|
*دكتر مجيد صفا تاج*
نهاد فرزندان آدم را با انس و الفت سرشته اند. انسان در انزواي فرديت بستر خويش، تكواژه اي را مي ماند، بريده از گذشته و آينده!
آدميان در پهنه جغرافياي زمين، آنگاه كه از جبر بگريزند و جامعه را رها كنند، به كشف هويت واقعي خويش قادر نيستند. جوانه هاي عقل و عرفان، حماسه هاي شجاعت و ايثار و جلوه هاي خلاقيت و نبوغ، آنگاه در پهنه زندگي فرزندان آدم به ظهور پيوسته و تجلي يافته است كه آنان، جمع نوين نظم و نظام و قانون و نظارت و مسؤوليت را پذيرفته اند.
قرآن مجيد در آيه 13 سوره حجرات مي فرمايد: «و جعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفوا...»؛ «آنگاه شما را شعبه هاي بسيار و فرقه هاي مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد...»
آري، جمع و جامعه است كه به انسان هويت قابل شناسايي مي دهد و در اين اجتماع، آدمي براي تعليم و تعلم و رشد و تكامل قابليت مي يابد. چنين است كه پيامبران، هماره در ميان اقوام و جوامع مبعوث شده اند و در قرآن، بدويت و دوره اي از تمدن اجتماعي مورد نكوهش قرار گرفته است.
با اين همه، اجتماع و زندگي اجتماعي، گاهواره تكامل و پيشرفت و اقتدار و زمينه تبلور ارزشهاي اخلاقي و هنري و معرفتي انسان، مشكلات ويژه اي را براي او به وجود آورده است. طمع، تجاوز، خودخواهي، خود طلبي، سلطه جويي، حسد و تضاد منافع افراد با يكديگر، همه و همه در زندگي اجتماعي مجال بروز مي يابند. وجود اين نقيصه ها، همراه با ارزشهاي زندگي جمعي، از ديرزمان مورد توجه نخبگان، نظريه پردازان، سياستمداران و حاكمان جوامع بوده است.
با اين وضعيت، يا بايد يكسره از منافع زندگي اجتماعي چشمپوشي كرد و يا براي دردهاي سنگين و تحمل ناپذير آن، درماني انديشيد. بشر، به اتكاي نيروي خالق انديشه خود (اگر نگوييم راهنمايي خداوند و انبيا) راه دوم را برگزيده است. چنانچه هر انسان به هنگام بيماري تن، به جستجوي طبيب و دارو مي پردازد و تن به مرگ نمي سپارد.
گريز از جامعه و زندگي اجتماعي، يعني نابودي هويت واقعي انسان و مرگ معنوي او و هدر رفتن استعداد خدادادي وي. از اين روست كه جامعه گريزي، حتي در شكل ديرنشين و رهبانيت، از سوي خداوند رد شده و دعوت به انزوا و كناره گيري در برخي از مكاتب، بدعتي ضد بشري معرفي شده است. اين امري است كه در آيه 27 سوره حديد نيز مورد تأكيد قرار دارد.
بنابراين بايد به جاي فلسفه بافي و مسؤوليت گريزي، به حل دشواريها و رفع نقايص و بحرانهاي قهري زندگي اجتماعي پرداخت و ناگزير انسانها به اين مهم انديشيده و هنوز هم مي انديشند. نظم، در پرتو قانون و مديريت و حكومت، راه حل نهايي شناخته شد. فرزندان آدم دريافتند كه تنها در صورتي مي توانند به آزادي دست يابند و سپس خود و جامعه خويش را به اقتدار برسانند كه با وضع قوانين و مقررات و پذيرش نظارت و مسؤوليت و نوعي مديريت اجتماعي، اميال بي حد و حصر و روحيه تجاوزگري و فزون طلبي را در جامعه محدود كنند. قاعده اي مبتني بر طبيعت عالم تمدن و متناسب با مصلحت مردم كه همه افراد كشور از آن پيروي كنند.
يكي از اموري كه مي تواند در اين خصوص به اقتدار ملي جوامع كمك شاياني كند، مشاركت همگاني مردم در وضع قوانين براي امور اجرايي كشور و نيز پذيرش نظارت بر مديريت كشور است تا اعضاي جامعه از تعارضها و تجاوزهاي ديگران ايمني يافته و قدرت مردم در دفاع از ارزشهاي قومي، ملي و فرهنگي و نيز هدايت نيروهاي مردمي، به سمت سازندگي و كمال متمركز و استحكام يابد.
طبيعتاً بهترين و بديهي ترين امكان براي مردم كشور ما نيز شركت فعال در عرصه هاي گوناگون اجتماعي از جمله انتخابات است. در سال جاري، انتخابات مجلس شوراي اسلامي را پيش رو داريم. انتخاباتي كه زنگ آن توسط وزارت كشور در روزهاي اخير به صدا درآمد تا آنهايي كه استعداد و توان قانونگذاري و مسؤوليت پذيري و نظارت بر امور كشور را دارند، صادقانه و خالصانه آستين بالا زده و خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهند و كساني هم كه اين توانايي را در خود احساس نمي كنند، و يا به هر علتي از حضور در اين جايگاه معذورند، با شركت گسترده خود در انتخابات، حماسه ديگري را در انقلاب بيافرينند؛ حماسه اي كه فقط در پرتو مشاركت جمعي مردم در انتخابات، اقتدار ملي كشور را براي همه آحاد ملت ايران به ارمغان خواهد آورد. از اين فرصت اقتدارآفرين، غفلت نكنيم! |