تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-11-05
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 14آبان ماه 1386


گزارشي از گراميداشت ياد قيصر امين پور در دانشگاه تهران ؛ مثل شهابي شتابنده گذشت

 

مراسم يادبود قيصر امين پور در مسجد دانشگاه تهران برگزار شد.




در مراسم يابود اين شاعر و استاد دانشگاه كه از طرف دانشكده  ادبيات و علوم انساني و گروه ادبيات دانشگاه تهران برگزار شده بود، متن پيام تقي پورنامداريان خوانده شد.
همكار پورنامداريان در دانشگاه تربيت معلم با عرض تسليت از طرف دانشجويان و استادان اين دانشگاه به خانواده  امين پور و استادان دانشگاه تهران، متن پيام پورنامداريان را خواند، كه در آن آمده بود: جريان عادي امور را قرار بر آن است كه شاگرد درباره  معلمي درگذشته سخن گويد؛ اما برخلاف عادت، امروز معلمي اين جا ايستاده تا درباره  شاگردي از دست رفته سخن گويد؛ شاگردي كه در علم،  ذوق و هنر از معلم خود بسيار پيش بود. اين هم از بازيهاي روزگار است تا با خروج از مدار عادت خود، از آنان كه از او غفلت كرده اند، انتقام بگيرد.
استاد دانشگاه تربيت معلم از امين پور به عنوان شاعري بزرگ، محققي توانا و آزادمردي سخت باصفا ياد كرده و افزوده بود:  در انجمن فرهنگ و هنر اكنون صندلي او خالي  است. او يك تن بود كه رفت؛ اما از هزاران تني كه مي آيند، نمي دانم آيا كسي هست كه جاي خالي او را پر كند؟ دريغا كه مرگ تصوير چهره  او را در اذهان دوستدارانش بسيار زودتر از آن كه مي رفت، تثبيت كرد و نيز عروج روحي در تكامل شعر او را كه تا وصول به خط  الرأس چند گام بيشتر فاصله نداشت.
اين منتقد ادبي تصريح كرده بود: جاي بسيار دريغ است كه ديگر او نيست تا روزگار بر او بگذرد و ما تصوير شعر و چهره  او را در گونه گوني تغيير و تحول ببينيم.
او همچنين از كتاب «سنت و نوآوري در شعر معاصر» به عنوان كتابي خواندني و اثري تحقيقي ياد كرده و نوشته بود: اين اثر در مواردي بسيار بديع و تأمل انگيز است. نثر كتاب دل پذير به وسعت نگاه قابل ملاحظه و استنباط  هاي گاه گاه بكر او سخت دل آويز است.
پورنامداريان خاطرنشان كرده بود: اما شعر او آينه  تصوير حقيقي او و زندگي ما از نگاه اوست. شعر امين پور در «تنفس صبح» انقلاب زاده شد و غبارآلوده از جنگ از «كوچه آفتاب» كه گاه هوايش را ابر اختلاف و ترديد مكدر مي كرد، به تأمل و جستجوي حقيقت برآمد؛ حقيقتي كه عقل و انديشه به تنهايي قادر به وصول آن نبود و عشق و شوريدگي ديگري طلب مي كرد، تا از برخورد عقل و جنون جرقه هايي از حقيقت پديد آيد و فضاي تاريك و پوشيده را روشن كند. در شعرهاي قيصر آن جا كه تأمل و ترديد و عشق و شوريدگي جاي هيجان هاي عاطفي مهارناپذير جواني را گرفته است، برق گاه گاه اين جرقه ها را از خلال تصويرهاي ساده و شگفتي آور زبان و زندگي در «آينه هاي ناگهان» مي بينيم كه در «گلها همه آفتابگردانند» و «دستور زبان عشق» بيشتر مي شود.
اين پژوهشگر در پايان يادآور شده بود: دريغا بيش از آن كه آسمان شعر او جرقه باران شود، او خود، مثل شهابي سوزان و شتابنده گذشت. شعر او در مرز ميان عادت و خروج از عادت به تعادلي دل انگيز در زبان و بيان و مضمون رسيده بود؛ تعادلي كه راز زيبايي آن هم از دسترس بي حجابي ابتذال به دور بود و هم از دسترس در حجاب بودگي شاهدي كه گويي از آشكار شدن خود هراس داشت. فاصله  ميان آمدن و رفتن قيصر اگرچه زمانش كوتاه بود، اما مسافتش چندان عظيم بود كه جز با همتي بلند و ايماني استوار پيمودني نبود. اي كاش روزگار كه در رنج افزايي او هيچ مضايقه نمي كرد، اين همه زود فرصت تحقيق و بودن و سرودن را از او نمي گرفت، تا لذت مغتنم حضور او زندگي ما را شاد و صادقانه كند و ذوق و صداقت و آزادگي را به شاگردان بياموزد. بعد از آن تصادف شوم هرگاه فرصت ديداري با او دست مي داد، احساس مي كردم درگير تلاش خستگي ناپذير براي رسيدن به فرصتي بود كه از پيش او باشتاب مي گريخت و او خود شاهد اميدي بود كه هر روز پژمرده تر مي شد.
همچنين نوشته اي از مصطفي موسوي - استاد دانشگاه تهران - توسط يكي از دانشجويان خوانده شد، كه با اشاره به اولين ديدار خود با قيصر امين پور در 18 سال پيش، نوشته بود: از همان اولين برخورد آن چنان صميمي بود كه گويي سالياني است با هم  آشناييم. پيشتر او را در «كوچه  آفتاب» ديده بودم و شعرش به دلم نشسته بود. زلالي و صفاي هميشگي جاذبه  خاصي به شخصيتش داده بود و همنشيني با او را خواستني تر مي كرد. در ميان جمع، حواسش به همه چيز بود. اگر از كسي يا رفتاري دلگير مي شد، خيلي سخت مي شد ناراحتي اش را فهميد. خيلي مواظب بود كسي از حرفهايش ناراحت نشود؛ حتي در موضوعات علمي و ادبي، داوريهايش صورت پيشنهاد و پرسش داشت.
موسوي ضمن اشاره به سانحه  تصادف قيصر امين پور، در پايان خاطرنشان كرده بود: آخرين باري كه ديدمش، خيلي اميدوار بود. مي گفت بايد آماده  عمل پيوند كليه شود. اميدوار بود؛ ولي خستگي در چشمانش موج مي زد. دوا و درمان و مراجعات مكرر با برنامه و بي برنامه به بيمارستان امانش را بريده بود. بايد مي فهميدم كه سر رفتن دارد؛ ولي نفهميدم و وقتي خبر را شنيدم، معني كلمات را نمي فهميدم. آري قيصر رفته بود. رها شده بود. ديگر دردي نداشت. به پيوند اصلي رسيده بود. او ديگر به آرامش رسيده بود.
به گزارش ايسنا، روح ا... هادي - استاد دانشگاه تهران - هم كه اجراي مراسم را به عهده داشت، درباره  امين پور گفت: به گواه همه  كساني كه لحظاتي اندك او را ديده بودند، اين شخصيت چنان دل پذيري داشت كه همه را بي اختيار مفتون خود مي كرد و وقتي به او نگاه مي كردم، شخصيت سياوش را برايم تداعي مي كرد و اين موهبت بسيار دوست داشتن را با خود از آن جهان آورده بود.
وي با بيان خاطره اي از كلاسهاي دوره  دكتري با قيصر امين پور، تصريح كرد: آن چه كه قيصر مي پرسيد، براي همگان قابل توجه بود و خداوند اين استعداد را با دقت، نكته سنجي و پشتكار همراه كرد و فرهيختگي در ساحت دانشگاه نيز مديون نكته سنجيها، دقت و پشتكار قيصر بود. در كنار اين استعداد، خداوند او را به زيور ذوق نيز آراسته بود. قيصر لحظاتي كه با انسان حرف مي زد، شاعرانه سخن مي گفت و همواره حرف طبيعي او نيز شعر به نظر مي رسيد.
وي در ادامه از شعر امين پور به عنوان نشان شخصيت او ياد كرد و در پايان افزود: قيصر هما ن طور كه بزرگتر شده بود، در علم، تجربه و دانش نيز فزوني گرفته بود و از سنين جواني پا به ميانسالي گذاشته بود و نتيجه  تحول او را مي توان در آثارش ديد. در وجود قيصر، سكوت و وقار، همه را به تعظيم وامي داشت.
در اين مراسم كه با تلاوت آيات قرآن كريم آغاز شد، حسام الدين سراج بخشهايي از «ني نامه» قيصر امين پور را به صورت آواز خواند. يكي از شاگردان امين پور نيز شعري را در سوگ استاد خود خواند.
در اين مراسم، محمد رضا شفيعي كدكني، جليل تجليل، علي محمد حق شناس، اسماعيل حاكمي، محمدعلي آذرشب، محمد رضا تركي، علي شيخ الاسلامي، تهمورث ساجدي، اميرمحمود انوار و آية ا... عميد زنجاني از دانشگاه تهران حضور داشتند.
همچنين از دانشگاه علامه طباطبايي، محمدحسن حسن زاده نيري، اسماعيل تاج بخش، محمدحسن حائري، مجتبي منشي زاده، سعيد واعظ، نعمت ا... ايران زاده و عباسعلي وفايي از شركت كنندگان در مراسم بودند.
از ديگر چهره هاي حاضر در جمع نيز به محمد رضا سنگري، قاسمعلي فراست، خليل عمراني، سهيل محمودي، ساعد باقري، محمد رضا عبدالملكيان، احمد جلالي، ناصر فيض، بيوك ملكي، اسماعيل اميني، علي داوودي، محمدرضا تقي دخت، علي اصغر محمدخاني، محمدسعيد ميرزايي، فاطمه راكعي، علي انساني، سهراب هادي، حجة  الاسلام سيد محمد حسن ابوترابي فرد، هادي خانيكي، علي حكمت، غلامرضا ظريفيان، مصطفي تاج زاده و سيد محمود دعايي مي توان اشاره كرد.

  


به بهانه برگزاري جشنواره چهاردهم تئاتر كودك و نوجوان ؛ آينده روي صحنه تئاتر

 

* مهدي نصيري

«تئاتر»، به عنوان هنري ديرينه و تأثيرگذار يك ابزار مهم فرهنگي است كه با نهادينه شدن به عنوان يك ضرورت مهم اجتماعي مي تواند به يك پديده جريان ساز تبديل شود.




اين پديده هنري بدون شك بهترين وسيله انتقال انديشه و تفكر است كه به طور مستقيم با مخاطبش ارتباط برقرار مي كند و به همين دليل تأثير آن عميق تر و ماندگارتر است.
اما چگونه مي توان اين هنر مهم را در جامعه نهادينه كرد و نياز به آن را در جامعه و عموم مخاطبان به عنوان يك ضرورت مهم به وجود آورد؟
بدون شك بهترين و مهمترين راه رسيدن به چنين هدفي عرضه و ايجاد «شناخت» در مخاطبان كودك و نوجوان است. چنانچه تئاتر در برنامه فرهنگي كودكان و نوجوانان به عنوان يك ضرورت جدي مطرح و گنجانده شود، طبيعتاً مي توان انتظار داشت تقاضا و نياز به آن نيز در آينده از سوي جامعه مطرح شده و مورد توجه قرار گيرد.
تئاتر كودك و اصلاً توجه هنر به حوزه كودك و نوجوان در اواسط دهه 60 و در بحبوحه دوران جنگ تحميلي با روندي رو به رشد همراه بود. توجه به موضوعات مربوط به كودك و نوجوان در اين سالها چه در سينما و تلويزيون و چه در تئاتر بيش از هر دوران ديگري ديده مي شد و هنرمندان زيادي در حوزه هاي مختلف هنري، اين شكل از كار را در محدوده هاي وسيع مورد توجه قرار داده بودند.
اما طي چند سال اخير و بويژه با گرايش شديد سينما، تلويزيون و تئاتر به سمت موضوعات اجتماعي توجه به موضوعات مربوط به كودك و نوجوان با كاهش قابل توجهي همراه شد. بويژه در گستره تئاتر، بسياري از اجراهاي معمول تئاتر كودك از برنامه اجراها حذف شدند. توليد متون نمايشي مربوط به اين حوزه با كاهشي چشمگير رو به رو شد و اصلاً تئاتر كودك از متن اجراهاي نمايشي به حاشيه كشيده شد و تئاتر ايران مهمترين مخاطبانش را با بي توجهي كنار گذاشت.
حتي جشنواره تئاتر كودك و نوجوان نيز در بحبوحه اين روند نزولي، دو سال با مشكل برگزاري مواجه شد و نتوانست ويترين آثار نمايشي كودك و نوجوان را به نمايش بگذارد.
دليل آن هم كاملاً مشخص بود؛ توليدات حوزه تئاتر كودك و نوجوان به كمترين حد ممكن رسيده و توجه به اين حوزه به صفر نزديك شده بود.
سال گذشته جشنواره تئاتر كودك و نوجوان، سيزدهمين دوره برگزاري اش را با رويكردي متفاوت به تئاتر كودك از سرگرفت و در پايان برگزاري آن مصطفي رحماندوست (دبير جشنواره) اظهار اميدواري كرده بود روزي برسد كه بچه ها با پول توجيبيشان عهده دار اداره تئاتر كودك و نوجوان باشند و اين رشته هنري به حمايت دولت نياز نداشته باشد.
اما در فاصله برگزاري جشنواره سيزدهم و چهاردهم اتفاقهاي زيادي در محدوده تئاتر كودك و نوجوان رخ داد. طي يك سال، آمار اجراي آثار اين حوزه به نسبت سال قبل افزايش زيادي پيدا كرد. سالنهاي مختلف شهر تهران از تالار هنر (كه ويژه آثار عروسكي و تئاتر كودك است) گرفته تا فرهنگسراهاي تهران، خانه هنرمندان، سالنهاي نمايشي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، تعداد قابل توجهي از آثار مربوط به كودك و نوجوان را بر روي صحنه داشتند و پس از چندين سال توانستند روح تازه اي به كالبد بيمار تئاتر كودك و نوجوان بدمند.
بر همين اساس به نظر مي رسيد چهاردهمين جشنواره تئاتر كودك و نوجوان نيز ويترين پر رنگ تر و چشمگيري از آثار نمايشي كودك و نوجوان باشد.
در اين دوره از جشنواره سراسري تئاتر كودك و نوجوان، در مجموع فيلم 210 نمايش (انتخاب بر اساس فيلم نمايش ها؟!) به دبيرخانه جشنواره ارسال شدند كه هيأت بازبيني جشنواره - متشكل از عليرضا خمسه، داوود كيانيان و سيد حسين فدايي حسين - از اين ميان 35 «فيلم ؟!» را برگزيدند و هيأت انتخاب نيز 12 نمايش (فيلم!) را براي شركت در بخش مسابقه جشنواره انتخاب كردند.
از ميان 12 نمايش شركت كننده در جشنواره، هفت گروه از تهران و 5 گروه از استانهاي اردبيل، اراك، اصفهان و قم به اجراي آثارشان پرداختند و چهار نمايش به كارگرداني «حسن دادشكر»، «جواد ذوالفقاري»، «رضا فياضي» و «سيمين اميريان» در بخش ويژه كارهاي حرفه اي نيز اجرا داشتند.
اما اتفاق مهم ديگري كه در اين جشنواره افتاد حضور چند گروه خارجي در ميان گروههاي حاضر در جشنواره بود. اين آثار كه از كشورهاي آلمان، يونان و يك ورك شاپ از آمريكا بودند، در چهاردهمين دوره جشن نمايشهاي كودك و نوجوان فرصت مناسبي را براي ارتباط و انتقال تجربيات گروههاي داخل كشور با گروههاي خارجي فراهم كرده بودند. البته افزايش گروههاي خارجي و فراهم آوردن گستره وسيع تر براي ارتباط هنرمندان داخل و خارج از كشور مي توانست نتايج بهتري را براي تئاتر كودك و نوجوان و هنرمندان تئاتر كودك ما به دنبال داشته باشد كه هنرمندان و مسؤولان برگزاري جشنواره اظهار اميدواري كردند كه اين اتفاق در سالهاي آينده و دوره هاي بعدي جشنواره رخ دهد.
«كاترينا آلكساكي» كارگردان يوناني حاضر در چهاردهمين جشنواره سراسري تئاتر كودك و نوجوان يكي از هنرمندان خارجي است كه حضور در اصفهان و ارتباط با هنرمندان ايراني تئاتر كودك و ... را تجربه مفيد و مثبت ارزيابي مي كند. «آلكساكي» كه نمايش «چترهاي من» را به جشنواره آورده است، تئاتر را به عنوان يكي از عوامل مهم در رشد شخصيت كودك مورد اشاره قرار مي دهد و مي گويد: «كودك با تماشاي نمايش رشد مي كند و درك بهتري از زندگي پيدا مي كند، زيرا هنرمند تئاتر، گوشه اي از زندگي را در چند متري وي به نمايش مي گذارد.»
وي مي افزايد: «تماشاي تئاتر به كودك اين امكان را مي دهد كه قدرت بيان خود را تقويت كند و در مورد پديده هايي كه تماشا كرده براي ديگران توضيح دهد و نظر خود را بيان دارد. كودك در اثر تماشاي تئاترهاي متعدد در مورد پيام ها و موضوعات مختلف مطرح شده در آنها به تفكر مي پردازد.»
اين كارگردان يوناني، تأثيرگذاري تئاتر را نسبت به ساير رسانه ها بيشتر دانسته و مي افزايد: «زبان تئاتر با زبان ساير هنرها متفاوت است، زيرا به خاطر اجراي زنده، تماشاگر بازيگر را حس مي كند و به آن علاقه مند مي شود.»
منوچهر اكبرلو با اشاره به جشنواره تئاتر كودك و نوجوان به عنوان يك اتفاق مهم و فرخنده، به غفلتها و كاستي هاي موجود در اين محدوده اشاره مي كند و مي گويد: «جشنواره به عنوان يك اتفاق خوب و ارزشمند به مديران و هنرمندان تذكر مي دهد كه نسبت به بخش مهمي از تئاتر، يعني تئاتر كودك و نوجوان غفلت كرده ايم.»
وي مي گويد: «اگر جشنواره تداوم داشته باشد يعني حلقه اي باشد از مجموعه حلقه هايي كه ما را به رشد و اعتلاي تئاتر كودك و نوجوان مي رساند، مي تواند باعث دلگرمي شود، اما اگر با اختتاميه اش پايان يابد، آنگاه است كه تئاتر كودك و نوجوان مثل تئاتر بزرگسال (آن گونه كه در سالهاي پيشين چنين بود) درگير آفت جشنواره زدگي خواهد شد.»
وي ادامه مي دهد: «نخستين اقدام پس از جشنواره هم مي تواند برنامه ريزي براي اجراي عمومي آثار موجود و نقد چگونگي برگزاري جشنواره و آماده سازي و اجراي تمهيدات براي جشنواره بعدي باشد. فعاليت كارگاهها بايد مكتوب و منتشر شوند. همچنين به هنگام اجراي عمومي نمايشها، نقد و بررسي انجام پذيرد و همزمان، بايد به ادامه انتشار آثار نظري و نمايشنامه هاي مناسب پرداخت تا هنرمندان اين عرصه، با چنته پر وارد معركه شوند.»
***
چاپ 4 كتاب و رونمايي از كتاب «تئاتر بچه ها» ترجمه «سيد حسين فدايي حسين» و «شاه جاني» به همراه تقدير از 30 سال فعاليت «داوود كيانيان» در عرصه تئاتر كودك و نوجوان از ديگر برنامه هايي بود كه در اين دوره از جشنواره صورت پذيرفت.
«داوود كيانيان» پيش از برگزاري مراسم تقدير از او در مورد تئاتر كودك و نوجوان به نبودن يك متولي مشخص براي اين گستره از تئاتر اشاره كرد و گفت: آسيبهاي جدي اي در مورد تئاتر كودك وجود دارد.از جمله اين آسيبها به حاشيه كشيده شدن تئاتر كودك و نوجوان در كشور ماست. دليل آن هم اين است كه تئاتر هنوز به درستي در كشور ما نهادينه نشده است و با تغيير مسؤولان دچار نوسان مي شود.
وي افزود: نظريه هاي تئاتر كودك و نوجوان هنوز براي هنرمندان اين رشته ناشناخته است. ژانر كودك داراي بخشهاي مختلفي است كه نيازمند برنامه و تخصص مربوطه است كه اين نكته نزد هنرمندان تئاتر كودك لحاظ نمي شود. هنرمند تئاتر كودك و نوجوان در مرحله نخست بايد بخشهاي مختلف اين تئاتر را بشناسد. در غير اين صورت آثارش نخواهند توانست مخاطب داشته باشند، ضمن اينكه توجه نكردن به مخاطب و خواسته هايش نيز عامل مهمي در نابساماني تئاتر كودك و نوجوان است.
***
در چهاردهمين جشنواره تئاتر كودك و نوجوان آثاري به بخش مسابقه راه پيدا كرده بودند كه پيشتر به اجراي عموم درآمده بودند. با توجه به اين رويكرد مي توان اميدوار بود كه به جاي جشنواره زدگي و جشنواره محوري، اجراي عمومي تئاتر بتواند مهمترين هدف هنرمندان و متوليان اين حوزه قرار بگيرد. اين امر مي تواند به افزايش اجراهاي عمومي و ايجاد انگيزه بيشتر در ميان هنرمندان تئاتر كودك منجر شود و تئاتر را در معرض ارتباط بيشتر و جدي تر با مخاطبان قرار دهد.

  


پشت ويترين

 

* خديجه زمانيان
در «پشت ويترين» اين هفته با خبر چاپ چند كتاب در حوزه شعر، داستان، تئاتر، فيلم و... به معرفي كتابهاي تازه منتشر شده ادبي و هنري مي پردازيم.




* اولين خبر اين هفته مربوط است به كساني كه آثار احمدرضا احمدي را دنبال مي كنند.
احمدرضا احمدي به تازگي كتاب «باز هم نوشتم صبح، صبح آمد» را براي گروه سني كودكان منتشر كرده است.
اين اثر توسط انتشارات شباويز چاپ شده و به بازار كتاب آمده است. همچنين «پسرك، سبد حصيري، فرفره هاي رنگي»، «سفر در شب»، «شب دوازدهم، خواب دوازدهم» و «در باغ بزرگ باران مي باريد» از جمله كتابهاي اين نويسنده است كه قرار است توسط كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، نشر زيتون و افق به چاپ برسند.
* خبر دوم مربوط است به چاپ رماني از «ياشار كمال» نويسنده تركيه.
«بنگر فرات خون است» تازه ترين رمان «ياشار كمال» به تازگي منتشر شده است.
اين رمان كه جلد نخست از سه گانه «قصه جزيره» است با ترجمه «عليرضا سيف الديني» توسط نشر ققنوس منتشر شده است.
اگر چه اين سه رمان به موضوعي مشترك مي پردازند، اما هر مجلد به تنهايي بيانگر ماجرايي مستقل است. داستان كتاب حاضر در فضايي روستايي اتفاق مي افتد و وقايع آن در قرن گذشته و بعد از زمان جنگهاي تركها و يونانيان اتفاق مي افتد.
نگاه «ياشار كمال» به جنگ به عنوان پديده اي غير انساني، تبعيد و مهاجرت اجباري و به كارگيري تكنيكهاي متفاوت در كنار توصيفهاي دقيقي كه از محيط ارائه مي دهد، برجسته ترين ويژگيهاي رمان است.
* سومين خبر «پشت ويترين» اين هفته مربوط است به چاپ كتابي از «نادر نادرپور».
«گزيده شعرهاي نادر نادرپور» كه با نظارت پوپك نادرپور- فرزند شاعر- منتشر شده، مجموعه هاي شعر «چشم ها و دست ها»، «دختر جام»، «شعر انگور»، «سرمه خورشيد»، «گياه و سنگ نه، آتش»، «زآسمان تا ريسمان»، «شام بازپسين»، «صبح دروغين»، «خون و خاكستر» و «زمين و زمان» را شامل مي شود.
اين گزيده توسط انتشارات «نگاه» منتشر شده و به بازار كتاب آمده است.
* خبر چهارم مربوط است به علاقه مندان سينما.
كتاب «درباره كارگرداني» نوشته «هرولد كلرمن» با ترجمه «منوچهر خاكسار هرسيني» به تازگي منتشر شده است.
اين كتاب در 14 بخش با عناوين «تئاتر كارگردان»، «انتخاب نمايشنامه»، «خواندن نمايشنامه»، «كار روي نمايشنامه با نويسنده»، «دكور»، «گزينش گروه»، «نمايشنامه اجرايي كارگردان»، «تمرينات اوليه»، «تمرينات بيشتر»، «تمرينات ادامه دارد»، «تمرينات با لباس، پيش تماشا»، «سيستم يا روش ها» و «تماشاگر» تدوين شده است.
اين كتاب يكي از بانفوذترين كتابهاي كارگرداني، توسط منتقدان خوانده شده است.
كتاب «درباره كارگرداني» به تازگي توسط نشر «فراز» چاپ شده است.
* چاپ يك كتاب در حوزه تئاتر خبر بعدي اين ستون است.
نمايشنامه «كافه پولسري» نوشته «الن وتز» به تازگي منتشر شده است.
اين كتاب را «اصغر نوري» ترجمه كرده و انتشارات نيلا چاپ كرده است.
«الن وتز» متولد 1952 در پاريس است. وي كه بازيگري، نمايشنامه نويسي و كارگرداني تئاتر را در كارنامه خود دارد، اكثر نمايشنامه هايش را در كافه تئاتر پاريس به اجرا درآورده است.
«از جايي كه تو مي آيي، پسر؟»، «اوضاع خوب نيست» و «تو انگار ديوانه اي» از نمايشنامه هاي اين نويسنده است.
* خبر آخر هم مربوط است به چاپ يك مجموعه داستان از داستان نويسان كشورمان.
«يوسف عليخاني» به تازگي مجموعه داستاني با عنوان «اژدها كشان» را منتشر كرده است.
«اژدها كشان» شامل 15 داستان كوتاه است كه با فضايي روستايي و بومي نوشته شده است.
نويسنده سعي كرده حتي گفتگوي شخصيتهاي داستانش را هم با گويش محلي، بياورد.
عليخاني در اين مجموعه بر قصه گويي به جاي قصه نويسي تأكيد خاصي داشته است و حتي كتاب را به «همه قصه گوياني كه قصه شدند» تقديم كرده است.
«اژدها كشان» را به تازگي نشر «نگاه» منتشر كرده و به بازار كتاب فرستاده است.

  


گانگسترها صدرنشين شدند

 

فيلم جنايي «گانگستر آمريكايي» با بازي دنزل واشينگتن و راسل كرو جمعه گذشته در اولين روز اكران در آمريكاي شمالي با 16 ميليون دلار پرفروش ترين فيلم بازار شد.




به گزارش مهر، رويترز اعلام كرد اين فيلم به كارگرداني ريدلي اسكات در حالي رده نخست جدول را از آن خود كرد كه انيميشن «فيلم زنبور»، ديگر فيلم تازه به نمايش درآمده اين هفته در 3928 سينما حدود 2/10 ميليون دلار فروش داشت و در رده دوم قرار گرفت.
تقريباً تمام منتقدان فيلم جديد اسكات را مورد تحسين قرار داده اند كه با هزينه اي در حدود 100 ميليون دلار ساخته شده و درباره پليسي سختكوش با بازي كرو است كه سردسته يكي از گروههاي قاچاقچي مواد مخدر با بازي دنزل واشينگتن را تعقيب مي كند.
پيش بيني مي شود فيلم درجه R «گانگستر آمريكايي» كه در 3054 سينما اكران شده، سرنوشتي مشابه فيلم جنايي «مردگان» به كارگرداني مارتين اسكورسيزي داشته باشد كه اكتبر گذشته در سه روز اول اكران 27 ميليون دلار فروخت و در نهايت اسكار بهترين فيلم آن سال را از آن خود كرد. اين پروژه كه داستان آن در سالهاي 1970در هارلم روي مي دهد، سومين تجربه همكاري فيلمساز نامدار بريتانيايي با راسل كرو است. اين دو پيش از اين در فيلمهاي «گلادياتور» و «يك سال خوب» با هم كار كرده بودند.
فيلمنامه «گانگستر آمريكايي» را استيون زيليان بر مبناي مطلبي از مارك جيكابسن نوشته است. زيليان فيلمنامه نويس فيلمهاي «بيداري»، «فهرست شيندلر»، «دار  و  دسته نيويوركي» و «مترجم» است. «فيلم زنبور» به كارگرداني استيو هيكنر و سايمن جي.  اسميت، با واكنش متفاوت منتقدان مواجه شد. ايده اصلي اين فيلم انيميشن از آن جري ساينفلد، كمدين آمريكايي بوده و خود او جاي بري بي. بنسن، شخصيت اصلي داستان حرف مي زند. رني زلوگر، متيو برودريك، جان گودمن، كريس راك، كتي بيتس، بري لوينسن، لري كينگ، ري ليوتا، استينگ و اپرا وينفري از جمله چهره هاي سرشناسي هستند كه به جاي شخصيتهاي اين فيلم حرف زده اند.
داستان درباره زنبوري به نام بري است كه تازه از دانشكده فارغ التحصيل شده است. او در سفري ويژه به بيرون كندو با يك گل فروش نيويوركي به نام ونسا آشنا مي شود و وقتي پي مي برد انسانها عسل را مي خورند، تصميم مي گيرد از آنها شكايت كند.رده سوم جدول فروش را فيلم ترسناك «اره 4» به خود اختصاص داد كه هفته پيش در نخستين هفته اكران با 1/32 ميليون دلار پرفروش ترين فيلم هفته شد. كمدي رمانتيك و درجه13 - PG «دن در زندگي واقعي» با بازي استيو كارل نيز 6/2 ميليون دلار فروخت و در رتبه چهارم قرار گرفت. فيلم ترسناك «30 روز شب» با بازي جاش هارتنت نيز با 2/1 ميليون دلار رده پنجم را از آن خود كرد.درام «بچه مريخي» به كارگرداني منو مه يز با بازي جان كيوساك، آماندا پيت و بابي كولمن، يكي ديگر از فيلمهاي تازه به نمايش درآمده است كه در 2020 سينما به فروشي در حد 1/1 ميليون دلار دست يافت.

  


نامزدهاي آكادمي فيلم اروپا اعلام شد

 

فيلم «ملكه» به كارگرداني استفن فريزر با شش نامزدي از جمله در بخش بهترين فيلم، كارگردان و بازيگر زن بيشترين بخت را براي دريافت جوايز فيلم اروپا يا معادل اروپايي اسكار دارد.
به گزارش مهر، ورايتي اعلام كرد 1800 عضو آكادمي فيلم اروپا در جشنواره فيلم سوي يا نامزدهاي هشت بخش را اعلام كردند كه از بين 42 فيلم اروپايي انتخاب شده اند. اين جوايز به فيلمهايي اعطا مي شود كه نه تنها به لحاظ مضمون بلكه از نظر تأمين بودجه، سرمايه گذار اروپايي داشته باشند.
جز «ملكه» كه توليد مشترك بريتانيا، فرانسه و ايتالياست، دو فيلم «آخرين پادشاه اسكاتلند» درباره عيدي امين ديكتاتور اوگاندا با پنج نامزدي و فيلم رومانيايي «4 ماه، 3 هفته و 2 روز» با چهار نامزدي بيشترين تعداد نامزدي را دارند. فيلم «مرز بهشت» ساخته فاتح آكين توليد مشترك آلمان و تركيه در بخش بهترين فيلم، كارگردان و فيلمنامه نويس نامزد شده و فيلم فرانسوي «زندگي به رنگ صورتي» اليور دان درباره زندگي اديت پياف در بخش بهترين فيلم و بازيگر زن رقابت مي كند.
در انتخابي نامعمول فيلم انيميشن «پرسپوليس» ساخته مرجانه ساتراپي و ونسان پارانو در بخش بهترين فيلم نامزد شده و در بخش بهترين كارگرداني نيز فريزر، جوزپه تورناتوره، كريستيان مونگيو، كوين مكدانلد، فاتح آكين و روي آندرسن با هم رقابت مي كنند. برندگان بيستمين جوايز فيلم اروپا روز يكم دسامبر (10 آذر) در برلين مشخص مي شوند.

  


هنرمند ايراني با پيشگامان هنر زمين و مجسمه سازي جهان هم تراز شد

 

آثار هنرمند ايراني، احمد نادعليان، در كنار هنرمندان پيشگام و نامدار هنر زمين و مجسمه سازي جهان، ازجمله كريستو و ژان كلود از آمريكا و آنتوني گروملي از انگلستان معرفي شدند.به گزارش ايسنا، اين مجموعه در كتابي با عنوان «گفتگو در گوناگوني» كه توسط مؤلف كانادايي «جان كي گرانده» تدوين شده، به تازگي در مراكز هنري اروپا رونمايي شده و در ماه جاري در بازارهاي كتاب آمريكا و كانادا رونمايي و عرضه شده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com