|
منورميرشجاعان
نسيم بهاري شقايقهاي دشت را به بازي گرفته بود و فرش مخملي سبز در زير پرتوهاي زرين آفتاب جلوه اي ديگر داشت. كمي آن

طرف ترقطرات باران بهاري طراوت جوانه ها و شكوفه هاي جوان را دو چندان كرده و عطري دل انگيز در هوا پخش شده بود و به قول سهراب « درگلستانه چه بوي علفي مي آيد».
و در جاي جاي اين سرزمين هميشه سبز، درختان شاخه ها را با مهرباني در هم گره زده بودند تا سايه ساري براي ميهمانان آخرين روز تعطيلات نوروزي باشند، ميهمانان سيزده .
ديروز سيزدهم فروردين ماه، روز پاياني تعطيلات، روز سيزده بدر و يا روز طبيعت بود. مردم ايران زمين طبق آداب و رسوم كهن خود صبح زود از خانه ها بيرون زدند و به دامان طبيعت پناه بردند تا كمي به دور از دود و آلودگي شهرها، در كنار رودها و چشمه ها بياسايند.
در هر گوشه و كناري از ميهن، هر جايي كه سبزه اي روييده، رودي جاري و سايه اي بود، خانواده اي دور هم جمع شده بودند و گل مي گفتند و گل مي شنيدند. شايد به صراحت بتوان ديروز را علاوه بر روز طبيعت، روز همايش خانواده ها ناميد. در اين ميان كودكان شاد و چالاك به دور از چهارديواريهاي آپارتمانها به جست وخيز مشغول بودند.
هنوز خورشيد سيزدهمين روز فروردين ماه سال نو به ميان آسمان نرسيده بود، كه عطر غذاهاي اصيل ايراني مشام هر رهگذري را نوازش مي داد. سفره هاي مهرباني گسترده شد و آش، كباب، باقالاپلو، سبزي پلو با ماهي ، استانبولي و هر كس به فراخور ذائقه خود طعامي بر سر اين سفره نهاده بود تا در كنار هم روزي بيادماندني خلق كنند.
خيليها براي اينكه شادي و نشاطي كه به دست آورده بودند در ترافيك جاده ها از دست ندهند خيلي زود بعد از خوردن غذا باربسته و بازگشته بودند، اما خيليها نيز كه دل كندن از آب و هوا و طراوت اين طبيعت زيبا برايشان سخت بود و ديرتر قصد برگشتن كرده بودند، ساعتهايي از آخرين روز تعطيلات خود را در صف بلند خودروها در ترافيك گذراندند.
اما چه آناني كه زودتر رفتند و چه آنهايي كه ديرتر، همگي باز هم به رسمي ديرين سبزه هاي سفره هاي هفت سين خود را به نشانه بركت و فراواني به آب روان جويبارها سپرده بودند.
«طبيعت» قرباني روز طبيعت
امروز 14 فروردين ماه است، يك روز بعد از روز طبيعت. كوهها همه سرجاي خود هستند و درختان تنومند و درياها و رودها و چشمه ها. اما از شقايقهاي سرخ، پاكي و زيبايي طبيعت خبري نيست، شايد اين اغراق باشد، اما مي توان شاخه هاي نو رسته درختان را با برگهاي كوچك سبز در گوشه و كنار ديد، مي توان تاريخ 1387كه با تيزي چاقويي بر بدن درختان حك شده را شمرد، مي توان سطل سطل، زباله از كنار رودها و درختان جمع كرد. مي توان فكر كرد كه طبيعت چه مهربانانه تمام دارايي خود را به ميهمانان 13 ارزاني داشته و ميهمانان چه ناسپاسانه نمك خورده و نمكدان را شكسته اند!
هرچند سالياني است كه نيروهاي محيط زيست در روز طبيعت در مناطق مهم جنگلي براي جلوگيري از تخريب و آتش سوزي آماده باش بوده و در محورهاي ورودي به اين گردشگاهها كيسه زباله توزيع مي كنند، اما باز هم در گوشه و كنار، آثاري از ميهمانان ديروز طبيعت به چشم مي خورد!
شايد به صراحت بتوان گفت كه در روز طبيعت، طبيعت بزرگترين قرباني اين روز است، به طوري كه به گفته كارشناسان، تخريب طبيعت درروز 13فروردين حداقل 10 برابر افزايش مي يابد.
چرا ما انسانها عادت كرده ايم براي بهره مندي و لذت بردن از محيط پيرامون خود آن را تخريب كرده و از بين ببريم؟ براي زيبايي سفره هفت سين ميليونها ماهي قرباني مي شوند، براي ساختن خانه ها، كارخانه ها و... دشتها و جنگلها تخريب مي شوند، با ورود بي رويه خودروها به خيابانهاي شهر هوا آلوده مي شود و...
پس بياييد در آغازين روزهاي سال نو تصميم بگيريم كه با طبيعت مهربان باشيم و به آن احترام بگذاريم و به ياد داشته باشيم كه تداوم زندگي ما در گرو تداوم زندگي طبيعت است. |