|
گروه حوادث- ماني قرباني: ناپدري سنگدل در نخستين بازجوييها با مطرح كردن ادعاهاي دروغين قصد داشت مسير تحقيقات را تغيير دهد اما در جريان بازسازي صحنه قتل سرانجام انگيزه اصلي اش از اين جنايت را فاش كرد.

به گزارش خبرنگار ما، عصر پنجشنبه 26 مهر، زني هراسان با مراجعه به اداره آگاهي كرج از ناپديدشدن مرموز دختر 16 ساله اش خبر داد.
زن جوان به مأموران گفت: آن روز صبح مثل هر روز به محل كارم كه در يك شركت خدماتي است رفتم اما عصر وقتي به خانه بازگشتم متوجه غيبت دخترم ليلا شدم. با نگراني به هر جا كه احتمال مي دادم دخترم به آنجا رفته باشد سر زدم اما هيچ اثري از او نبود. حال آنكه دختر 10 ساله ام نيز صبح در خانه بود اما او هم متوجه زمان خروج خواهرش نشده بود.
پس از طرح اين شكايت، محمد حسيني رازليقي، بازپرس كشيك قتل، به گروهي از كارآگاهان دايره جنايي كرج مأموريت داد تا با انجام تحقيقات گسترده، سرنوشت دختر 16 ساله را مشخص كنند.
كارآگاهان در بررسيهاي خود متوجه شدند مادر ليلا، 18 ماه قبل با وجود مخالفتهاي شديد دو دختر خود، با يكي از رانندگان محل كارش به نام صباح آشنا شده و بعد هم به عقد او در آمده است. با به دست آمدن اين سر نخ، بازپرس جنايي دستور بازداشت ناپدري را صادر كرد اما وقتي مأموران به محل كار او رفتند متوجه شدند او از روز پنجشنبه به طرز مشكوكي ناپديد شده است. از سوي ديگر بازپرس حسيني كه به رفتارهاي خواهر 10 ساله دختر گمشده مشكوك شده بود به تحقيق از او پرداخت.

خواهر ليلا كه بشدت ترسيده بود ابتدا منكر اطلاع از سرنوشت خواهرش شد، اما در ادامه لب به سخن گشود و گفت: روز پنجشنبه من و ليلا در خانه بوديم كه ناپدري مان به خانه آمد.
او گفت سرش درد مي كند و از من خواست برايش از داروخانه قرص بگيرم. چند دقيقه بعد كه به خانه آمدم صداي ليلا نمي آمد. خيلي ترسيدم. وقتي وارد اتاق شدم ناپدري ام را ديدم كه فرشي را روي دوش خود انداخته و قصد داشت از خانه خارج شود. وقتي او از در خانه بيرون مي رفت متوجه پاي ليلا شدم كه از گوشه فرش بيرون افتاده بود. صباح كه متوجه حضورم شده بود با عصبانيت به طرفم آمد و تهديدم كرد اگر در اين باره حرفي بزنم مرا هم مي كشد.
با اعترافهاي دختر 10 ساله، بازپرس جنايي به كارآگاهان مأموريت داد تا با تحت نظرگرفتن پاتوقهاي مرد راننده، او را دستگير كنند كه سرانجام خانه پدري مرد فراري در حوالي خرمدشت شناسايي شد.
ساعت يك بامداد 3 آبان كارآگاهان صباح را هنگام ورود به خانه پدرش شناسايي و دستگير كردند كه متهم پس از انتقال به اداره آگاهي بلافاصله از سوي بازپرس حسيني تحت بازجويي قرار گرفت.
با اعترافهاي مرد جنايتكار، كارآگاهان سپس همراه بازپرس جنايي به محل دفن جسد رفته و در جستجويي يك ساعته موفق به كشف جسد شدند.
با توجه به تناقض گوييهاي متهم، بازپرس جنايي دستور بازسازي صحنه قتل از سوي صباح را صادر كرد.
بدين ترتيب، ديروز بازپرس حسيني همراه كارآگاهان پليس آگاهي متهم را به محل جنايت در محمد شهر كرج منتقل كردند كه او در جريان بازسازي صحنه قتل مجبور به افشاي انگيزه اصلي اش از جنايت شد.
ناپدري سنگدل به بازپرس حسيني گفت: روز حادثه براي برداشتن شناسنامه ام به خانه فاطمه رفتم. وقتي با ليلا تنها شدم وسوسه هاي شيطاني به سراغم آمد و به سوي دختر خوانده ام حمله كردم. ليلا در برابر خواسته من مقاومت و شروع به داد و فرياد كرد و من هم براي اينكه او را ساكت كنم با دستانم گلويش را فشار دادم كه وقتي به خود آمدم متوجه شدم او ديگر نفس نمي كشد.
با اعترافهاي صباح، مأموران همدست او را نيز دستگير كردند كه او در بازجوييها با اعتراف به جرم خود گفت: من معتاد به مواد مخدر هستم. روز حادثه پس از مصرف كراك از حالت طبيعي خارج شده و با صباح همكاري كردم.
همدست متهم اصلي پرونده اضافه كرد: هنگام پرت كردن جسد به داخل دره متوجه انگشتر طلاي او شدم و به دليل اينكه براي تهيه مواد مخدر نياز به پول داشتم آن را سرقت كردم.
با اعترافهاي ناصر، بازپرس جنايي، دو متهم را با قرار بازداشت روانه زندان كرد. |