|

گلابي 1600 تومان
پرتقال 2000 تومان
نارنگي 1300 تومان
سيب 1500 تومان
خرمالو 1200 تومان و...
عجب شهرفرنگي است اين بازار ميوه، از اين سر شهر تا آن سر شهر كه هيچ، از اين مغازه تا دو تا مغازه بالاتر قيمتها از زمين تا آسمان تفاوت دارد. اما همه اين ميوه فروشيها يك نقطه مشترك دارند و آن گراني ميوه است.
با نگاهي گذرا به برچسبهاي قيمت ميوه فروشيها در نقاط مختلف شهر، شاهد هستيم هرچه از خيابانهاي شمال شهر به سمت مناطق مركزي و پايين مي رويم، قيمتها كمتر ميشود، اما اندازه ميوه ها نيز كوچك و كوچكتر مي شود. بنابراين پايين تر بودن قيمت ميوه در اين مناطق هم قابل توجيه نيست.
گراني ميوه مسأله بغرنجي است كه اين روزها در اقصي نقاط كشور به چشم مي خورد و شهروندان كلانشهرها به خصوص شهرهاي بزرگي چون تهران و مشهد با شدت بيشتري با آن روبرو هستند.
*گلايه مردم از گراني ميوه
در يكي از مناطق شمالي شهر آقايي كه چند پلاستيك از ميوه هاي گوناگون خريده و شاگرد ميوه فروشي مشغول انتقال آنها به خودرو اين شهروند هست، درباره وضعيت بازار ميوه به خبرنگار ما مي گويد: هيچ ثباتي در بازار ميوه وجود ندارد. همين طور كه مي بينيد، در اين خيابان 8-7 مغازه ميوه فروشي كنار هم قرار دارد، اما شما دو تا مغازه را نمي بينيد كه قيمت ميوه هايي را كه عرضه كرده، يكسان باشد و يك ميوه با كيفيت يكسان، گاهي تا 200- 300 تومان اختلاف قيمت دارد.
خانم و آقاي مسني كه در حال سفارش دادن ميوه هستند نيز مي گويند: در حال حاضر كه ميوه اين قدر گران شده، خدا به داد مردم برسد؛ چند هفته ديگر كه شب «چله» است اصلاً نمي شود ميوه خريد. بنده خدا اين جوانهايي كه قرار است شب چله اي ببرند!
مشتري ديگري كه كنار آنان ايستاده و به صحبتهايشان گوش مي دهد، اظهار مي دارد: حاج آقا اينها همه ترفند اين ميوه فروشيهاست. از حالا شروع كردند روزي 50- 100 تومان قيمتها را اضافه كردن تا شب يلدا مردم از قيمتهاي بالا شوكه نشوند!
شهروند ديگري در پاسخ به سؤال خبرنگار ما درباره گراني ميوه، با لبخند اظهار مي دارد: مگر ميوه گران است! ما با اين حقوقي كه مي گيريم جرأت نمي كنيم دور و بر ميوه فروشي برويم. به همين خاطر از قيمتها هم درست و حسابي خبر نداريم.
خانمي كه مشغول چانه زدن با ميوه فروش محل خود است نيز مي گويد: چرا هيچ نظارتي به بازار ميوه نمي شود، دو نوع ميوه خريدم روي هم 3 كيلو هم نمي شود، 4 هزار تومان پول دادم. از همه بدتر، قيمت گوجه فرنگي است كه يك دفعه اي اين قدر گران شده و به هر كيلو 800 تا 1200 تومان رسيده است.
يك شهروند ديگر نيز اظهار مي دارد: براي من جالب است ميوه اي مثل موز كه از كشورهاي ديگر مي آيد از ميوه هاي توليد داخلي ارزان تر است. اين هم ظاهراً نوعي حمايت از توليد كننده داخلي است!
وي مي افزايد: البته مسأله مهم اين است كه ميوه هايي كه به اين گراني عرضه مي شوند، آن را به ناچيزترين قيمت از كشاورز مي خرند و اين وسط سودها به جيب دلالها مي رود.
*فروشنده ها؛ ما هم گران مي خريم
به سراغ ميوه فروشيها كه مي رويم، آنها هم از وضعيت موجود ناراضي هستند.
يكي از ميوه فروشها درباره عرضه ميوه با قيمتهاي مختلف در ميوه فروشيها مي گويد: هر كسي در ميدان بار از يك نفر خريد مي كند و قيمت عرضه ميوه در ميدان هم متفاوت است.
وي مي افزايد: اگر قيمت ميوه اي كه من عرضه مي كنم ارزان تر از مغازه بغلي است، به اين دليل است كه من مغازه مال خودم است، ولي آن همكارم هر ماه اجاره سنگيني پرداخت مي كند و بي ترديد اين را بايد طوري جبران كند، بنابراين روي قيمت ميوه مي كشد.
فروشنده اي ديگر با كمي دلخوري درباره گراني ميوه عنوان مي كند: نگاه كنيد همين خانم كه كلي با من به خاطر خريد يك كيلو ميوه كه 800 تومان شده بود بحث كرد، آن چيپسي كه دست بچه اش بود را خيلي راحت 400 تومان پول داده، بدون اين كه از گراني آن ناراحت باشد. در حالي كه تمام آن چيپسي كه در پاكت است يك دانه سيب زميني هم نمي شود. حالا اگر من بگويم سيب زميني كيلويي 800 تومان است، كلي سر و صدا مي كند.
وي مي افزايد: من نمي خواهم از گراني بازار ميوه دفاع كنم، اما حرف من اين است كه گاهي مردم ما براي چيزهايي كه حاشيه است راحت تر پول خرج مي كنند تا چيزهايي كه اصل و براي زندگي مهم است.
يكي ديگر از كسبه نيز درباره گراني ميوه مي گويد: وقتي گران مي خريم، مجبوريم گران بفروشيم. اما عرضه ميوه، به انصاف هر كس بستگي دارد.
وي مي افزايد: من كاسب كه نمي توانم در تنظيم بازار نقش داشته باشم. اين وظيفه مسؤولان است كه نظارت كنند و سرچشمه اين گراني را بيابند.
*پيدا كنيد پرتقال فروش را!
بعد از شنيدن صحبتهاي فروشندگان و خريداران و ابراز ناراحتي هر كدام از اين قشر از بالا بودن قيمتها، سراغ مسؤولان را گرفتيم تا دليل اين نابساماني قيمت ميوه را از آنان جويا شويم.
اما پس از يك روز تلاش بي ثمر و تماس با افراد مختلفي كه هر مسؤول، نفر بعدي را معرفي مي كرد تنها توانستيم يك دفتر تلفن از مسؤولان مختلف وزارت بازرگاني تهيه كنيم كه البته به اين نتيجه هم رسيديم كه اين نابساماني بازار ميوه خيلي مسأله عجيب و نامتعادلي نيست!
وقتي در يك وزارتخانه حتي روابط عمومي هم نمي داند اين مسأله به چه كسي مربوط مي شود و هر كدام ديگري را مسؤول كار مي داند، بي ترديد توافق نظري براي نظارت بر اين آشفته بازار ميوه نيز وجود نخواهد داشت.
*منور ميرشجاعان |