تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
ورود آزاد
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-12-02
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 11آذر ماه 1386


اروپا و طناب پوسيده آمريكا

 

*قاسم غفوري*
پرونده هسته اي ايران از مسايل مطرح و مهم در معادلات جهاني است كه توجه بسياري از كشورها و سازمانهاي بين المللي را به خود جلب كرده است. بازيگران اين پرونده در چند طيف قرار مي گيرند: آژانس انرژي اتمي كه حل پرونده در آژانس و بسته شدن آن در شوراي امنيت را به دليل همكاريهاي مثبت ايران، امري الزام آور و حيثيتي براي خود قلمداد مي كند؛ كشورهايي نظير چين و روسيه كه قرار گرفتن در كنار جبهه ايران و حمايت از حقيقت را عامل ارتقاي جايگاه جهاني خود و راهي براي مقابله با زياده خواهي هاي آمريكا مي دانند؛ آمريكا و رژيم صهيونيستي كه همچون 29سال گذشته، توانايي پذيرش پيشرفتهاي ايران را ندارند و به هر نحو ممكن براي مقابله با آن تلاش مي كنند؛ كشورهاي اروپايي كه برخي از آنها نظير فرانسه و انگليس و آلمان تاحدودي در كنار آمريكا قرار گرفته اند و در نهايت، ساير كشورهاي اروپايي و بازيگران جهاني كه هركدام براساس خواسته ها و سياستهاي خود، نسبت به پرونده هسته اي كشورمان موضعگيري مي كنند، از بازيگران پرونده هسته اي ايران قلمداد مي شوند.
نكته قابل توجه در ميان بازيگران مذكور، عملكرد برخي كشورهاي اروپايي است كه با وجود آنكه آژانس انرژي اتمي و جهانيان بر حقانيت ايران در دستيابي به دانش صلح آميز هسته اي تأكيد دارند و سياستهاي غرب را خصمانه مي دانند، همچنان سياست دو گانه اي را عليه ايران اجرا مي كنند. هرچند اروپاييها نيز به مثبت بودن مذاكرات ايران و آژانس اعتراف دارند، اما برخي همراهي هاي آنها بويژه از جانب كشورهاي آلمان، انگليس و فرانسه با خواسته هاي آمريكا، ترديدهاي بسياري را در زمينه تلاش اروپا براي حل مسالمت آميز پرونده هسته اي ايران ايجاد كرده است.
ارزيابي كارنامه آمريكا در 29سال گذشته، حقيقت ضديت اين كشور با اساس جمهوري اسلامي ايران را آشكار مي سازد؛ لذا نمي توان از آمريكا براي حضور در جبهه حقيقت و پذيرش واقعيتهاي موجود در پرونده هسته اي ايران انتظاري را داشت، اما تحركات اين كشور براي حفظ همراهي اروپا در اين اهداف، نكته اي است كه به بازكاوي بيشتر نياز دارد.
اروپايي ها درحالي به همكاري با آمريكا در اين زمينه ادامه مي دهند كه استمرار اين همكاري آسيبهاي بسياري را براي اين كشورها به همراه دارد، حال آنكه آمريكا چندان لطمه اي را متحمل نمي شود. به عبارت ديگر، آمريكا با اتخاذ سياستي پنهان، تلاش دارد ضمن حفظ استيلاي خود بر اروپا، از دست يابي اين كشورها به منافعشان در ايران و عرصه هاي جهاني جلوگيري كند. اروپايي ها در همگرايي با آمريكا با چالشهاي بسياري مواجهند كه مي تواند در آينده هم استمرار يابد، حال آنكه تمام اين چالشها، چيزي جز نتيجه حركت در مسير خواسته هاي ايالت متحده نيست. براي مثال؛ 
1- اين حقيقت انكار ناپذير است كه ايران جاذبه هاي اقتصادي بسياري براي ساير كشورها دارد. اروپايي ها تاكنون ميلياردها دلار در ايران سرمايه گذاري كرده اند. اين درحالي است كه شركتهاي آمريكايي به خاطر سياستهاي سختگيرانه اين كشور، حضوري در ايران ندارند. همراهيهاي اروپا و آمريكا موجب ايجاد نگرشي منفي ميان ملت و دولتمردان كشورمان در قبال اين كشورها شده است؛ امري كه مي تواند به زمينه اي براي كاهش فعاليتها و نيز منافع آنان در ايران مبدل شود؛ آن هم در شرايطي كه همين كشورها از يك سو با فشار شركتهاي داخلي براي حضور در ايران مواجهند و از سوي ديگر، ساير كشورها نظير چين و روسيه به سرعت در بخشهاي اقتصادي ايران حضور مي يابند. يقيناً اين موضوع در اقتصاد اروپا تأثيرهاي منفي بر جاي خواهد گذاشت.
2- اروپاييها به خوبي آگاهند كه سياستهاي عدالت محورانه ايران موجب ارتقاي جايگاه آن در خاورميانه، آسياي مركزي و قفقاز و حتي در آمريكاي لاتين و آفريقا شده است. با توجه به جايگاه ارزنده ايران در اين مناطق، اروپايي كه تلاش دارد در اقصي نقاط جهان حضور داشته باشد، با اجراي سياستهاي خصمانه عليه تهران، با چالشهاي بسياري در اين مناطق مواجه خواهد شد، زيرا تمام اين كشورها بر حقانيت ايران براي دستيابي به دانش هسته اي تأكيد دارند. مهم آنكه اين كشورها عمدتاً از دارندگان منابع انرژي هستند كه همراهي تاريك آنها با اروپا در آينده نزديك، اروپاييان را با بحران انرژي مواجه مي سازد. بويژه آنكه روسيه نيز از حربه انرژي براي اعمال فشار بر اروپا استفاده مي كند و در اين شرايط، غرب چاره اي جز تأمين انرژي از ايران و ساير كشورها ندارد. اين درحالي است كه عملكردهاي كنوني اروپا، زمينه يك همكاري و تعامل دو جانبه را به شدت زير سؤال برده است.
3- اروپاييها بر اين باور بودند كه با حضور در پرونده هستهاي ايران مي توانند به ارتقاي جايگاه جهاني خود بپردازند. حقانيت ايران در همكاري با آژانس و تأييد صلح آميز بودن فعاليتهاي هسته اي آن، موجب شد جامعه جهاني نيز با نگرشي كاملاً مثبت به فعاليتهاي ايران بنگرد. در اين ميان، كشورهايي نظير چين و روسيه كه گهگاه در چارچوب حمايت از ايران حركت كردند، توانستند به ارتقاي جايگاه جهاني خود كمك كنند و كشورهاي ديگر در صف منتقدان جهاني قرار گرفتند. اكنون جامعه جهاني كشورهايي را كه با آمريكا و رژيم صهيونيستي همراهي مي كنند، كشورهايي كوچك مي دانند كه بدون استقلال به حمايت كوركورانه از ناقضان امنيت جهاني مي پردازند. در اين شرايط اروپاييها نه تنها نتوانسته اند به ارتقاي جايگاه خود در جهان دست يابند، بلكه با استمرار مواضع غير اصولي خود، به قدرتهايي مطيع و دست دوم مبدل شده اند كه جهان خواستار پاسخگويي آنهاست. جالب آنكه حتي ساير كشورهاي اروپايي نيز كشورهايي نظير آلمان، انگليس و فرانسه را محور اروپا نمي دانند و از آنها با نام متزلزل كنندگان استقلال اروپا در برابر آمريكا ياد مي كنند. 
4- نكته مهم آنكه آمريكا كه خود در عراق گرفتار شده، تلاش دارد اروپا را نيز از مسير توسعه باز دارد و به نوعي آن را مشغول تحولات جهاني نمايد. گرفتار كردن اروپا در افغانستان و سپس اجراي سياستهاي خصمانه در قبال ايران، از راهكارهاي آمريكا براي دوري اروپا از روند توسعه است، چنانكه اين كشورها به جاي بهره گيري از شرايط موجود براي توسعه، به طرح سياستهايي مي پردازند كه نتيجه اي جز ايجاد بحران در اروپا و تزلزل منافع اين كشورها در ساير نقاط جهان بويژه در ايران به همراه ندارد.
در مجموع مي توان گفت، اروپا با وجود استقلال و تأكيد بر اصل حضور فعال در معادلات جهاني، در مسيري قرار گرفته كه استمرار آن نه تنها دستاوردي براي آن ندارد، بلكه به تزلزل جايگاه آنها در عرصه جهاني و نيز از دست دادن منافع در ايران و بسياري از نقاط جهان منتهي مي شود. به عبارت ديگر، اروپا خواسته يا ناخواسته، بازي با طناب پوسيده آمريكا را اجرا مي كند كه نتايج مثبتي براي آن به همراه ندارد؛ درحالي كه با تغيير جهت و حركت در مسير خواست جامعه جهاني كه همانا پذيرش حقوق هسته اي ايران، بازگشت پرونده ايران به شوراي حكام و پايان سياستهاي خصمانه عليه آن است، مي تواند به جايگاهي جهاني دست يابد كه مسلماً منافع بسياري را براي آن به همراه خواهد داشت .

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com