|
گروه جامعه - مريم احمدزاده: دانش بشري ديگر آن دانشي نيست كه دانش آموز را در يك وادي برهوت قرار دهد كه فقط به دنبال

قطره اي از علم باشد. امروزه اقيانوسي از اطلاعات، جهان را احاطه كرده است كه دانش آموزان بايد از آن بهره گيرند و يادگيري اين علوم بايد منطبق با علم روز و يافته هاي نوين آموزشي، كه توسط معلم، مدرسه و اوليا به دانش آموزآموخته مي شود همراه و همگام باشد تا بهترين نتيجه يادگيري و تفكر خلاق حاصل شود، ولي برخي روشهاي سنتي هنوز بر روند آموزش دانش آموزان كشورمان حاكم است. اين ياددهي نامطلوب كه در تناقض با شيوه هاي جديد باعث آسيبهاي فراواني به دانش آموزان مي شود، هنوز توسط برخي معلمان و اوليا بر سر آموزش كشور سايه گسترانده است.
اين موضوع را خبرنگار ما با كارشناسان اين امر بحث گذشته است.
* آموزش، يك تخصص است
علي ذوعلم، مشاور وزير و مدير كل دفتر برنامه ريزي و تأليف كتابهاي درسي وزارت آموزش و پرورش، تغيير كتابهاي درسي را تابعي از اهداف و نيازهاي دانش آموزان دانست و اضافه كرد: پيشرفت علم و تخصصهاي مختلف و خاص و روشهاي نوين ياددهي و شرايط و راهبردهاي آموزشي كه در فضاهاي آموزشي كشور موجود است، همه باعث تغيير كتابها در طول زمان مي شود به جز مباني كلي كه در سيستم پايدار است.
وي اضافه كرد: هر ساله براساس نياز سنجي هايي كه از گروه هاي آموزشي مختلف، معلم و خانواده ها انجام مي شود، تصميم بر اصلاح كتابها يا تغيير آنها مي گيريم كه در حد امكان با تغييرات كوچك، كتابهاي موجود را حفظ كنيم و در مواقع لزوم، به چاپ و تأليف كتابهاي جديد مبادرت مي نماييم. البته در حال حاضر سالانه چند كتاب تازه تأليف وارد نظام آموزشي كشور مي شود.
مشاور وزير آموزش و پرورش اشاره كرد: چون كتابهاي تازه تأليف با رويكردها و روشهاي نوين آموزشي و برخي مطالب علمي و نيازهاي دوره هاي آموزشي خاص مطرح مي شود، لذا دفتر ارتقاي فرهنگيان موظف است براساس محتواي كتابهاي جديد، دوره هاي آموزشي را برگزار كند. اين دوره ها گاهي براي برخي معلمان منتخب كشور برگزار مي شود و در برخي مواقع نيز با برپايي دوره هاي فشرده براي دبيران با تجربه استانهاي مختلف كشور توسط مؤلفان كتاب برگزار مي شود كه اين آموزشها توسط اين مربيان به ساير معلمان منتقل مي شود.
ذوعلم، به روشهاي متفاوت تدريس اشاره كرد و افزود: در آموزش هيچ گاه يك روش توصيه نمي شود و آموزش بايد برپايه تنوع برنامه ريزي شود. برخي معلمان با توانمنديها و خلاقيت و تجربه خود دست به ابداع روشهاي جديد در تدريس مي زنند كه بسيار مفيد است.
اين معلم است كه در ميان طيفي از روشها، روشي كارآمد را در حد توان دانش آموز و اطلاعات كتاب عرضه نمايد.
وي اضافه كرد: توصيه كارشناسانه ما بر مبناي همكاري ميان معلم و دانش آموز و استفاده از سبكهاي ياد دهي نوين است. البته نبايد اصول علمي در اين دوره هاي آموزشي پايمال شود.
مدير كل دفتر برنامه ريزي و تأليف كتابهاي درسي در مورد جايگاه اوليا در همكاري متقابل بين خانه و مدرسه اظهار داشت: اگر اوليا در جريان تغييرات كتابها و برنامه هاي درسي قرار گيرند، شاهد ناهماهنگي ها بين اوليا و معلمان نخواهيم بود. البته اين تعامل كه بايد دو طرفه باشد بايد در حد توصيه و نياز آموزشي و معلم صورت پذيرد.
ذوعلم افزود: تأكيد ما بر نظارت خانواده ها بر فرآيند يادگيري دانش آموزان است، ولي اگر به صورت جزيي در كنار معلم و آموزش او قرار گيرند موجب خلاءهاي آموزشي و خدشه هاي يادگيري خواهد شد.
وي اشاره كرد: اگر در انجمن اولياي مدارس، مديران و دبيران و مؤلفان كتابهاي جديد بستري را فراهم كنند كه خانواده ها را با اهداف و رويكردهاي كتابهاي جديد آشنا كنند و هدف از آموزش هر درس را به خانواده ها متذكر شوند؛ خانواده ها مي توانند به كمك مربيان بيايند و به يادگيري فرزندشان كمك كنند.
وي اضافه كرد: در برنامه درسي ملي كه به عنوان سند مادر در حال تدوين است، همكاري خانواده در بحث كلان آموزشي مطرح است. در اين برنامه به نقش خانواده ها در ياددهي و يادگيري متناسب با توانمنديهايش به عنوان يك اصل پرداخته شده است.
مشاور وزير، اركان محوري يادگيري دانش آموزان را براي خبرنگار ما چنين برشمرد: خانواده بايد آموزش را يك تخصص بداند مانند رياضي و زيست و... دخالتهاي كمك آموزشي و ياورود به عرصه هاي علمي بايد بسيار حساب شده باشد، همكاري خانواده و معلم بايد در مدرسه باشد كه اگر اين هماهنگي انجام نشود، دانش آموز از هر دو نهاد آسيب خواهد ديد. خانواده هاي علاقه مند به صورت ساماندهي شده به دانش آموزان كمك كنند و اين ساماندهي از طريق كلاسهاي آموزشي توسط كارشناسان و دبيران مجرب محقق خواهد شد. در اين موارد پيشرفت علمي دانش آموزان بسيار مفيد خواهد بود.
ذوعلم افزود: جز روشي كه معلم در كلاس تدريس مي كند، چاره ديگري نيست و روش او سنديت دارد و اين روشها گاهي براي برخي مفيد و براي برخي غيرقابل درك است كه اين امر از تعدد روشها و ميزان توانمنديهاي دانش آموزان حكايت دارد كه در اين راستا با مطلع كردن خانواده ها از روند تحصيل فرزندانشان و ارتباط هوشمندانه و سامان يافته با معلم و مدرسه و اطلاع از اهداف و روشهاي آموزشي مي توان به دانش آموزان كمك شاياني كرد و از تعدد و تنوع روشها به نحو احسن و در راستاي پيشبرد اهداف استفاده كرد.
* پويايي و تغيير لازمه علوم است
حميد رضا يوسفي، كارشناس آموزش، نظام آموزش را چنين عنوان كرد: سيستمي كه مسؤوليت تربيت افراد جامعه را بر عهده دارد نظام آموزشي ما را شكل مي دهد و اهداف اين نظام آموزشي توسط شوراي عالي آموزش و پرورش تبيين مي شود.
وي تغيير در نظام آموزشي را يك امر بديهي دانست و افزود: با گسترش علوم و به روز شدن علم طبيعتاً شيوه هاي آموزشي و كتابهاي درسي نيز تغيير خواهد كرد و اين امر مدلهاي ارزشيابي و انتظارات را نيز تحت تأثير قرار داده است.
يوسفي افزود: از ديگر عوامل تغيير در كتابها و نظام آموزشي بايد به وضعيت جهاني دانش آموزان كشورمان اشاره كرد. با توجه به رشد نخبگان و كسب مدالهاي جهاني توسط آنان بايد اين نظام آموزشي در راستاي پرورش استعدادهايشان باشد.
وي علاوه بر گسترش علم، تغيير نظريه هاي يادگيري و سياستهاي كشور را در بازنگري كتابهاي درسي مهم و اساسي دانست.
اين كارشناس آموزشي به رويكرد جديد آموزش و پرورش مبني بر يادگيري خلاق اشاره كرد و افزود: در اين روشها بايد راه هاي يادگيري را به دانش آموزان، آموزش داد و بايد منابع اطلاعاتي را در دسترس آنان قرار داد و راه هاي دستيابي به اين منابع را آموزش داد. دانش آموز بايد بداند از هر منبع و مكاني بايد چيزي فراگيرد و اين منابع شامل اجتماع، مدرسه، رسانه، خانواده و... مي شود كه متأسفانه هنوز برخي دادن اطلاعات را سرلوحه كار خود قرار مي دهند و هنوز با معيارهاي آموزشهاي جديد منطبق نشده اند.
وي به روش تدريس جديد كل به جز در مدارس كشور اشاره كرد و اظهار داشت: اين روش كه هسته اوليه آن از زمان باغچه بان پايه گذاري شد، در سال 74 برنامه ريزي و در سال 78 اجرايي و پياده سازي گرديد و روش تدريس قبل را كه از جز به كل بود، كلاً متحول و تغيير داد.
يوسفي به نقش معلمان در رفع تناقضات آموزشي و پيشبرد آموزش اشاره كرد و افزود: معلم بايد با علم روز و يافته هاي نوين در تدريس همراه و همگام باشد. معلم نظام آموزشي بايد بپذيرد كه علم ثابت و مطلق نيست و اگر معلم علمش به روز نباشد، پس نمي توان انتظار داشت كه در روند يادگيري دانش آموز مفيد واقع شود.وي اظهار داشت: فرهنگ حالت عرضه و تقاضا دارد و اگر دانش آموزي مثلاً رياضي را از روشي غير از روش تدريس معلم حل كرد، معلم بايد بداند كه اين امر عيب محسوب نمي شود و بايد از آن استقبال كرد.
يوسفي اضافه كرد: معلم نبايد دانش آموز را در چارچوبهاي خاص خود محصور نمايد و هر دانش آموز نسبت به توانايي هاي خود بايد از كتابهاي گوناگون بهره ببرد. ولي برخي معلمان يا به روش تدريس خود اكتفا مي كنند و يا يك كتاب آموزشي را براي كل دانش آموزان با استعدادهاي متفاوت توصيه مي كند كه اين امر علاوه بر آسيب به دانش آموزان، موجب دخالت اوليا در امر تحصيل فرزندانشان مي شود و آنان را به سمت روشهاي غير معمول براي پر كردن خلاء آموزشي فرزندانشان سوق مي دهد.
وي به آموزش اجباري معلمان پس از تأليف كتابهاي جديد اشاره كرد و افزود: در حال حاضر به تناسب كتابهاي تازه تأليف، معلمان بايد بين 30 تا 50 ساعت آموزش داشته باشند تا بتوانند همان پايه را تدريس كنند و اين امر بايد در دوره هاي مختلف براي همه معلمان و خانواده ها براي پيشبرد آموزش محقق گردد. يوسفي به نقش مهم اوليا در امر تحصيل فرزندانشان و لزوم همكاري اين دو نهاد اشاره كرد و افزود: خانواده ها نبايد خودشان را متولي آموزش بدانند و در امر آموزش دخالت كنند. آنان بايد نقش نظارتي خود را ايفا كنند، ولي برخي خانواده ها براي كمك به فرزندانشان از همان روشهاي سنتي زمان خود بهره مي برند كه با آموزش در مدارس كاملاً متفاوت است.
وي افزود: در هر زماني هر نوع روشي كه تدريس مي شده است، صحيح ترين روش بوده است و اكنون كه اين روشها تغيير كرده و روشهاي جديد تدريس مي شود، اين روش صحيح ترين است و در آتيه نيز تغيير خواهد كرد. بايد اين تغييرها را پذيرفت؛ زيرا به گسترش علم و به روز شدن آن كمك خواهد كرد كه متأسفانه برخي خانواده ها هنوز آنها را نپذيرفته اند.
اين كارشناس آموزشي اشاره كرد: همه چيز در جهان نسبي است. هر چيزي در زمانهاي مختلف دستخوش تغيير خواهد شد و اين امر لازمه پويايي علم و خط و زبان است. خانواده ها بايد در مورد راه حلهاي جديد و روشهاي نوين آموزش بينديشند با تفكر و مطالعه روشهاي جديد، ديگر خانواده ها آموزش زمان خود را مطلق نخواهند ديد و به آن استناد نخواهند كرد و از بروز مشكلات براي معلم و دانش آموز نيز جلوگيري خواهد شد.
وي تصريح كرد: البته نظارت خانواده ها بايد به عنوان يك ركن اساسي آموزش قلمداد گردد. اين نظارت براي بهبود روند آموزش و يادگيري فرزندانشان و تمرين دروس مدرسه كارساز خواهد بود و در امر تدريس معلمان نيز به عنوان يك اصل اساسي در آموزش و حرفه اي شدن معلم و تدريس كارآمد واقع خواهد گرديد.
يوسفي به ضرورت آموزش اوليا و همكاري آنان با مدرسه اشاره كرد و ادامه داد: برخي مدارس بر حسب نيازهايي كه در خانواده ها احساس مي كنند، سلسله درسهايي با همان محتواي آموزشي به صورت ماهانه برگزار مي كنند. اين امر در هنگام تغيير كتابهاي فارسي در سراسر كشور با برپايي كلاسهايي خانواده ها را با مباحث كلاس اول آشنا كردند.
وي اضافه كرد: اين كلاسها علاوه بر ذكر موارد درسي، شامل مهارتهاي زندگي، نحوه برخورد با دانش آموزان، تصميم گيريها، تفكر خلاق، ايجاد اعتماد به نفس بود كه در سراسر كشور برگزار مي گردد.
وي افزود: برخي معلمان با پيشرفت روشهاي نوين تحصيلي، اين روشها و نحوه تدريس خود را براي خانواده ها ارائه مي دهند تا خانواده در راستاي معلم حركت كند و در بهبود وضعيت تحصيلي دانش آموز مفيد واقع شوند.
وي اظهار داشت: حساس شدن خانواده ها نسبت به وضعيت تحصيلي فرزندانشان، نحوه تدريس و كار معلمان در كلاس و نحوه كار مدرسه باعث خواهد شد كه نظارتشان بيشتر شود و اين نظارت اوليا بر حرفه مند شدن معلم و مدرسه منتهي خواهد شد. البته برخي مدارس و معلمان احساس خطر مي كنند و بين خودشان و خانواده ها ديوار مي كشند و اين امر به دانش آموز آسيب مي رساند. معلم بايد بداند هر كار و خدمتي را كه ارائه مي دهد بايد خانواده ها مطلع باشند تا در تدريس دچار تناقض نشود.
*انجمن اوليا فراموش شده!
جواد آرين منش، نايب رئيس كميسيون فرهنگي مجلس تغيير نظام آموزشي را مفيد ارزيابي كرد و افزود: امروزه شيوه هاي نويني براي انتقال مفاهيم به دانش آموزان ابداع مي شود و وسايل كمك آموزشي نسبت به قبل از تكامل بيشتري برخوردار شده است و اين روند در ساليان آينده هم ادامه خواهد يافت و هيچ گاه متوقف نخواهد شد كه البته در برخي موارد باعث تناقضاتي بين دانش آموز و خانواده ها و معلمان خواهد شد.
وي اضافه كرد: در راستاي هماهنگي معلمان با نظام آموزشي جديد بايد با برپايي آموزشهاي ضمن خدمت، معلمان را با شيوه هاي جديد و روشهاي بهره گيري از آنان و نحوه كاربرد آن در نظام آموزشي آشنا كرد.
وي اضافه كرد: البته علاوه بر دبيران، خانواده ها نيز بايد از تغييرات آگاه و با آن هنگام باشند. در حال حاضر ما در ساختار آموزش و پرورش با جايگاهي با عنوان انجمن اوليا مواجهيم كه هدف از تشكيل آن برقراري ارتباط و تعامل بين خانه و مدرسه است كه متأسفانه اين امر به درستي محقق نشده است. اگر اين امر به معني واقعي آن، پايه ريزي سازي مي شد بسياري از ناهماهنگي هاي آموزشي را مرتفع مي كرد.
آرين منش افزود: واقعيت اين است كه آنچه باعث شده كه اين انجمنها كارآمدي لازم را نداشته باشند، جنبه تشريفاتي اين انجمنهاست. اين نهاد مهم در حال حاضر به يك اقدام صوري و تشريفاتي كه منحصر به انتخابات ساليانه است، مبدل شده است و عملاً به ارتباط چند نفر با مدرسه ختم مي شود كه اين امر با فلسفه شكل گيري انجمن اوليا و مربيان منافات دارد.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس به خبرنگار ما گفت: اين انجمنها بايد كمك كار مدرسه باشند و برخي خلاء هاي آموزش و پرورش را پوشش دهند. اين تعامل بين خانواده و مدرسه مشكل گشاي بسياري از مسايل و معضلات آموزشي و پرورشي دانش آموزان است.
* رويكرد جديد آموزش، تفكر و خلاقيت
جواد فاتحي، معلم مقطع راهنمايي در مورد تناقضات بين مدرسه و اوليا گفت: اوليا امروزه نمره گرا شده اند و هدف از تحصيل را كسب نمره عالي مي دانند و اين امر باعث شده كه دانش آموزان حفظ كردن را جايگزين فهميدن كنند و اين نگرش اوليا باعث ايجاد خللي در امر تدريس معلمان خواهد شد. اين در حالي است كه روشهاي نوين آموزشي از حفظيات به تفكر و خلاقيت در حال حركت است.
وي افزود: اوليا استنباط دقيقي از كتابهاي درسي ندارند و متأسفانه اطلاعاتشان در حد دوران تحصيل شان است و هنوز نپذيرفته اند كه شيوه هاي آموزشي كاملاً عوض شده است و بايد مطالعاتي در زمينه روشهاي جديد را داشته باشند البته پيروي و استفاده از روشهاي سنتي در برخي معلمان نيز صادق است.
فاتحي افزود: بين ميزان تحصيلات خانواده ها و ميزان دخالتشان در امر تدريس فرزندانشان ارتباط مستقيم وجود دارد و اولياي دانش آموزاني كه داراي تحصيلات عاليه هستند، تصور مي كنند كه مي توانند در امر تدريس فرزندانشان تأثيرگذار باشند. اين قبيل افراد به سراغ كتابهاي كمك آموزشي مي روند و اكثراً از كتابهاي غيراستاندارد كه باعث لطمه به فرزندانشان مي شود هم بهره مي برند. ولي خانواده هايي كه در سطح معمولي هستند، در پايه ها و مقاطع بالاتر كمتر دخالت مي كنند و اين مشكل را كمتر مشاهده مي كنيم.
وي اضافه كرد: رويكرد جديد آموزش و پرورش كشور به سمت خلاقيت و تفكر گام بر مي دارد و سعي در پرورش افرادي خلاق و متفكر دارد كه براي همه امور خود با منطق برخورد كنند و توانايي تجربه و تحليل و حل همه مسائل را دارا باشند. امروزه حافظه ديگر توان پردازش و ذخيره سازي حجم گسترده علوم متفاوت را ندارد و افراد بايد با مفهوم سازي، مطالب را تجزيه و تحليل كنند و فرا گيرند.
فاتحي به برپايي جلساتي براي تعامل انديشه هاي جديد بين اوليا و مربيان اشاره كرد و افزود: در حال حاضر ارتباط بين معلم و اوليا فقط در حد اعلام نتيجه نمرات دانش آموزان محدود شده است كه اين امر بايد به تبادل اطلاعات در مورد شيوه هاي جديد تدريس و رويكردهاي جديد آموزش كشور و نحوه همكاري معلم و اوليا معطوف شود و معلمان و اوليا در ارائه نقشهاي خود بايد به نظر واحدي برسند تا نتيجه مطلوب تري در امر تحصيل دانش آموزان و تدريس معلمان حاصل گردد.
* خانواده بايد با معلم و مدرسه همراه باشد
فرح يزدان جو، كارشناس ارشد روان شناسي، عدم تطابق نظامهاي آموزشي در زمانهاي مختلف و كاربرد روشهاي گذشته در زمان حال را باعث سردرگمي دانش آموزان اين عصر دانست و افزود: ياددهي متفاوت علوم توسط معلم و خانواده فرد را دچار بلاتكليفي مي كند و اين امر بويژه در پايه هاي اول تحصيلي كه دانش آموز معلم را داراي قداست خاصي مي داند، بيشتر به چشم مي خورد. اگر والدين با روش غير از روش معلم، درسي را به او بياموزند اين احترام از بين مي رود و دانش آموز به مدرسه و درس در ابتدايي ترين گامهاي تحصيلي ديد منفي پيدا مي كند و از آن سو اضطراب و نگراني را به دانش آموز تحميل خواهد كرد.
وي اضافه كرد: دانش آموز بين سخن و روش خانواده و معلم درگير مي شود و با مطرح كردن يك روش از سوي فرد ديگر مورد مواخذه قرار مي گيرد كه اين امر باعث كاهش اعتماد به نفس در كودكان خواهد شد.
يزدان جو اشاره كرد: وقتي دانش آموز در دو منبع مهم خود دچار تناقض شود، با مشكلات روحي و رواني از جمله عصبانيت و پرخاشگري مواجه خواهد شد و ما شاهد افت تحصيلي دانش آموزان خواهيم بود.
وي اظهار داشت: خانواده ها بايد با معلم و مدرسه همراه باشند. تغييراتي كه در نظام يادگيري و ياددهي كشورمان اتفاق مي افتد و شيوه هاي نويني كه در نظام آموزشي كشور تبيين مي شود و منطبق با علم روز و استعدادهاي دانش آموزان ايراني است بايد مورد حمايت خانواده ها باشد و خانواده با مشاوره با مدرسه و استفاده از كتابهاي مناسب و مطالعه كتابهاي درسي و آگاهي از روشهاي جديد تدريس در پيشبرد اهداف آموزشي كشور و كمك به فرزندانشان با معلم و مدرسه همگام باشند تا شاهد ارتقاي سطح علمي فرزندان كشورمان باشيم. |