|
نامگذاري سال 87 با عنوان سال «نوآوري و شكوفايي» بهانه اي شد تا در شرايطي كه بسياري از مباحث رنگ كهنگي مي گرفت، با

اين تمهيد رهبري، جاني تازه بگيرد و مديران و مسؤولان نظام براي تحقق فرمايشات رهبر معظم انقلاب به تكاپو بيفتند. آنچه در اين ميان اهميت زيادي دارد، زمينه ها و الزامها و ابزار نوآوري و شكوفايي در عرصه هاي مختلف جامعه است. و بنا به تأكيد مقام معظم رهبري مبني بر اينكه مسؤولان نوآوري، خلاقيت و ابتكار در روشها را وظيفه خود بدانند. اين موضوع را با طرح بحث محورهاي اصلي سخنان ولي فقيه در حرم مطهر رضوي در گفتگو با دكتر علي آقا محمدي، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام بررسي كرده ايم كه در ادامه مي آيد:
* آقاي دكتر آقا محمدي! مقام معظم رهبري سال 87 را با عنوان سال نوآوري و شكوفايي نامگذاري كردند. ايشان طي سخنان خود در جمع زائران بارگاه منور رضوي چند محور اصلي را مطرح كردند كه يكي از آنها اصل «پيشرفت» و «عدالت» بود. به نظر شما چگونه مي توان اين بخش از سخنان مقام معظم رهبري را با رويكرد نوآوري و شكوفايي محقق كرد؟
** مقام معظم رهبري طي ابلاغ و تشريح سياستهاي اجرايي اصل 44 قانون اساسي بر روي دو موضوع بسيار تأكيد داشتند، يكي بحث توليد ثروت يا همان پيشرفت اقتصادي و ديگري عدالت بود كه در ادامه فرمودند اين دو مكمل هم هستند و بدون توليد ثروت امكان

توزيع عادلانه و پياده سازي عدالت در جامعه وجود ندارد. اين مهم را در جمع زائران حرم مطهر امام رضا(ع) براي چندمين بار به مردم و مسؤولان تأكيد كردند. ايشان طي سخنانشان بخشي از پيشرفت را در حوزه اقتصادي با توليد ثروت همراه با توزيع عادلانه آن عنوان كردند. از سوي ديگر، پياده سازي عدالت بدون توليد ثروت و پيشرفت امكان پذير نيست. براين اساس، ايشان دو ابزار كليدي در تحقق اين هدفهاي مهم را نوآوري و شكوفايي عنوان كردند، زيرا امروز ما براي پيشرفت به راههاي ميانبر نيازمند هستيم و اگر بخواهيم به سبك آنچه دنيا آن را دنبال كرده مسائل را پيگيري كنيم، عقب ماندگي و فاصله ما با آنها بيشتر مي شود. اما براي جبران عقب ماندگي هاي گذشته، در آستانه ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامي، نيازمند نوآوري هستيم و نوآوري، پيدا كردن راهكارهايي براي بومي شدن علم است. نه بدين معنا كه دستاوردهاي بشري را ناديده گرفت، بلكه بايد آنها را جذب كرده، پرورش داده و به كارگيري مناسب از آن داشته باشيم. همچنين، در حوزه توليد علم و يافتن راههاي جديد علمي تلاش كنيم كه مقام معظم رهبري در اين راستا نقشه مهندسي علمي كشور را مورد تأكيد قرار دادند.
* در بحث عدالت چگونه مي توان دو مقوله نوآوري و شكوفايي را تبيين كرد؟
** در بحث عدالت هم بايد تلاش كرد كه با گسترش فعاليتهاي طبقات ضعيف به دنبال كاهش جدي فاصله طبقاتي بود، نه اينكه با كمك به آنها ضعف را بيشتر كرد، بلكه با توانمندسازي قشر فقير جامعه، آن را به شكوفايي رساند تا تعادل در سايه ايجاد فرصتهاي برابر براي آحاد جامعه برقرار شود.
در بحث شكوفايي نيز رهبر انقلاب اشاره داشتند كه بايد آنچه را تاكنون انجام شده، به سرانجام رساند؛ زيرا بخشي از سرمايه گذاريها در دولتهاي قبل صورت گرفته و بخشي را نيز دولت فعلي انجام داده است، لذا امسال كه پايان دوره اول اين دولت است، براي جمع بندي كارها بايد كليه آنچه در گذشته نهالهايش كاشته شده، امسال به شكوفايي برسد.
بنابراين، نبايد طرحهاي غيرضروري را شروع كرد، بلكه بايد سعي كنيم كارهاي نيمه تمام گذشته را با سرعت به اتمام برسانيم.
* اولويت در اين كارهاي نيمه تمام در كدام عرصه هاست؟
** ما در تمام زمينه هاي سرمايه گذاري كشور، طرحهاي وسيعي را به صورت نيمه تمام داريم.
* به صورت مصداقي چند نمونه را مي فرماييد؟
** براي مثال، در مورد پروژه هاي آبي، سدهاي بسيار زيادي نيمه تمام رها شده و نيازمند سرمايه گذاري كلان است كه نگاه ها بايد به اين سو معطوف شود. يا در حوزه هاي حمل و نقل ريلي و جاده اي، طرحهاي نيمه تمام بسياري داريم كه بايد آنها را در سال جاري به سرانجام رساند. اميدواريم با اجراي كامل اين پروژه ها و بهره وري از سرمايه ها، فشار تورمي كه قبلاً ايجاد شده است، بهبود يابد.
* آقاي دكتر آقا محمدي! با توجه به اشارات مقام معظم رهبري به بهره وري از فضاي علمي كشور براي نوآوري و شكوفايي و نقش مؤثر نخبگان در وحدت اسلامي، چگونه مي توان از ظرفيت قشر انديشمند و نخبه كشور با توجه به حضور كمرنگ اخير آنان در عرصه هاي مختلف جامعه، در اين راستا استفاده كرد؟ چرا تاكنون توانمندي و نيروي علمي و فرهنگي كشور آن گونه كه انتظار مي رفت و مي رود به بروز نرسيده است؟
** به اعتقاد من، ما در حال حاضر از لحاظ دارا بودن افراد نخبه و توانمند در جايگاه بسيار خوب و والايي قرار داريم. ولي نحوه بهره برداري از اين تواناييها بر عهده نخبگان نيست، بلكه بايد اين مهم در دستور سران سه قوه، بنا به فرمان و فرمايشات مقام معظم رهبري با توجه و حمايت جدي از نخبگان به مرحله اجرايي و عملياتي درآيد.
براي مثال، اگر اين مورد در حوزه علم و دانش پذيرفته شده و دولت هشت دانشگاه برتر را به تصويب رسانده است، بايد به اين نكته توجه كرد كه براي اين دانشگاه ها در مقاطع كارشناسي ارشد، دكتري و دوره هاي عالي و تخصصي سرمايه گذاري و برنامه ريزي مناسب در نظر گرفته شود تا بي جهت به دنبال اموري كه مي شود آن را از تصدي دولت خارج كرده و به مردم واگذار كرد، نروند. سازماندهي حوزه هايي كه به ابتكارهاي نخبگان نياز است نيز بسيار اهميت داد. در حال حاضر، خريد فكر در دنيا موضوعي رايج است. اما در كشور ما كسي كه صاحب فكر است، اجرا و پياده سازي آن را به خود او واگذار مي كنيم، در حالي كه الزاماً صاحبان انديشه نمي توانند كساني باشند كه فكر خود را به محصول تبديل كنند؛ بلكه او بايد فكرش را بفروشد، نفر بعدي آن انديشه را به محصول تبديل كند و گروه يا فرد ديگري آن را به توليد انبوه برساند اين نوع سازماندهي در جامعه ما ضعيف است.
* پس به اعتقاد شما، ضعف از سوي نخبگان و انديشمندان كشور نيست؟
** درست است. من فكر مي كنم ضعف در حوزه سازماندهي اجرايي كشور است كه بخش عمده آن به امور تصديگري مي پردازد و به جاي مردم كار مي كند. اين امري است كه مقام معظم رهبري در اجراي سياستهاي كلي اصل 44 نظام بر آن تأكيد داشتند تا دولت تصديگري را به مردم واگذار كند. وزيران هم بايد بر ساماندهي نقشه فعاليت جامعه عمل كنند تا كار نرم افزاري اساسي صورت گيرد. همچنين آنان بايد اعمال حاكميت در زمينه هاي نظارتي را تأمين كنند.
در چنين شرايطي، به دليل اقتصادي شدن فعاليتها، نخبگان هم در فروش انديشه ها و ايده هاي خود حركت خوبي را نشان خواهند داد.
* مي توان از سخنان شما چنين تعبير كرد كه يكي از دلايل كم رنگ بودن حضور نخبگان در عرصه هاي مختلف جامعه، فقدان تأمين شرايط مناسب براي آنان به منظور اجرايي شدن ايده هايشان بوده است؟
** از يك بعد، حضور نخبگان به صورت فردي در ارائه مقالات علمي آنان است كه اين مورد براي تأمين هدفها كافي نيست، بلكه انديشمندان بايد در تمام امور فناوري، اقتصادي، فرهنگي و سياستگذاريهاي كشور نقش تعيين كننده داشته باشند. اين مهم بدون سازماندهي و مشخص كردن قيمت هر ايده و طرحي امكان پذير نيست، لذا اين كاري است كه دولت و مسؤولان قواي سه گانه بويژه حوزه اجرايي بايد به خوبي انجام دهند.
* مقام معظم رهبري بر بهره مندي از فضاي علمي كشور در نوآوري و شكوفايي عرصه هاي علم تأكيد داشتند، يكي از ملزومات اين مهم، وحدت ميان حوزه و دانشگاه است. در حال حاضر با وجود فاصله هاي ميان اين دو مركز علمي كشور، موانع پيرامون اين فاصله ها كه قطعاً در كاهش سرعت دستيابي به دستاوردهاي علمي و فرهنگي تأثيرگذار است را چگونه مي توان رفع كرد؟
** در مورد حوزه علوم انساني كه مورد مشترك حوزه و دانشگاه است، در واقع حوزه بايد محوريت پيدا كرده و دانشگاه بايد حوزه را در اين زمينه روشمند كند، بدين معنا كه بايد روش از دانشگاه و محتواي فكري مبنايي از حوزه نشأت بگيرد. اما در حال حاضر اين دو از هم تفكيك شده اند به اين معنا كه ناچاريم محتوايي را از غرب گرفته و آن را در قالب روش هاي علمي پياده كنيم و يا اينكه مسائل اساسي را بدون فراهم آوردن قابليت اجرايي شدن، فقط بيان كرده و نگران از فقدان توفيق در پياده سازي آنان باشيم. نزديكي حوزه و دانشگاه به يكديگر نيازمند سازماندهي عملياتي اجرايي و تقسيم وظيفه اصولي است. اين طور نبايد پنداشت كه از حوزويان توقع تبديل به افرادي دانشگاهي و يا بالعكس را داشت، بلكه بايد ميان اين دو تعامل مؤثر و سازنده شكل بگيرد. متأسفانه تاكنون وحدت ميان حوزه و دانشگاه با توقعات نابه جايي كه از آنان داشتيم كور شده است. امروز نيازمند هماهنگي ميان آنها هستيم. اين مورد هم با تقسيم كار مناسب و اصولي برعهده شوراي عالي انقلاب فرهنگي است.
* به نظر شما شوراي عالي انقلاب فرهنگي تاكنون در اين زمينه چگونه عمل كرده است؟
** به اعتقاد من، شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين زمينه تاكنون يك الگوي موفق با قابليت اجرايي ارائه نداده است، قطعاً مباحث زيادي پيرامون اين موضوع مطرح شده اما در آثار بيروني استقبال از اين ايده ها را شاهد نبوديم و اين شورا با جديت بايد به آن بپردازد. در حال حاضر هم كه نقشه مهندسي علمي كشور در دستور كار اين شوراست بهترين شرايط براي حركت روشمند و اصولي در اين خصوص به وجود آمده تا جايگاه حوزه و دانشگاه به صورت تعريف فعاليتهاي هر كدام تبيين و تثبيت شود.
* توفيق شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين خصوص به دليل ناكارآمدي در مديريت و سازماندهي از طرح انتظارات از حوزه و دانشگاه بوده است؟
** برداشت من از نگاه بيروني زماني كه زحمات بسيار زياد آنان را شاهد هستم و آثار و نتايج آن را نمي بينم. به طور ساده و نه تخصصي اين است كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي نتوانسته است الگويي مؤفقي كه پذيرش همه را جلب كرده و موجب تبعيت آنان شود را ارائه دهد.
* دليل آن چه بوده است؟
** به نظر من اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شخصيت هايي ذي صلاح و برجسته اي هستند. در اين شورا چهره هاي حوزوي و دانشگاهي هر دو با هم وجود دارند. ولي اينكه چرا توفيق نداشته اند نظر خاصي ندارم. ممكن است افراد توانمند باشند، اما جمع كارآمدي و ظهور بيروني نداشته باشد يا شايد ايده آل ها آن قدر بالا باشد كه قابليت پياده شدن در جامعه را پيدا نمي كند.
به هر حال ما در شرايط ايران بايد الگويي را ارائه دهيم كه مورد استقبال قرار گيرد.
* آقاي دكتر! منظور شما از ايده آل هاي بالا و عدم قابليت پياده شدن در جامعه و ربط آن با الگويي متناسب در شرايط فعلي ايران چيست؟ بحث را با مصداق تشريح مي كنيد؟
** براي مثال اين مباحث از سوي برخي ها چنين طرح مي شود كه تمام روش هايي كه در علوم انساني در دانشگاهها استفاده مي شود، به دليل برگرفتن اين ها از مباني غيراسلامي، قابليت اجرايي شدن ندارد و به اين وسيله آنان مي رفتند تا همه چيز را برگرفته از اسلام ارائه دهند و اين موردي است كه امكان پذير نيست. جالب اينكه حتي نام مراكز هم با همان عنوان وارداتي در ابتداي كار خطاب مي شد.
چگونه ممكن است كه ما دستمان را از دانش بشري كوتاه كنيم، به اين دليل كه هنوز نتوانسته ايم به خلوص مورد نظر خودمان برسيم؟! ما مي توانيم به آن ها برسيم اما نيازمند حركت مرحله به مرحله هستيم. بنابراين ايده آل پردازي به حد نهايت ممكن است ما را به هدف نرساند. در حال حاضر هم وحدت حوزه و دانشگاه نيازمند ارائه الگويي متفاوت است كه تاكنون آن را در عمل شاهد نبوديم. اميدواريم در سال نوآوري و شكوفايي زمينه و بستر اين وحدت به صورت عيني و بارز فراهم شود.
* زهره كهندل |