|
در خبرها آمده بود كه مردان در غذا خوردن حريص تر از زنان هستند! در تصاوير مربوطه، تصويري ديدم از يك كاريكاتور كه در آن بشقاب و كيك درون آن با هم خورده شده بود. بي درنگ حدس زدم كه اين همه حريص بودن در خوردن بايد كار يك مرد باشد. منبع آن خبر را اگرچه پيدا نكردم، ولي مهم نيست چون اين موضوع واقعيت دارد. اما منبع آن تصوير، هشتمين دوسالانه كاريكاتور تهران بود كه در حال برگزاري است.
خبر عجيب ديگر اين بود كه يك انگليسي «زبان دراز» روي دست جيمز جويس، نويسنده مشهور انگليسي ايرلندي الاصل زده و طولاني ترين جمله انگليسي را با حدود يك ميليون و 300 هزار حرف و نزديك به 490 هزار كلمه گفته است.
تصوير اين زبان درازي را هم بعداً در همين دوسالانه در كاريكاتوري ديدم كه زبان يك آدم زبان دراز وقتي درآمده بود به شكل اسلحه اي شده بود كه دارد به طرف صاحبش شليك مي كند. شما هم اگر مي خواهيد تصاوير طنز گونه اي ازآنچه درباره آن فكر مي كنيد، مي شنويد، مي بينيد يا مي خوانيد، را ببينيد بايد همراه من به نمايشگاه آثار برگزيدگان هشتمين دوسالانه بين المللي تهران بياييد.
***
يكي از ويژگي هاي مهم هشتمين دوسالانه بين المللي كاريكاتور تهران، جوايز نفيس آن است. جايزه ويژه اين دوسالانه 8 هزار دلار و بقيه جوايز هم هزار دلاري است. شايد همين بزرگترين دليل باشد براي حضور كاريكاتوريست هايي از 83 كشور دنيا دراين دوسالانه. جالب اينكه يكي از موضوعات دوسالانه امسال كه كاريكاتورهاي زيادي را هم به خود اختصاص داده «پول» است، «پول»! آخ كه چقدر زندگي لذتبخش بود، اگر دغدغه «پول» نبود! هر چند گفته اند و درست هم گفته اند كه: يك تن «آسوده» بود در عالم/ وآن هم آسوده اش «تخلص» بود.
***
دوسالانه هشتم، دوسالانه اي است كه تعداد هنرمندان شركت كننده ايراني در آن هم عدد كاريكاتور(909) است كه نشان مي دهد احتمالاً مسؤولان برگزار كننده يا «گرد كردن» اعداد را نمي دانسته اند يا واقعاً يك هنرمند ديگر كاريكاتوريست كم داشته اند كه به اين جمع اضافه شود تا عدد روند 910 به دست آيد. شايد اگر من خودم كمي زودتر مطلع مي شدم به جاي كاريكاتور (چون كاريكاتوريست نيستم) با يكي از اشعار فوق پست مدرن خود كه متأثر از«انقلاب سوم شعر فارسي» سروده ام در اين دوسالانه شركت مي كردم! انقلاب سومي كه در آن شاعرانش به دليل عواطف بسيار جوشانشان چون دريافتند، دايره واژگاني فارسي كفايت ابراز حالاتشان را نمي كند(!) بنابراين در برخي ابيات به جاي واژه، از شكلك هايي براي رساندن مقصود خود استفاده كردند! البته اين اثر من، خودش انقلاب چهارم در شعر فارسي است، چون بالكل بجاي واژه در آن از شكلك و نقاشي بهره برده ام و خيال همه را از واژه فارسي راحت كرده ام!
***
در سالن «مرتضي مميز» مؤسسه صباي تهران واقع در خيابان صبا، يعني محل برگزاري نمايشگاه، آثار منتخب هنرمندان كاريكاتوريست و آمار دوسالانه را مرور مي كنم. شركت كنندگان عبارتند از 909 هنرمند ايراني، 86 كاريكاتوريست چيني، 72 شركت كننده تركيه اي، 61 نفر ايتاليايي، 34 هنرمند لهستاني و... كه در مجموع شامل 505 هنرمند خارجي مي شوند.
3128 كاريكاتور مربوط به ايراني ها و 2443 اثر هم مربوط به خارجي هاست. بنابراين چندان غير منتظره نيست كه براي نمايش اين همه اثر بايد نگارخانه اي بزرگ مثل نگارخانه مؤسسه صبا را مدنظر قرار داد. بعد از عبور از اولين و دومين سالن، چشمم به بازديدكننده اي مي افتد كه بايد از هنرمندان بخش مسابقه دوسالانه باشد.
از او مي خواهم كاريكاتور را برايم تعريف كند، با بياني بي تكلف مي گويد: موجزترين و بهترين تعريف اين است كه كاريكاتور را «طنز گويا» بناميم. از او مي پرسم اين نگارخانه و مؤسسه متعلق به كيست؟
مي گويد: فرهنگستان هنر. به طنز به او مي گويم: خودمانيم، با اين همه دالان و سالن و بالكني كه اين نگارخانه متعلق به «فرهنگستان هنر» دارد، بايد نام اين فرهنگستان را «دالانستان هنر» مي گذاشتند، نه؟!
مي خندد و با اشاره به راه پله اي كه من تا آن موقع در گوشه سالن نديده بودمش مي گويد: تازه كجايش را ديده اي، همينقدر سالن هم پايين وجود دارد...
مي پرسم: يعني آنها هم پر از تابلو كاريكاتوراست؟
مي گويد: بله، حتي فشرده تر از بالا هم چيده شده اند.
به اميد اينكه وقت و حوصله داشته باشم همه تابلوها و دالان ها را ببينم، به سراغ سالن بعدي مي روم. به اين فكر مي كنم كه اگر تراژدي را اثري نام نهاده اند كه در آن قهرمان داستان به بدترين شكل ممكن بايد بميرد تا مخاطب سخت ترين دردها را در اثر مرگ او بچشد و آنگاه در پي آن به شيريني پيام تراژدي برسد و آن را خوب لمس كند، اين «طنزهاي گويا» هر كدام انسان را به شديدترين شكل ممكن مي خندانند، ولي در پشت هر كدامشان چه پيامهاي تلخي كه نهفته نيست.
مثلاً همين تابلويي كه روبروي من است، كاريكاتوري از طرح سر يك انسان است كه تمام مغزش به جاي سلولهاي خاكستري از دلارهاي خاكستري تشكيل شده است. يا تصوير پرنده اي كه بال گشوده تا بپرد، ولي در قفس مكعبي از آجر محصور شده است و صدها تصوير زيباي ديگر از كاريكاتورهاي بسيار زيبا كه هر كدامشان حاوي پيامي طنز گونه و عميق هستند.
سخني كه در اولين نگاه به هر كدام از اين آثار بيش از همه به ذهن خطور مي كند، حرف سيد مسعود طباطبايي دبير دوسالانه است كه خلاقيت و نو آوري و آفرينش هنري را يكي از برجسته ترين پارامترها براي انتخاب آثاربرتر اعلام كرده است. اين گفته او را زماني بيشتر در مي يابيد كه پس از گذر از چند سالن و ديدن چند كاريكاتور در هريك از تابلوها پيش و بيش ازعناصري مانند رنگ كه در خيال پردازي و كشيدن نقاشي از نمادها و عناصر اصلي است، رد پاي يك طراحي قوي و فضا سازي ذهني خلاقانه را مشاهده كنيد.
***
امير طاهري، يكي از اعضاي اجرايي اين دوسالانه در خصوص هشتمين دوسالانه كاريكاتور تهران مي گويد: از ميان 120 كاريكاتوريست برتر كشور، يك شوراي برنامه ريزي انتخاب شد كه اين شورا شامل 4 داور ايراني (جواد عليزاده، بهرام عظيمي، توكا نيستاني و كامبيز درم بخش) و 3 داور خارجي (باتيستا از برزيل، دوروكريهانا از روماني و گوتسول از اوكراين) هستند كه آثار را داوري مي كنند.
وي مي افزايد: داوران خارجي 13 آذر وارد تهران شده اند و يك ميهمان ويژه به نام «وو جيانجون» هم از كشور چين داريم كه يك چهره جهاني در عرصه كاريكاتور است.
طاهري تاريخ اختتاميه و اهداي جوايز را 20 آذر و محل آن را تالار انديشه حوزه هنري ساعت 4 بعد از ظهراعلام مي كند و در مورد موضوعات دوسالانه و مقايسه كيفيت آثار ايراني و خارجي مي گويد: موضوعات دوسالانه چهره، پول، كميك استريپ و آزاد است كه از نظر من در بخش چهره و كميك استريپ كارهاي هنرمندان ايراني بهتر از خارجي ها و در بخش پول هم آثار ايراني ها برابر با خارجي هاست.
وي يكي از دلايل بين المللي بودن دو سالانه كاريكاتور تهران را حضور پر تعداد كشورها و هنرمندان خارجي و عمده ترين دليل استقبال خوب خارجي ها را نيز جوايز نفيس دوسالانه مي داند و بيان مي كند: به جز يك جايزه ويژه 8 هزار دلاري به نفر برتر، به نفرات بعدي نيز به ترتيب 2 هزار، هزار و 500 و هزار دلار در هر موضوع اعطا مي شود.
شايان ذكر است كه در كل 654 اثر در نگارخانه مؤسسه صبا به نمايش در آمده اند كه اين تعداد اثر از بين 5571 اثر رسيده به دوسالانه طي برگزاري نشست هاي مختلفي از سوي هنرمندان برتر اين رشته انتخاب شده و تا 22 آذر در معرض نمايش عموم هستند.
فقط يادتان باشد براي بازديد از اين نمايشگاه يكي اينكه بدون دلخوري از كسي يا عصبانيت از چيزي به نگارخانه مؤسسه صبا بياييد تا حوصله داشته باشيد تمام سالنها و كاريكاتورها را ببينيد و ديگر اينكه اگر اينكاره نيستيد، يعني كاريكاتور نمي كشيد انتظار نداشته باشيد از همه تابلوها سر دربياوريد! چون وقت نداريد جلوي هر اثر بيش از چند ثانيه صبر كنيد. به آنان هم كه در تهران نيستند توصيه كنيد حداقل اين گزارش را بخوانند تا به خاطر نديدن كاريكاتورهاي زيبايي كه به آنها دسترسي ندارند از «خواندن» يك «كاريكاتور» محروم نشده باشند!
* علي زارعي |