|
* يوسف بينا
آيينه ها ناگهان شكستند و گلهاي آفتابگردان پژمردند. قيصر امين پور هم رفت. خيلي زودتر از آنكه فكر كني. صبح از تنفس او خالي شد، اما دستور زبان عشق از ياد نرفت.

مصاحبه زير، گفتگوي كوتاهي است با دكتر ابوالقاسم قوام، استاد دانشگاه فردوسي مشهد، و از دوستان قديمي و صميمي مرحوم قيصر امين پور، به ياد و خاطره او و درباره شعر و شخصيت او.
***
* آقاي دكتر قوام! از آشنايي خودتان با مرحوم قيصر امين پور بگوييد.
** آشنايي من با زنده ياد امين پور به سال 62 برمي گردد، يعني 24 سال قبل. اولين برخوردي كه من با ايشان داشتم در حوزه هنري سازمان تبليغات بود و در جمعي كه شاعران با همكاري قيصر امين پور جلسات شعرخواني برگزار مي كردند. بعدها در سال 65 كه براي تحصيلات تكميلي به دانشگاه تهران رفتم، با توجه به اينكه زنده ياد امين پور در اين دانشگاه تحصيل مي كرد، آشنايي ما گسترده تر شد و تا هنگام درگذشت او ادامه داشت.
* ما در برخورد با شعر امين پور با دو روحيه روبه رو هستيم، يكي احساس لطيف و عاطفه بسيار قوي شاعر و ديگري روحيه اعتراضي او. آيا اين خصوصيات شعري، در شخصيت او هم نمود داشت و آيا امين پور مثل شعرش زندگي مي كرد؟
** بارزترين جنبه شخصيتي قيصر امين پور، صداقت فوق العاده او بود. آنچه شما در شعر امين پور مي بينيد صداقت محض هنري و ادبي است. آنچه گفت چيزهايي بود كه به آنها باورداشت.
همه دوره هاي شعري او نشان دهنده تحولاتي بود كه در باورهاي خود داشت.
او با باورهايش زندگي كرد و باورهايش در شعرش متجلي شد. بي نهايت انسان صادقي بود و اين صداقت به هنر او راه يافت. صادقانه زيست، صادقانه گفت و صادقانه سرود.

* شعر قيصر امين پور يكي از صداهاي شاخص در شعر بعد از انقلاب است و دفترهاي شعر او در طول تقريباً بيست سال هميشه مطرح بوده اند. از شما مي پرسم كه هنر شاعري امين پور از چه زماني شروع شد و در كجا به اوج رسيد؟
** امين پور شاعر انقلاب است. او با شعر انقلاب شاعري كرد و با حوادث آن دوره مثل جنگ تحميلي، زندگي كرد و شعر گفت. از نسل جوانان شيفته انقلاب و از مرداني بود كه لحظه لحظه زندگي او در راه باور و اعتقادش سپري شد و شعرش نيز در خدمت اعتقاد و باورش قرار گرفت.
شاعري امين پور به عنوان يك شاعر متعهد با مسايل اجتماعي و حوادث جامعه ايران سخت در پيوند بود.
شعر امين پور شعر «من» نبود، شعر روزگار بود. شعر آرمانها، آرزوها و دردهاي مردم پيرامونش بود. همه حوادث و اتفاقهايي كه بعد از انقلاب رخ داد به شكلهاي مختلف در شعر امين پور بازتاب پيدا كرد و او با نگاه شاعرانه با صداقت به پيرامون خود نگريست و آنچه يافت و ديد را سرود. شخصيت شاعري امين پور با شعر انقلاب شكل گرفت، برآمد، باليد و به كمال رسيد.
* از نظر دوره هاي شعري و فراز و فرود هنري امين پور، شما دفترهاي شعر او را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** ببينيد از نظر مقطع تاريخي تا آنجا كه مسايل اجتماعي و حوادث تاريخي ايران بعد از انقلاب سرنوشت ساز و داراي اهميت هستند، موضوع شعر امين پور و جهت گيري هاي شعري او با اين مسائل همراهي دارد، ولي وقتي كه آن مسائل اصلي مثل جنگ تحميلي پايان مي پذيرد، وضعيت روحي و شرايط اجتماعي تغيير پيدا مي كند و به تبع آن تغيير و تمايزي در موضوعات شعري و نگاه شاعرانه امين پور ديده مي شود كه تا روزگار حاضر نيز ادامه دارد. بعد از پايان جنگ، زمينه هاي گرايش به مسائل ديگر و جهت گيري هاي ديگري در شعر امين پور به وجود مي آيد.
* شما با ديد جامعه شناسانه اي كه به شعر امين پور داشتيد، معتقديد كه شعر او هميشه در اوج بود؟
** بسته به اين است كه «اوج» را چگونه تعريف كنيم. اگر اوج را تأثير گذاري و نفوذ شعر در مخاطب و يا به دست آوردن گستره چشمگير از مخاطبان به شمار آوريم، مي شود گفت: شعر امين پور هميشه در اوج بوده است. همان شعرهاي دوره هاي جواني امين پور در روزگار خود تأثير بسزايي داشت و در بين مخاطبان دهان به دهان مي گشت و اثر گذار بود. اين تأثير گذاري تداوم پيدا كرد كه اين مسأله هم ناشي از صداقت هنري او بود.
صداقت ادبي همراه با احساس ودرك بسيار درستي كه امين پور از تكنيك و تحول تكنيكي شعر فارسي تا روزگار خود داشت، شعر امين پور را از نظر قدرت هنري به مرز تعادل رسانده بود. هدف امين پور از مطالعه ادبيات اين بود كه ادبيات خواندن را پشتوانه آفرينش شعري خودش قرار دهد و به حق توانست از گذر مطالعات خود، به شناخت درستي از شعر كلاسيك فارسي و تحولات آن برسد. اودرك درستي از تحولات شعر فارسي بعد از نيما به دست آورد و بر پايه اين دو آشنايي، يعني آشنايي با سنتهاي شعر كلاسيك و تحولات شعر معاصر توانست در شعر خود به نوآوري و آفرينش معتدل برسد و از مهمترين رمزهاي موفقيت شاعري امين پور، بعد از صداقت هنري غناي عاطفي، دست مايه هايي بود كه از سنت و تجدد در شعر فارسي داشت.
* آقاي دكتر! علاوه بر مواردي كه فرموديد، مي توانيم زبان روان و ساده امين پور را دليل ديگري براي ماندگاري شعر او و نفوذ در مخاطبان بدانيم؟
** طبيعتاً! اعتدال شعر امين پور جنبه هاي مختلفي داشت. آميزه اي كه امين پور توانست از سنت و نوآوري در شعر به وجود بياورد در سطح زباني شعر او هم بود. به زباني بسيار پيراسته و داراي مبناي هنري دست يافت كه در عين داشتن بعد هنري قوي، دور از فهم و دريافت خواننده عادي نبود و اين كار بسيار دشواري است. در تاريخ ادبيات فارسي كساني كه توانسته باشند هنر را در عين رعايت سادگي حفظ كنند اندك هستند. معمولاً تكنيك شعري مقداري مخل سادگي زبان مي شود و از طرفي سادگي مانع پديد آمدن تكنيك است. امين پور به فراست طبع و كارهاي تجربي بسيار در مطالعه و نقد و آناليز آثار قديم و جديد ادبيات فارسي، توانست با موفقيت به ساحتي از زبان هنري دست پيدا كند كه در عين هنري بودن، بسيار معتدل و عاطفي و زودياب است.
* آقاي دكتر قوام! اگر دفترهاي شعر امين پور را بررسي كنيم، از همه قالبهاي شعري، از شعر آزاد و نيمايي گرفته تا غزل و قصيده و رباعي و دو بيتي آثاري به چشم مي خورد. به نظر شما اينكه قيصر امين پور هيچ قالب خاصي را براي سرودن انتخاب نكرد، دليل صداقت عاطفي اوست؟
** به نظر من اين مسأله به دو نكته برمي گردد، يكي اينكه امين پور نمونه تمام عيار يك انسان آزاده بود و با صداقت زيست و با صداقت سرود. همين آزادگي امين پور در عدم تقيد اوبه يك قالب خاص نقش داشت. نكته ديگر اينكه، درك درستي كه او ازنقش قالب در شعر داشت در تنوع صوري يا تنوع فرم در شعرش مؤثر بود. وقتي از پيش قالبي براي سخن مشخص كرده باشيد، سخن را محدود مي كنيد. امين پور اجازه مي داد كه شعر، خودش فرم خاص خودش را تعيين كند. زماني كه مي سرود اگر موضوع و مطلب در قالب غزل مي گنجيد، غزل ساخته مي شد، اگر در قالب شعر نو مي گنجيد، فرم شعر نيمايي به خود مي گرفت.
آزادگي شخصيت و باور درست او از هنر، موجب عدم تقيد او به قالبي خاص بود.
امين پور معتقد بود اثر اصيل هنري، شكل و فرمش را خود تعيين مي كند.
* آقاي دكتر، چه شعرهايي از امين پور را بيشتر دوست داريد؟ به زبان ديگر، بهترين و پر خاطره ترين شعرهاي امين پور را كدام ها مي دانيد؟
** من همه شعرهاي امين پور را دوست دارم. امين پور شعرهايش را زنده برايم مي خواند و من از همه شعرهاي او خاطره دارم. به قول خودش «براي چيدن گل، انتخاب لازم نيست».
از همانجا كه مي گفت:«بيا تا كه با لاله بيعت كنيم كه آلاله ها را حمايت كنيم»
تا همين امروز، چون شعرناب بود. مثل گلهايي است كه نمي شود از بين آنها انتخاب كرد و همه آنها دوست داشتني اند. من با همه شعرهاي او خاطره دارم.با او خنديدم، گريه كردم، سر يك سفره نشستم، با هم ترك موتور نشستيم و شعر خوانديم. تجربه اي مثل شعر خواندن زير موشك باران در تهران خاطره اي است كه هيچ گاه از ذهن انسان نمي رود.
* آقاي دكتر! شما گفتيد قيصر امين پور آشنايي صحيح و كاملي با شعر فارسي داشت. از شخصيت علمي وي براي ما بگوييد. تأليفات ايشان كه «سنت و نوآوري در شعر معاصر فارسي» مشهورترين آنهاست و چند كتاب ديگر، را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** سؤال خوبي كرديد. اگر چه شخصيت شاعري امين پور شخصيت علمي و پژوهشي او را تحت تأثير قرار داده، ولي شناخت دقيق او از سنت و تجدد در شعر فارسي در همان كتاب آشكار است. با توفيقي كه امين پور در شعر خود از نظر آميزش متعادل سنت و تجدد به دست آورد، به معناي دقيق كلمه توانست روند تكاملي شعر فارسي را تداوم ببخشد. او مي دانست شعر چيست و به چه چيزهايي نياز دارد. او با تكيه بر پيشينه شعر دست به آفرينش و نوآوري مي زد. كساني مثل او در شعر فارسي كم هستند. از اين جهت، او شبيه بهار و نيماست. دست يافتن او به ساحت شعري جديد، نشانگر دانش، معرفت و مطالعات ژرف و گسترده او به عنوان يك پژوهشگر در شعر فارسي است. اين كتاب «سنت و نوآوري در شعر فارسي» در عين اينكه ارزش پژوهشي دارد، در عرصه آفرينش هم به كار خود امين پور آمد و هم به كار بسيار ديگري از شاعران مي آيد. امين پور قدمي برداشت كه براي شعر امروز فارسي لازم و زمينه ساز فرداي شعر فارسي بود.
* يعني امين پور مي تواند براي شاعران بعد از خود سرمشق باشد و جريان شعري توليد كند؟
** به نظر من اگر فقط همين نكته را كه امين پور توانست شعر را در مرزي از تحول با تكيه بر سنت و ميراث شعري پيش از خود نگه دارد و پيش ببرد، در نظر داشته باشيم، بدين معنا كه دريافت زنجيره آفرينش شعري تا روزگاري خودش چه حلقه هايي را داشته است و امروز چه حلقه هايي مي شود بر آن افزود، براي نسل فردا كارساز است. امين پور نه شاعر دهه 20 بود و نه شاعر فارسي زباني كه فرانسوي و اسپانيايي مي سرود. او شاعر روزهاي زندگي خودش بود و اين مي تواند بهترين راهكار براي شاعران نسل بعدي باشد.
امين پور شاعر روز روز و فصل فصل و سال سال اين سه دهه شعر فارسي بود و تأثير كلام او را در شعر بسياري از شاعران جوان مي توان ديد.
* استاد قوام! قيصر امين پور كتابهاي زيادي به شعر و نثر براي كودكان و نوجوانان نوشت. در دوره اي كه شاعران بزرگ، از اين نسل فاصله گرفته بودند ، امين پور با اينكه زبانش همه فهم بود، براي كودكان قصه مي نوشت و شعر مي سرود. دوره هايي هم سردبير مجله سروش كودك و نوجوان بود. اين جنبه از هنر امين پور را چطور مي بينيد؟
** در شخصيت امين پور پاكي و صداقت كودكانه اي هميشه موج مي زد. او ارزش زيادي براي كودكان و نوجوانان قايل بود به عنوان كساني كه بيشترين زمينه رشد و تكامل را دارند و همين ديدگاه سبب شد امين پور طيف گسترده اي از مخاطبانش را از ميان آنها انتخاب كند.
او باور داشت كه آينده فرهنگي كشور در دست كودكان و نوجوانان امروز است. قيصر امين پور يك نيروي فرهنگي بود و خود را در خدمت القاي مسايل فرهنگي به اين گروه بسيار مستعد قرار داد. نوشته ها و سروده هاي كودكانه او ناشي از خلوص و وجه اشتراكي بود كه در پاكي و صفاي روح بين خودش و نوجوانان مي يافت. او آفرينش شعر و دنياي كودكي را شبيه هم مي دانست. صميميت بي حد شعر امين پور ناشي از همين تلقي اوست.
* آقاي دكتر قوام! ناگفته ها بسيار است، اما آخرين صحبت خود را در اين مصاحبه درباره قيصر امين پور بفرماييد.
** زنده ياد امين پور شخصيتي بسيار صميمي و خالي از تكلف، بسيار فروتن و خيلي ساده و صميمي داشت. در اولين برخورد با هر كس، مانند آن بود كه سالها با او آشنايي داشته است.
با توجه به اينكه شاعر برجسته اي بود و بعدها استاد دانشگاه شد. هيچ گاه رفتاري كه بوي تكبر و خود برتر بيني و احساس فاصله نسبت به ديگران داشته باشد، از ايشان ديده نشد. شعر امين پور آيينه روح صميمي و دوست داشتني وي بود. او يك انسان تمام عيار بود. من در دوران دوستي خود با او هيچ گاه فاصله اي ميان دل و زبانش نديدم.
يكي از جمله هايي كه امين پور هميشه به كار مي برد اين بود كه: «درد معروف شدن ندارم» و واقعاً نداشت. بلكه ترس معروف شدن داشت! با دانشجويان و كوچكترها رفتار دوستانه ناشي از دريافت همساني و همسطحي با آنها داشت. در وجود او نوعي مغناطيس عاطفي بود كه با ديگران رابطه اي عميق برقرار مي كرد. هنر دوست داشتن بندگان خدا را به خوبي داشت و به همين خاطر ديگران هم مجذوب او مي شدند.
قلب پاك و تپنده او زود از تپش باز ايستاد، اما بي ترديد خلوص، صداقت و معرفت اين دل بيدار همواره چون خون در رگ شعر فارسي جريان خواهد داشت. اگر چه دفتر زندگي او نابهنگام مهر پايان خورد، اما چند دفتر شعري كه از وي به يادگار مانده است تا هميشه شعر فارسي نام و ياد او را سبز نگاه خواهد داشت.
«هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جريده عالم دوام ما» |