|
گروه حوادث - مصدق: اصلاًَ همديگر را نمي شناختند تا اينكه شب نيمه شعبان سال 84 در جريان نزاعي دسته جمعي در خيابان

جشنواره تهران كه ناخواسته و به هواخواهي دوستان خود وارد آن شده بودند، مقابل هم قرار گرفتند.
از آن زمان «جواد» (25 ساله) كه جوان بوكسور و قوي هيكلي بود به تصور اينكه ضربه مشتي كه آن شب از پشت سرش اصابت كرده كار «حجت» بوده است كينه اش را به دل گرفت. كينه اي كه سرانجام شب 22بهمن ماه سال بعد شعله ور شد و قبل از هر كسي او را سوزاند.
در آن شب وقتي وي به همراه پسر عموهايش در حال خروج از قهوه خانه بود متوجه حجت(20ساله) شد كه با دوستش روي صندلي نشسته بود. او كه در انتظار فرصت مناسب بود، نزاع سختي را آغاز كرد كه با ضربه مرگبار چاقو پايان يافت.
با مرگ «جواد» روي تخت جراحي، عامل جنايت از سوي كارآگاهان پليس آگاهي شناسايي و دستگير شد.
«حجت» (20ساله) در تحقيقات مقدماتي پليسي و قضايي ارتكاب قتل را پذيرفت و با بازسازي صحنه جرم نشان داد چگونه ضربه مرگبار چاقو را به كتف چپ مقتول وارد كرده است.
صبح ديروز قاضي كوه كمره اي، رياست شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران به همراه چهار قاضي مستشار اين دادگاه به جلسه رسيدگي به پرونده جنايت تهران پارس رسميت بخشيد.
در ابتداي اين جلسه، صفر خاكي، نماينده دادستان با محرز دانستن اتهام قتل عمد از هيأت قضايي براي «حجت» تقاضاي اشد مجازات قانوني (قصاص) كرد.
سپس «جمال» دوست متهم كه خود يكي از نزاع كنندگان بود به تشريح ماجرا پرداخت و گفت: داخل قهوه خانه نشسته بوديم كه ناگهان جواد در حالي كه با دوستانش به چارچوب در تكيه داده بود، از جواد خواست به بيرون از قهوه خانه برود.
وي ادامه داد: من كه در جريان اختلاف او با دوستم بودم، در پاسخش گفتم، اگر كاري داري خودت پيش ما بيا. همين موقع جواد در حالي كه يكي از دستهاي خود را زير كاپشن خود برده بود با دست ديگرش مشت محكمي به شقيقه سمت چپم زد. به گونه اي كه ديگر متوجه چيزي نشدم.
وي در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اينكه آيا در دستان جواد چاقو ديدي؟ گفت: نه، چاقويي در دستش نديدم. اما فكر مي كنم با بردن دستش به زير كاپشن قصد بيرون آوردن چاقويش را داشت.
سپس سعيد پسر عموي مقتول مقابل هيأت قضايي ايستاد و گفت: پس از ضربه مشتي كه مرحوم به سر جمال زد، نامبرده از پشت دستان جواد را گرفت و متهم با چاقو يك ضربه به كتفش زد.بعد از اظهارات اين دو جوان، حجت به دفاع از خود پرداخت و گفت: پس از نزاع شب نيمه شعبان سال 84 بارها مرحوم مرا تهديد كرد. از ترسش كه از من قوي تر بود همواره چاقو با خود داشتم.
وي در مورد شب حادثه گفت: آن شب هم از ترس جوابش را نداده بودم. وقتي دوستم پاسخش را داد و او با ضربه مشت رفيقم را به زمين زد، چاقويم را در هوا چرخاندم تا با ديدن آن بترسد و از آنجا برود، اما وي نترس تر از اينها بود و در حالي كه چاقوي سفيدي در دست داشت به طرفم آمد كه در نتيجه ضربه چاقوي من به كتفش اصابت كرد.
متهم به قتل با اشاره به اينكه پس از فرار از صحنه جرم چاقو را زير پل خيابان شهيد ملكي انداخته است، گفت: ترسيده بودم و در دفاع از جانم مجبور به استفاده از چاقو شدم.
وي در خاتمه به عنوان آخرين دفاع از خود گفت: من هيچ دشمني با مرحوم نداشتم و فقط از ترس او چاقو را در هوا چرخاندم كه متأسفانه به وي اصابت كرد.
پس از دفاعيات متهم، وكيل مدافع او به دفاع پرداخت و گفت: مرحوم بارها موكلم را تهديد كرده بود، حتي چند ساعت قبل از حادثه با دوستش به در خانه متهم رفته و طبق اظهارات شاهد با چاقو قصد قتل وي را داشته است.
وي با اشاره به اينكه مي تواند دو نفر كه مرحوم را ساعتهايي قبل از حادثه با چاقو مقابل خانه متهم ديده اند به دادگاه معرفي كند، گفت: هيأت قضايي با توجه به اظهارات متهم و دوستش در رابطه با چاقو، بايد تأمل بيشتري كنند.
گفتني است؛ با اتمام جلسه دادگاه، متهم پرونده تا صدور حكم قانوني روانه زندان شد. |