|
* محبوبه ناطق
در چند سال اخير نقش آيش يا تناوب زراعي و رهاسازي زمينهاي مزروعي بسيار كمرنگ و همين امر موجب سرعت يافتن روند فروپاشي خاك شده است.

كشاورزان قديمي و البته تعدادي از كشاورزان و زارعان در حال حاضر كه تعدادشان روز به روز كمتر مي شود به كشت تناوبي معتقد بوده و آن را باعث قوت گرفتن زمين مي دانند.
اما افزايش نسبت كشاورزان به زمين و همچنين تلاش براي افزايش توليد سبب شده اين امر مهم و مسلم در حفظ زمينهاي مزروعي ناديده گرفته شود و حيات خاك فداي منافع مادي و موقت برخي كشاورزان گردد.
اگر چه اين امر در ادامه به ضرر كشاورز خواهد بود و زمين قدرت باروري اش كم خواهد شد، اما بسياري از كشاورزان آن را فداي منافع امروزشان از اين زمين كرده اند، در حالي كه زمين با اينكه سندش به نام شخص است، اما تضعيف آن آسيب به محيط زيست شمرده مي شود و بدين وسيله به ضرر همگان خواهد بود.
جلوگيري از روند تخريب زمينهاي مزروعي بدين وسيله نيز به عهده دولت است، ولي وزارت جهاد كشاورزي تاكنون طرحي براي اين امر تدوين نكرده و فرسايش خاك به دليل عدم آيش زمين همچنان ادامه دارد.
آيش يا كشت تناوبي
دو نوع آيش وجود دارد؛ اول آيش معمول كه به مدت يك سال در زمين كشتي صورت نمي گيرد، دوم آيش بين دو كشت كه در اين حالت زمين در فصلهاي پاييز و زمستان كشت نمي شود. در زمان بين برداشت محصول قبلي و كاشت محصول بعدي زمين به صورت آيش رها مي شود. استفاده از آيش سنتي در بسياري از كشورها منسوخ شده، زيرا زارعان توانايي رها نمودن زمين را ندارند.
كارشناسان و مروجان كشاورزي در ايران نيز به همين دليل كشت تناوبي را به جاي آيش پيشنهاد مي كنند. چنانكه يك زارع از آذربايجان غربي به خبرنگار ما مي گويد: ما زمين را هر سه سال يك بار ريشه كني مي كنيم و براي اين امر به عمق 65 سانت خاك را برمي داريم، سپس شخم عميق مي زنيم و دوباره ريشه كني علفهاي هرز انجام و به اين وسيله زمين براي كشت آماده مي شود.
رسول برگ بيد اضافه مي كند: پس از آن يك سال نخود و يك سال گندم مي كاريم. در حال حاضر نيز در هكتار 5/4 تن برداشت گندم ديم داشتيم كه به همين دليل نيز به عنوان گندمكار نمونه ديم شناخته شده ام.
او با اشاره به اينكه 40 تا 50 درصد كشاورزان در منطقه به بحث آيش اهميتي نمي دهند، مي گويد: البته در درازمدت اين امر به ضرر آنها تمام مي شود زيرا قدرت زمين كم شده و برداشت آنها از هكتار بشدت كاهش پيدا مي كند، چنانكه برداشت گندم آنها به هكتاري يك تا دو تن مي رسد.او اظهار مي دارد: من نيز جزو همين كشاورزان بودم، اما با آموزش مروجان كشاورزي روش آيش را در پيش گرفته ام به طوري كه 90 درصد كاركرد زمين را بهبود بخشيده ام، برداشتم از زمين نيز دو برابر و كيفيت زمين نيز حفظ شده است.
او درخصوص برداشت كشاورزاني كه به آيش اهميت نمي دهند و راحتي كارشان را ترجيح مي دهند، مي گويد: آنها زمين را خراب مي كنند و زمين ديگر بهره نمي دهد.
برگ بيد اضافه مي كند: در كشورهاي اروپايي زمينهاي مزروعي پلاك دارند و طبق آن پلاك، زارع حق ندارد به طور مثال دو سال پشت سر هم گندم بكارد يا كشت زمين را خود انتخاب كند. اگر در ايران نيز چنين برنامه اي تدوين شده باشد سلامت خاك نيز حفظ مي شود.
او همچنين به پايين بودن قيمت خريد تضميني محصولات كشاورزي اشاره مي كند و مي گويد: آنچه باعث مي شود يك كشاورز به آيش اهميت ندهد و هر ساله زمين را زير كشت يك محصول مثل گندم يا چغندر قند ببرد، تضمين خريد نيست، بلكه تنبلي و راحت طلبي برخي زارعان است.
عزيزا... سنجويي، زارع خراساني نيز به همين سخنان اشاره مي كند و مي گويد: بهترين كار براي زمين آيش و بهترين آيش، نكاشتن و رها كردن زمين است.
او مي افزايد: ديگر اينكه شيار كردن در دو نوبت زمستان و تابستان به قوت بيشتر زمين مي انجامد. در اصل رهاسازي زمين از همه روشها مقرون به صرفه تر است، زيرا در اين مدت؛ زمين، خود را مي سازد، آفت، بسيار كاهش پيدا مي كند و يا راحت از بين مي رود و علفهاي هرز كم مي شوند اين مسايل در كنار افزايش برداشت در سطح كشت باعث مي شود در مجموع كشاورز سود كند نه ضرر.
او اضافه مي كند: در غير اين صورت كشاورز بايد هر سال كشت خود را عوض كند و چيزي بكارد كه از خانواده كشت قبلي نباشد مثل گندم و جو. بهترين گزينه نيز كشت گندم به همراه حبوبات مثل نخود و لوبيا است. يعني يك سال گندم يك سال نخود يا لوبيا يا سيب زميني.
او مي گويد: من از همين روش استفاده مي كنم و سال گذشته 12 هكتار نخود و 7 هكتار گندم كاشتم كه سال آينده آن را عوض خواهم كرد.
زمين با آيش زنده است
يك كارشناس مي گويد: تعداد محصولاتي كه ممكن است در يك فرآيند تناوبي كاشته شوند محدود است. عوامل مؤثر در موفقيت اين كاشت، توجه به اقتصاد آب براي آبياري، ميزان بهره وري از زمين، كنترل فرسايش خاك، كنترل علفهاي هرز، آفات و امراض، توزيع نيروي انساني و ماشين آلات و ساير عوامل اقتصادي است.
فرهاد فرخ منش يادآور مي شود: در دهه 1980 براي اضافه توليد برخي محصولات كشاورزي، دولت آمريكا كشاورزان را ترغيب كرد تا براي مدتي زمينهاي خود را كشت نكنند.
وي مي گويد: براي جلوگيري از كم شدن ذخيره سازي مواد مغذي خاك، بايد زمين مورد كشت به طور دايم تحت كنترل باشد. از طرف ديگر بايد اضافه كنم كه زمين با آيش زنده است.
وضعيت ما چگونه است؟
يك محقق مؤسسه تحقيقات كشاورزي ديم وزارت جهاد كشاورزي در گفتگو با خبرنگار ما وضعيت كنوني زمينهاي مزروعي را از نظر آيش كردن نسبتاَ مطلوب مي داند و مي گويد: كشت نكردن زمين به منظور ذخيره رطوبت و مبارزه با علفهاي هرز را آيش مي گويند.
او اضافه مي كند: در يك كشاورزي اصولي يك سال زمين كاشته نمي شود تا كاه و كلش موجود رطوبت زمين را حفظ كند. در سالي كه كشت نمي شود علفهاي هرز كه ريشه دارند و مبارزه با آن معمولاَ مشكل است ريشه كن شده و يا ضعيف مي شوند، به طوري كه بر كشت سال بعد كمترين تأثير منفي را دارند.
مهندس آهك پز به نمونه اي از عدم آيش زمين اشاره مي كند و مي گويد: در بازديدي از يك مزرعه ديديم كه در هكتار به زحمت 200 كيلوگرم گندم برداشت شده و پس از تحقيق متوجه شديم زمين به مدت 14 سال به طور مداوم و بدون آيش گندم كاشته شده است.
او با اشاره به اينكه معمولاَ كشاورزان، آيش را رعايت مي كنند، مي گويد: حدود 70 درصد كشاورزان زمين را آيش مي كنند.
اما يك محقق ديگر از همين مؤسسه كه تاكنون تحقيقات فراواني در مورد آيش زمين انجام داده به خبرنگار ما مي گويد: آيش زمين در سالهاي اخير بشدت كاهش يافته است.
مهندس اصغري در بيان علت اين پديده مي گويد: خريد تضميني و بي درد سر گندم و وجود بازار هميشگي مصرف باعث شده كشاورزان بسياري به كشت اين محصول بپردازند و از طرف ديگر به دليل نگراني از توقف طرح خريد تضميني و براي بهره مند شدن بيشتر از عوايد فروش گندم، كشاورزان بسياري اقدام به كشت مداوم گندم در زمينهاي خود كرده اند.
او اظهار مي دارد: نظر وزارتخانه در سالهاي اخير بر اين مبنا بوده كشاورزاني كه به دلايل اقتصادي نمي توانند زمين را به مدت يك سال رها سازند به كشت تناوبي روي بياورند، به طور مثال يك سال گندم و يك سال حبوبات يا دانه هاي روغني بكارند.او اضافه مي كند: البته به دليل اينكه گندم مي تواند به صورت ديم نيز كاشت شود و اين امكان براي دانه هاي روغني و حبوبات وجود ندارد، كشاورزان به اين تعهد نيز بي توجه هستند.
اصغري با بيان اينكه كشت گندم در اراضي ديم بشدت رواج يافته، مي گويد: برنامه ها و طرحهاي بهزراعي در حال اجراي آزمايشي هستند كه برخي از اين نتايج مثل كشت تناوبي گندم، حبوبات، جو، دانه هاي روغني و علوفه اجرا شده و بقيه طرحها نيز پس از موفقيت در اجراي آزمايشي آن به كشاورزان عرضه خواهد شد.
او با اشاره به اينكه در كشت دانه هاي روغني كه مي تواند وارد تناوب شود بايد به بستر زمين و مرغوبيت بذر توجه ويژه اي شود، اضافه مي كند: كشاورز از لحاظ ادوات كشاورزي نيز در مضيقه است.
اصغري به عوارض و آثار مخرب فرسودگي خاك در دراز مدت اشاره مي كند و مي گويد: زميني كه سه سال مداوم كشت شده، تناژ محصول از چهار تن به دو تن رسيده كه ناشي از كشت متوالي گندم است.وي با بيان اينكه اگر چه عوارض اصلي و مخرب خاكي از جمله آفات از سن گندم گرفته تا كاهش مواد آلي خاك، از ضررهاي جبران ناپذير ديگري است كه زمين آيش نشده دچار آن مي شود، مي گويد: هنگام كاشت بايد به كشاورز كمك كرد هم از لحاظ ترويج اصول كشاورزي و هم ادوات كشاورزي كه در اختيار وزارتخانه است، كشاورز به آيش زمين رغبت پيدا كند.
وي با اين هشدار كه آيش نكردن زمين واقعيتي است كه بشدت اتفاق مي افتد، مي گويد: از طرف ديگر دولت از خريد تضميني گندم به سوي خريد توافقي مي رود و بي ترديد تا سال آينده اجرايي خواهد شد. اين بدان معناست كه يارانه ها حذف مي شود، بنابراين بايد آماده باشيم، زيرا كشاورزان ما كه تمام هستي خود را براي كاشت گندم گذاشته اند در سال آينده با بحران مواجه خواهند شد.
اصغري مي افزايد: در شمال غرب كشور به جرأت مي توان گفت 50 درصد زمينها به صورت متوالي گندم كشت مي شود كه غيراصولي است، در حالي كه ما در حد يك هكتار نيز چنين كشتي را توصيه نمي كنيم.
او هشدار مي دهد: قبل از اينكه دير شود و برنامه هاي ترويجي جهاد كشاورزي به نوشدارويي پس از مرگ سهراب تبديل گردد، بايد به داد زمين رسيد. زيرا ارزش باروري زمين در عدد و رقم نمي آيد و هر كه آن را از بين ببرد در حق سرمايه هاي ملي جفا كرده است.
او اضافه مي كند: براي تشكيل يك سانتي متر خاك بايد 300 سال بگذرد، ولي ما هر ساله صدها، بلكه هزاران تن خاك را به دلايل واهي مثل عدم آيش، ندادن كود و كشت غيراصولي و ساير عوامل طبيعي از دست مي دهيم و داراي پوشش فقير و فقيرتر خاك مي شويم.
آسيبهاي جبران ناپذير به خاك
در حال حاضر فقط چهار ميليون هكتار از اراضي كشور زير كشت ديم است و عمدتاَ به صورت گندم كاشت مي شود، بنابراين با توجه به اينكه براي جبران يك سانتي متر خاك 300 سال بايد بگذرد بايد پرسيد براي جبران ضعيف شدن چهار ميليون هكتار زمين چقدر زمان لازم است؟ |