|

آخرين ماه سهميه بندي بنزين در دوره اول را پشت سر مي گذاريم، به طور طبيعي بايد سهميه بنزين بسياري از خودروها تمام شده و آنها از حركت باز ايستند و در پي آن ترافيك خيابانها حداقل در اين يك ماهه كاهش يابد، اما چيزي كه اين روزها هويداست بازگشت ترافيك به خيابانها و در برخي موارد حتي تشديد ترافيك در كلانشهرهاست.همين مسأله باعث شده بسياري از سياستگذاران عرصه هاي شهري، اقتصادي و حتي عرصه سهميه بندي سوخت به تكاپو بيفتند و در پي دلايل اين ترافيك و چاره جويي آن برآيند.اولين مطلبي كه به ذهن خطور مي كند و البته زياد هم منطقي به نظر نمي رسد اين است كه سهميه اختصاص داده شده به خودروها بيشتر از نيازشان بوده و مردم همانند گذشته با گردش در خيابان حتي در موارد غيرضرور بنزين مصرف مي كنند.اين تلقي از آنجا غيرمنطقي نمود پيدا مي كند كه در حال حاضر اكثر كارتهاي سوخت خودروهاي شخصي به عدد صفر نزديك شده و مقدار باقي مانده كه عدد كوچكتري از 50 است براي روز مبادا ذخيره شده است.
دومين گمانه مي تواند فروش سوخت از سوي خودروهاي عمومي باشد كه خيلي غيرمنطقي نيست، زيرا عموم مردم و حتي مسؤولان به اين نتيجه رسيده اند كه بخش زيادي از بنزين آزاد موجود در بازار از اين محل تأمين مي شود.توزيع كارت فروش بنزين در ظرفهاي 20 ليتري و تحويل در محل به طور قطع نمي تواند بر پايه كارت سوخت چند خودروي شخصي پارك شده در پاركينگ منازل باشد.اما حتي در صورت صحت اين خبر نمي توان معادله ترافيك را حل كرد زيرا كمتر كسي حاضر است بنزين ليتري 500 تا 600 تومان را صرف گرفتاري در ترافيك كند. به هر صورت آن طور كه شواهد نشان مي دهد خودروهاي شخصي به هر طريق كه شده بنزين مورد نياز خود را تهيه مي كنند و اكنون در خيابانها هستند، اما پرسش اساسي اين است كه چرا اين همه خودرو، حتي بيش از اجراي طرح سهميه بندي در خيابانها به چشم مي آيد؟ همان طور كه بسياري از شهروندان طي ماه هاي اخير با آن به طور ملموس سر و كار داشته اند، با وجود تدابير دولت براي عدم عرضه بنزين آزاد به منظور جلوگيري از اثرات آن بر تورم، اثرات تورمي سهميه بندي بنزين در بازار نمايان شد و كرايه خودروهاي شخصي، آژانس و حتي تاكسي ها افزايش يافت.اگر چه دولت و دستگاه هايي مانند شهرداريها و سازمانهاي تاكسيراني و... كوشيدند با توسعه حمل و نقل عمومي بر معضل گراني حمل و نقل درون شهري غلبه كنند، اما از آنجا كه اين حركت بسيار كند و نامتناسب با نياز جامعه بود نتوانست پاسخگوي تقاضاي سفرهاي درون شهري باشد و باز عرصه به دست مسافربرهاي شخصي افتاد.
افزايش كرايه حمل و نقل درون شهري به اندازه اي شد كه براي بسياري از افراد استفاده از وسيله نقليه شخصي را حتي با خريد بنزين به قيمت 500 تا 600 تومان نيز مقرون به صرفه نمود و بسياري با اندك محاسباتي به اين نتيجه رسيدند كه چنانچه در طول مسير چند مسافر را هم جا به جا كنند، هزينه ها سر به سر خواهد شد.اين مسأله كه طي چند ماه تجربه مردم حاصل شد، آنها را به استفاده از خودروي شخصي ترغيب كرد و از طرف ديگر افزايش كرايه ها، بسياري از كساني را كه از خودروي خود استفاده شخصي مي كردند براي بهره برداري از اين بازار به خيابانها كشاند و اين گونه شد كه اكنون خيابانها حتي شلوغتر از گذشته شده است.
اما آيا اين معما راه حلي هم دارد؟ بسياري از كارشناسان بر اين باورند كه دولت و دستگاه هاي مسؤول بايد چنان سطح حمل و نقل عمومي را افزايش دهند كه افزايش غيرقانوني كرايه ها در آن گم شده و مردم به سيستم حمل و نقل درون شهري ارزان و مناسب در تمام ساعات شبانه روز دسترسي داشته باشند، در اين شرايط استفاده از خودروي شخصي حتي با بنزين ليتري 100 تومان هم مقرون به صرفه نيست و خود به خود معماي ترافيك حل مي شود.از سوي ديگر فروش بنزين با قيمت آزاد، دست مالكان خودروهاي عمومي در فروش بنزين را بسته و آنها را وادار مي كند با استفاده از بنزين سهميه اي به حمل مسافر پرداخته و سودي بيشتر از فروش كه در آن شرايط مشتري چنداني نخواهد داشت كسب كنند و اين نيز خود به خود چرخه حمل و نقل مسافر و بار را تسهيل و تسريع مي كند.
از طرفي سخن از كاهش مصرف بنزين گفتن و توليد يك ميليون خودرو در مقابل خروج احتمالي حداكثر 150 هزار خودروي فرسوده كه حداقل 50 درصد آنها قبلاً هم از رده خارج شده بودند، زياد منطقي به نظر نمي رسد، آن هم در شرايطي كه توقف طولاني مدت در صفهاي جايگاه هاي CNG امان مردم را بريده و حتي خود به عاملي براي نارضايتي مردم از تصميم گيري مسؤولان تبديل شده است.در نهايت اگرچه به طور قطع مردم و مسؤولان اجراي سهميه بندي بنزين را امري ضروري براي جلوگيري از اتلاف بي رويه انرژي و يارانه هاي دولتي عنوان مي كنند و جز در مورد ميزان سهميه يا شيوه سهميه بندي اختلاف نظري ندارند، اما به نظر مي رسد شيريني اين طرح مثبت با نبود زيربناها و زيرساختهاي لازم چه از بعد حمل و نقل عمومي و چه از بعد سوختهاي جايگزين به كام مردم با تلخي گراييد و اكنون واكنش اين تلخي مي رود تا با بازگشت دوباره ترافيك به خيابانها كام مسؤولان تصميم گير را نيز تلخ كند و كاستيهاي موجود در راه اجراي يك طرح بزرگ را گوشزد نمايد. |