|

از كوچه پس كوچه هاي حوالي مولوي، شوش، خيام و اتابك كه مي گذري زمان تو را به صد سال پيش مي برد، گاه گمان مي بري كه اين محله از لوكيشنهاي سينمايي است كه گهگاهي در آن فيلم ساخته مي شود، اما هر بار كه از دالانهاي طاق جنوبي، خانه هايي كه چند پله از سطح كوچه پايين ترند و ديوارهايي كه به بيرون خميده اند، بيرون مي آيي متوجه مي شوي كه زمان، دهه 90 شمسي است و اينجا تهران پايتخت كشور است و اين شهر توانسته چنين محله هايي را در لا به لاي بافت بازار خود بپوشاند و در خود هضم كند.
باوركردني نيست كه ديوارهاي تا كمر مرطوب، سقف بالاي سر چند خانواده باشند كه هر آن ممكن است بر سرشان فرو بريزد يا عابر كوچه را به ميهماني مرگ فرا بخواند. الان كه اولين بارشهاي پاييزي بر سر تهران باريده، نگران كودكاني هستم كه براي اينكه موتورسوارها جولان مي دهند، چسبيده به ديوار حركت مي كنند تا به مدرسه برسند.
آيا ديوارها فرو بريزد، دستي هست كه نجاتشان بدهد؟
اينجا لا به لاي اين ديوارهاي نمور و دالانهاي تاريك و كوچه هايي باريك كه جوي آب عميق و بزرگي از وسط آن گذشته، چيزهاي ديگري هم پنهان شده؛ اعتياد، فساد، فقر شديد و انواع جرايمي كه محيط را براي پرورش كودكان فردا ناامن و ناامن تر مي كند.
اينجا هنوز گنده لاتها بر محله رياست مي كنند و اگر غريبه باشي به راحتي مي توانند اذيتت كنند و نگذارند اينجا زندگي را ادامه بدهي. نه كتابخانه اي، نه پاركي، نه مهدكودكي، نه بازار روزي و نه فضاي تجاري مناسبي هست تا مردم منطقه احتياجهاي خود را از آن جا برآورده كنند.
اينجا بافت قديمي شهر تهران است.
البته نمي شود گفت كه چندان كاري هم انجام نشده، مثلاً شهرداريهاي منطقه براي جلب سرمايه گذاران داخلي براي تشويق به ساخت و ساز در بافت فرسوده تهران اقدامهايي كرده اند، به آنها قولهايي هم داده و آنها را هم جذب كرده اند، اما از اين پيشتر نرفت.
يعني اينكه سرمايه گذاران دعوت به كار شدند، چند واحدي هم ساختند سرمايه گذاران هم كه از سود در اين منطقه راضي به نظر مي رسيدند و اقدام به خريد ملكهاي ديگري براي ساخت و ساز كردند ناگهان با بخشنامه جديدي مواجه شدند كه به آنها اجازه ساخت و ساز ديگر را نمي داد. چگونه؟!
اطلسي، يكي از اين سرمايه گذاران است كه وارد صحنه شد و حالا نمي داند از اين معركه چگونه بيرون برود.
او مي گويد: نوسازي بافت فرسوده تهران خوابيده و شهرداري اجازه ساخت و ساز جديد نمي دهد.
او مي افزايد: شهرداري در پاسخ به ما كه با دعوت خودشان وارد عرصه شديم، مي گويد: طرح جديدي براي منطقه در دست تهيه داريم كه تا زمان تصويب آن طرح، اجازه هيچ ساخت و سازي داده نمي شود. اين در حالي است كه ما براساس طرح تفضيلي منطقه، مجوزهاي قبلي را گرفتيم و اقدام به ساخت و ساز هم كرديم، اما براي پروژه هاي جديد به مشكل برخورديم.
او اضافه مي كند: به دليل آشنايي با بخشنامه هاي خلق الساعه شهرداري قبل از خريد ملك پروژه هاي جديد، از رئيس نوسازي شهرداري منطقه تلفني پرسيدم كه هنوز اجازه ساخت و ساز هست كه پاسخ مثبت دادند و حالا كه بيش از 600 ميليون تومان صرف خريد سه خانه قديمي در اين مناطق كرده ام، اجازه ساخت نمي دهند و مي گويند بخشنامه جديد آمده است.
اطلسي يادآوري مي كند كه سال گذشته در و ديوار سازمان نوسازي شهرداري تهران واقع در پل كريمخان پر بود از تراكتها و پارچه هايي كه در آن از مردم خواسته بودند «مشاركت كنيد، تبعيت نكنيد».
آيا اين است معني مشاركت؟
محمدي، يكي ديگر از كساني كه به دعوت شهرداري تهران در ساخت و سازهاي منطقه شركت كرده، مي گويد: شهرداري منطقه 12 سال گذشته پلاكاردي زده بود كه در صورت مشاركت سرمايه گذاران در امر نوسازي بافت فرسوده تهران، تراكم يك طبقه به صورت رايگان محاسبه مي شود كه البته چنين چيزي محقق نشد، چون يك طبقه تراكم مازاد بر 4 طبقه باعث مي شد كه سرمايه گذار ناچار شود آسانسور بزند كه هزينه اش 5/1 برابر تراكم يك طبقه تمام مي شد. بنابراين هيچ كس استقبال نكرد، البته طبقه رايگان نيز هرگز داده نشد و تراكم را گرانتر نيز كردند.
وي مي افزايد: از آنجا كه قيمت زمين در اين مناطق نسبت به تمام مناطق تهران ارزانتر بود و در يك فرايند، ساخت و ساز شاخص بسيار مهمي تلقي مي شود و همچنين اولين پول و بزرگترين پولي است كه در ساخت و ساز پرداخت مي شود، سرمايه گذاران زيادي از آن استقبال كردند كه اگر دوباره مجوزها متوقف نمي شد الان كل منطقه در ساخت و ساز بود.
او با اشاره به اينكه بافت فرسوده تهران ديرزماني بيشتر طاقت نمي آورد و در صورت عدم ساخت و ساز ممكن است به تخريب و خداي ناكرده مجروحيت يا فوت كسي منجر شود، مي گويد: حالا ملكهايي كه خريديم روي دستمان مانده، به سازمان هم كه مي گوييم پاسخ مي دهند يا به ما بفروشيد يا به ديگران. از طرف ديگر شهرداري 100 تا 200 هزار تومان در هر متر ارزانتر از قيمت واقعي مي خرد و از طرف ديگر خواهان ديگري وجود ندارد يعني تا خريداران از شهرداري استعلام مي كنند و متوجه مي شوند كه اجازه ساخت و ساز نمي دهند از تصميمشان منصرف مي شوند.
اما گويا قضيه از قرار ديگري است؛ يعني يك مخالفت ساده نيست، اگرچه به گفته برخي از مسؤولان و همچنين سرمايه گذاران، يكي از دلايل ندادن مجوز، مخالفت سازمان ميراث فرهنگي با ساخت بناهايي با ارتفاع بيش از 9 متر است و دلايل ديگري نيز براي طراحي جديد معابر و در نظرگرفتن پارك، كتابخانه، مراكز خريد و درماني مي باشد، با اين حال گويا زمزمه ها از اين قرار است كه قرار نيست ساخت و سازها به مالك ها سپرده شود.
گفته مي شود شركتهاي انبوه سازي كه داراي گريد از وزارت مسكن هستند و بنيه مالي خوبي هم دارند وارد كار مي شوند و بصورت كلي و براساس يك نقشه واحد اقدام به ساخت و ساز مي كنند.
ندادن مجوز هم در حال حاضر به اين دليل است كه تا زمان گرفتن مجوزهاي لازم براي اين شركتها از شوراي اسلامي شهر و شهرداري، هيچ ساخت و سازي صورت نگيرد تا فضاي يكدست طرح آينده منطقه دچار ناهمگوني نشود. نظير اتفاقي كه در محل قبلي آپارتمانهاي نواب افتاد.
اما مسأله اي كه كمي نامربوط مي نمايد احتمال حضور و شركت خود شهرداري و سازمان نوسازي در اين ساخت و سازهاست به طوري كه شهرداري در حال حاضر به صورت محدود اقدام به خريد ملك در اين مناطق كرده يا آماده خريد اين گونه بناهاست.
مسؤول كميسيون عمران و توسعه شهري شوراي شهر تهران مي گويد: از تغيير و تحولاتي كه شما اشاره كرديد، خبري ندارم، اما بافت فرسوده تهران يكي از مهمترين مشكلات اين شهر به شمار مي رود و حدود يك ششم از واحدهاي مسكوني شهر تهران فرسوده محسوب گرديده كه نيازمند اقدام عاجل مي باشند.
شكيب مي افزايد: بافتهاي فرسوده مشكلات متعدد اجتماعي، فرهنگي و زيست محيطي دارند و از نظر بحرانهاي طبيعي مثل زلزله و سيل و يا حوادثي مانند آتش سوزي مشكل ساز هستند.
شوراي شهر تهران و شهرداري تا به حال بصورت مستمر دنبال راهكارهايي براي حل اين مسأله بودند، اين امر حتي به قبل از انقلاب هم مي رسد، اما با توجه به پيچيدگيهاي منطقه و حجم كار، اقدام اساسي صورت نگرفته است.
او مي افزايد: در شوراي دوم، اين قضيه را دنبال كرديم، اما نتيجه اي عايد نشد. اين تلاشها در اين دوره از شوراي شهر هم ادامه دارد و قرار شده شهرداري تا آخر سال 20 هزار واحد مسكوني را در اين مناطق به مرحله عملياتي برساند كه البته اين رقم در مقايسه با 400 هزار واحد مسكوني فرسوده چيزي نيست.
او در پاسخ به اين پرسش خبرنگار ما در خصوص نحوه حضور بخش خصوصي در ساخت و سازها، مي گويد: بخش خصوصي هم وارد شده، اما نه با تمام توان. در حال حاضر بخش خصوصي با كمك دولت و وامهايي كه گرفته در احياي مناطق فرسوده دست دارد، اما كافي نيست.
او در خصوص مقايسه منطقه نواب با مناطق فعلي بافت فرسوده تهران اظهار مي دارد: نواب نيز مشكلات متعددي داشت و هنوز هم دارد، زيرا هنوز 5/3 درصد واحدهاي ساخته شده سند ندارد.
او اضافه مي كند: ما از مجلس و دولت خواستيم قانونهاي مورد نياز را تصويب و بخشنامه هاي لازم را صادر كند تا از سرمايه گذاري بانكها استفاده كنيم. ما به دنبال سرمايه گذاران داخلي و خارجي و مشاركت خود مردم هستيم و از تمام اين گزينه ها استقبال مي كنيم.
او با اشاره به اينكه شهرداري نبايد به منافع مالي خود در اين مناطق نظر داشته باشد، مي گويد: شهرداري نبايد نگاه ذينفعي داشته باشد، همين كه اين بافتها احيا شود، شهرداري نيز به منافع مادي خود دست مي يابد.
او مي افزايد: به تعويق افتادن ساخت و سازها احتمالاً به دليل درنظر گرفتن و آماده ساختن تأسيسات زيربنايي است.
* محبوبه ناطق |