|
گروه حوادث- مصدق: دوستي آنان زبانزد همه فاميل، همسايه ها و بچه هاي محلشان بود، تا اينكه در سفر به شمال «ناصر» وقتي ديد «علي» دوست صميمي اش در پي اختلاف با دايي او با شمشير به طرفش حمله ور شد به سفارش و نصيحت مادر خود به فكر جدايي افتاد.
البته او مي خواست به آهستگي و با گذشت زمان با دوستش قطع رابطه كند، اما اين گونه نشد، چون «علي» وقتي از طريق يكي از دوستان مشتركش از تصميم «ناصر» آگاه شد در انديشه انتقام از دايي دوستش افتاد. از اين رو، وي كه مراسم جشن تولد برادر ناصر را بهترين فرصت ممكن براي خود مي ديد، شب سي ام مهرماه 84 به اتفاق «امين» دوست ديگرش به صورت سرزده به خانه پدر ناصر در خيابان صفي عليشاه تهران كه جشن تولد در آنجا برپا بود رفتند.
دقايقي بعد به خاطر متلك گويي «علي» به دايي ناصر، بين آنها درگيري سختي رخ داد، اما با دخالت اطرافيان آنان ازهم جدا شدند.
اما اين پايان ماجرا نبود، چون «علي» پس از خروج از ميهماني در حالي كه برادر و دوستان خود را در جريان ماجرا گذاشته بود تلفني با ناصر تماس گرفت و او خانواده اش را تهديد به انتقام كرد.
درپي اين تهديدها درحالي كه به درخواست كلانتري بهارستان «ناصر» و پدر و برادرش در حال انتقال زنان و بچه هايشان به مكان امني بودند «علي» به همراه برادر و شش نفر از دوستانش كه همگي شمشير در دست داشتند به سوي ناصر و خانواده و بستگانش حمله كردند.
در نتيجه اين درگيري كه همراه با استفاده از سلاح گرم و سرد بود «علي» بر اثر اصابت 33 ضربه چاقو و قمه به قتل رسيد و «ناصر» نيز به شدت از ناحيه گردن، دست چپ، سر و سينه مجروح شد.
بدين ترتيب دقايقي بعد با انتقال ناصر به بيمارستان تحقيقات پليسي و قضايي آغاز شد. پليس جنايي در بازرسي از صحنه جنايت هفت قبضه شمشير و دو كلت كمري و يك اسلحه شكاري كشف شد. از سوي ديگر تمامي عوامل اين نزاع جمعي كه 19 نفر بودند در مدت كوتاهي دستگير و تحت بازجويي پليسي و قضايي قرار گرفتند كه در نتيجه، ناصر به جرم خود اعتراف و با بازسازي صحنه نشان داد چگونه ضربات چاقو را بر پيكر دوستش نشانده است.
صبح ديروز «ناصر» در برابر قاضي «عزيز محمدي» رئيس شعبه 71 و چهار قاضي مستشار دادگاه كيفري استان تهران ايستاد و از خود در برابر اتهام قتل عمد دفاع كرد.
در ابتداي اين جلسه سيفي نماينده دادستان به قرائت كيفر خواست صادره پرداخت و گفت: با توجه به گزارش مرجع انتظامي، گزارش تيم بررسي صحنه جرم، گواهي پزشكي قانوني، تحقيقات به عمل آمده از تمامي عوامل درگيري، شهادت شهود، اقرار صريح و مقرون به واقع متهم از نظر دادسراي جنايي اتهام وارده عليه متهم حاضر (ناصر) در دادگاه محرز است، بنابراين با توجه به درخواست اولياي دم از هيأت قضايي تقاضاي مجازات قانوني (قصاص) وي را دارم.
سپس ناصر (25ساله) به پشت تريبون رفت و با رد اتهام وارده گفت: علي با ضربات قمه دوستانش به قتل رسيد.
متهم درخصوص شب حادثه گفت: علي پس از درگيري با دايي ام از خانه خارج شد، اما بعد به تلفن همراهم زنگ زد و مرا و خانواده ام را تهديد به انتقام كرد، بنابراين مادرم با پليس (كلانتري بهارستان) تماس گرفت و موضوع را مطرح كرد، اما آنان ماجرا را جدي نگرفتند و خواستند تا به كلانتري پناه ببريم.اين متهم به قتل با اشاره به اينكه درهمين لحظات برق كوچه شان قطع شد، افزود: در حالي كه مادر، خواهر و زن برادرم سوار خودرو شده و آماده بودند تا برادرم آنها را به خانه يكي از بستگانمان ببرد، ناگهان از حياط صداي فرياد كمك خواهي آنان را شنيدم، بنابراين بلافاصله به طرف آشپزخانه رفتم و با چاقو برگشتم وقتي به پشت درخانه مان رسيدم، علي و دوستانش را كه همگي شمشير به دست بودند را ديدم.
متهم همچنين در ادامه شرح ماجرا گفت: لحظاتي بعد، ابتدا علي با شمشير به طرفم حمله كرد و با آن ضربه اي به گردنم زد كه من دستم را محافظ قرار دادم و ضربه به دستم اصابت كرد.
ناصر ادامه داد: در همين لحظات چند نفر از دوستان علي نيز به طرفم هجوم آوردند و من در حالي كه با چاقو به پشت (سمت راست) مرحوم ضربه مي زدم، براي دفاع از جانم او را سپر خودم كردم، به گونه اي كه وقتي زمين خورديم بدن وي روي من قرار گرفت.وي با تأكيد بر اينكه قرار دادن «علي» به عنوان سپر به نجات جانش منجر شد، افزود: در حالي كه بر اثر چند ضربه شمشير از ناحيه دست، گردن، سر و سينه مجروح شده بودم صداي چند گلوله را كه ظاهراً پدر و برادرم به طرف مهاجمان شليك كرده بودند، شنيدم.
وي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه آيا غير از تو فرد ديگري هم با مقتول درگير بود و با چاقو به او زد؟ گفت: خير. فقط ما باهم درگير بوديم و من فقط ضربات چاقويي كه به سمت راست پشتش اصابت كرده را قبول دارم.
وي در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينكه پس بقيه ضربات را چه كسي وارد كرده، گفت: آن شب به خاطر قطع برق همه جا تاريك بود، احتمالاً دوستان «علي» هنگام زدن ضربه به من اشتباهي به وي ضربه زده اند.
ناصر در پايان به عنوان آخرين دفاع از خود گفت: اگر علي را سپر جانم نمي كردم خودم كشته مي شدم.
گفتني است در پايان اين جلسه هيأت قضايي شعبه 71 جلسه شور تشكيل دادند و به اتفاق آرا نامبرده را در ارتكاب قتل دوستش گناهكار شناخته و وي را به قصاص نفس محكوم كردند. |