تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-04-06
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 18فروردین ماه 1387


سرمشقهاي طبيعت

 

*محمود قوچاني
سخن حكيمانه اي گفته اند پدران ما كه «در ميان فصلهاي سال، تنها يك فصل، فصل بهار است و در ميان ماههاي سال، تنها يك ماه،



فروردين و در ميان روزهاي سال، هيچ روزي به پاي روزهاي نوروز نمي رسد.»
به راستي چه چيز بهار را گل فصلهاي سال كرده است و فروردين را گل ماههاي سال و روزهاي نوروز را گل سرسبد همه اين گلها. اقتضاي حكمت آن است كه مضمونش تنها در اين يا آن ظرف نگنجد و افق معنايش چنان بلند باشد كه تفاسير متفاوتي را برتابد.
آنچه نياكان ما گفته اند را مي توان از منظرهاي گوناگوني تفسير كرد كه هر يك به جاي خود درست است و راهگشا. اما به نظر مي آيد يكي از پندهاي نهفته در اين سخن حكيمانه آن باشد كه طبيعت آدمي را نسبتي است آشنا با طبيعت بيروني. در واقع بايد گفت، گذشتگان ما به خوبي دريافته بودند كه ما خود فرزندان طبيعتيم و آموزه هاي طبيعت به درستي مي تواند سرمشق زندگي مان باشد. از اين رو، آمد و شد ايام را ساده نديدند و تكرارهايش را ملال آور نيافتند. به واكاوي آن همت گماردند و دفتر زندگي شان را با سرمشقهاي طبيعت پر كردند و به پايان بردند.
آنها ديدند برگ ريزان خزان را كه نمادي بود از عبور رهگذر زمان از روي برگهاي خشك و زرد سالهاي سپري شده زندگي شان. آنها ديدند سرماي زمستان را كه چگونه روح از كالبد حيات بيرون كرد، خشكي و فرسودگي را به جاي طراوت و تازگي آورد، خواب و خمودي و پراكندگي را جايگزين بيداري و با هم بودگي كرد و حتي حركت و رواني رودها را در لابه لاي فسردگي يخهاي منجمد متوقف ساخت.
پدران ما اما روزهاي آغازين بهار را، روزهايي يافتند به غايت متفاوت. از اين  رو، خود نيز آهنگ همسويي با طبيعت سر دادند و كوشيدند طبيعت درونشان را با طبيعت بيرون همراه كنند و همگام با تحول طبيعت، درون خود را نيز متحول سازند. شايد بتوان گفت، سه شاخصه مهم بهار سبزي، آشكارگي حيات و گردهم آمدن دارندگان حيات است. پدران ما اين سه ويژگي متمايز كننده را به تيزبيني ديدند و همسو با طبيعت، روزهاي نخستين بهار را، ايام دگرگوني دروني و طبيعت گرداني خود قرار دادند.
آنها اما به نيكي دريافته بودند كه اين مهم جز به مدد الهي تحقق پذير نيست. از اين رو، تحويل سالشان را با دعاي «يا مقلب القلوب...» همراه كردند و قبل از هر چيز، دست نياز به سوي آفريدگارشان بالا بردند. پس از آن، ضمن غبارروبي خانه و آشيانه شان، به خانه تكاني درون هم همت گماردند و غبار كينه ها و ناراستي را از دل زدودند تا سبزي وجودشان كه در زير غبارها پنهان مانده بود، آشكار شود.
در واقع، حقيقت چيزي جز ظهور و عيان شدگي و آشكارگي نيست. تا زماني كه ما چيزي را نديده ايم- و چهره اش بر ما آشكار نشده- نمي توانيم درباره حقيقت چهره آن سخني بگوييم. تا وقتي چيزي را نچشيده ايم - و طعمش بر ما آشكار نشده- نمي توانيم درباره حقيقت طعمش قضاوتي داشته باشيم و... پس حقيقت هر چيز زماني رخ مي  نماياند كه پرده از آن برگرفته شود، يعني مستوري اش نامستور شود و در زير طليعه هاي نور، تاريكي از چهره اش زدوده شود. وجود ما آدميان نيز تا زماني كه در پس پرده ها و غبارهاي كاستيها و ناراستيها پنهان مانده، وجود حقيقي نيست و حقيقت مان هنگامي حقيقت مي شود كه عيان شود؛ يعني آن وجود سبز دور از زرديها، آن وجود گرم دور از سرديها و آن وجود پاك دور از ناپاكيها.
درست است كه با خانه تكاني درون، وجود سبز حقيقي مان رخ مي نماياند، اما براي اين كه حقيقت اصيل وجودي مان به تمامي آشكار شود، هنوز يك گام باقي است؛  ما با زدودن كدورتها، عشق و محبت را جايگزين كينه ها كرديم، در ايام نوروز به ديدار هم رفتيم و دوستيها و محبتهاي كمرنگ شده مان را رنگي دوباره بخشيديم.
اما در روزهاي پاياني نوروز، سبزه هايي را كه از همان آغاز بهار سبز كرده بوديم، به هم گره  زديم تا به خود بگوييم سبز بودن تك تك مان - حتي در كنار هم - كافي نيست؛ ما بايد به هم گره خوريم تا حقيقت سبز و محض  مان به واقعي ترين معنا محقق شود و اين يعني آدميت در با هم بودگي آشكار مي شود، درست همان طور كه بهار طبيعت در گرد هم آوردن همه دارندگان حيات جلوه گر مي شود. اكنون جا دارد با خود بينديشيم چه نازيباست فاصله گرفتنهايمان پس از همراه شدنمان در روزهاي قشنگ بهاري.

  


ته كوچه بن بست!

 

گاهي وقت سلام كردن راه خوبي واسه شروع يك آغاز نيست، كوچه بن بست، شروع يك رفاقت تازه و با طراوت با افرادي كه خيلي تو جامعه مهمند! اما زياد به اونا توجه نمي شه، كساني كه قسمت زيادي از هرم سني رو به خودشون اختصاص دادند و بعضي وقتها فراموش مي شن، به ما مي گن: «جوان» يا به قول قديميها «جوون».
اين موجودات فقط و فقط خودشون حرف همديگر رو خوب مي فهمن، با هم گريه مي كنن، با هم مي خندن، با هم اعتراض مي كنن، با هم عاشق مي شن و با هم از نردبون فرسوده عمر بالا مي رن. ما حرفهاي زيادي واسه گفتن داريم، اما حيف گاهي اوقات بهمون مي گن: «حرفهاي گنده تر از دهنت نزن.»
حالا مي خواهيم تو ورود آزاد حرف بزنيم، هر حرفي كه دلمون بخواهد، آخه اينجا ورود آزاده!
از جامعه، از دانشگاه، از موبايل، از كامپيوتر، از SMS، از يار، از كار، از هر چي كه دلمون بخواد حرف مي زنيم، به غير از يك چيز اونم سياست، چون اولاً كار ما نيست، دوماً خيلي گنده تر از دهن ماست، سوماً به قول شاعر: جاي مردان سياست، بنشانيد درخت، تا هوا تازه شود. بگذريم...

اين روزها عصر ارتباطات، عصر اينترنت، موبايل، رايانه، ماهواره يا به قول استادمون چاهواره است. كسي ديگه حس و حال روزنامه خوندن نداره، شايد هم وقت نداره، اما يه چيزي مي گم، شما هم به عنوان يك هديه به دوستاتون بگين، ورود آزاد بخونن، مخصوصاً ستون كوچه بن بست!
اين يك تبليغ نبود، فقط يك توصيه دوستانه بود.
خيليها مي گن: كوچه بن بست، اصلاً به درد نمي خوره، اما اشتباه مي كنن، ميشه ته كوچه بن بست كه رسيد يك نردبون آورد و رفت به آسمون يا ميشه پرواز كرد، تصميم با خودتون، تو فكر يك نردبون يا يك جفت بال اسپرت خفن باشيد!
هيچ وقت نمي شه در برخورد اول يك نفر رو شناخت، حتي ما گاهي اوقات خودمونو، تو آينه نمي شناسيم، آخه ما آدمها كارهامون مشخص نيست، حساب و كتاب نداره، خودمون هم گاهي گيج مي شيم، راه رو گم مي كنيم، اين جور وقتها بايد ايستاد و كمي به اطراف و پشت سرمون نگاه كنيم، گاهي ايستادن بهتر از حركت كردنه، هم ميشه وسط يك بزرگراه، هم ميشه ته يك كوچه بن بست ايستاد و فكر كرد، انتخاب با شماست!

  


نامادري مهربان!

 

امشب سومين شب نبودنت است. كاش اين وجدان لعنتي شرش را از وجود من هم مثل تمام 6 نفر ديگر اين خانواده كم مي كرد. يا حداقل قبل از رفتن تو بيدار مي شد. حالا ديگر ايمان آورده ام كه ما همه مرده پرستيم. حالا بعد از رفتنت جرأت پيدا كرده ام به تو بگويم مادر !البته خيلي وقت پيش هم مي خواستم بگويم حيف كه آبجي ليلي نمي گذاشت.
از روز اولي كه بابا حلقه انگشترت را به ما نشان داد اشك را در چشمانش ديدم. از همان روز فهميدم براي دلخوشي خودش با تو عروسي نكرده. مي شد فهميد هنوز هم به مادرم وفادار است، اما تو را وقف ما كرد.
روز اولي كه آمدي به خانه تمام وسايل را جابه جا كردي. ليلي گريه كرد و گفت: تو خائني! آمدي مادر را از خانه بيندازي بيرون. اما من ايمان داشتم تو نيامدي تا زندگي ما را از هم بپاشي. تو آمدي تا به زندگي 6 نفره ما نظم ببخشي. آزار و اذيت ما را بگذار به حساب مهري كه به مادرمان داشتيم. نمي توانيم ببينيم كسي آمده تا جايش را توي اين خانه بگيرد. حرفهايم را قبول كن، مادر! آه چقدر تلفظ اين واژه آرامش بخش است. كاش هر روز و هر شب تو را مادر صدا مي زدم و خودم را در آغوش مادرانه ات رها مي كردم. مي دانم باور كردن حرفهايم سخت است؛ چون بعضي وقتها من هم مي شدم جزو همان قماشي كه از صبح تا شب كارشان شده بود خرد كردن تو جلوي پدر. قبول دارم من هم فراموش كرده بودم يا نمي خواستم بپذيرم كه در روزهاي بي مادري مثل مادر بودي برايمان. شايد براي همين بود كه روي پيشاني ات حكم نامادري زدم.
من از روز اول نگاه مهربانت را ديدم و شبها آرام زير پتو گريه كردم. به حال خودم و به حال اين 5 نفر ديگري كه تو نامادري مهربانشان بودي. حالا كه دارم اين نامه را مي نويسم، اميدي ندارم كه آن را بخواني، ولي اميدوارم كه خداوند، خداوند مهرباني كه تو را آفريد، گناهان من و آن 5 نفر ديگر را ببخشد.
* محمدپور

  


گفتگو با رضا عابدين زاده، شاعر جوان؛گذشته، گذشته است، آينده مهم است!

 

«رضا عابدين زاده» از شاعران جوان مشهد است، كه از سالهاي دور با شعر همراه است، اما در چند سال اخير در جشنواره هاي



زيادي از جمله جشنواره رضوي، هشت بهشت و چند جشنواره ديگر برگزيده شده است و از شاعران جوان و فعال كشور محسوب مي شود. بيشتر آثار او در قالب غزل و سپيد است. خودش دوست نداشت كه به افتخاراتي كه به دست آورده است بپردازد، و ساده جواب داد، گذشته، گذشته است، آينده مهم است!

*متولد چه سالي هستيد؟
**جوابش مهم است؟!
*بله!
**خب حقيقتش من هم مثل همه آدمها يك روز به دنيا آمدم، دوازده ارديبهشت، شصت و يك، روز معلم در مشهد و مثل همه يك روز هم مي ميرم، خدا مي داند كجا و كي؟
*چه افتخاراتي به دست آورده ايد؟
**(از تكرار سؤال تعجب مي كند)، اگر سؤال بالا را شك داشتم كه مهم است يا نه؟ اين سؤال حقيقتاً مهم نيست. اعتراف مي كنم در كنگره هاي زيادي مقام آورده ام. اما اين كه همه مي گويند كنگره ها ملاك نيستند، شعار نيست، يك حقيقت است. من شخصاً در كنگره ها، شعر خوب به ندرت شنيده ام، يعني يك سري شعرهاي خاص مقبول نظر داوران است، شعر كنگره اي شعري است كه به آن خط و جهت داده اند، حتي كتابهاي سال هم چندان مهم نيستند، كتابها هم با هدفهاي خاصي انتخاب مي شوند.
*چرا شعر را از بين اين همه هنر انتخاب كرديد؟
**شايد اگر هنگامي كه كودك بودم يك پيانو داشتم، آن وقت شعر مي شد دغدغه دوم من، اما حالا ديگر آنقدر به شعر خو گرفته ام كه هنرهاي ديگر نمي توانند آن را از من جدا كنند.
*از چه زماني شعر گفتن را به صورت جدي آغاز كرديد؟
**واقعاً يادم نمي آيد، اما بايد بگويم آنقدر هر لحظه همه چيز تغيير مي كند كه هر روز احساس مي كنم از همان روز شعر را شروع كردم و يا حتي زندگي را.
*در شعر گفتن بيشتر از چه شاعراني تأثير گرفته ايد؟
**اين سؤال را بايد طبقه بندي كنم. اگر قرار باشد از ادبيات كهن كسي را نام ببرم، بايد بگويم بسيار شيفته خاقاني و سعدي هستم و از شاعران معاصر كارهاي احمدرضا احمدي را فراوان دوست دارم. از شاعران كشورهاي ديگر هم شاعران بسياري را دوست دارم، پاپلو نرودا، گئورگي سفريس، براتيگان، اما هيچ كدام ناظم حكمت نمي شوند. البته بگويم كه من دوستاني دارم كه شعراي بسيار بزرگي هستند و هم صحبتي من با آنها در شعر من بسيار تأثيرگذار است، چه بخواهم، چه نخواهم. از جمله جواد گنجعلي، آبان صابري و علي شفيعي.
*جواني در نظر يك شاعر جوان چه رنگي است؟
**تنها مي توانم از نگاه خودم بگويم، گاه آبي، گاهي نارنجي، البته شايد اگر در يك جاي ديگر بودم، رنگ جواني تغيير مي كرد.
*قشنگ ترين شعر دنيا؟
**هر شعري كه شاعر در آن ادا درنياورد و خودش باشد، مي شود قشنگترين شعر دنيا، تعداد زيادي قشنگ ترين شعر دنيا وجود دارد، همه شعرهاي زيبا درون يك دايره واحد قرار مي گيرند.
*مقطع جواني در شعر شما تأثير دارد؟
**بله، شعر دوران جواني تمام شعرا با شعر دوران پيري شان اگر به پيري برسند، فرق دارد، به طور مثال، عشق دوران جواني و عشق دوران پيري به دو گونه متفاوت در شعر حاضر مي شود.
*بهترين كتاب شعري كه خوانديد...؟
**كتابهاي خوب زيادي هستند كه دوست دارم، باز هم مي گويم، سعدي، «قافيه در باد گم مي شود» احمدرضا احمدي، «چهار زندان» ناظم حكمت، اما از كتابهايي كه در سالهاي اخير چاپ شده مي توانم به كتاب «چهارم شخص مفرد» در غزل، از جواد گنجعلي و «زيبايي نگرانم مي كند» و «بگذار از پهلويم گلي برويد» در قالب سپيد از آقاي شفيعي كه بسيار زيبا بودند، اما اندوهگين اشاره كنم.
*بيشتر چه چيزهايي شما را به شعر گفتن تشويق مي كنند؟
**زيباييها، غروبها، طلوعها، غمهاي زيبا و تنهايي كه همه آدمها به آن دچارند.
*خودتان قصد چاپ مجموعه شعر نداريد؟
**چرا، ان شاءا... بزودي «روزهاي بي حواس» را در قالب غزل چاپ خواهم كرد.
*چقدر در كشور ما، به شعر، مخصوصاً شعر جوان اهميت داده مي شود؟
**متأسفانه شعر هم مثل ديگر هنرها در كشور ما در دام باندبازها افتاده، شعر جوان به هيچ وجه آينده روشني ندارد، چون به شعرهاي واقعي اهميت داده نمي شود، اما اگر بختكهاي ادبي از روي سينه شعر برخيزند، آن وقت شعر مي تواند نفسي بكشد.
*آرزو بر جوانان عيب نيست، آرزوي شما چيست؟
**نمي دانم چرا اين سؤال شما را دوست ندارم، يك جواب كليشه اي كه آرزويي ست عمومي: سلامتي و عدالت براي همه.
*حرف آخر؟
**يارا قدحي پر كن از آن داروي مشتي
تا از سر صوفي برود علت هستي
* سلمان يزدي

  


خبر مبر

 

* سالاري
فاصله زيادي بين جوانان آماده ازدواج و تعداد ازدواجهاي انجام شده وجود دارد ؛ ازدواج!





محمد جواد حاج علي اكبري مي گويد: از جمله موضوعات مهم براي امسال، موضوع ازدواج جوانان است و بايد در كانون اهتمام تمام دستگاهها قرار گيرد و همه ظرفيتهاي موجود در نظام بايد در اين خصوص متمركز شود.
او ادامه داده، جمع بندي و مطالعات سازمان نشان مي دهد فاصله زيادي بين جوانان آماده ازدواج و تعداد ازدواجهاي انجام شده وجود دارد و اين مسأله با توجه به نمودار جمعيت كشور كه حاكي از جوانبودن جمعيت است، بايد به صورت جدي در سال آينده مطرح شود.
وي با اشاره به روز جوان در كشور گفت: با توجه به اين كه در اين زمينه فرهنگ سازي شده است و كارهاي ويژه  اي در اين خصوص انجام شده است، مي توانيم با يك برنامه ريزي منسجم، به استقبال تبديل شدن اين روز به يك هفته برويم.
رئيس سازمان ملي جوانان تأكيد كرد: از جمله مسائلي كه بايد مد نظر قرار دهيم، گفتگوي جوانان است كه بيشتر جنبه هويتي دارد و مي توان با تعامل با جوانان، از ظرفيتهاي آنان استفاده كرد.
وي در خصوص نامگذاري سال جديد توسط مقام معظم رهبري گفته: با توجه به نامي كه براي امسال توسط رهبر معظم انقلاب انتخاب شده، بايد در رابطه با «نوآوري و شكوفايي» برنامه ريزيهايي نيز انجام شود و در اولين جلسه اين ستاد برنامه ريزي براي اين منظور در دستور كار قرار خواهد گرفت.

15 هزار جوان مسافران نوروزي را در كل كشور راهنمايي كردند؛ جوانان راهنما!





معاون فرهنگي اجتماعي سازمان جوانان هلال احمر از اجراي طرح راهنمايي مسافران نوروزي توسط 15 هزار جوان، در بيش از 300 نقطه كشور خبر داد.
مجتبي مجد در خصوص اين طرح مي گويد: طرح راهنمايي مسافران نوروزي با اهداف كمك به انجام سفري ايمن (با ارايه توصيه ها و تأكيدات ايمني و امدادي)، كمك به تأمين آسايش و آرامش مسافران (با اطلاع رساني از مسيرها و مقاصد سفر)، ترويج فرهنگ نوعدوستي و مهرورزي در بين جوانان (با توسعه و مشاركت جوانان در خدمات عام المنفعه) و غني سازي اوقات فراغت اعضا در ايام تعطيلات نوروزي اجرا شده است.معاون فرهنگي اجتماعي سازمان جوانان هلال احمر ادامه داد: سازمان جوانان براي رفع و يا كاهش دغدغه هاي فوق و كمك به تأمين آرامش و آسايش مسافران به جمع آوري اطلاعاتي از خدمات، امكانات و تجهيزات مستقر در مسير و مقاصد سفرها كه توسط نهادها، وزارتخانه ها و سازمانهاي مختلف براي تأمين نياز مسافران و گردشگران فراهم و در اختيار مسافران قرار داده است.وي افزود: اطلاعات مربوط به خدمات امداد جاده اي جمعيت هلال احمر، اورژانس كشور، سازمان گردشگري، پليسراه، راهداريها، اماكن زيارتي و سياحتي، تاريخي، خدمات عمومي و رفاهي و... از جمله اين اطلاعات هستند.معاون فرهنگي اجتماعي سازمان جوانان هلال احمر افزود: مناطق دوران دفاع مقدس در جنوب كشور (محل برگزاري اردوي راهيان نور) نيز از جمله مناطقي است كه با حضور فراگير و مؤثر جوانان هلال احمر در پستهاي نوروزي مورد توجه قرار گرفته است.

در روزهاي ابتدايي بهار، طبيعت نشاط و شادابي را به مردم هديه كرد ؛ طبيعت!





وقتي بهار مي آيد، متوجه طبيعت مي شويم. طبيعت خشك و بي جان زنده مي شود و جان مي گيرد. درختان سبز مي شوند. چمنزارها سبز مي شوند و جهان رنگ تازه اي به خود مي گيرد. در اين روزها خيلي از جوانان سعي مي كنند رفتارشان و خلقياتشان را عوض كنند و تازه شوند. بياييد ما هم جزو آنها باشيم!

جوانان در انتخابات مجلس هشتم نقش پرشوري ايفا كردند؛ انتخاب جوانان





با وجود افزايش سن رأي دهندگان از 15 سال به 18 سال و اين كه تعدادي از جوانان كه در اين گروه سني قرار داشتند، نتوانستند در انتخابات مجلس هشتم شركت كنند، اما در مقابل جوانان زير 30 سال نقش پرشوري را در اين انتخابات داشتند.
محمد اسحاقي، معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان با بيان اين مطلب در خصوص مشاركت جوانان در انتخابات مجلس هشتم افزود: مشاركت جوانان در انتخابات مجلس هشتم بسيار تأثيرگذار بوده است.
وي ادامه داده: طبق آخرين گزارشهايي كه قبل از انتخابات انجام شده، 40 درصد از شركت كنندگان در انتخابات مجلس هشتم شوراي اسلامي جوانان بوده اند. بيش از 50 درصد از جوانان پيش بيني شان از مشاركت جوانان در انتخابات مجلس هشتم خيلي زياد بود كه در انتخابات مجلس هشتم شوراي اسلامي اين پيش بيني رخ داد.
وي همچنين در رابطه با اهميت انتخابات از ديد جوانان گفت: 60 درصد از جوانان، انتخابات مجلس هشتم را داراي اهميت بالايي دانسته اند و اين نشان مي دهد نقش مجلس هشتم و مسؤوليت آنان در جهت مشكلات جوانان خيلي زياد است. اسحاقي توضيح داد: 56 درصد از جوانان معتقدند، سابقه مديريتي كانديداهاي انتخابات در رأي دادن آنها بي تأثير است و در مقابل 42 درصد از جوانان، به كساني رأي داده اند كه سابقه مديريتي خوبي را دارند.وي گفت: 87 درصد از جوانان در نظرسنجي كه قبل از انتخابات انجام شده، معتقد بودند كه هم شهري بودن با كانديداي خاص، تأثيري بر انتخاب آنها نخواهد داشت.به گفته معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان، 98 درصد از جوانان، حزبي بودن كانديداها را در انتخاب آنها مدنظر نداشته اند.

سازمان ملي جوانان نيازي به دريافت مستقيم بودجه ندارد ؛ بودجه جوانان!

محمد قدس در خصوص بودجه سال 87 سازمان ملي جوانان گفته: بودجه سال 87، 8 درصد كاهش داشته است و در ازاي اين كاهش 8 درصدي، 37/8 ميليارد تومان بودجه سازمان بوده است كه 10 ميليارد به بسيج داده شد و به عبارتي بودجه سازمان 27/8 ميليارد تومان است. با در نظر گرفتن بودجه اختصاص يافته شده به سازمان بسيج سازندگي، بودجه سازمان ملي جوانان نسبت به سال گذشته كاهش داشته است.
وي با مقايسه بودجه سازمان بسيج سازندگي در سال 86 نسبت به سال 87 گفت: بودجه اي كه به بسيج سازندگي اختصاص داده شده است، از 14 ميليارد در سال 86 به 10 ميليارد در سال 87 كاهش داشته است.
دبير ستاد ساماندهي امور جوانان در خصوص كسري بودجه سازمان افزود: در بخش عملياتي مرتبط با جوانان قطعاً هر مقدار بودجه وجود داشته باشد، جذب مي شود و اين يك واقعيت است و در رابطه با جوانان، بحثهاي متنوعي وجود دارد.
قدس تأكيد كرد: بودجه، ارتباطي با سازمان ملي جوانان ندارد. نيازي به دريافت مستقيم بودجه و مستقيم هزينه كردن آن نداريم، زيرا سازمان ملي جوانان يك سازمان ستادي است.
وي ادامه داد: آنچه به عنوان بودجه در اختيار ما قرار داده مي شود، بيشتر براي توليد زيرساختهاي مرتبط با جوانان است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com