|

1- قضاوت درباره عملكرد و كيفيت كار فيروز كريمي در استقلال آغاز شده است.
در واقع قواعد حاكم بر نيمكت استقلال آن قدر بي رحم و نامتعارف هست كه يك مربي حتي در شرايطي كه فقط يك جلسه در كنار تمرينات تيم بوده حق باختن و اشتباه كردن نداشته باشد. فيروز كريمي كه آخرين سالهاي دومين دهه مربيگري اش را پشت سر مي گذارد اكنون تجربه جديدي را در پيش رو دارد. او معمولاً تيمهايي را انتخاب مي كرد كه مديران آنها با چند شكست به فكر تغيير در كادر فني نمي افتادند و براي ساختن يك مجموعه هماهنگ به مربي زمان مي دادند. در استقلال اما شرايط كاملاً متفاوت است. حتي اگر قرار است ناكامي ها تا چند هفته آينده هم ادامه داشته باشند بايد نشانه هايي از پيشرفت در كار تيمي و كيفيت عملكرد بازيكنان ديده شود. آنچه در بازي مقابل پاس هرگز رؤيت نشد و استقلال مانند سابق سر در گم و بي برنامه بود.
2 - سبك كار فيروز كريمي و ناصر حجازي كاملاً با يكديگر متفاوت است. تيمهاي حجازي معمولاً روي كاكل بازيكنان فانتزي و ستاره ها مي چرخد اما كريمي علاوه بر برنامه ريزي روي توانايي هاي تكنيكي ستاره ها، سعي مي كند آنها را به خدمت تاكتيك هاي تيمي دربياورد.
در اواسط دهه هفتاد بيش از 80 درصد پيروزيهاي استقلال حجازي با تكنيك فردي و سرعت بالاي عليرضا اكبرپور رقم مي خورد. استقلال تيم پرستاره اي بود كه راه مقابله با آن در از كار انداختن بازيكناني مثل اكبرپور، مجيدي، نوازي، موسوي و دين محمدي خلاصه مي شد.
كار تيمي در سطح بسيار ابتدايي وجود داشت و البته تعداد تيمهايي كه بتوانند راه نفوذ تمام عناصر تهاجمي زهردار حجازي را ببندند هم معدود بود. در نقطه مقابل فيروز كريمي در پاس، بهمن، استقلال اهواز، ابومسلم و راه آهن به جاي بازيكنان ممتاز، تيمهاي خوبي داشت.
در استقلال اهواز مجتبي شيري مدافع، همان قدر تأثيرگذار بود كه ميلاد ميداودي مهاجم. در راه آهن كم ستاره هم مجموعه اي كه به زمين مي آمد به صورت يك واحد تيمي دفاع مي كرد و به همين شكل در حمله ديده مي شد. حجازي براساس عادت هميشگي اش استقلال را براساس توانمندي ستاره ها بست اما حالا كه آنها توقعات را برآورده نكرده اند بايد به كريمي براي ساختن تيمي كه اگر آرش برهاني گل نزد راهي براي فرار از ناكامي پيدا كند، زمان داد.
3 - تمام تاكتيكها، برنامه ها و اهداف يك مربي در تمرينات شكل مي گيرد.
فيروز كريمي مي توانست پس از شكست مقابل پاس از توجيهاتي مثل كمبود مهره در بعضي از پستها، ناآشنايي با بازيكنان، بد بسته شدن تيم و زمان اندك استفاده كند.
او حتي مي توانست مثل حجازي «نو» بودن تيم و ناهماهنگي بازيكنان را وسط بكشد؛ اما به جاي اين بهانه ها از چند جمله اميدوار كننده استفاده كرد. «به اندازه 20 جلسه تمريني به من زمان بدهيد. تا سه هفته ديگر تيمي مي سازم كه همه حيران و انگشت به دهان بمانند»
سرمربي جديد با اين روش سعي دارد اعتماد به نفس از دست رفته را به بازيكنان استقلال بازگرداند و روحيه جنگندگي و پيروز شدن را در آنها زنده كند. در تمام هفته هاي گذشته ناصر حجازي هرگز چنين وعده اي نداد. او همه چيز را به پايان فصل و زماني كه طبيعتاً ديگر قراردادي با استقلال نداشت، موكول مي كرد. جاه طلبي فيروز كريمي مي تواند همان دواي شفا بخش استقلال باشد.
او براي صحبت كردن با تك تك بازيكنان و عوض كردن باورهاي آنها زمان مي خواهد.سه هفته و 20 جلسه تمريني كه درخواست كرده براي تيمي كه احتمالاً شانسي براي قهرماني در ليگ ندارد منطقي به نظر مي رسد.
4- كريمي به دنبال سيستمي است كه تمام بازيكنان در آن احساس راحتي كنند. در واقع او برخلاف حجازي كه بازيكنان را داخل آرايش محبوبش مي گنجاند و گاهي از آنها در پستهاي غيرتخصصي استفاده مي كرد، قصد دارد سيستم را براساس توانمندي مهره هايش بچيند. اين موضوع در تمرينات روزهاي اخير كاملاً مشخص است و بي شك چنانچه بازيكناني مثل منيعي، نوازي، روانخواه، پولادي، منتظري و يوسفي بهترين كيفيت خود را ارايه بدهند استقلال از بحران خارج خواهد شد.
در اين ميان تنها نكته اي كه باقي مي ماند به رابطه بين حجازي و كريمي مربوط مي شود. فعلاً رودربايستي حرف اول و آخر را مي زند. وظايف سرمربي كاملاً از مدير فني تفكيك شده است و او موظف نيست در طول بازي به فرامين صادر شده از روي سكوها توجه كند.
چه آنكه نتايج تيم هم به پاي فيروز كريمي نوشته مي شود، نه ناصر حجازي. |