تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
عشقستان
ورزشی
هنری
سوسه
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-11-08
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 17آبان ماه 1386

[ حوادث ]
 * جزئيات جديدي از قتل دختر 16 ساله ؛ ناپدري راز جنايت سياه را فاش كرد
 * دستگيري آدم رباهاي تهراني در مشهد
 * گفت و گو با يك زنداني ؛دختري كه جوان 25 ساله را ربود
 * دستگيري سارق حين ارتكاب جرم
 * هلاكت 2 شرور مسلح در مرز تايباد
 * زورگير تبر به دست دستگير شد
 * «نارفيق» آدمكشي را گردن گرفت
 * كشف جنين 7 ماهه در تهران
 * بي احتياطي هنگام حفاري چاه، مرگ دو مقني را رقم زد
 * اختلاف بر سر ازدواج مجدد با قتل پايان يافت
 * جراحي دختر 8 پاي هندي با موفقيت پايان يافت
 * ازدواج پيرترين داماد حاشيه «بالتيك»
 * رانش زمين در مكزيك دهكده اي را دفن كرد

جزئيات جديدي از قتل دختر 16 ساله ؛ ناپدري راز جنايت سياه را فاش كرد

 

گروه حوادث- ماني قرباني: ناپدري سنگدل در نخستين بازجوييها با مطرح كردن ادعاهاي دروغين قصد داشت مسير تحقيقات را تغيير دهد اما در جريان بازسازي صحنه قتل سرانجام انگيزه اصلي اش از اين جنايت را فاش كرد.




به گزارش خبرنگار ما، عصر پنجشنبه 26 مهر، زني هراسان با مراجعه به اداره آگاهي كرج از ناپديدشدن مرموز دختر 16 ساله اش خبر داد.
زن جوان به مأموران گفت: آن روز صبح مثل هر روز به محل كارم كه در يك شركت خدماتي است رفتم اما عصر وقتي به خانه بازگشتم متوجه غيبت دخترم ليلا شدم. با نگراني به هر جا كه احتمال مي دادم دخترم به آنجا رفته باشد سر زدم اما هيچ اثري از او نبود. حال آنكه دختر 10 ساله ام نيز صبح در خانه بود اما او هم متوجه زمان خروج خواهرش نشده بود.
پس از طرح اين شكايت، محمد حسيني رازليقي، بازپرس كشيك قتل، به گروهي از كارآگاهان دايره جنايي كرج مأموريت داد تا با انجام تحقيقات گسترده، سرنوشت دختر 16 ساله را مشخص كنند.
كارآگاهان در بررسيهاي خود متوجه شدند مادر ليلا، 18 ماه قبل با وجود مخالفتهاي شديد دو دختر خود، با يكي از رانندگان محل كارش به نام صباح آشنا شده و بعد هم به عقد او در آمده است. با به دست آمدن اين سر نخ، بازپرس جنايي دستور بازداشت ناپدري را صادر كرد اما وقتي مأموران به محل كار او رفتند متوجه شدند او از روز پنجشنبه به طرز مشكوكي ناپديد شده است. از سوي ديگر بازپرس حسيني كه به رفتارهاي خواهر 10 ساله دختر گمشده مشكوك شده بود به تحقيق از او پرداخت.




خواهر ليلا كه بشدت ترسيده بود ابتدا منكر اطلاع از سرنوشت خواهرش شد، اما در ادامه لب به سخن گشود و گفت: روز پنجشنبه من و ليلا در خانه بوديم كه ناپدري مان به خانه آمد.
او گفت سرش درد مي كند و از من خواست برايش از داروخانه قرص بگيرم. چند دقيقه بعد كه به خانه آمدم صداي ليلا نمي آمد. خيلي ترسيدم. وقتي وارد اتاق شدم ناپدري ام را ديدم كه فرشي را روي دوش خود انداخته و قصد داشت از خانه خارج شود. وقتي او از در خانه بيرون مي رفت متوجه پاي ليلا شدم كه از گوشه فرش بيرون افتاده بود. صباح كه متوجه حضورم شده بود با عصبانيت به طرفم آمد و تهديدم كرد اگر در اين باره حرفي بزنم مرا هم مي كشد.
با اعترافهاي دختر 10 ساله، بازپرس جنايي به كارآگاهان مأموريت داد تا با تحت نظرگرفتن پاتوقهاي مرد راننده، او را دستگير كنند كه سرانجام خانه پدري مرد فراري در حوالي خرمدشت شناسايي شد.
ساعت يك بامداد  3  آبان كارآگاهان صباح را هنگام ورود به خانه پدرش شناسايي و دستگير كردند كه متهم پس از انتقال به اداره آگاهي بلافاصله از سوي بازپرس حسيني تحت بازجويي قرار گرفت.
با اعترافهاي مرد جنايتكار، كارآگاهان سپس همراه بازپرس جنايي به محل دفن جسد رفته و در جستجويي يك ساعته موفق به كشف جسد شدند.
با توجه به تناقض گوييهاي متهم، بازپرس جنايي دستور بازسازي صحنه قتل از سوي صباح را صادر كرد.
بدين ترتيب، ديروز بازپرس حسيني همراه كارآگاهان پليس  آگاهي متهم را به محل جنايت در محمد شهر كرج منتقل كردند كه او در جريان بازسازي صحنه قتل مجبور به افشاي انگيزه اصلي اش از جنايت شد.
ناپدري سنگدل به بازپرس حسيني گفت: روز حادثه براي برداشتن شناسنامه ام به خانه فاطمه رفتم. وقتي با ليلا تنها شدم وسوسه هاي شيطاني به سراغم آمد و به سوي دختر خوانده ام حمله كردم. ليلا در برابر خواسته من مقاومت و شروع به داد و فرياد كرد و من هم براي اينكه او را ساكت كنم با دستانم گلويش را فشار دادم كه وقتي به خود آمدم متوجه شدم او ديگر نفس نمي كشد.
با اعترافهاي صباح، مأموران همدست او را نيز دستگير كردند كه او در بازجوييها با اعتراف به جرم خود گفت: من معتاد به مواد مخدر هستم. روز حادثه پس از مصرف كراك از حالت طبيعي خارج شده و با صباح همكاري كردم.
همدست متهم اصلي پرونده اضافه كرد: هنگام پرت كردن جسد به داخل دره متوجه انگشتر طلاي او شدم و به دليل اينكه براي تهيه مواد مخدر نياز به پول داشتم آن را سرقت كردم.
با اعترافهاي ناصر، بازپرس جنايي، دو متهم را با قرار بازداشت روانه زندان كرد.

  


دستگيري آدم رباهاي تهراني در مشهد

 

گروه حوادث- محمدزاده: پليس مشهد با دستگيري دو آدم ربا گروگانهاي آنها را آزاد كرد.




به گزارش خبرنگار ما، مدتي قبل فردي با مراجعه به مأموران پليس مشهد اظهار داشت: دو نفر از اعضاي خانواده وي توسط چند نفر در شهر ايوانكي در حومه تهران ربوده و به مشهد منتقل شده اند.
با اظهارات اين فرد تجسسهاي فني پليس براي رديابي آدم رباها آغاز كه در نهايت توسط مأموران كلانتري طبرسي مخفيگاه اين افراد شناسايي و مأموران با مجوز قضايي به اين محل عزيمت كردند.
بر پايه همين گزارش، درگيري نيروهاي پليس با آدم ربايان به فرار آنان منجر شد كه در ادامه و با سرعت عمل مأموران دو رباينده دستگير و هر دو گروگان نيز آزاد شدند.
آدم ربايان اختلافات ناشي از معاملات اشياي عتيقه را علت اصلي آدم ربايي عنوان كردند و تحقيقات بيشتر در اين خصوص ادامه دارد.

  


گفت و گو با يك زنداني ؛دختري كه جوان 25 ساله را ربود

 

* خجسته ناطق
آدم ربايي هم مانند همسركشي جرمي مردانه شمرده مي شود و معمولاً زنان كمتر از مردان مرتكب اين قبيل جرايم مي شوند و اگر هم دست به چنين كاري بزنند اغلب كودكان كم سن و سال را مي دزدند، اما ربودن يك پسر  25 ساله آن هم توسط يك دختر 22 ساله عجيب است.
در بند نسوان زندان وكيل آباد اين بار با دختر جواني به گفتگو مي نشينم كه به جرم آدم ربايي زنداني است:
* خودت را معرفي كن.
** من آزيتا متولد 1364 و ديپلمه هستم.
* به چه جرمي زنداني شدي و چند وقت است در زندان بسر مي بري؟
** به جرم آدم ربايي و همكاري با خلافكاران مدت سه سال است زنداني هستم.
* چرا مرتكب چنين جرمي شدي؟
** به خاطر پول و كسب استقلال.
* مگر خانواده ات فقيرند؟
** نه، مي خواستم خودم پولدار شوم و زندگي مستقلي تشكيل دهم.
* چرا ازدواج نكردي؟
** پدر و مادرم نگذاشتند، من پسرعمويم را دوست داشتم او هم به من علاقه مند بود، ولي پدر و مادرم با ازدواج ما مخالفت كردند، به همين دليل مي خواستم پولدار شوم و سپس با پسرعمويم زندگي مستقلي تشكيل دهيم.
* چطور شد به فكر آدم ربايي افتادي؟
** دو نفر كه نسبت دوري با ما داشتند اين پيشنهاد را دادند و چون پول خوبي وعده داده بودند پذيرفتم.
* چه مبلغي پيشنهاد داده بودند؟
** 70 ميليون تومان، گفتند تو اين جوان را اغفال كن و در اختيار ما بگذار ما از خانواده اش 400 ميليون تومان طلب مي كنيم و از آن مبلغ 70 ميليون تومان هم به تو مي پردازيم.
* چگونه او را اغفال كردي؟
** سر راه او قرار گرفتم و با او دوست شدم سپس به بهانه اي او را به ويلايي كه آن دو نفر اجاره كرده بودند بردم. در آنجا او را زنداني كرديم، بعد با خانواده اش تماس گرفتيم و در ازاي آزادي فرزندشان 400 ميليون تومان طلب كرديم.
* آن جوان چه مدت زنداني شما بود؟
** 13 روز، من روزها به ويلا مي رفتم و شب برمي گشتم.
* پدر و مادرت متوجه اين جريان نشدند؟
** به هيچ وجه، من به بهانه اينكه با دوستم درس مي خوانم و خودم را براي كنكور آماده مي كنم از منزل خارج مي شدم و حتي بعضي از شبها هم به خانه نمي رفتم.
* خانواده آن جوان در مقابل خواسته شما چه واكنشي نشان دادند؟
** ابتدا پذيرفتند و پول را تهيه كردند، ولي بعد پليس را در جريان گذاشتند و با رديابي تلفن، محل اختفاي ما را پيدا كردند.
* چگونه دستگير شديد؟
** ويلا را محاصره كردند، آمدند و ما را دستگير كردند.
* هر يك به چند سال زندان محكوم شده ايد؟
** رديف اول به 20سال، رديف دوم به 10 سال و من به 15 سال حبس محكوم شدم.
* آيا قبلاً به حبس و بند فكر كرده بودي؟
** نه، اصلاً فكر نمي كردم با خود مي گفتم چند روزي آن جوان را نگه مي داريم، پولي مي گيريم و بدون اينكه به او آسيبي برسانيم آزادش مي كنيم. البته ديدن فيلمهايي مثل تب سرد و سريال ناتاشا موجب تحريك من شده بود و خودم را جاي هنرپيشه نقش اول آن مي گذاشتم. ديدن اين گونه فيلمها مرا ماجرا جو كرده بود.
* وقتي دستگير شدي مادر و پدرت چه واكنشي نشان دادند؟
** خيلي عصباني و ناراحت شدند، پدرم هنوز هم با من قهر است، ولي مادرم گاهي به ديدنم مي آيد.
* از محيط زندان بگو، از اينجا چه تجربه اي اندوخته اي؟
** محيط زندان به درد جوانها نمي خورد، اينجا ما را درك نمي كنند، و زبان ما را نمي فهمند ما اكنون بايد بيرون در حال درس خواندن باشيم.
* چه كسي مقصر است؟ چه عواملي را موجب گمراهي خودت مي داني؟
** در وهله اول پدر و مادرم را، اگر اجازه مي دادند با پسرعمويم ازدواج كنم اين مشكلات پيش نمي آمد و سپس خودم را مقصر مي دانم كه به خاطر پول مرتكب چنين گناه بزرگي شدم.
* چه پيامي براي دختران همسن و سال خودت داري؟
** از جوانها مي خواهم سرگذشت ما را بخوانند و هرگز به اين قبيل مسايل فكر نكنند در ضمن با ديدن فيلمهاي آموزنده و خواندن كتابهاي مفيد سطح معلومات و آگاهي خود را بالا ببرند تا فريب افراد تبهكار را نخورند و مثل من در دام آنها گرفتار نشوند.

  


دستگيري سارق حين ارتكاب جرم

 

گروه حوادث: سارقي كه به يك مغازه دستبرد زده بود هنگام سرقت از يك ساختمان نيمه ساز دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما در پي شكايت صاحب يك مغازه در بولوار ايرج ميرزا مبني بر اينكه فردي وجوه نقد دخل مغازه اش را به سرقت برده و هنگام خروج سارق از مغازه، او را ديده است؛ پرونده اي در مجتمع قضايي شهيد قدوسي تشكيل و با دستور مقام قضايي. تحقيق مأموران كلانتري سجاد براي دستگيري وي آغاز شد.
بر پايه اين خبر در حالي كه تحقيق براي دستگيري متهم ادامه داشت، وي هنگام سرقت پنجره هاي آلومينيومي يك ساختمان در بولوار ايرج ميرزا با سرايدار ساختمان درگير شده و با اطلاع موضوع به كلانتري سجاد، مأموران متهم را دستگير كردند.
ادامه اين خبر حاكي است، مالك ساختمان مورد نظر با طرح شكايت خود گفت: تاكنون سه مرتبه آهن آلات ساختماني ام به سرقت رفته و اين بار سارق هنگام درگيري با سرايدار دستگير شده است.
متهم در بازجويي به سرقت از مغازه و منزل مورد نظر اعتراف كرد و به همراه پرونده در اختيار مقام قضايي قرار گرفت.

  


هلاكت 2 شرور مسلح در مرز تايباد

 

گروه حوادث- محمدزاده: دو نفر از اشرار مسلح در مرز تايباد به هلاكت رسيدند.




به گزارش خبرنگار ما، براساس اطلاعات رسيده مأموران هنگ مرزي تايباد در جريان ورود غيرمجاز چند نفر از قاچاقچيان و اشرار مسلح به داخل خاك كشورمان قرار گرفتند.
در ادامه مأموران با انجام اقدامهاي تأميني در محل عبور اين افراد كمين كرده و در زمان مناسب با آنان درگير شدند كه در پايان درگيري مسلحانه چهار نفر از اشرار دستگير و در پاكسازي از منطقه جسد دو نفر ديگر از آنان نيز كشف شد.
متهمان دستگير شده به منظور تحقيقات بيشتر تحويل مراجع قضايي شدند.

  


زورگير تبر به دست دستگير شد

 

گروه حوادث- زنجاني: فردي كه با تهديد تبر و چاقو اقدام به زورگيري كرده بود، شناسايي و دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، در پي شكايت يك موتورسوار مبني بر اينكه در بولوار سجاد مورد حمله سه سرنشين يك موتورسيكلت ديگر قرار گرفته و اين افراد با تهديد تبر و چاقو، موتورسيكلت او را به سرقت برده اند؛ پرونده اي در مجتمع قضايي شهيد قدوسي تشكيل شده و با دستور مقام قضايي، تحقيق مأموران تجسس كلانتري سجاد براي شناسايي و دستگيري متهمان آغاز شد.
بر پايه اين خبر، مأموران انتظامي با استفاده از اطلاعات دريافتي از شاكي، يكي از سارقان را به همراه موتورسيكلت مسروقه دستگير كردند و متهم مورد شناسايي شاكي قرار گرفت.
متهم با نظر مقام قضايي در اختيار اداره آگاهي قرار گرفت و تحقيق به منظور دستگيري دو همدست فراري وي ادامه دارد.

  


«نارفيق» آدمكشي را گردن گرفت

 

پسري كه اسير وسوسه هاي مالي شده و سر دوستش را بريد و پرايد او را دزديد، ديروز در دادگاه كيفري تهران محاكمه شد.به گزارش



ايسكانيوز، در نشست رسيدگي به اين پرونده كه ديروز در شعبه 74 دادگاه كيفري تهران به رياست قاضي«تردست» برگزار شد، ابتدا نماينده دادستان به تشريح كيفرخواست پرداخت: افشين 21 ساله، ظهر 15 فروردين امسال دوستش«ميثم» را در محور شهريار با كارد از پا در آورد و سپس پرايدش را دزديد.«صفرخاكي» ادامه داد:«افشين» ساعتي بعد در حالي كه داشت خون را از داخل خودرو مي شست رديابي و دستگير شد. اكنون با توجه به مدركهاي موجود، او از نظر دادسرا گناهكار است و برايش اشد مجازات مي خواهم.سپس پدر و مادر داغدار در جايگاه قرار گرفتند و براي قاتل پسرشان حكم مرگ خواستند.
نوبت به دفاع مجرم كه رسيد، او جنايت را گردن گرفت و گفت: سه سال بود كه با ميثم دوست بودم. پرايد را قسطي خريده بود و به پول احتياج داشت.وي افزود:چند روز قبل از جنايت 250 هزار تومان پول به ميثم قرض دادم.آن روز سياه در حالي كه مشروب خورده و بد جوري مست بودم سراغش رفتم و پولم را خواستم. نمي دانم چه شد كه داخل ماشين با هم درگير شديم.نارفيق اضافه كرد: چهار ضربه با چاقو به گردنش زدم، جنازه را كنار خيابان انداختم و رفتم اما ترسيدم كه زنده مانده باشد! بنابراين برگشتم، جنازه را سر بريدم و رفتم. ساعتي بعد در حال شستن ماشين بودم كه دستگير شدم.
* قاضي تردست: جنازه را داخل خودرو سر بريدي؟
**افشين: نه، كارد را داخل پرايد به او زدم اما سرش را كنار خيابان بريدم.
با پايان اعترافهاي تكان دهنده مجرم،رئيس و چهار مستشار شعبه 74 وارد شور شدند تا با توجه به مدركهاي موجود در پرونده به انشاي رأي بپردازند.

  


كشف جنين 7 ماهه در تهران

 

با كشف يك جنين 7 ماهه، تحقيقات براي مشخص شدن عاملان اصلي اين جنايت آغاز شد.




به گزارش فارس، عصر روز 14 آبان سال جاري در ساعت 18، مأموران كلانتري باغ فيض در حين گشت زني در خيابانهاي اطراف اين محل از كشف يك جنين هفت ماهه متعلق به يك دختر با خبر شدند.
مأموران با حضور در صحنه دريافتند كه عده اي از شهروندان در نزديكي بلوار نيلوفر در لاي بوته هاي شمشاد يك جنين دختر هفت ماهه را كشف كرده اند.
جعفري، معاون دادسراي امور جنايي تهران درخصوص اين پرونده گفت: در حال حاضر چندين نفر به عنوان مظنونان اصلي اين پرونده دستگير شده اند اما هنوز سر نخ قطعي به دست نيامده است.

  


بي احتياطي هنگام حفاري چاه، مرگ دو مقني را رقم زد

 

دو مقني افغاني هنگام حفاري و در پي ريزش چاه قديمي، زير خروارها خاك مدفون شده و جان باختند.
به گزارش ايسنا، حدود ساعت 15 روز سه شنبه پانزدهم آبان ماه، دو كارگر مشغول حفاري چاهي در تالار «فرهنگيان» واقع در خيابان ابراهيمي- بلوار فردوس شرقي- بودند كه ناگهان ديواره چاه شكاف برداشت و فاضلاب انبار چاه قديمي و مجاور آن به داخل چاه در حال احداث وارد شد و همين موضوع منجر شد تا كارگران زير آوارها محبوس شوند.
با وقوع اين حادثه مقارن ساعت 38/15 دقيقه و در پي تماس با ستاد فرماندهي سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني تهران و گزارش سانحه، امدادگران ايستگاه 27 و امداد و نجات 3 به سرعت خود را به محل وقوع حادثه رسانده و با مشاهده گرفتار شدن دو كارگر داخل چاه، عمليات امدادي را آغاز كردند.
به اين ترتيب ساعتي از اين حادثه نگذشته بود كه آتش نشانان توانستند با استفاده از تجهيزات پيشرفته، خاكها را جابه جا و جسد دو كارگر كه زير آوارها جان خود را از دست داده بودند را خارج كنند.
بر اين اساس اجساد اين دو به نامهاي «غفور» 24 ساله و «حكيم» 27 ساله به پزشكي قانوني منتقل شد.
كارشناسان ايمني حاضر در محل، علت وقوع حادثه را بي احتياطي و مهارت نداشتن كارگران در كندن چاه اعلام كردند.

  


اختلاف بر سر ازدواج مجدد با قتل پايان يافت

 

گروه حوادث: مردي كه به دليل اختلافات خانوادگي همسرش را به قتل رسانده بود توسط مأموران پليس دستگير شد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي، در پي اطلاع مأموران انتظامي درخصوص به قتل رسيدن زني در حاشيه جاده يكي از روستاهاي تايباد بلافاصله مأموران پليس در محل حضور يافته و تحقيقات خود را در اين خصوص آغاز كردند.
بنا بر اين گزارش با توجه به شواهد و مدارك موجود و اظهارات همسايگان مقتوله مبني بر وجود اختلافات شديد خانوادگي بين اين زن و شوهرش، همسر اين زن به عنوان مظنون اصلي اين پرونده تحت تعقيب قرار گرفت.
بر اين اساس در حالي كه بيش از چند ساعت از كشف جسد نگذشته بود، مأموران پليس موفق شدند شوهر اين زن را كه به يك روستاي ديگر فرار كرده بود دستگير كنند.
در بازجوييهاي اوليه اين مرد به قتل همسرش با انگيزه اختلافات خانوادگي اعتراف و اظهار داشت: با توجه به انجام ازدواج دوم، با همسرم دچار اختلافات شديدي شده بودم و در روز حادثه در حالي كه با موتور سيكلت در حال عزيمت به روستا بوديم همسرم بار ديگر در اين خصوص با من به بحث و جدل پرداخت.
وي افزود: من كه ديگر تاب و تحمل اين وضع را نداشتم در يك لحظه موتورسيكلت را در حاشيه جاده متوقف كردم و با انداختن همسرم به روي زمين با دستانم آنقدر گلوي او را فشردم تا بر اثر خفگي جان خود را از دست داد.
اين متهم ادامه داد: پس از به قتل رساندن همسرم جسد او را در حاشيه جاده رها كرده و به روستايي در نزديكي محل زندگي ام گريختم تا اينكه توسط مأموران پليس دستگير شدم.
متهم براي سير مراحل قانوني تحويل مقامات قضايي شد.

  


جراحي دختر 8 پاي هندي با موفقيت پايان يافت

 

آسوشيتدپرس: عمل طاقت فرساي برداشتن پاهاي اضافي يك دختر دو ساله هندي كه با هشت پا متولد شده بود پس از 24 ساعت با موفقيت پايان يافت.
«لاكشمي»، دختر دو ساله هندي براي عده اي در روستايش در هند نماد يكي از خدايان اين كشور بوده است. وي در رحم مادر با جنيني دوقلو رشد يافته بود كه رشد جنين ديگر در رحم مادر متوقف شده و جنين باقيمانده دستها، پاها، كليه ها و ساير اجزاي جنين رشد نيافته را جذب خود كرد.
دكتر «شاران پاتيل» در بيمارستاني در جنوب «بنگلور» گفت كه تيمي متشكل از 30 پزشك اندام اضافي را جدا كرده و ساير ارگانهاي حياتي بدن وي را نجات داده اند.
رئيس تيم جراحي افزود: عمل جراحي بسيار بيشتر از آنچه كه انتظار داشتم موفقيت آميز بود.
وضعيت «لاكشمي» در هنگام تولد بسيار پيچيده بود. وي با چهار كليه، اعصاب در هم پيچيده، دو حفره شكمي و دو حفره سينه اي متولد شده بود و در طي اين دو سال نتوانسته بود بايستد يا راه برود.
رئيس تيم پزشكي اعلام كرده كه سخت ترين قسمت عمل، ترميم لگن دختربچه بوده كه آن قسمت نيز با موفقيت كامل انجام شده است.
در دهكده هاي هندي، زماني كه اين گونه كودكان متولد مي شوند مردم آنها را نشانه اي از خدايان هندي مي دانند و اين دختر را نيز با خداي ثروت در هند كه داراي چهار دست است مرتبط كرده بودند.
والدين اين دختر پس از اينكه چند بار عده اي قصد خريد وي را داشتند دختر خود را پنهان كرده بودند.
خرج عمل جراحي را به اين علت كه خانواده دختر توانايي آن را نداشته اند خود بيمارستان پرداخت كرده است.

  


ازدواج پيرترين داماد حاشيه «بالتيك»

 

ايسكانيوز: مرد 102 ساله ليتواني تبار با زن 76 ساله اي ازدواج كرد و كهنسال ترين داماد حاشيه درياي «بالتيك» لقب گرفت.
«استانيسلوواس گريگاس» 1992 ميلادي همسرش را از دست داد و حسابي تنها شد.
پيرمرد وقتي فهميد«بروني ميكوتيني»كه از 35 سال پيش او را مي شناخت بيوه شده به فكر تجديد فراش افتاد.
بابابزرگ، احساس مي كرد زن 76 ساله مي تواند همسر مناسبي برايش باشد؛ بنابراين پيشنهاد ازدواج داد و «بله» گرفت.
«استانيسلوواس» و«بروني» ديروز خيلي ساده با حضور نوه و نتيجه ها به عقد هم در آمدند و زندگي مشتركشان را آغاز كردند. نوعروس مي گويد: شوهرم با وجود سن بالا، عقل سالم و حافظه بسيار قوي دارد.
چندي پيش نيز مرد 106 ساله و زن 81 ساله چيني پيمان زناشويي بستند و كهنسال ترين عروس و داماد دنيا لقب گرفتند.براساس تازه ترين آمار، مسن ترين داماد ليتواني، پيشترمردي 84 ساله بود كه 1986 ميلادي ازدواج كرد.
همچنين كهنسال ترين عروس اين كشور80 ساله بود كه 1991 ميلادي به خواستگار سمج «بله» گفت.

  


رانش زمين در مكزيك دهكده اي را دفن كرد

 

رويترز: نيروهاي ارتش مكزيك روز سه شنبه جستجو براي قربانيان يك رانش عظيم زمين را كه باعث ناپديدشدن يك دهكده شده است، آغاز كردند.




ديواري از آب و گل با طولي حدود 800 متر يكشنبه شب روستايي را به زير چند تن گل ولاي و سنگ دفن كرد. تاكنون جسد 3 نفر از جمله يك زن پيدا شده است.
«كارولينا هرناندز» دختر 16 ساله اي از اهالي دهكده مي گويد: «صدا مانند فرود يك بالگرد بود. پدر و دو خواهر كوچكتر من نيز كشته شده اند.»
اين توده عظيم قبل از ريخته شدن در يك رودخانه، ردي قهوه اي رنگ را از خود در تپه هاي سبز منطقه «چياپاس» به جا گذاشته است. غواصان نيز در رودخانه در حال جستجو براي يافتن اجساد ديگري هستند.
مقامهاي محلي اعلام كرده اند كه تعداد تلفات مي تواند به 30 نفر هم افزايش يابد.
خبر اين حادثه به علت دورافتاده بودن آن كمي دير در سراسر جهان منتشر شده است. بارانهايي كه باعث سايش سطح زمين شده است هنوز هم بعضي مناطق ايالت تاباسكو را زير آب دارد و تاكنون هم باعث تخليه حدود 800 هزار نفر در بزرگترين حادثه طبيعي مكزيك شده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com