تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
صفحه آخر
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-04-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 31فروردین ماه 1387

[ هنری ]
 * گفتگو با مهدي غبرايي به بهانه ترجمه رمان «كافكا در كرانه» ؛
موراكامي نويسنده اي دردمند اما اميدوار است
 * نگاهي به فيلم «دايره زنگي» ساخته پريسا بخت آور ؛رئاليسم توي دايره!
 * كارگاه داستان ؛ بيگانه
 * ادامه  پيش بيني ها براي كن شصت و يكم ؛حضور كمرنگ هاليوودي ها محسوس است
 * خداحافظي با «امه سزر» در 94 سالگي ؛ شاعر صداي هويت فرهنگي سياهان درگذشت
 * برنامه هاي روز بزرگداشت سعدي اعلام شدند
 * كاريكاتوريست ايراني در ميان برگزيدگان ورلد پرس كارتون 2008

گفتگو با مهدي غبرايي به بهانه ترجمه رمان «كافكا در كرانه» ؛
موراكامي نويسنده اي دردمند اما اميدوار است

 

* خديجه زمانيان

گاهي وقتها كتابهايي به دست آدم مي رسد كه روح و روان آدم را تا مدتها درگير مي كند. كتاب را كه مي خواني دوست داري يقه هر آدمي كه جلوي تو سبز مي شود را بگيري و بگويي: «اين را بخوان».




«كافكا در كرانه»، رمان نويسنده معروف ژاپني، «هاروكي موراكامي» از اين دست كتابهاست. اين رمان ششصد و چند صفحه دارد كه وقتي آن را توي قفسه كتابفروشي مي بيني، مردد مي شوي كه آن را بخري يا نه؟! چون با خودت فكر مي كني فرصت خواندن چنين رمان قطوري را نداري، اما راستش كتاب را كه شروع مي كني تو را در جا ميخكوب مي كند.
مي خواستم مطلبي براي «كافكا در كرانه» موراكامي بنويسم و در مطلبم از همه كساني كه حداقل سري به كتاب مي زنند خواهش كنم اين اثر را بخوانند اما فكر كردم هر طور بنويسم ممكن است نتوانم حق مطلب را ادا كنم؛ پس با مهدي غبرايي مترجم اين اثر قرار گفتگويي گذاشتم چرا كه فكر كردم مطمئناً اين مترجم كه نسخه اصلي كتاب را خوانده، بهتر مي تواند درخصوص موراكامي و اين شاهكارش صحبت كند.
از «كافكا در كرانه» چند ترجمه ديگر با عنوان «كافكا در ساحل» به بازار آمده كه مطمئناً ترجمه غبرايي يك سر وگردن از بقيه بالاتر است. شايد با خواندن اين مصاحبه شما هم وسوسه شويد اين اثر موراكامي را بخوانيد. بخوانيد و لذت ببريد و البته از هنر مترجم خوب آن هم غافل نباشيد.

* آقاي غبرايي، چطور شد كه با «هاروكي موراكامي» آشنا شديد؟
** وقتي در سال 74 برادرم به ژاپن سفر كرد، دو كتاب از «كوبو آبه» و «موراكامي» برايم آورد. بعد از خواندن اين دو اثر شيفته اين دو نويسنده شدم و آثار ديگر اين نويسندگان را تهيه كردم و خواندم. حاصل اين مطالعه ترجمه رمان «زن در ريگ روان» اثر «كوبو آبه» و «كافكا در كرانه» اثر «موراكامي» بود.




البته ترجمه «كافكا در كرانه» مدتي طول كشيد كه باعث شد يك ترجمه از اين اثر قبل از ترجمه من به بازار كتاب بيايد.
* چرا اثر معروف «جنگل نروژي» موراكامي را ترجمه نكرديد؟
** اين اثر موراكامي هم بسيار زيباست. حتي شنيده ام تا به حال تيراژ 3 ميليوني داشته است. تلخي و اندوهي كه در آثار موراكامي موج مي زند در اين كتاب هم هست اما با توجه به شرايط حاضر، ترجمه اثر لطمه هاي زيادي به آن خواهد زد، براي همين سراغ ترجمه اين كتاب نرفتم.
* شخصيت كافكاي كتاب «كافكا در كرانه» بسيار شبيه شخصيت هولدن كالفيد «ناطوردشت» است. مي توان گفت: موراكامي به دليل ترجمه آثار سالينجر در اين اثرش، از «ناطور دشت» تأثير گرفته است؟
** با توجه به ترجمه هايي كه موراكامي از آثار سالينجر داشته حتماً در نوشتن اين اثرش از او متأثر بوده است. كافكا هم مثل هولدن كالفيد، نوجواني مستقل، مغرور و بي اعتنا به بزرگسالان است. اما موراكامي داستان خودش را نوشته و اثري مستقل، ارايه داده است.
* موراكامي نويسنده اي است كه با اقبال جهاني مواجه شده است. او نويسنده اي «ژاپني» است يا «غربي» و فكر مي كنيد دليل اقبال آثارش، غربي نويسي او باشد؟
** من فكر مي كنم موراكامي نويسنده اي «جهاني» است. همه معتقدند هر چه يك نويسنده بومي تر بنويسد با اقبال جهاني رو به رو مي شود. فرق موراكامي با نويسندگان ديگر معاصر خودش مثل ميشيما اين است كه ميشيما به فرهنگ ژاپني تكيه مي كند و آداب و رسوم سامورايي را در آثارش منعكس مي كند اما موراكامي تأثير زيادي از فرهنگ غرب گرفته و اين تأثير را در آشنايي او با موسيقي غربي و انعكاس آن در اثرش و يا نام بردن از نويسندگان و بزرگان موسيقي غربي مي بينيم. به همين دليل هم آثار او نزد غربي ها با اقبال بيشتري مواجه شده است.
* اما شما گفتيد نويسنده هر چه بومي تر باشد، جهاني تر است؟
** بله! با تمام اين تفاصيل، موراكامي نويسنده اي بومي است. او مسايلي در داستانهايش مطرح مي كند كه نشأت گرفته از فرهنگ سامورايي ژاپني است. باورهايي مثل حاضر بودن روح پس از مرگ و تأثير آن بر روي موجودات زنده و اينكه روح زنده مي تواند خارج از جسم در جاي ديگري حضور داشته باشد كه اين باور در همين رمان، وقتي رخ مي دهد كه روح كافكا در محل قتل پدرش حاضر بوده و اوست كه پدرش را كشته و نه ناكاتا (البته اين موضوع تا انتهاي كتاب در پرده ابهام گذاشته مي شود). اين باورها به فرهنگ سامورايي برمي گردد. البته موراكامي مطمئناً از هزار و يك شب تأثير گرفته است.
روايت در روايت و داستان در داستان، تكنيكي است كه او با تأثير از هزار و يك شب مورد استفاده قرار داده و جهان داستاني مخصوص خودش را ساخته است.
* پديده هايي مثل زالوباريدن، حرف زدن با گربه ها و يا هم سويي با طبيعت براي آن كه كافكا (قهرمان داستان) به خواسته اش دست پيدا كند، تخيل صرف است يا به فرهنگ ژاپني برمي گردد؟
** اين خرق عادتها كه در داستان اتفاق مي افتد مربوط به تأثير گرفتن موراكامي از هزار و يك شب است. در هزار و يك شب هم مخاطب با اين خرق عادتها همراه مي شود و آنها را باور مي كند.
* با آنكه در اين رمان مسايلي مطرح مي شود كه بسيار بومي است، اما رمان، خواننده را مجذوب خود مي كند و همه ما شخصيتهاي داستان مثل كافكا و ناكاتا را دوست داريم.
** ببينيد، نويسنده در اين اثرش سرشار از قصه است. موراكامي اهميت فوق العاده اي براي قصه گويي قايل است. بخصوص شيوه داستان در داستان را طوري در رمانش ارايه داده كه براي ما ايراني ها كه با هزار و يك شب مأنوسيم، كشش بسيار زيادي دارد. علاوه بر اينها، موراكامي مسايل جهاني را در داستانهايش مطرح مي كند. مسايلي مثل عشق، فقدان، گم شدگي در جنگل شهر اين كه آدمها در هستي به دنبال جايگاه خودشانند، اين موضوعها هيچ گاه كهنه نمي شوند هم چنانكه اشعار حافظ و مولوي هميشه تازگي دارد. تكيه بر اين موضوعها به علاوه غناي دروني نويسنده، موراكامي را به موقعيت جهاني رسانده و داستانهايش را براي مخاطب دلنشين كرده است. البته اين را هم بايد بگويم كه موراكامي به زبان انگليسي مسلط است و همين مسأله به ارتقاي او كمك بسياري مي كند.
* در رمان «كافكا در كرانه» دو شخصيت به سوي تكامل مي روند؛ شخصيت «كافكا» كه زندگي ديگري را شروع مي كند و شخصيت «هوشينو» كه از زندگي روزمره فاصله مي گيرد و به يك نگاه تازه و انساني مي رسد. در مورد شخصيت پردازي موراكامي صحبت كنيد؛ شخصيتهايي كه او آفريده به شدت دوست داشتني اند...
** درست است. موراكامي در يكي از مصاحبه هايش گفته من در داستانهايم به آدمهاي عادي توجه ندارم. او به سراغ شخصيتهاي غيرعادي مي رود. در آثار اين نويسنده مردم به كارهاي روزمره و عادي خودشان مشغولند اما گاهي اتفاقي غريب زندگي آنها را دستخوش تغيير مي كند. مثل شخصيت هوشينو؛ راننده كاميوني كه با ديدن «ناكاتا» دچار تغيير شد. من فكر مي كنم موراكامي به تحول و تغيير آدمها بسيار اميدوار است. او معتقد است كه انسان در هزار توي شهر گم مي شود اما سرانجام با دخالت طبيعت و سرنوشت باز مي گردد و همين مسأله نقطه قوت آثار موراكامي است. اين اميدواري موراكامي به آدمها و زندگي، بسيار شبيه تفكر «سالينجر» در آثارش است. اگر چه در همه آثار موراكامي، فقدان و از دست رفتن ديده مي شود اما هميشه در برابر اينها عشق و اميد را قرار داده و از آن براي نجات آدمهاي داستانش استفاده كرده است. در داستان «كافكا در كرانه» دو سرباز كافكا را به جنگل؛ محل زندگي دختر داستان مي رسانند، آن جا با عشق استوار شده و باقي مانده است. به نظر من موراكامي نويسنده اي دردمند اما اميدوار است. دوست دارم در اين جا چند نكته را كه درخصوص سبك نويسندگي موراكامي ترجمه كرده ام، بياورم. «دنياي موراكامي دنيايي است كه شهر در آن نمي خوابد و بي گزندترين اتفاقها به طرز غريبي نيرومند و مؤثر به نظر مي رسند. دنيايي كه آشفتگي آن نظمي دارد كه درنمي يابيم. همه ما در اين دنيا گير افتاده ايم. آگاهي و احساس ما از جايگاه خود در جهان، اينكه كي هستيم و از كجا مي آييم دستخوش تغيير است. داستانهايش خارق العاده اند اما از زندگي روزمره شهري نشأت مي گيرند. مردم لباسهايشان را اتو مي كنند، غذا درست مي كنند، سركار مي روند، تلويزيون تماشا مي كنند، به هايدن و موتزارت گوش مي دهند، روز را به شب مي آورند و فردا باز روز از نو. كارهاي روزمره مغز را عاطل و كرخت مي كند. با اين حال اتفاقهاي خارق العاده اي براي شخصيتهايش رخ مي دهد، بي خواب مي شوند، هيولاها از زمين يا از تلويزيون يا از گوشه و كنار پيدايشان مي شود و زندگي شان را تغيير مي دهد.»
* شايد يكي از علتهاي جذاب بودن شخصيتهاي داستان همين است كه او كساني را مي آفريند كه ما در زندگي روزمره مان آنها را نمي بينيم...
** همين طور است. به هر حال هنر نويسنده و هنرمند اين است كه نيمه پر ليوان زندگي را به مخاطبش نشان دهد و موراكامي هم با خلق شخصيتهاي دوست داشتني توانسته به اين هدف دست پيدا كند.
* آقاي غبرايي، داستانهاي موراكامي علمي، تخيلي است يا نمادگرايانه؟
** با توجه به اتفاقهاي غريبي كه در اين رمان رخ مي دهد بايد بگويم رمان موراكامي در حيطه داستانهاي سوررئاليستي يا ادبيات فانتزي قرار مي گيرد، داستانهاي او آميزه اي از واقعيت و تخيل است كه به تخيل قرابت بيشتري دارد. ماركز در جايي مي گويد: «هر چيز عجيب، غريبي را در رمان مي توانيد بگنجانيد به شرطي كه منطقش باورپذير باشد» من فكر مي كنم موراكامي به اين گفته ماركز عمل كرده و آن را در رمانهايش مورد استفاده قرار داده است. موراكامي منطق داستانهايش را طوري چيده كه خارج شدن هيولا از دهان ناكاتا، حرف زدن گربه ها و... براي مخاطب باورپذير است. همه اين مسايل به غناي تخيل نويسنده مربوط مي شود.
* از ژاپن نويسندگان بسياري جهاني شده اند. تفاوت سبك نويسندگي موراكامي با نويسندگاني مثل كوبوآبه، كاواباتا وايشي گورو در چيست؟
* كاواباتا كه اولين نويسنده ژاپني برنده نوبل است نسبت به موراكامي دنياي قديمي تري دارد. او با نظام امروزه دنيا كه مروجش غرب است، فاصله دارد و ژاپني تر مي نويسد. كوبوآبه بيش از موراكامي تحت تأثير كافكاست، اين نويسنده در داستانهايش دنيايي كافكايي خلق مي كند و خود را از قيد صرفاً ژاپني نويسي، رها كرده است. ايشي گورو هم چون ساكن غرب است از همه اينها غربي تر مي نويسد. او گوي غربي نويسي را از موراكامي ربوده است و حتي داستان هايش در غرب اتفاق مي افتد.
* فكر مي كنيد چه علتي ادبيات ژاپن را چنان غني كرده كه چندين نويسنده معاصر را توانسته به دنيا معرفي كند؟
** ژاپن همزمان با دوران اميركبير در ايران، اصلاحاتش را آغاز كرد، اما در ايران با قتل اميركبير اصلاحاتي كه با احداث مدرسه دارالفنون آغاز شده بود، ناتمام ماند.
اين اصلاحات در ژاپن ادامه پيدا كرد و ژاپن از خواب قرون وسطايي بيدار شد.
ژاپن حتي توانست در سال 1905 با روسيه درگير شود و منجر به اغتشاش و ناكامي و آشوب در روسيه شود. اين كشور در جنگ جهاني اول در كنار نيروهاي متحدين قرار گرفت، قدرتمند شدنش ادامه پيدا كرد و در جنگ جهاني دوم چنان به قدرت رسيد كه توانست نيمي از آسياي جنوب شرقي را اشغال كند.همه اين ها زمينه رشد ادبيات و سينما را فراهم كرد. سينماي ژاپن در سال 1950 با كوروساوا جهاني شد و اين قدرت به ادبيات هم راه پيدا كرد. از طرفي محدوديتهايي كه در ادبيات و سينماي ما وجود دارد در ادبيات و سينماي ژاپن وجود ندارد. منظورم از محدوديت، سانسور دولت نيست، بلكه فرهنگ مردم است.
علاوه بر اين ها رشد صنعتي ژاپن كه جهان را به تصرف درآورده در ادبيات هم بروز پيدا كرده است.
* فكر مي كنيد هاروكي موراكامي خواسته با اين رمان كه دنيايي از قصه است به مخاطبش چه بگويد؟
** او مي خواسته بگويد، آدمي مي تواند نيروهاي دروني اش را كشف كند تا با طبيعت همراه شود و اميد به زندگي اش را از دست ندهد.

  


نگاهي به فيلم «دايره زنگي» ساخته پريسا بخت آور ؛رئاليسم توي دايره!

 

* امير حسين نوريان

دايره زنگي




نويسنده: اصغر فرهادي
كارگردان: پريسا بخت آور
بازيگران: محمد رضا شريفي نيا، مهران مديري، بهاره رهنما، باران كوثري و...
خلاصه داستان: دختري با ماشين دزدي تصادف مي كند و پس از آشنايي با پسري، به او مي گويد ماشين پدرش بوده. پسر براي به دست آوردن پول براي تعمير ماشين دخترك، براي تنظيم ديش هاي نصب شده برپشت بام يك آپارتمان پر جمعيت دست به كار مي شود كه...
* * *
1- همين چند وقت پيش بود كه در مصاحبه اي كه با «آيدين آغداشلو» درباره «مدرنيسم» و تأثيرات اين مقوله در هنر ايران داشتم، گفت : اروپايي ها در هنرشان - مثلا نقاشي- يك دوره پنجاه ساله را طي كردند تا مدرنيسم را رفته رفته درك كردند. براي همين است كه راحت مي شود آن را فهميد و در كارها و تاريخشان وصله ناجوري نيست. اما ما در هنرمان اين زمان طولاني را طي نكرديم و يك دفعه رو آورديم به اين جريان. اين طوري است كه مدرنيسم در كشور ما آن طور كه بايد جا نيفتاده و يك سردرگمي همراه اين قضيه است.
2- ماجراي «دايره زنگي» دقيقاً معناي اين جمله «آيدين آغداشلو» است. روايتي است ساده از برخورد آدمهاي سنتي با يك محصول مدرن و دستاوردي از مدرنيته و رفتارهاي ضد و نقيض و موضع گيريهاي متفاوتشان در برابر ديگر آدمها در مواجهه با اين مقوله. آدمهاي سنتي كه با قيافه ها و جايگاه اجتماعي مختلف در منطقه پايين شهر در يك آپارتمان زندگي مي كنند و فارغ از هر پيش زمينه اجتماعي يكي از دستاورهاي مدرنيته مثل «رسانه» يا مورد عيني آن در اين فيلم «ماهواره» زندگي همه اين آدم ها را تحت تأثير قرار داده است. بعضي علناً عنوان مي كنند كه ماهواره دارند، برخي يواشكي دارند، برخي مثل مدير مدرسه ندارند، ولي دلشان مي خواهد داشته باشند؛ يعني ندارند چون ممكن است بقيه بفهمند...
3- از اين بابت «دايره زنگي» را برخلاف ظاهرش يك ملودرام تلخ اجتماعي مي دانم. آدمهاي حيران و سرگشته اي كه الكي به سر و كول هم مي زنند و در برخورد با اين مسأله هيچ قصد و غرض يا عقيده و باور خاصي ندارند. بخصوص اينكه با همه مثلاً مشغله شان آدمهاي بيكاري هستند! از اين رو تهران امروز با آدمهاي امروزي اش را به عنوان شهري مثلاً متمدن و پيشرفته انتخاب مناسبي مي دانم.
4- هم «پريسا بخت آور» با «من يك مستاجرم» و هم «اصغر فرهادي» با «چهارشنبه سوري» پيشتر استعدادهايشان را در ساخت داستانهاي آپارتماني نشان داده بودند. در اين فيلم هم با ورود غريبه يا غريبه هايي، آدمهاي آپارتمان كه نمونه اي كوچك از آدمهاي جامعه هستند، دستخوش تغيير مي شوند. فيلم به دور از هرگونه اغراق يا جانبداري بدون هيچ جهت گيري، داستان زندگي اين آدمها را روايت مي كند. دوربين او بي پروا به خانه و زندگي آدم ها سرك مي كشد و حقايقي را به تصوير در مي آورد كه وجود دارد اما بيان و دركشان كمي جسارت و ذكاوت مي خواهد. مردي كه با ورود يك دختر به خانه اش به خاطر يك دستشويي رفتن ممكن است زندگي چندين ساله زناشويي اش بر باد رود. يا زن پا به سن گذاشته اي كه با تمام ديانتش به راحتي با ديدن بيژامه همسرش در ماشين دختر همسايه به او بد گمان مي شود. پسري كه يواشكي در بالكن خانه دور از چشم پدر متعصبش ديش دارد و همه و همه در عين مثلاً تفاهم و اعتمادشان مترصد سوء تفاهمند.
اينها همان رئاليسم دايمي فيلمنامه هاي فرهادي است كه آثارش را جذاب و تأثير گذار مي كند.
5- فيلم، نقاط قوت قابل توجهي دارد. ايده خبر دستگيري «شعله» از سوي كانالهاي فارسي زبان آن ور آب، سكانسهاي جمع آوري ديش، ماجراي استفاده برادر از خواهرش در نقش دختري خراب، ايده اول و آخر فيلم در طرح ماشين دزدي- كه شيوه فيلمنامه نويسي فرهادي است - و در نهايت طنز تلخ جاري در سراسر فيلم، اثري قابل تحمل و تامل پديد آورده است.
6- نقاط ضعف فيلم هم كم نيستند. مثلاً شخصيت سرهنگ ضد انقلاب، زياد شعاري و مصنوعي از آب درآمده. يا ماجراي ورود پليس با آن شكل مطرح شده چندان قابل هضم نيست و با فضا و روند منطقي داستان چندان همخواني ندارد. صحنه اي كه «بهاره رهنما» با صداي مردانه حرف مي زند، از نقاط ضعف فيلم است. «باران كوثري» با همه جذابيت در طراحي نقشش چندان كه بايد شخصيت پردازي نشده و از آنجا كه قرار است بيننده در پايان مثلاً رو دست بخورد، پس از اين رو دست خوردن خلاء شخصيت پردازي دخترك كاملاً مشهود مي شود.
7- در قسمتي از فيلم، دختر مدير مدرسه آيفون را بر مي دارد. مردي كه پايين است مي گويد بگو براي ديش آمده اند. دخترك به پدرش مي گويد : بابا مي گه براي جيش آمده اند. بعد كه دختر مي فهمد منظور جيش نيست و ديش است از پدرش مي پرسد بابا ديش چيز بدي است و پدرش جواب مي دهد از جيش هم بد تر است....اين همان سرگرداني در برخورد با خيلي مقوله هاست...

  


كارگاه داستان ؛ بيگانه

 

* تكتم حسين پور
ثريا، اسدرا در آغوش كشيد و با پر چارقد، گوشه چشمش را پاك كرد.




خيلي وقت بود كه از عبدا... خبري نبود. نه نامه اي، نه خبري. ديگر نمي دانست به اسد چه بگويد. آخر اين بچه چهار ساله كه گناهي نداشت. مدام بهانه پدرش را مي گرفت.
ثريا هر چه مي دانست به او گفته بود. يك روز مي گفت «بابا رفته مسافرت» و آن وقت تازه سؤالهاي اسد شروع مي شد: «بابا كجا رفته؟ پس كي مي آد؟ خيلي دير مي آد؟ چند تا شب ديگه بايد بخوابم تا بابا برگرده؟ و...»
روز ديگر مي گفت، بابا رفته دنبال عمو يدا... تا او را از شهر بياورد و... اما ديگر نمي دانست چه بگويد. راستي اين مرد كجا گم و گور شده بود! مرد هم اينقدر بي مسؤوليت!
ثريا آهي كشيد و كودكش را به زمين گذاشت. مي دانست بي فايده است. مردش هر جا كه بود گويي خيال برگشتن نداشت. از اول هم دلش با ثريا نبود. معلوم بود كه سرانجام خواهد رفت. همان روزي كه به اجبار بزرگترها سر سفره عقد نشست، ثريا در چشمانش ديد كه هرگز دل اين مرد را به دست نخواهد آورد. حالا هم كه اينطور! او مي دانست كه مردش برنخواهد گشت، اما چاره اي نداشت، پس بايد خودش به دنبال او مي رفت. آخر اسد چه گناهي كرده بود. ثريا برخاست اسد را در آغوش گرفت و به راه افتاد...

دوست گرامي!
از لحظه اي كه چيزي به نويسنده الهام مي شود، وي براي يافتن ساختار داستان وارد دنياي تخيلي قصه مي شود. كار وي اين است كه ميان آغاز و انجام داستان پل بزند و حوادثي را خلق كند كه از ايده اوليه تا ايده ناظر (ايده نهايي) امتداد يابد. كشمكش ميان صحنه هاي متوالي باعث خلق نوعي ديالكتيك داستاني «درگيري و جذابيت» مي شود. در نقطه اوج داستان يكي از دو قطب درگير شونده پيروز مي شود و در نهايت به ايده ناظر داستان تبديل مي شود. ايده ناظر نوشته شما حاصل درگيري ميان حوادث و اتفاقات بعدي نيست، بلكه محصول ساليان پيش و خاطرات دوري است كه از همان لحظه نخست مؤيد اين نكته بوده است. بدين لحاظ خواننده را با خود درگير نمي سازد و نوشته را به نوعي رفع تكليف (يا نوشته بي سرانجام) تبديل مي كند. شما نيز با حفظ جمله اوليه نوشته تان سعي كنيد داستان ثريا را به گونه اي هدايت كنيد كه حوادث و اتفاقات لحظه به لحظه، شما را به نتيجه برساند.
* رضا خسروزاد

  


ادامه  پيش بيني ها براي كن شصت و يكم ؛حضور كمرنگ هاليوودي ها محسوس است

 

در حالي كه فهرست فيلمهاي حاضر در شصت  و يكمين جشنواره بين المللي فيلم كن چهار روز ديگر اعلام خواهد شد، اما شواهد نشان از آن دارند كه حضور نمايندگان سينماي آمريكا در جشنواره امسال به مراتب كمرنگ تر از سال 2007 خواهد بود.
به گزارش ايسنا، سال گذشته پرچم هاليوود با فيلمهاي «زودياك»، «جايي براي پيرمردها نيست» ، «مدرك مرگ» و «پارك پارانوئيد» در جشنواره كن بر افراشته شد؛ اما هم اكنون تنها فيلم آمريكايي كه در بخش رقابتي با اطمينان از حضور آن مي توان گفت، اولين تجربه كارگرداني «چارلي كافمن» به نام «نيويورك، سينك دوچ» است.
علاوه بر فيلم «اينديانا جونز و پادشاه جمجمه كريستالي» كه در بخش غيررقابتي اكران ويژه مي شود، فيلم انيميشن «پانداي كونگ فو كار» ديگر فيلم آمريكايي حاضر در كن خواهد بود.
برخلاف سال گذشته كه كارگردانان سرشناس جهان در كن حضور يافتند، امسال چرخه  توليد فيلمها به گونه اي بوده است كه كارگردانان را درگير خود كرده و آنها قادر به حضور در اين رويداد سينمايي معتبر نيستند.
در اين ميان تعداد كمي از فيلمهاي هاليوودي كه طي چهار ماه آينده اكران خواهند شد، به كن خواهند  آمد. با اين حال، حضور «استيون اسپيلبرگ»، «جورج لوكاس»، «هريسون فورد»، «شيا لبوف» و «كارن آلن» در مراسم فرش قرمز كن، رنگ  و بوي اين جشنواره پرطرفدار را حفظ خواهد كرد.
با وجود غيبت بزرگان هاليوود، امسال فيلمهاي افتتاحيه و اختتاميه كن هر دو از آمريكا انتخاب شده اند.
امسال كشورهاي آسيايي نيز در كن حضور كمرنگي نسبت به سال گذشته خواهند داشت. «ريتي پان»، كارگردان كامبوجي با فيلم «ديوار دريا» يكي از معدود فيلم هاي آسيايي در اين رويداد معتبر سينمايي خواهد بود. هرچند ورايتي از فيلم «شيرين» كيارستمي به عنوان يكي از شانسهاي بخش نمايش ويژه  كن نام برده است.

  


خداحافظي با «امه سزر» در 94 سالگي ؛ شاعر صداي هويت فرهنگي سياهان درگذشت

 

«امه سزر»، شاعر فرانسوي و صداي رساي هويت فرهنگي سياهان كه مبارزات او عليه استعمارگري، در آفريقا و آمريكا طنين انداز بود، روز پنجشنبه در سن 94 سالگي در زادگاهش ، «مارتينيك» درگذشت.




به گزارش ايسنا، «سزر» كه خود را «سياهپوستي از اعماق آسمان كهن» مي ناميد، از طريق شعر و فعاليت سياسي، با استعمارگري مبارزه مي كرد. آثار اين شاعر و نمايشنامه نويس در دانشگاهها به عنوان متون درسي تدريس و در تئاترهاي بزرگ فرانسه نيز اجرا مي شوند.
او به همراه نويسندگاني چون «لئوپولد سدار سنگور» سنگالي، اصطلاح «Negritude» را به معناي ارزشهاي فرهنگي و معنوي سياهپوستان ابداع كردند، كه به گفته او، تأييدي است بر اين كه يك سياهپوست به خود افتخار مي كند.
«سزر» روز يكشنبه در مراسم تدفيني با حضور «نيكولا ساركوزي» - رئيس جمهور فرانسه - كه وي را «نماد اميدواري براي ستمديدگان» توصيف كرده است، به خاك سپرده مي شود.
«امه سزر» در دوره  طولاني كه به عنوان شهردار «فور دو فرانس» خدمت مي كرد، لقب مهربانانه و صميمي «پاپا سزر» را دريافت كرده بود.
او بين سالهاي 1945 تا 1993 به عنوان معاون مجمع ملي فرانسه فعاليت مي كرد. همچنين زادگاه او يعني جزيره «مارتينيك»، بخشي ملحق شده به فرانسه است.

  


برنامه هاي روز بزرگداشت سعدي اعلام شدند

 

برنامه هاي روز بزرگداشت سعدي اعلام شدند.
به گزارش ايسنا، در مراسم علمي يادروز سعدي كه امسال با محوريت «گلستان» سعدي در روز اول ارديبهشت ماه برگزار مي شود، آية ا... حائري شيرازي و غلامحسين ابراهيمي ديناني درباره  «حكمت در گلستان سعدي»، محمديوسف نيري درباره  «لطايف عشق عرفاني در گلستان»، علي محمد حق شناس درباره  «شجره هاي ممنوعه در گلستان سعدي»، مير جلال الدين كزازي درباره  «سعدي و لافونتن»، سعيد حميديان درباره  «تشنيع هاي ناروا به سعدي»، حسن ميرعابديني درباره  «تأثير گلستان در داستان نويسي معاصر ايران»، كاميار عابدي  درباره  «اشاره اي چند به تأثير گلستان سعدي بر شاعران و قلمزنان ادبي و فرهنگي ايران در سده  بيستم ميلادي»، محمد قراگوزلو درباره  «نظريه  انحطاط به روايت سعدي و ابن  خلدون» و محمود عباديان درباره  «حكايتهاي گلستان سعدي از منظر مناسبت عنصر نثر و نظم در آنها» سخنراني خواهند كرد.
مظاهر مصفا و اصغر دادبه نيز در اين مراسم كه در تالار حافظ شيراز برپا مي شود، حضور خواهند داشت.
كوروش كمالي سروستاني - مدير مركز سعدي شناسي - درباره  برنامه هاي جنبي يادروز سعدي نيز گفت: انتشار دفتر يازدهم سعدي شناسي، انتشار كتاب «گلستان واره» كه به بررسي بيش از 70 اثر تأليف شده به تقليد از «گلستان» مي پردازد، انتشار كتاب «گلستان خوش خوان» بر اساس چاپ استاد فروغي، چاپ پوستر و كارت حكايتهاي گلستان، نمايشگاه خط و نقاشي عليرضا كريم پور، گلباران آرامگاه سعدي و بازديد رايگان از آرامگاه شيخ در روز اول ارديبهشت ماه، از ديگر برنامه هاي يادروز سعدي هستند.

  


كاريكاتوريست ايراني در ميان برگزيدگان ورلد پرس كارتون 2008 

 

برگزيدگان چهارمين فستيوال بين المللي كاريكاتورهاي مطبوعاتي جهان، برندگان خود را شناخت و سهمي از جايزه  ورلد پرس كارتون 2008 به ايران رسيد.
به گزارش ايسنا، مراسم اين دوره در شهر توريستي «سينترا» ي پرتغال برگزار شده است.
حسن كريم زاده، برنده  جايزه اول ورلد پرس كارتون 2008 در بخش كاريكاتورهاي فانتزي بوده است.
گفته مي شود، 766 اثر از 395 كارتونيست، به بخش مسابقه اين فستيوال بين المللي راه يافتند.
فستيوال بين المللي كاريكاتور هاي مطبوعاتي جهان در سه بخش «كارتونهاي فانتزي»، «كاريكاتور چهره» و «كارتونهاي مطبوعاتي» برگزار شده است.
براساس اخبار سايت اطلاع رساني ورلد پرس كارتون 2008، در بخش كارتونهاي فانتزي به ترتيب حسن كريم زاده - ايران، نارانجو - مكزيك و موآ - برزيل، نفرات اول تا سوم بوده اند.
در بخش كاريكاتور چهره نيز آشيل سوپربي - ايتاليا، عمر تورچيوز - كلمبيا و سيا مارلا - اسپانيا، برگزيدگان اول تا سوم شناخته شده اند.
بنا بر اين گزارش، در بخش كاريكاتور هاي مطبوعاتي هم رينر ارت - آلمان، آنتونيو گونشالوز - پرتغال و اوركان - نروژ، برترينها بودند. جايزه بزرگ اين دوره، از ميان سه نفر اول هر بخش به «رينر ارت» از آلمان اهدا شده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com