|
* حميد رضا عرب
به خاطر رك گويي اش جلوه متفاوتي در مقايسه با ديگر مربيان فوتبال در ميان جوانان دارد. پرسپوليسي ها هم به واسطه توانايي

هاي فيروز كريمي در طرز بيان و حتي توانايي هاي منحصر به فردش، او را در زمره يكي از مربيان موفق فوتبال ايران قرار دهند.
فيروز كريمي با همان ويژگي هاي ذاتي اش خالق بزرگترين اتفاقهاي سال 86 بود. بي شك حضور او در استقلال تهران آن قدر سر و صدا به پا كرد كه به عنوان بزرگترين اتفاق سال در ذهن علاقه مندان به فوتبال به يادگار بماند...
فيروز كريمي در سال 86 بي توجه به حرفهايي كه پشت سرش بود، استقلال اهواز را ترك كرد تا در استقلال تهران فعاليت كند، اما اوضاع استقلال پس از حضور كريمي چنان مطابق ميل او پيش نرفت و فيروز كريمي روزهاي سختي را در محيط جديد تجربه مي كند.
فيروز كريمي بي شك در سال جديد - سال 87 - روزهاي سخت تري پيش رو دارد، به ويژه كه در اولين روزهاي سال بايد براي اولين بار تجربه مربيگري دربي را هم تجربه كند، تجربه اي كه در صورت موفقيت براي او پشتوانه اي مطمئن در اين تيم رقم خواهد زد، همان گونه كه شكست در اين ديدار سنتي...
* بهتر است از خودتان شروع كنيم؛ فيروز كريمي چه جور آدمي است؟
** ... مثل همه آدمها: من پسر يك خرده آهن فروش هستم و با زندگي فقيرانه كاملاً آشنايم.
* به خاطر همين شايد خودتان را دركنار فوتباليستهايي قرار بدهيد كه به لحاظ مالي در وضعيت نامطلوبي قرار دارند و احتمالاً بيش از همه آنها را درك مي كنيد؟
** من از روستا به شهر آمدم، براي همين خوب مي دانم پايين شهر چه خبر است و براي همين هم به قول شما بهتر مي توانم بچه هاي ندار را درك كنم.
* فوتبال براي شما چه معنايي دارد؟
** فوتبال به من حس زندگي مي دهد. طي همه اين سالها خاطرات بسياري با فوتبال داشتم، اما هميشه سعي كردم نگاه وسيعي به آينده داشته باشم.
* يعني گذشته را خيلي زود فراموش مي كنيد؟
** بله، آن سال كه من با پاس قهرمان آسيا شدم يكي از بهترين دوران زندگي ام بود، اما براي من آن افتخار ديگر تمام شده و به همين دليل به آينده نگاه مي كنم.
* روزهاي تلخ زندگي را چطور؟
** آن را نمي شود هرگز از ياد برد؛ من فيروز كريمي، آدم خاكي هستم و شايد همه اين را فهميده باشند. اين ويژگي به خاطر اين است كه هميشه يادم هست كه پسر يك خرده آهن فروش بودم.
* شوخ طبعي تان را از كي به ارث برده ايد؟
** از خودم! من اين طوري بزرگ شدم؛ فيروز كريمي همين است كه مي بينيد، يك آدم رك و اين شايد با اصالت من ارتباط مستقيم داشته باشد.
* متولد سال 1334 هستيد! فيروز كريمي در همه دوراني كه با فوتبال زندگي كرده چه چيزهايي ياد گرفته است؟
** من از همان كودكي ذهنم سمت فوتبال مي چرخيد و براي همين هميشه دوست داشتم در محيط فوتبال باشم. هميشه احساس مي كردم مي توانم در محيط فوتبال به توفيق برسم؛ من از فوتبال يك چيز ياد گرفتم؛ عشق به كار و اقتدار. فوتبال به من اين را ياد داده است.
* بعضي ها مي گويند فيروز كريمي اهل سياهكاري است؟!
** هر كسي حرف رك بزند به اين حرفها متهمش مي كنند! من كسي را سياه نكردم و البته هيچ وقت هم اجازه نداده ام كسي من را سياه كند!
* اگر اجازه بدهيد برويم سراغ اتفاقاتي كه در سال جاري براي شما افتاد، چرا از استقلال اهواز جدا شديد؟
** من بارها گفتم كه به دلايل خانوادگي نتوانستم در استقلال اهواز كار كنم
* اما عده اي حرف شما را قبول نداشته و مي گفتند فيروز خالي مي بندد!
** خيلي خنده دار است؛ مگر مي شود من به خاطر مسايل بي ارزش، استقلال اهواز را به حال خودش رها كنم و به استقلال بيايم. من در استقلال اهواز راحت بودم و از اين كه در اهواز فعاليت مي كردم لذت مي بردم، اما در سال جاري مشكلاتي من را محاصره كرد كه مجبور شدم استقلال اهواز را ترك كنم و به تهران بيايم.
* مي خواستيد به آرزوي ديرينه تان برسيد؟
** كدام آرزو؟
* استقلال؟!
** استقلال را دوست دارم، اين را نمي توانم كتمان كنم.
* حتي در روزهايي كه در استقلال اهواز بوديد؟
** خب، آن جا هم نامش استقلال بود براي همين من با نام استقلال بيگانه نبودم.
* اما يك حس عجيبي نسبت به استقلال تهران داشتيد و همين شما را ترغيب مي كرد.
** درست است من استقلال را دوست داشتم، اما اين به قيمت خيانت به استقلال اهواز نبود. من استقلال را پس از استقلال اهواز دوست داشتم و اين يك واقعيت است.
* الآن اگر بگويند به استقلال اهواز بر گرد و يا اگر پس از خداحافظي از استقلال چنين پيشنهادي بشود آيا قبول مي كنيد؟
** اهواز خانه من است. آن جا من را دوست دارند، اما من هرگز ديگر از تهران خارج نمي شوم.
* اما وقتي با استقلال به اهواز رفتيد آنها با شما نامهربان بودند!
** آنها تماشاگرنما بودند؛ مگر در تهران اگر تماشاگري به تيم حريف فحش بدهد هم نمي گويند كه تماشاگر نما بوده؟
* درست است، اما اهوازي ها شايد ديگر دوست نداشته باشند فيروز كريمي به آن جا برود.
** اصلاً چنين تصوري وجود ندارد. من اهواز را دوست دارم و اهوازي ها هم من را؛ اما همان طور كه گفتم به دليل مشكلات خانوادگي ديگر نمي توانم تهران را ترك كنم.
* همه اش مي گوئيد، خانواده ام، خانواده ام! فيروز كريمي چه جور دلبستگي نسبت به خانواده اش دارد؟
** سالها از آنها دور بودم. الآن احساس مي كنم بايد يك جوري زحمات همسر و فرزندانم را جبران كنم. من سالهاي بسياري از خانه دور بودم، اما فكر مي كنم الآن وقت آن باشد كه مدتي كنار خانواده سر كنم.
* اما ممكن است مشغله اي كه در استقلال شما را محاصره خواهد كرد، اجازه ندهد كنار آنها باشيد. فيروز كريمي اين روزها حتي مجبور است حضور در مراسم سوگواري مادرش را كم كند تا تمرين استقلال را از دست ندهد.
** خودم خواستم كه اين طور باشد. من دوست ندارم كسي فكر كند كه فيروز كريمي مي خواهد به استقلال خيانت كند. من براي سازندگي آمدم. اين را به همه گفته ام و باز هم تكرار مي كنم. مي خواهم استقلال را بسازم.
* پس اگر مي خواهيد اين كار را بكنيد بايد استراحت و كنار خانواده بودن را باز هم فراموش كنيد. اين استقلال خيلي كار دارد آقا فيروز!
** متأسفانه مشكلات استقلال كم نيست. بدنها عقب است و بازيكنان تنشان به باخت عادت كرده، براي همين كار من خيلي سخت مي شود و ممكن است باز هم نتوانم آن طور كه مي خواهم كنار خانواده باشم. البته، همين كه احساس نزديكي بيشتري نسبت به آنها مي كنم، برايم كافي است.
* فيروز كريمي چه جور فوتبالي را مي پسندد؟
** يك فوتبال جاندار و خون دار! يك فوتبال رو به جلو. فوتبال بايد روح داشته باشد.
* شما چه بازيكناني را مي پسنديد؟
** در رأس همه شان بايد بگويم؛ ميلاد مي داودي.
* بعد از اين همه فعاليت، فكر مي كنيد مي داودي بهترين محصول فيروز كريمي است؟
** من هيچ وقت چنين ادعايي ندارم كه يك بازيكن را خودم به تنهايي ساخته ام، اما فكر مي كنم يك بازيكن خوب مي بايست ويژگي هاي مي داودي را داشته باشد.
* اما زماني كه در راه آهن بوديد هرگز يكي مثل مي داودي نداشتيد يا بهتر است بگوئيم نتوانستيد بسازيد؟
** سبك فوتبالي كه در راه آهن بازي مي شود با همه تيمها فرق مي كند. البته آن جا داود حقي، هادي اصغري، عليرضا محمد و علي اظهري و خيلي ها ديگر را پرورش داديم. آن روزها همه از فوتبال راه آهن لذت مي بردند، براي همين هم راه آهن توانست به ليگ برتر صعود كند.
* جوري از راه آهن حرف مي زنيد كه تصور مي شود بهترين روزهايتان را در اين تيم گذرانده ايد؟
** هر جايي مزه خودش را دارد، اما من هيچ گاه روزهايي را كه با پاس پشت سر گذاشتم، فراموش نمي كنم.
* اما گفتيد كه گذشته ها گذشته!
** چون پرسيديد مجبور شدم واقعيتش را بگويم. جايي لازم است فراموش كني و جايي هم لازم است از ياد نبري.
* متوجه نمي شويم؟
** فيروز كريمي اگر الآن مي خواهد پيشرفت كند و استقلال را حركت بدهد بايد آن روزهاي خوش با پاس را از ياد ببرد، چون ممكن است فكر كردن به آن روزها من را دچار سكون كند.
* فيروز كريمي آيا آرزوي ديگري هم دارد؟
من خيلي آرزوها دارم؛ اگر بخواهم بزرگترين آرزويم را بگويم اين است كه با استقلال قهرمان آسيا بشويم.
* تصور مي كرديم چنين آرزويي داشته باشيد!
** اما آرزوي ديگري هم دارم؛ مي خواهم روزي نوه هايم را در يك تيم فوتبال مشغول بازي ببينم!
* راستي گفتيد نوه هايم! ياد مهدي تارتار افتاديم. مهدي چطور داماد فيروز كريمي شد؟
** مهدي را خيلي خوب مي شناختم. او پسر خوبي است. من سالها كنارش بودم، براي همين وقتي گفت مي خواهد به خواستگاري دخترم بيايد، با خودم فكر كردم كه بچه خوبي است. براي همين خيلي زود من هم قبول كردم و چون مي شناختمش دخترم هم قبول كرد.
*... بگذريم، استقلال امسال چرا به اين وضع افتاده؟
** كاملاً واضح است. من جايي به اين بچه ها گفتم كه اگر واقعاً به خودتان اعتقاد داشته باشيد، مي توانيد كارهاي بزرگي انجام بدهيد، اما انگار آنها اصلاً خودشان را باور ندارند.
* اگر از ابتداي فصل در استقلال مي بوديد، اين تيم را چگونه مي بستيد؟
** مطمئن باشيد خيلي از همين بچه ها در تيم من بودند. استقلال بازيكنان خوبي دارد، اما آنها نتوانسته اند كنار هم هماهنگ شوند.
* اما از وقتي هم كه شما آمديد استقلال پيشرفت آنچناني نداشت؟
** من قبول دارم، اما آثار حركت در استقلال كاملاً به چشم مي خورد. روند تيمي مان بسيار خوب و اميدواركننده است.
* آرش چرا نمي تواند مشكل گلزني استقلال را حل كند؟
** آرش بازيكن خوبي است، اما خودش را گم كرده است. آرش يادش رفته كه روزي در فوتبال ايران يكي از بهترين مهاجمان ليگ بوده است.
* فكر مي كنيد چطور درست مي شود؟
** آرش بايد پيش از شروع فصل مشكل گلزني اش را حل مي كرد. تمرين، تمرين و باز هم تمرين. من هميشه گفته ام شايد لازم باشد دو ساعت بيشتر از ساير بازيكنان تمرين كني، اما يك بازيكن مي بايست هميشه اين موضوع را درك كند كه تمرين كردن مي تواند باعث رشد و پويايي اش بشود.
* آن روزهايي كه تازه به استقلال آمده بوديد يادتان هست كه مديران استقلال از شما خواستند كمتر شوخي كنيد؟
** من حرف حق را هميشه در قالب شوخي گفته ام. البته اين شايد برداشت مخاطبان باشد كه فكر مي كنند من شوخي دارم. اصلاً هم شوخي نبوده و كاملاً جدي حرف زده ام، اما براي اينكه مشكل پيش نيايد، سعي كرده ام كمتر از آن كلمات دلخواهم استفاده كنم.
* تصور مي كنيد با شرايطي كه استقلال پشت سر مي گذارد باز هم در اين تيم بمانيد؟
** تا وقتي من را بخواهند من هم هستم. البته ما يك برنامه درازمدت داريم و شايد سال آينده هم من و آقاي حجازي اهدافمان را در استقلال پياده كنيم.
* شما با آقاي حجازي مشكل داريد؟
** اصلاً چنين چيزي نيست. من و حجازي كاملاً با هم تفاهم داريم. اصلاً پيش از آنكه به استقلال بيايم يكي از شرايطم اين بود كه آقاي حجازي كنارم باشد.
* به چه دليل؟
** احساس مي كنم حضور مرد بزرگي مثل حجازي مي تواند كمك بزرگي باشد، اما بعضيها سعي مي كنند ميان من و حجازي اختلاف بيندازند. |