پر زرق و برق خريداري شده و مراكز متعدد تحقيقاتي، در دانشگاه هاي قديم و جديد، با ساختمانها و آزمايشگاه هاي وسيع و مدرن تأسيس و تجهيز شده اند. البته، برخي از اين مراكز هنوز كاملاً خالي ولي اغلب آنها بسيار مجهزند، تعداد محققين نيز، كه پس از انقلاب افت زيادي را نشان مي داد، خوشبختانه دوباره رو به افزايش نهاده و اكنون بسياري از مراكز آموزشي - پژوهشي ، كه تا چند سال پيش با كمبود مدرس و محقق روبرو بودند، از يك حداقل كادر علمي برخوردار شده اند. نتيجه اينكه تنها در سال 2003، از كل محققان كشور فقط تعداد چهار هزار نفر از كادر علمي - تحقيقاتي كشور با همراهي هزار تن از محققان و پژوهشگران خارجي (1) موفق شده اند، در توليد مقالات علمي در مجلات تحت پوشش ISI مشاركت داشته باشند. اين عده نسبتاً اندك از كل پژوهشگران كشور، توانسته اند نسبت به سال قبل، با رشد چهل در صدي، تعداد اسناد علمي چاپ شده در مجلات نمايه شده بين المللي را به  2782 مقاله برسانند(2). اين رقمي است كه براي اولين بار ما را از نظر كمي، در ميان كشورهاي مسلمان (بجز تركيه)، برتر از مصر، عربستان و پاكستان نشان مي دهد (3). اين موفقيت سبب شده است معاونت سابق پژوهشي وزارت علوم تحقيقات و فن آوري اميدوار شوند كه اگر اين شيب رشد در توليدات علمي كشور طي دو سه سال آينده حفظ شود، مسلماً ايران به جمع كشورهاي صنعتي خواهد پيوست» !(4)
در يكي از آمارISI مربوط به اول ژانويه 1993 الي بيست و نهم فوريه 2004 ، مقام جهاني ايران فقط از لحاظ توليد عددي،  11 هزار و 789 سند علمي ( بدون در نظر گرفتن نوع تفصيلي، مقدماتي، گزارشي شفاهي در يك كنفرانس بين المللي و يا يك مقاله مروري و يا نوع مجلات) رتبه 49 و از لحاظ استناد، با داشتن 29 هزار و 647 استناد، رتبه 55 و از لحاظ نسبت استناد به هر مقاله ، رتبه 136 را دارا مي باشد. قابل توجه اينكه، از نظر تعداد مقاله رتبه جهاني ما طي سالهاي 2001 الي 2004  از  57 به 49 ارتقا يافته است. ولي اولاً اين رتبه ميانگيني از 22 رشته اصل ISI (5) نيست و ثانياً، در بعضي از رشته هاي راهبردي، تعداد مقالات لازم براي ورود به شاخص ضروري علم نرسيده اند.
براساس يك پژوهش آماري، تناسب نداشتن فعاليت تحقيقاتي در رشته هاي مختلف علوم كه در آن فعاليت علمي ايران، مصر و تركيه را مقايسه نموده است، مشاهده مي شود. به عبارتي، ساختار معرفتي ايران نشان مي دهد، از 22 رشته تخصصي مندرج در ISI(6) تنها كل مقالات ايران در  4 رشته شيمي، مهندسي، پزشكي باليني و فيزيك، 67 در صد انتشارات را شامل شده اند! لذا، رشد كمي چشمگير  13/16 برابري مقالات علمي ايران (نسبت به كمتر از دويست سند علمي در سال 1990 و 2782 مقاله در سال 2003)، حتي نتوانسته است، به توزيع معرفتي 21 رشته اي مصر يا 22 رشته اي تركيه نزديك شود. بدين ترتيب، كمبود فعاليت محققان ما نه تنها در بسياري از رشته هاي اصلي كه در آنها، كادرهاي تعليم يافته مربوط را نيز داريم، كاملاً مشهود است، بلكه در بسياري از رشته هاي مهم راهبردي، فعاليت كمي داشته يا اصلاً مقاله اي ارايه ننموده ايم !
در اينجا هدف شروع بحث اين نيست كه آيا آهنگ رشد كمي اسناد علمي كشور هاي ديگر در سالهاي آينده مانند گذشته شان خواهد بود، يا در اثر كوشش احتمالاً بيشتر ديگر كشورها، تمام تلاش محققان كشور براي رسيدن به رتبه و مقام عددي مورد نظر متوليان آموزش عالي خنثي خواهد شد. بنظر نگارنده اين سطور، رتبه واقعي علمي هيچ كشوري در جهان با تعداد مقالات، تعداد دانشگاه ها يا مراكز تحقيقاتي، تعداد محققان، يا تعدد موضوعات تحقيق و تعداد ارجاعات خارجي به مقالات و يا تعداد دستگاههاي مدرن در آزمايشگاه ها، ارتباطي مستقيم ندارد، بلكه بيشتر با ارقام صادرات و واردات حاصل از توان صنعتي منتج از توان علمي واقعي هر كشور، قابل سنجش است. اما متأسفانه عادت كرده ايم كه به طور جدي و در همه سطوح و جوانب اجتماعي، از نقد و اظهار نظر، از تحقيق و تفكر، و در نتيجه از برخورد انديشه ها، به معني واقعي آن، پرهيز كنيم. از جمله خود ما مدعيان پژوهش و تحقيقات، با وجود آگاهي كامل از تمامي جنبه هاي تحقيقات بالقوه هدفمند كه مي تواند به خدمت رفاه روزانه و امنيت همه جانبه بينجامد از بحث در باره آن گريزانيم. انگار كه به نتيجه اين بحث مهم هيچ اميدي نداريم، و با تسليم شدن در برابر القائات نادرست، تمامي آينده كشور خود را در گروي خريد كالا و دانش فني مورد نياز كشور از محل درآمدهاي منابع نفتي خود مي بينيم.(7)
در اين نوشته منحصراً سعي شده است كه به رابطه تعداد مقالات و نه تعداد ثبت اختراعات ( از سال 1907 تا  2002 كشورهاي ديگر تنها در رشته شيمي تعداد  9538044 مقاله و 2053964 اختراع به ثبت رسانده اند)، كه در واقع اعلاميه ورود يك كشور به جمع فن آفرينان و فن فروشان جهان مي باشد، پرداخته شود. اكنون كه از ورود به مبحث فن آفريني به عنوان هدف واقعي پژوهشي كشور براي ايجاد فرصت شغلي جديد و يا فروش دانش فني صرف نظر نموده، توجه خود را در اين نوشته به ارتباط كيفيت فعاليت مؤسسات آموزش عالي كشور و تعداد محصول آنها محدود مي كنيم (8). در گذشته نه چندان دور سعي شد كه به اهميت، كيفيت و موضوع تحقيقات دانشگاهي اشاره شود و نسبت به عواقب روند فعلي براي آينده كشور، هشدارهايي داده شود. (9) متاسفانه، به نظر مي رسد كه رشد كمي آمار مقالات (بدون توجه به موضوع تحقيقات، نوع مجلات و هزينه تحقيقات) نه تنها مسؤولان امور را كاملاً از درستي سياست و راهي كه در كشور براي تشويق مقاله نويسي و مقاله سازي پيش گرفته اند، مطمئن ساخته، بلكه خود ما محققان را نيز از بازبيني صحت راهي كه پيش گرفته ايم و كيفيت آنچه را كه توليد كرده ايم، باز داشته و بي نياز نموده است!(10)
در رابطه با آنچه آمد، نويسنده اين سطور طبق تجربه محدود به حرفه اي كه دارد، همچنان معتقد است اين هنري نيست كه ما فرزندان تعليم يافته جامعه، هركدام با مشروعيتي كه صرفاً ريشه در منافع فردي دارد، در مسابقه اي شركت جسته تا دلارهاي نفتي خود را در راه تهيه و انبار كردن انواع دستگاه هاي ميليون دلاري هزينه كنيم و عاقبت تنها نوعي مقالات «علمي - تحقيقاتي» در مجلات سوال برانگيز دنيا به چاپ رسانيم كه نتايج آن در بهترين وجه شايد كاربردي در دنياي پيشرفته خواهد داشت. نيز براين باورم كه نخبگان ملل ديگر، در شرايطي بسيار نا هنجارتر از ما و با هزينه هايي قليل تر و فقط مجهز به خود باوري هاي واقعي و نه تخيلي و فردگرايانه، توانسته اند در طي همين چند سال اخير قدمهايي را بردارند كه اميد خروج از چرخه عقب ماندگي كشورشان را نويد مي دهد. به نظر نگارنده، جدا از هر ناكارآمدي مديريتي، مشروعيت ما به عنوان دانشگر و محقق دانشگاه در نهايت نزد ملت ايران است، زيرا ملت ما آگاهانه يا ناخودآگاه و يا توسط حكومتها، سرمايه هاي نه چندان قليلي را براي پرورش ما «دانشگران» به كار برده است. زماني كه ملت ايران از ماهيت واقعي كشفيات ما آگاه شود و ببيند و بفهمد كه ما با وجود همه هزينه ها نتوانسته ايم مانند نخبگان ديگر كشور هاي مشابه، به رفاه و امنيت همه جانبه جامعه بيفزاييم، در بهترين شرايط، شايد سنگ مزار ما را هم (مانند سنگ قبر ناصرالدين شاه) در گوشه اي از كاخ گلستان مي نهند و كسي هم برايمان نه فاتحه اي مي خواند و نه مي فرستد!
پي نوشتها:
1 - شاپور اعتماد، يحيي امامي، مسعود مهرابي در "سي سال توليد جهاني علم ايران" ، 1383، ص. 6
2 - همان /ص 12
3 - همان /ص 25
4 - روزنامه شرق، 21/2/83
/com.access.isiproducts//:htpp
trials;Essential Science Indicator
1 - پزشكي باليني، 2 زيست شناسي و بيوشيمي، 3 زيست شناسي مولكولي و ژنتيك، 4 شيمي، 5 فيزيك، 6 علوم مغز و رفتار، 7 ايمني شناسي، 8 علوم حيوان شناسي و گياه شناسي، 9 روانكاوي و روانشناسي، 10 ميكروبيولوژي، 11 علوم زمين شناسي، 12 علوم اجتماعي عمومي، 13 مهندسي، 14 علوم فضا، 15 محيط و زيست محيط، 16 داروشناسي و سم شناسي، 17 علوم مواد، 18 اقتصاد و تجارت، 19 علوم كشاورزي، 20 رياضيات، 21 علوم كامپيوتري، 22 ميان رشته اي. لازم به تذكر است كه تقسيم بندي فعاليت رشته هاي (ISI) براساس تقسيم بندي رشته اي مجلات Journal Citation Report مي باشد.
6 - سالنامه آمار بازرگاني خارجي ج. ا. ا سال 81 ص. 969
7- روزنامه همشهري 15/11/82
8- سالنامه آمار بازرگاني خارجي ج. ا. ا سال ص. 1201-1206
9 - D.A. King, Nature, ،43 311-316 (2004).
10 - شاپور اعتماد، روزنامه شرق 11/5/83، به نقل از هيات حمايت از نظريه پردازي

  


نگاهي به منظومه فكري قرون وسطي ؛ فلسفه اي با خاستگاههاي ديني

 

* حسين فرزانه

1) معمولاً تصوري كه بيشتر انسانها از قرون وسطي دارند، دوره اي توأم با تاريك انديشي و ظلمت فكري و فرهنگي است. اين تصوير



كاملاً اشتباه است، زيرا ما در اين برهه زماني نه تنها با تحولات عظيم فكري، فلسفي و فرهنگي روبرو مي شويم، بلكه فضايي را فراهم مي كند كه جهان جديد در آن رشد مي كند. بي ترديد، بدون تلاشي كه فيلسوفان قرون وسطي چون «آگوستين»، «آبلار»، «آنسلم»، «راجر بيكن» و «آگوستين» در ترويج تفكر فلسفي صورت دادند، جهان مدرن و تفكر مدرن از برخي نقاط عطف خود محروم مي شد. در اين ميان، نقش دو متفكر برجسته اين دوره «آگوستين» و «توماس آكوئيني» برجسته است. آگوستين در سال 430 ميلادي از دنيا رفت و اين زمان تقريباً مصادف با سقوط امپراتوري روم بود. اين سقوط باعث شد ناامني هاي بسيار زيادي در عرصه هاي اجتماعي و سياسي توآم با لشكركشيهاي بي شمار صورت گيرد و اين موضوع سبب گرديد تقريباً تا اويل قرن دهم ما شاهد جريان قوي و غني فكري و فلسفي نباشيم و كار دانشمندان بيشتر بر حفظ و نگهداري آثار قبل استوار گردد. با اين همه، از سده دهم به بعد بسياري از متفكران برجسته از «جان اسكاتلندي» و «آنسلم» و از «آبلار» و «راجر بيكن» تا «آكويناس» و «دانز اسكوتوس» و «آكامي» را شاهد هستيم. كه بسيار بر تفكر دنياي مدرن تأثيرگذار بودند.
2) قبل از آنكه به بحث نظامهاي فلسفي اين دوره بپردازيم، بد نيست به دو تحول فكري كه تأثير بسياري در جهان معاصر داشتند، اشاره كنيم. يكي از اين تحولات، اختراع ساعت است. ساعت نخستين بار در ارتباط با زندگي صومعه اي و ايجاد نظم و انضباط همگاني در آن، مورد استفاده عمومي قرار گرفت. تعيين و تخصيص وقت براي امور ديني و منظم كردن كار روزانه، به معياري براي زندگي اجتماعي يا اوقات فراغت تبديل شد. تا همين اواخر، همه ساعتها، زمان را توسط عقربه هاي متحرك نمايش مي دادند. اين امر هم در مورد ساعتهاي آفتابي صادق است، هم در مورد مقياس خطي نخستين ساعتهاي آبي و هم در مورد صفحه گرد و سيكلي ساعت كليساهاي جامع.
به نظر برخي متفكران چون «هايدگر»، اين پديده و اختراع يكي از دلايل رشد علم بود، زيرا علم بدون وسيله اي براي سنجش زمان قدرت رشد را نداشت؛ هرچند به نظر پژوهشگران، تمدنهاي شرق از جمله تمدن اسلامي و ايراني هم نقشي مؤثر در اختراع ساعت برعهده داشتنه اند. اساساً، تفكر قرون وسطي بدون كمك متفكران مسلماني چون ابن سينا و ابن رشد قابل رديابي نيست.
از سوي ديگر، ما نگاهي را به مفهوم كليات در قرون وسطي داريم كه اين نگاه بعدها در سده هاي هفدهم تا بيستم بسيار مورد توجه قرار مي گيرد. برخي متفكران قرون وسطي چون: آبلار و اوكام عقيده داشتند كلي در جهان خارج وجود ندارد و تنها مصاديق آن موجودند. البته، اين رويكرد در مقابل رويكرد افلاطوني قرار مي گيرد كه قايل به وجود داشتن براي مثل و كليات است. متفكران قرون وسطي با كارهاي دقيق خود، فضا را براي رد اين مدعاي افلاطوني و تأكيد بسيار بر تجربه گرايي كه همدوش علم به جلو مي آمد، فراهم كردند.
3) بسياري از دانشگاه هاي مطرح معاصر چون اكسفورد، ريشه در فعاليتهاي متفكران متأخر قرون وسطي دارند و اين متفكران بودند كه براي اولين بار در غرب در جايي به نام دانشگاه به فعاليتهاي آموزشي و تحقيقي مشغول بودند. ايجاد دانشگاه، يكي از مهمترين خدمات قرون وسطي به فلسفه و تفكر بود. همين امر باعث مي شود در تفكر قرون وسطي شاهد روش دقيق طرح و حل مسائل باشيم. در اين منظومه است كه حتي برنامه هاي درسي هم نوشته مي شوند و افرادي كه به دانشگاه مي روند، مقدماتي را براي تبحر در يك رشته خاص مي آموزند. در اين ميان، زبان مشترك ميان آنها - كه همان لاتين باشد - نقش مهمي در تبادل نظر و ارتباطهاي گسترده علمي و فكري ايفا مي كند. بعدها كه به جهت جنگهاي سياسي اين سرزمين واحد، به گستره هاي ملي متفاوتي تقسيم شد، از ميزان اين تبادلات هم كاسته گرديد.
بسياري از علومي كه بعد از رنسانس به صورت رشته هاي مستقلي درآمدند، بذرشان در فلسفه قرون وسطي كاشته شد. عنوانهاي بعضي از استادان دانشگاه هاي آن زمان به تنهايي اين مطب را تأييد مي كند. در اكسفورد مي بينيم عنوان استاد فيزيك و رياضي، استاد حكمت طبيعي است . اين نشان مي دهد كه رشته فيزيك از درس حكمت طبيعي منشأ گرفته و برنامه اين درس از روي يكي از كتابهاي ارسطو به نام فيزيك ( يا سماع طبيعي) تنظيم شده است.
4) متفكران قرون وسطي همه در بستر يك فرهنگ ديني رشد كرده بودند. آنها باور داشتند كه مسيحيت مي تواند معرفت كافي براي رستگاري را در اختيارشان بگذارد و فرد عامي و نخبه به تساوي مي توانند از اين آيين بهره مند شوند. با اين همه، سنت ديگري پشت سر متفكران قرون وسطي قرار دارد كه آنها نمي توانند نسبت بدان بي تفاوت باشند و اين سنت البته سنت يوناني است. همان طور كه گفتيم، براي اولين بار اين متفكران از طريق ترجمه هاي عربي به كتابهاي يونانيان دسترسي پيدا كردند، اما بعداً سعي كردند به آثار اصلي يونانيان و بخصوص افلاطون و ارسطو دست زنند. به تعبير ديگر، آنها معتقد بودند خداوند نه تنها از طريق كتابهاي مقدس، بلكه با زبان آفرينش هم درباره جهان و انسان سخن گفته است. در ميان علوم مختلف يونانيان كه مورد توجه متفكران قرون وسطي بود، منطق جايگاهي مهم را از آن خود مي كند. با اين همه، ما با متفكري چون آكويناس روبرو هستيم كه يكي از بزرگترين ارسطوشناسان تاريخ بشري است و به خوبي به فراز و فرود متون ارسطويي آشنايي دارد.
5) يكي از اتهامهايي كه به فيلسوفان ديندار روا مي دارند، اين است كه آنها بيشتر در نقش متكلم ظاهر مي شوند؛ بدين معنا كه آنها براي اثبات اعتقادات ديني خود به سراغ فلسفه مي روند و بنابراين به آموزه هايي دست مي زنند كه مؤيد آراي آنها باشند و از آراي ديگر دوري مي گزينند. برخي بر اين نظرند كه هركس كه به كار فلسفه ورزي مشغول مي شود، سرانجام عقايدي دارد كه سعي مي كند دلايلي براي آنها بجويد. به طور مثال «راسل» باور دارد كه دو دو تا چهار مي شود و سعي مي كند مطالب زيادي بنگارد تا اين مدعا را ثابت كند. به معناي ديگر، براي فلسفه ورزي مهم نيست كه هر انسان چه عقايد و آرايي دارد؛ آنچه مهم است اين است كه استدلالهايي درست و موجه براي آنها ارائه كند. كار اساسي فيلسوف آن است كه دلايل قوي را از دلايل ضعيف جدا كند. اين امر در زندگي توماس آكويناس كاملاً آشكار است. آكويناس مسيحي مؤمني بود، اما به بسياري از حقايق ديگر چون آنچه ارسطو گفته بود هم ايمان داشت. به اين دليل، او سعي مي كرد ميان اين دو نوع جهان بيني تفاوت قايل شود؛ يعني سعي مي كرد ميان اعتقاداتش به عنوان يك متكلم و يك فيلسوف تفاوت بگذارد. به عنوان يك متكلم وظيفه خود مي دانست آنچه را از مقوله سرگذشت دنيا و رستگاري جهانيان و آينده جهان در كتابهاي مقدس مسيحي و تعاليم كليسا بود، تبيين و توجيه كند. در مقام يك فيلسوف هم مي خواست به قدر وسع پي برد دنيا چگونه جايي است و چه حقايقي ضروري مربوط به اين دنيا و تفكر خود ما بدون توسل به وحي الهي و فقط به كمك عقل براي ما قابل دانستن است. اين رويكرد دوگانه آكويناس در رساله «سردميت جهان» آمده كه در آن آكويناس مي گويد، «هيچ دليلي نداريم كه فكر نكنيم جهان هميشه وجود داشته است و تا ابد هم وجود خواهد داشت.» ولي خود وي به عنوان يك مسيحي به چنين چيزي اعتقاد ندارد و معتقد است خداوند، عالم را از عدم خلق كرده و سرانجام روزي به پايان ميرسد. به همين جهت است كه آكويناس جمله معروفي دارد كه بعداً در جهان جديد هم بسيار از سوي ديندارن فيلسوف مورد توجه قرار گرفت. آن جمله اين است: «ما بايد هنگام فلسفه ورزي، فلسفه ورزي و هنگام دينداري، دينداري كنيم».
6) از موضوعاتي كه در قرون وسطي بسيار مورد توجه قرار داشت، براهين وجود خدا بود. فيلسوفان مسيحي هنگامي كه با افرادي با گرايشهاي فكري متفاوت روبرو مي شدند، نمي توانستند حجيت كتاب مقدس يا كليسا را مبناي بحث قرار دهند و عموماً بحثها به وجود خدا منجر مي شدند. به همين دليل، گفتمان وسيعي در فلسفه قرون وسطي درباره دلايل وجود خدا شكل مي گيرد. در اين ميان شاهد معروفترين استدلال براي اثبات وجود خدا، برهان وجودي است و اين برهاني است كه در جهان جديد هم از سوي متفكران بسياري مورد توجه قرار مي گيرد. اين برهان با نام «برهان وجودي» معروف است و اولين بار به صورت مدون توسط «آنسلم» مطرح مي شود.
برهان آنسلم تعريف لفظ خدا را مبنا قرار مي دهد. آنسلم مي گويد: خدا چيزي است كه بزرگتر از آن متصور نيست و او كمال مطلق است. تا اينجا مشكلي براي فرد براي پذيرش اينكه مفهوم خدا با كمال مطلق عجين است، وجود ندارد. پس شخص ملحد هم اين تعريف را مي پذيرد. حال «آنسلم» مي گويد: فرض كنيد اين مفهوم فقط وجود ذهني داشته باشد و وجود خارجي ندارد، آيا اين بدان معنا نيست كه اين كمال مطلق كه بايد همه ويژگيهاي خوب را داشته باشد، از صفت وجود بي بهره است؟ پس اين وجود ذهني بايد در جهان خارج هم موجود باشد.
اين برهان از زمان «آنسلم» تاكنون موضوع حرف و حديثهاي بسياري بوده است. هم مخالفان آن زيادند و هم موافقان آن. حتي برخي از منطق دانان جديد سعي كرده اند با رويكردهاي جديد منطقي، آن را به اثبات برسانند. بدين جهت، برهاني كه تا همين اواخر به نظر مي رسيد برهاني مرده است، دوباره به صورت جدي مطرح شده است.
7) يكي ديگر از سوء تفاهمها در مورد تفكر و فلسفه قرون وسطي اين است كه اين فلسفه به كلي از مضامين و مسائل عيني و جزيي زندگي دور است و به اندازه اي به مفاهيمي چون «جوهر و عرض»، «ماهيت و وجود» سرگرم است كه فرصت نمي كند زندگي عيني و تعارضهاي موجود در زندگي را به تصوير بكشد. براي رد اين مدعا مي توان نظريه «جنگ عادلانه» توماس آكويناس را جالب توجه يافت. مسأله در اينجا اين است كه در چه شرايطي جنگ كردن اخلاقاً صحيح است؟ و اگر كسي به جنگ برود، از نظر اخلاقي چه حدودي براي نحوه عمليات جنگي وجود دارد؟ مثلاً چه چيزهايي را ممكن است هدف قرار داده يا چه رفتاري را بايد با اسيران انجام دهد؟ اين اخلاق حتي به مسائلي كه در خصومت فردي ميان انسانها برقرار مي گردد، وارد مي شود. به طور مثال، اين اخلاق تصريح مي كند كه ما چه كارهايي را نبايد با دشمنانمان انجام دهيم؟ آيا مجاز هستيم كاري كنيم كه به خانواده دشمنانمان فشاري وارد شود يا نه؟
نظريه جنگ عادلانه، نظريه اي در حد وسط بين دو قطب مخالف است. در يك طرف نظريه صلح طلبان است كه مي گويد، اصولاً چيزي به نام جنگ عادلانه وجود ندارد و هر جنگي بر خلاف اخلاق و زشت است. در قطب ديگر، نظريه كساني قرار دارد كه معتقدند، در اينكه جنگ پديده اي وحشتناك است، حرفي نيست، ولي وقتي كسي وارد جنگ شود ديگر هيچ گونه قاعده اخلاقي وجود ندارد و تنها اصل اخلاقي در اينجا پيروزي است . اما اصحاب سنت جنگ عادلانه مي گويند، هيچ يك از اين دو عقيده درست نيستند. بعضي ارزشها از خود حيات هم ارزش بيشتري دارند و جنگيدن به خاطر اين ارزشها مشروع است، ولي مشروعيت جنگ حدي دارد . در جنگ هم حدودي براي انتخاب هدف وجود دارد و به طور مثال افراد بيگناه نبايد عمداً كشته شوند.

  


مفتي سابق وهابيون: با تأسي به تفكر اهل بيت(ع)، وهابيت را نقد كنيم

 

گروه فرهنگي- زهرا دلپذير: وهابيت فرقه اي انحرافي در اسلام است كه براي نقد و بررسي آن بايد نگاهي جامع از درون و بيرون جامعه وهابي به آن داشت.




دكتر «عصام العماد» مفتي سابق وهابيون و استاد دانشگاههاي عربستان كه بتازگي به تشيع گرويده است، در جمع دانشجويان دانشكده الهيات دانشگاه فردوسي مشهد با بيان اين مطلب، اظهار داشت: با نگاه عميق به وهابيت مي توان به درون آنها نفوذ كرد و يك نقد و بررسي برهاني و استدلالي انجام داد.
وي افزود: اگر بخواهيم از درون به وهابيون نگاهي داشته باشيم، نظرات «محمد سليمان» بهترين مرجع براي ماست، زيرا وي كه استاد و برادر «محمدبن عبدالوهاب» پيشواي وهابيون است، نگرشي دلسوزانه نسبت به برادرش دارد و از روي دشمني در مورد وي چيزي نمي گويد، عبدالوهاب را مجتهد نمي داند. مفتي سابق وهابيون ادامه داد: «محمد سليمان» به طور صريح اعلام كرد اخوي و عزيز دل من به درجه اجتهاد نرسيده و دليل بي ثباتي در تفكراتش نيز همين است.
وي افزود: حتي دوستان صميمي «محمدبن عبدالوهاب» نيز به اين مسأله اذعان كرده اند كه وي اهل مطالعه و تحقيق و مجتهد نبود. وي اضافه كرد: از سوي ديگر، همه كساني كه با آرا و نظرات شيخ سليمان آشنايي دارند، اعتراف كرده اند كه وي از برادرش «محمدبن عبدالوهاب» عالم تر و باتقوا تر بود، بنابراين نظر «شيخ سليمان» در مورد برادرش قابل اعتماد است.
دكتر «العماد» خاطرنشان كرد: «شيخ سليمان» كتابي در رد آراي برادرش «محمدعبدالوهاب» نوشت و از آنجايي كه كاملاً از درون ذهن، شيوه تفكر و استدلال وهابيون آگاهي داشت، توانست صدها نفر را به توحيد اسلامي بازگرداند.
وي گفت: وهابيون تاكنون حداقل  1000 كتاب در تكفير شيعه نوشته اند كه اين كتابها با شمارگان بسيار بالا و به صورت رايگان در بيشتر كشورهاي اسلامي از جمله سودان، يمن، مراكش، مصر و... توزيع مي شود.
وي افزود: در برابر اين هجمه وهابيون كه انگليس و آمريكا هم از آن سوءاستفاده مي كنند، بايد با تدبير رفتار كرد و شيعيان بايد به عنوان پيروان مذهب حقانيت اهل بيت(ع)، با تأسي به ائمه معصومين(ع) ابعاد تفكر وهابيون را موشكافي كرده و آنها را به سوي اسلام راستين هدايت كنند.
دكتر «العماد» مناظره با وهابيون را يكي از راههاي هدايت آنها دانست و گفت: زماني كه شيعه شدم، به مدت يك سال با «شيخ عثمان» رهبر وهابيون مناظره تلفني داشتيم و از آنجا كه با تفكرات و درون وهابيت به خوبي آشنايي دارم، با تأسي به اخلاقيات مكتب اهل بيت(ع) و سعه صدر با وي رفتار مي كردم. حاصل اين مناظره در كتابي منتشر شد و در نتيجه آن صدها نفر شيعه شدند. وي ادامه داد: رشته من حديث شناسي و روايت شناسي است و كتابهاي مختلفي در مورد وهابيت و تشيع تأليف كرده ام كه از جمله آنها مي توان به كتاب «گفتگوي بي ستيز، گامي به سوي تفاهم»، «آينده در قلمرو تشيع» و «ويژگيهاي مذهب تشيع» اشاره كرد.
استاد دانشگاههاي عربستان تصريح كرد: تعداد وهابيون با وجود تبليغات بسياري كه با حمايت كشورهاي استكباري انجام مي دهند رو به كاهش است و هر روز تعداد بيشتري از آنان به مذاهب تشيع يا تسنن گرايش پيدا مي كنند.

  


آيه هاي زندگي ؛ الي الهدي

 

36- پروردگار نزديك و سريع الاجابه
آيه كليدي:
به يقين، پروردگار من نزديك و اجابت كننده است. هود: 61
آيات مرتبط:
و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند، پس] بگو [من همانا نزديكم. بقره: 186
پس من همانا نزديكم و دعاي دعاكننده را به هنگامي كه مرا بخواند، اجابت مي كنم. بقره: 186
همانا رحمت خداوند به نيكوكاران نزديك است. اعراف: 56 
همانا او شنوا و نزديك است. سباء: 50
و از هر چيزي كه از او خواستيد، به شما عطا كرد. ابراهيم: 34 
و ما به او از رگ گردن نزديكتريم. ق: 16
و ما از شما به او نزديكتريم، ولي نمي بينيد. واقعه: 85 
و بدانيد كه خداوند ميان آدمي و قلبش حايل مي شود. انفال: 24 
مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم. مؤمن: 60 
آيا كيست آن كس كه درمانده را هنگامي كه او را مي خواند پاسخ مي دهد و گرفتاري را برطرف مي كند؟ نمل:62

  


دبيركل مجمع جهاني اهل بيت(ع): سياست منهاي اخلاق، تحقق نمي يابد

 

دبيركل مجمع جهاني اهل بيت(ع) با اشاره به اين كه سياست منهاي اخلاق امكان تحقق ندارد، گفت: اگر اخلاق سرلوحه كار سياست



باشد، سياست موفق خواهد بود؛ در غير اين صورت، بي اخلاقي در سياست دير يا زود به شكست منتهي مي شود.
حجةالاسلام محمد حسن اختري در گفتگو با مهر افزود: سياست در زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي يكي از ضرورتهاي اوليه است و اخلاق نيز ضرورت زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي به شمار مي رود. نظام اداره جامعه نيز يكي از همين نظامهاست و سياست صحيح و نظام صحيح را به گردش در مي آورد، لذا جدايي بين سياست و اخلاق قابل تصور نيست.
دبيركل مجمع جهاني اهل بيت(ع) با اشاره به اينكه سياست شيطاني مبتني بر عناصر ضد اخلاقي است، اظهار داشت: ما پيشوايان الهي، پيامبران، امامان و صالحان را جزو سياستگذاران جامعه مي دانيم. در سياست جامعه پيشوايان معصوم سياستمداراني خدايي هستند كه اخلاق به عنوان مايه اصلي و تجسم بخش حقيقي حركت آنهاست و روش، منش و گفتار آنها برگرفته از دستورات خداوند متعال بوده و آن هم مبتني بر احكام و روشهاي اخلاقي است كه در متن دين به عنوان اصل و پايه قرار داده شده است.
حجةالاسلام محمد حسن اختري تصريح كرد: سياست بدون اخلاق امكان تحقق ندارد، سياست صحيح بايد به تمام اصول اخلاقي، روشها و منشأهاي اخلاق اجتماعي و فردي توجه كند تا سياست صحيح شكل گيرد. سياست حقيقي همگام و همراه با اخلاق تعريف مي شود. اخلاق منهاي سياست امكان ندارد و سياست منهاي اخلاق تحقق نمي يابد.

  


مدير عامل كانون هنرمندان خراسان رضوي:
بايد از كليشه نويسي درباره امام رضا(ع) پرهيز كنيم

 

نفس وجود حضرت امام رضا(ع) در زندگي است نه در شهر مشهد، زيرا همه چيز در زيارت و حضور جسمي در حرم مطهر ايشان خلاصه نمي شود، بلكه امام رضا(ع) در زندگي مردم حضور دارند.
هادي مظفري، مديرعامل كانون هنرمندان خراسان رضوي با بيان اين مطلب به تأثير امام رضا(ع) در آثار نويسندگان اشاره كرد و افزود: در كارنامه اكثر نويسندگان ايراني با هر نوع طرز فكر و پيشينه اي، به نظر مي رسد داستاني وجود دارد كه حضور بارگاه امام رضا(ع) را مي توان در آن ديد و شايد بهتر است بگوييم به نوعي حضور امام رضا(ع) در زندگي مردم ايران را در اين آثار مشاهده مي كنيم.
اين داستان نويس مشهدي در ادامه گفت: همه اينها نشان دهنده حضور امام رضا(ع) در زندگي مردم ايران است و موضوع امام رضا(ع) يكي از عوامل اشتراك مردم ايران در آداب و رسوم، بخصوص در فرهنگها و خرده فرهنگهاي مختلف در اين كشور است.
وي همچنين درباره آسيبهايي كه معمولاً در برگزاري جشنواره هاي موضوعي در حوزه ادبيات داستاني وجود دارد، گفت: در چنين جشنواره هايي كه در سالهاي اول با رويكرد موضوعي به سراغ نويسندگان مي روند، معمولاً كليشه ها تبيين مي شود، يعني آنچه در داستانها ديده مي شود گنبد، بارگاه و شفا يافتن در حرم مطهر است، اما وقتي جشنواره مسير اصلي خودش را طي مي كند، با نگاههاي تازه درباره حضور امام رضا(ع) در زندگي مردم مواجه مي شويم و به نوعي نگاههاي كليشه اي اصلاح مي شود و داستان نويس نيز با يك رويكرد نو به سراغ داستانهاي امام رضا(ع) مي رود و اين اتفاقي است كه در سالهاي اخير با تكرار و استمرار اين جشنواره افتاده است.
وي در ادامه گفت: اگر قرار است جشنواره اي را با محوريت امام رضا(ع) در اندازه هاي بين المللي برگزار كنيم و اگر قرار باشد به وسيله اين فعاليت (برگزاري جشنواره داستان نويسي) ارزشها و اعتقادات خودمان را به ساير كشورهاي جهان ارايه كنيم، حتماً بايد اين امر در قالب چارچوبهاي داستان ارايه شود و برگزار كنندگان جشنواره بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه از ورود مقولاتي همچون خاطره نويسي، مقاله، يادداشت و... به حوزه داستان جلوگيري كنند و تا حد ممكن تلاش كنند مانع كليشه نويسي و كارهاي تكراري در حال و هواي زائران بارگاه حضرت رضا(ع) شوند.
مظفري در پايان خاطرنشان كرد: به جاي اينكه داستان امام رضا(ع) را اين گونه تعريف كنيم كه داستاني است كه در حرم امام رضا(ع) اتفاق مي افتد، آثاري را به عنوان داستان امام رضا(ع) مطرح كنيم كه آن حضرت در زندگي تك تك مردمان اين سرزمين حضور داشته باشند.

  


نگاهي به آراي فلسفي «مالبرانش» ؛فلسفه؛ زيستن بر مبناي دين

 

* شيدا اميني

«مالبرانش» معتقد است هر چيزي را كه نيك بدان بينديشي، تو را به سوي خدا هدايت مي كند. اين را مي توان خلاصه فلسفه وي



دانست؛ فلسفه اي كه در واقع چيزي جز زيستن براساس دين نيست. او بر اين نظر است كه جز فعل خدا فعلي نيست و هر آنچه را كه به غير خدا نسبت بدهيم، فريب تخيل انسان را خورده ايم.
انسان درهمه چيز حتي در شناخت اشياي مادي نيز با خدا در ارتباط است و عشق به خود نيز در نهايت آدمي را به عشق به خدا رهنمون مي سازد. اين گونه انديشه ها، زمينه اصلي انديشه مالبرانش در نظام فلسفي اوست.
به اعتقاد وي، حقيقت غيرمخلوق و نامتناهي است و انسان چون به درون خود نظر افكند، جز سياهي چيزي را نمي بيند و هر آنچه بعد نيست، خارج از محدوده فهم انساني است. وي جز تصور بعد و تصور عدد، تصور ديگري را درست نمي داند كه به اندازه لازم فهم روشني داشته باشد كه بتوان با آن استدلال نمود و نفس نيز چون متناهي است، قابليت اينكه صفات نامتناهي را بشناسد، ندارد. از اين رو، بناي امر را بر اصل ايمان مي گذارد و آن را بنيان استواري مي داند كه مي توان با آن حقايق الهي را كشف كرد. از اين رو، مي توان تعاليم مالبرانش را به دو قسمت تقسيم كرد؛ يكسري تعاليمي كه با الهام گرفتن از اصول جزمي ايماني، به دنبال فهم تدبير الهي حاكم بر طبيعت است و يا فيزيك و رياضيات است كه اين برعهده دانشمندان قرار دارد. وي در برابر انتقاد متألهاني كه به بها دادن بيش از حد عقل به وي ايراد گرفته اند، پاسخ مي دهد اين به دليل دعايي است كه به عقيده مسيحيان، پسر خدا در حق دانشمند مي كند و دانشمند با روشن كردن ذهن خود به نور حقيقت الهي، به واقعيت دست يابد. از اين رو روشهايي كه خداوند در آفرينش به كار مي گيرد، با روشهايي كه انسان به كمك آنها به شناخت طبيعت مي رسد، تفاوتي نمي كند.
مالبرانش بر اين نظر است كه مشيت الهي بر اين قرار گرفته است كه به خاطر گناهي كه انسان مرتكب شده است و به خاطر كمك و نجات وي، خداوند در قالب عيسي مسيح بر جهانيان فرود آيد. از سوي ديگر وي تجسد پسر خدا را مستقل از رهايي انسان مي داند و از سوي ديگر، معجزه نيز جزوي از نظام اشيا و آن نيز از فيوضات الهي است. به هر حال، طبق نظريات مالبرانش، مي توان گفت، وي معتقد است روح بيانات دكارت را در گفتار خود بدمد و الهيات را با فيزيك در هم مي آميزد. مالبرانش در بررسي نفس، تحت تأثير اعتقاد به گناه نخستين انسان است و او از انسان قبل از گناه و انسان بعد از گناه نام مي برد. وي غلبه جسم را ناشي از گناه مي داند و با اين همه بر اين نظر است كه گناه تغييري در نظام امور پديد نياورده است. مالبرانش سعي مي كند ثابت كند بي نظمي به دليل قوانين كلي است كه وجود دارد و به دليل گناه نخستين انسان نيست، همچنان كه تغيير رفتار خدا به دليل اين گناه اوليه نيست.
مالبرانش دو قوه در نفس را كه مستقل از هر گونه ارتباط با جسم است در نظر مي گيرد؛ يكي «فاهمه» و ديگري «خواهش» كه از آن به عنوان حركت طبيعي نفس نام مي برد و نسبت فاهمه به نفس را مانند رابطه حركت نسبت به جسم مي داند. وي بر اين نظر است كه هيچ فهمي نيست كه با صورتهاي ذهني ناشي از حواس و خواهشي نيز وجود ندارد كه با انفعالها همراه نباشد. وي خواهشها را در همه افراد يكسان مي داند، در حالي كه احساسات بر حسب افراد بسيار متفاوت است. وي مبنايي را در نظر مي گيرد كه در آن پيش از هبوط انسان، صورت ذهني هميشه با انسان بوده است و انسان مي توانسته توجه خود را به دلخواه خود هدايت نمايد و از احساساتي كه براي او بيهوده و يا زيان آور بوده است، خودداري كند. از اين رو، گناه اتحاد نفس و جسم اتحاد را به متابعت تغيير مي دهد.
«مالبرانش» بيان مي دارد كه انسان در رابطه با چيزهاي مادي از حواس خود پيروي مي كند و به خطا بر اين نظر است كه حواسش به او كيفيت واقعي چيزها را مي نماياند، در حالي كه غافل از اين مسأله است كه حواس تنها چيزهايي را كه با بدن نسبت دارد، بيان مي دارد و خواهش نيز به دليل گناه نخستين، اساس همه خطاهايي است كه انسان مرتكب مي شود.
از ديدگاه مالبرانش، خواهش اراده و نفس همگي يكي هستند و حركت نفس را نمي توان به وضوح از طريق تصور روشن و متمايز دريافت، اما مي توان بيان نمود كه چون خداوند غايت خويش است، امكان ندارد نفس را جز به سوي خير هدايت نمايد. مالبرانش عشق به خدا را مستلزم عشق به خود مي داند و اين گفته مدعيان را كه عشق الهي، عشق انسان به خويش را طرد مي كند، رد مي نمايد.
وي معتقد است به اين دليل كه خدا به انسان حركت داده است كه او را به سوي خير كلي رهنمون شود، همواره مي تواند از خيرهاي جزئي كه فاهمه به وي عرضه مي دارد فراتر برود، اما اگر آدمي اراده اش را به خير جزيي متوجه سازد، اين عشق حقيقي جاي خود را به خود خواهي و نفس پرستي مي دهد. آنچه «مالبرانش» در فلسفه اش بيان مي دارد، حاوي چنين نگرشي به طبيعت انساني است. از ديد وي، عمل انسان زماني شايسته خواهد بود كه از روي عشق به نظم و مبتني بر مشاهده كمال صورت گرفته باشد، در حالي كه اين عشق در همه انسانها حتي در انسانهاي گناهكار هم وجود دارد. اما اين فساد ناشي از خواسته هاي انساني است كه مشاهده نظم رابراي وي دشوار مي كند وتنها از طريق تأمل دروني با اين فساد مي توان مبارزه نمود.
مالبرانش فضايل چهارگانه ( عدالت، شجاعت، احتياط و اعتدال) را به عنوان نيروي روح نام مي برد و معتقد است آزادي يعني اينكه روح هر زمان كه در خود فرو مي رود، به احكام جهان گوش فرا دهد تا بداند آيا حقيقت درون وي هم هم آواز با آن احكام جهان است يا خير؟
وي بر اين اعتقاد اصرار دارد كه تلاشي كه اراده به كار مي برد، بدون تأمل در نظم كاري غير ممكن است؛ همان گونه كه فاهمه بدون روش در علوم كاري عبث و بيهوده است.

  


حضور مردم در جشنواره امام رضا(ع) بايد پررنگ باشد

 

دبير پنجمين جشنواره فرهنگي و هنري امام رضا(ع) گفت: بايد با تقسيم بندي و ارايه فضا به اقشار مختلف مردم در جشنواره امام رضا(ع)، حضور آنان را در جشنواره پررنگ تر كنيم.
سيد جواد جعفري افزود: هر جشنواره كه برگزار مي شود، بايد با دعوت از فعالان فرهنگي، علمي، اصناف، دانشجويان و... سهمي را به عموم مردم اختصاص دهد تا شاهد حضور چشمگير هم ميهنان خود در جشنواره باشيم.
وي با تأكيد بر نگاه ويژه مسؤولان دبيرخانه هاي استان بر كيفيت جشنواره، اظهار داشت: ما به كميت نمي انديشيم و بيش از گذشته بر ارتقاي كيفيت جشنواره ها تأكيد داريم، اين مهم مورد تأكيد وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز هست.
جعفري با اشاره به تأمين منابع علمي و تحقيقاتي در خصوص امام رضا(ع) گفت: در خصوص زندگي، سيره و شخصيت امام رضا(ع) به منابع معتبر نياز داريم و مسؤولان سعي كنند با ايجاد كتابخانه هاي تخصصي به اين مهم بپردازند.
وي بر همكاري همه نهادهاي فرهنگي و اجرايي در جشنواره تأكيد كرد و افزود: همه استانها بايد سعي كنند از ظرفيت فرهنگي آستان قدس رضوي، حوزه هاي علميه، دانشگاه ها، مراكز علمي، اوقاف و امور خيريه، شهرداريها و... در برگزاري جشنواره ها استفاده كنند.
دبير جشنواره امام رضا(ع) با تأكيد بر اينكه هدف جشنواره امام رضا(ع) ارتقا، عمق بخشيدن و گسترش بصيرت ديني است، بيان كرد: در ديدار با برخي از مراجع عظام همه بدون استثنا برگزاري اين جشنواره را مورد تأييد قرار داده اند.
وي با اشاره به اينكه حدود 4000 نفر در برگزاري اين جشنواره سهيم هستند، گفت: در هر استان و هر برنامه حدود 200 نفر عوامل اجرايي در قالب گروه هاي مختلف مشغول فعاليت هستند.
وي ارزيابي دبيرخانه جشنواره فرهنگي و هنري امام رضا(ع) را از نحوه عملكرد استانها مثبت عنوان كرد و گفت: در عين حال عملكرد بعضي از استانها برجستگيهاي خاصي دارد كه نشانگر تلاشهاي ويژه آنهاست.

  


استاد دانشگاه واشنگتن: نگاه اهل بيت(ع) به «صلح» بسيار تأثيرگذار است

 

سمينار علمي صلح و دين، با حضور جمعي از پژوهشگران و استادان حوزه و دانشگاه و تعدادي از اساتيد مسلمان دانشگاههاي جهان برگزار شد. به گزارش رسا، محمد ابونيمر، استاد دانشگاه واشنگتن در اين همايش به تبيين اهميت موضوع صلح در اسلام و عملكرد مدرسه اسلام در آمريكا پرداخت و گفت: مدرسه اسلام با تلاش جمعي از مسلمانان آمريكايي پيرامون ترويج صلح و عدالت و گفتگو ميان اديان راه اندازي شد. اين افراد با حضور در مؤسسات مختلف و كشورهاي جهان اسلام در تلاشند از تجربه مسلمانان به ويژه ايرانيان در حوزه هاي ترويج صلح و همچنين گفتگو ميان اديان و از ميان بردن نگاه منفي جهان نسبت به مسلمانان و اسلام درباره خشونت بهره ببرند.
استاد دانشگاه واشنگتن افزود: اميدواريم در بازگشت به ايالات متحده آمريكا حامل پيام صلح و عدالتي باشيم كه از مسلمانان به ويژه ايرانيان آموخته ايم.
وي نگاه اهل بيت(ع) به مسأله صلح را بسيار تأثيرگذار دانست و تصريح كرد: احاديث و آيات فراواني پيرامون صلح و عدالت در اسلام وجود دارد كه با بهره برداري از اين مفاهيم بسياري از منازعات ميان مسلمانان از ميان خواهد رفت و چهره واقعي اسلام به جهانيان شناسانده خواهد شد.
محمد ابونيمر خاطرنشان كرد: پژوهشگران، نويسندگان و محققان مسلمان بايد با توجه به احاديث و آيات قرآني دست به انتشار آثاري بزنند كه مؤيد صلح از نظر اسلام ناب باشد.
وي گفت: متأسفانه بسياري از مردم جهان با توجه به منازعات و خشونتها و جنگ ميان مسلمانان بر اين باورند كه اسلام نمي تواند دين صلح باشد و وظيفه پژوهشگران آن است كه معرف اسلامي حقيقي و واقعي به جهان باشند و براي از بين بردن تعارضها و اختلافها تلاش نمايند.

  


رونمايي از نخستين نسخه ديجيتالي جامع الاحاديث اهل بيت(ع)

 

مراسم رونمايي از نرم افزار گنجينه نور، آخرين دستاورد مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي در قم برگزار شد.
به گزارش مركز خبر حوزه، اين نرم افزار اولين نسخه ديجيتالي جامع الاحاديث اهل بيت(ع) با ترجمه فارسي است كه در آن متن و ترجمه كامل 233 كتاب در  381  جلد از منابع روايي مانند اخلاق، تاريخ، تفسير، دعا، طب، عقايد و فقه آمده است.
متن و ترجمه كتابهاي روايي همچون بحارالانوار، اصول و روضه كافي، من لايحضر الفقيه، ارشاد و امالي شيخ مفيد، خصال و امالي شيخ صدوق، تحف العقول، لهوف، ثواب الاعمال، توحيد مفضل، مكارم الاخلاق، غيبت نعماني و كمال الدين در اين نرم افزار ارايه شده است.
رئيس مؤسسه علمي فرهنگي دارالحديث در مراسم رونمايي اين نرم افزار گفت: امكاناتي كه امروز در اختيار محققان و مؤسسات حوزوي قرار گرفته است، مسؤوليت آنها را بيشتر مي كند. حجة الاسلام والمسلمين ري شهري، با بيان اينكه پيوند قرآن و معارف اهل بيت(ع) انسان را به كمال نزديكتر مي كند گفت: بايد از تمام امكانات خود براي معرفي معارف قرآن و اهل بيت(ع) به جهانيان بهره ببريم.
نماينده ولي فقيه در امور حج با تقدير از تلاشهاي انجام گرفته براي توليد نرم افزارهاي علوم اسلامي افزود: امروز نيازمند نرم افزار جامع علوم اسلامي هستيم كه شامل همه كتب اصلي رشته هاي اصلي علوم اسلامي مانند تفسير، كلام، رجال، تاريخ و سيره، ادبيات، حديث، فقه، فلسفه و عرفان باشد. رئيس مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي هم در اين مراسم گفت: اگر چه در زمينه ديجيتالي كردن محتواهاي ملي و ديني در حال پيشرفت هستيم، اما توليد اطلاعات در كشور به دليل مشكلات ساختاري كه جامعه اطلاعاتي دارد، از سرعت بالايي برخوردار نيست.
شهرياري افزود: با توجه به سند چشم انداز 20 ساله كشور در فرايند شكل گيري جامعه اطلاعاتي، بايد سرمايه گذاري جدي و كلان داشته باشيم.

  


وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامي: بودجه فعاليتهاي قرآني سال آينده افزايش مي يابد

 

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به افزايش10  برابري بودجه قرآني سال جاري نسبت به دو سال گذشته، اظهار اميدواري كرد، تا سال آينده نيز در بودجه اين بخش، افزايش قابل توجهي صورت گيرد.
محمد حسين صفار هرندي در چهارمين مجمع عمومي سالانه اتحاديه تشكلهاي قرآني سراسر كشور افزود : نويد افزايش بودجه وزارتخانه داده شده است و حتماً بخشي از اين بودجه در حدي كه بشارتي براي اهالي قرآن باشد، در اين حوزه هزينه خواهد شد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي حمايت از بخش غيردولتي فعاليتهاي قرآني را مورد تأكيد قرار داد و گفت : از تصدي گري پرهيز مي شود و به هيچ وجه نيز نمي خواهيم چنين شود.
«صفار هرندي» اظهار داشت : با نظاماتي كه تدوين شده تلاش مي شود تا بودجه پيش بيني شده در جايي كه بيشترين اثر بخشي را داشته باشد، هزينه شود.
وي همچنين حمايت از تكميل طرحهاي كوچك عمراني مراكز ديني و قرآني و تجهيز تشكلهاي قرآني را خاطر نشان كرد و گفت :   15 درصد از كل بودجه قرآني براي تأمين تجهيز و لوازم تشكلهاي قرآني پيش بيني شده است.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي افزود: براي نخستين بار براي تكميل طرحهاي عمراني كوچك كانونهاي ديني و قرآني كه 50  درصد عمليات ساخت آن توسط مردم انجام شده باشد، كمك مي شود.
«صفار هرندي» افزود : آيين نامه تكميل اين نوع طرحها تدوين شده و  10  درصد از بودجه عمراني وزارتخانه براي تكميل اين قبيل طرحها البته فعلاً در شهرهاي كوچك به طور مشترك در بخشهاي فرهنگي و قرآني هزينه مي شود.

  


حسين كلباسي: بسياري از دقايق حكمي-فلسفي ما ناگفته و پنهانند

 

حسين كلباسي بر تحول و گسترش فلسفه پس از انقلاب تأكيد كرد.




به گزارش ايسنا، عضو گروه غرب شناسي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي درباره  وضعيت فلسفه در ايران و جايگاه تفكر فلسفي گفت: وضعيت فلسفه به لحاظ كمي و كيفي در سه دهه  اخير، مسلماً متحول  شده و گسترش يافته ارزيابي مي شود و اين گسترش را نه فقط در حوزه هاي آموزشي، بلكه به لحاظ پژوهشي هم مي بينيم.
اين استاد فلسفه تأكيد كرد: در حوزه هاي فلسفه، حكمت اسلامي، فلسفه  غرب، تاريخ فلسفه و گرايشهاي متعلق به اين حوزه، گسترش و توسعه يافتگي كاملاً مشهود و قابل لمس است.
كلباسي همچنين يادآور شد: با نگاهي به سنت و ميراث حكمي - فلسفي خودمان مي بينيم در بسياري از مقاطع، دقايق حكمي - فلسفي ما هنوز ناگفته و پنهان اند و هنوز حكمت و فلسفه  اسلامي آن گونه كه بايد، قدرت و فعليت خودش را نشان نداده است.
اين پژوهشگر فلسفه، اشتياق به  وجود آمده را در حوزه  فلسفه، معلول وضعي تاريخي دانست و گفت: ما بعد از انقلاب با پديده  غرب، نه به لحاظ سياسي و ظاهري، بلكه به جهات فلسفي و ماهيتي مواجه شديم و اين  كه ما به سراغ فلسفه هاي غرب رفتيم، نشان مي دهد، بسيار كنجكاو بوديم و اين كه ما از پديده  غرب اقتباس كنيم و مانند آنها شويم يا نشويم، فرع بر اين اصل كنجكاوي مان است. اين اتفاق بسيار ميموني است؛ به اين معنا كه شايد در حوزه  بيرون از تمدن غربي هيچ ملتي به اندازه  ملت ايران به كشف مبادي نظري پديده  غرب علاقه مند و مشتاق نبوده است.
اين پژوهشگر، فلسفه فرهنگي كه خودش را مستغني از ديگران بداند، راكد و بي فايده دانست و افزود: فرهنگي كه احساس نو شدن، غني شدن و پاسخ گفتن به نياز مخاطب را بيش از پيش احساس كند، فرهنگ زنده و پويايي است.
او از محاوره  دائم به عنوان روح تفكر فلسفي ياد و تصريح كرد: به زعم من، درباره  فلسفه بيش از تعداد آ ثار فلسفي، روح تفكر فلسفي اهميت دارد. اگر روح تفكر فلسفي انتقال پيدا كند، مي تواند پشتوانه  فرهنگ باشد.
وي افزود: به زعم من، در تفكر ملاصدرا، فارابي، سبزواري، شيخ شهاب الدين سهروردي و تا كنون، آنچه مي خوانيم، بدون مبالغه همين روح گرفتن و دادن است؛ همين محاوره  دائم فلسفي است. فيلسوف در اولين گام خود احساس مي كند به ديگر فيلسوفان و ديگر فرهنگها بي نياز نيست.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com