|
* رضا خوش نويس
بهترين فرصت براي تلافي است. ناصر حجازي گوشه رينگ افتاده و امير قلعه نويي فرصت دارد تا تمام آن زخم زبانهايي را كه طي چهار - پنج سال گذشته از او شنيده به او بازگرداند.

به ياد بياوريد آن زمان را كه هرگاه پاي قلعه نويي در ليگ مي لرزيد، روزنامه هاي ورزشي تلفن منزل حجازي را به صدا در مي آوردند و ناصرخان هم آماده بود كه با جملات آتشين امير را مورد تاخت و تاز قرار دهد و حجازي اين گونه دوباره به روي جلدها باز مي گشت. رمز مقابله او با فراموشي اين گونه بود. هر چقدر جملات تندتر و حملات كوبنده تر بود تيترهاي روي جلد هم با فونت درشت تري كار مي شد تا چشم مخاطبان روزنامه را متوجه حمله اي ديگر از سوي حجازي كند. او بارها اين نكته را به رخ قلعه نويي كشيد كه از صدقه سر اعتماد و خواسته وي بوده است كه قلعه نويي امروز پا گرفته است.
فرقي نداشت كه حجازي جايي دستش بند باشد يا نباشد. مهم اين بود كه دستور حمله هيچ گاه از برنامه هفتگي او خارج نشد. به ياد بياوريد زماني كه او نساجي را دور از چشم خبرنگاران و عكاسها و دوربينها تمرين مي داد، پيغام فرستاد كه «بد دوره و زمانه اي شده، چون استادان دانشگاه در دبستان درس مي دهند و آدمهاي كم سواد سر كلاس دانشگاه رفته اند و درس مي دهند»روي كلام او مشخص بود.
آن معلم كم سوادي كه به دانشگاه استقلال رفته و باعث شده حجازي استاد به كلاسي دور دست تبعيد شود. قلعه نويي هيچ گاه مزه آرامش واقعي را نچشيد و هر از گاهي كه آن استخوان قديمي در گوشت تكان مي خورد درد را با تمام وجود احساس مي كرد.
او حتي زماني كه قهرمان شد نتوانست خودش را فاتح جنگ با حجازي بداند؛ زيرا آقاي آلترناتيو آن را تا حد يك اتفاق معمولي كوچك كرد و مدعي شد كه استقلال را دست كور(!) هم بدهند بعد از سه سال مي تواند آن را قهرمان ايران كند.
البته فراموش نكنيد كه حجازي هرگز نام قلعه نويي را به زبان نياورد و او را «آقايان» خطاب كردن تا احتمالاً با بردن نامش به بزرگ شدن او كمك نكند. حجازي حتي امروز كه خودش به مسند قدرت بازگشته است، باز هم از حمله به قلعه نويي كوتاهي نمي كند. اين جمله را از هفته پنجم، ششم بارها از او شنيده ايد كه؛ «به ديگران سه سال فرصت دادند پس دور از عدالت است كه من را بعد از چند هفته كنار بگذارند.»
اين در حالي است كه اگر قرار به رعايت نوبت هم باشد حالا اين امير قلعه نويي است كه بايد از موضع منفعل نسبت به او خارج شده و در مقام تلافي بر آيد. اتفاقي كه بعد از شكستهاي اخير كمتر از او ديده ايم و نمي دانيم كه آن را بايد حاصل حلول روحيات حرفه اي گري در قلعه نويي دانست و سرآغازي براي آتش بس يا اين آرامش قبل از طوفان است، حجازي بعد از باختها جريانات را طوري وانمود مي كند كه گويي دستهاي قلعه نويي به طور نامريي در شكلگيري آن مشغول بوده است.
نمي دانيم كه اين ادعا چقدر به حقيقت نزديك است، اما آنچه از شواهد و قراين پيداست؛ قلعه نويي حداقل به ظاهر و در جنگهاي رسانه اي هم كه شده از خير تسويه حساب با او گذشته است. شايد قلعه نويي روزهايي را به ياد مي آورد كه خودش نياز به آرامش داشت و حجازي آن را سلب كرده بود و حالا آينده نگرانه از خير تلافي گذشته است. با اين تاكتيك دست حجازي را براي متهم كردن او به كارشكني در كار استقلال خواهد بست. |