صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-12-28
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 8دی ماه 1387

[ هنري ]
 * گفتگو با محمدرضا اصلاني كارگردان فيلم آتش سبز ؛
هنوز سينماي مستند را بيشتر دوست دارم
 * با ميترا الياتي / نويسنده ؛ ساده و پست مدرن
 * حضور مركز صبا با 41 اثر در چهارمين جشنواره پويانمايي
 * با حضور دوباره رضا ناجي؛ « پاي پياده » نامزد رقابت در جشنواره پنجاه  و نهم برلين
 * رئيس «بي ينال ونيز» به جشنواره هنرهاي تجسمي فجر دعوت شد
 * در دو شب اجراي كنسرت مشترك عليزاده و درويشي صورت گرفت؛
آواي خاطره انگيز «ني نوا»
 * شعر كوتاه و ظرايف آن
 * فراخوان سومين جشنواره شعر فجر اعلام شد
 * پوستر «گلدن گلوب» رونمايي شد

گفتگو با محمدرضا اصلاني كارگردان فيلم آتش سبز ؛
هنوز سينماي مستند را بيشتر دوست دارم



* تكتم بهاردوست

«آتش سبز» يكي از فيلمهاي فصل فعلي اكران است كه اگر چه در گيشه توفيقي نداشته، اما از جهاتي قابل تأمل است. كارگردان اين





فيلم كه از چهره هاي پيشكسوت و سرشناس سينماي مستند در كشور است، تلاش كرده است در آخرين ساخته خود وجوهي از سينماي مستند، داستانگو و سينماي مدرن را به يكديگر پيوند بزند و در اين ميان نگاهي هم به تاريخ و اساطير كشورمان داشته است.«آتش سبز» داستان سرنوشت افسانه اي دختري به نام «ناردانه» است كه در كودكي سروش ازدواجش را با يك مرد مرده مي شنود و براي گريز از اين سرنوشت خوف انگيز، ناخواسته گام در راهي دشوار مي گذارد. به اين بهانه، با محمدرضا اصلاني كارگردان اين فيلم گفتگو كرده ايم كه از نظرتان مي گذرد.

* آقاي اصلاني، به عنوان اولين سؤال، در خصوص اين وقفه چند ساله بين كارهايتان توضيح دهيد؟
** من طي اين چند سال مرتب كار كرده ام و هيچ گاه بيكار نبوده ام، فقط يك مدت كوتاه آن هم زمان تأسيس نشر سوره بود كه آن هم در زمان خودش يك ضرورت بود. با اين همه، من تا ضرورتي براي كاري نبينم، سراغش نمي روم. من فيلمساز حرفه اي نيستم كه خود را ملزم كنم سالي يك فيلم بسازم و جزو چرخه سينما باشد. ضرورت ساخت يك فيلم و سخني كه من مي خواهم بگويم، با توجه به اين كه اين كلام در چه قالبي بگنجد، قرار مي گيرد. گاهي اين كلام در قالب يك كار كوتاه مي گنجد؛ مثل مجموعه «منطق الطير» كه از قضا كار بسيار مهمي از آب درآمد و گاهي هم در قالب يك فيلم بلند.
* گفتيد ضرورت؛ اين ضرورت چيست و چگونه پيش مي آيد؟
** ضرورت زمان، ضرورت ساختاري سخني است كه مي خواهم بگويم. متأسفانه سينماي ما از نظر ساختار و مضامين دچار بحران شده است. مي بينيد كه مضامين ما يكنواخت شده و توجه نكردن به بنيادهاي فرهنگي در فيلمهايمان نمايان شده است كه همه اينها ضرورت ايجاد اتفاق و جريان و هواي جديدي را هشدار مي دهد. سينماي ما نياز دارد افسانه ها و قصه هاي خودمان را بيان و روايت كند.
* چطور شد بعد از سالها از سينماي مستند فاصله گرفتيد و سراغ افسانه اي كهن رفتيد؟
** من اصلاً از سينماي مستند فاصله نگرفته ام و اين سينما را هنوز از سينماي داستاني بيشتر دوست دارم و تمام كارهايم از جمله «سمك عيار» همه مستند داستاني است. براي من، فاصله اي بين سينماي مستند و داستاني وجود ندارد. من معتقدم يك فيلمساز بايد در هر موقعيت و زمينه اي بتواند حرفش را بزند. اين سخن يك بار با يك آدم گفته مي شود يك بار با يك موقعيت يا....
* با توجه به توضيحاتي كه داديد و البته با نگاه به ظرفيت سينماي ما، فكر مي كنيد بيننده ما بيشتر با كدام يك از اين سينماها مأنوس است؛ مستند يا داستاني؟
**مسلماً جاذبه هاي سينماي داستاني هميشه بيشتر بوده و هست. ولي الان با توجه به رشد روزافزون طبقه متوسط متخصص در جهان و با توجه به اينكه اين طبقه بزرگترين طبقه اجتماعي جهان است و اين كه اين طبقه همواره خواستار دريافت يكسري اطلاعات تخصصي از طريق سينماي مستند است و دقيقاً به همين دليل و البته خوشبختانه در سالهاي اخير فيلم مستند دوباره در تمام جهان مطرح شده است.
* شما در «آتش سبز» به نوعي زمان حال و آينده را با هم مخلوط كرده و در هم آميخته ايد و در واقع موضوعي فرا زماني را به نمايش گذاشته ايد. فكر مي كنيد سينماي ما گنجايش و ظرفيت ساخت و نمايش چنين كارهايي را دارد؟
** من اگر بخواهم منتظر سينماي خودمان بمانم كه بايد هفتصد سال ديگر هم از سينماي جهان عقب باشيم. چرا بايد اين اتفاق بيفتد؟ الان سينماي محلي و ملي ديگر معنايي ندارد. سينما يك امر جهاني است. ما بايد هم سطح سينماي جهاني باشيم. چرا مرتب مي گوييم سينماي ما ظرفيت ندارد!عقب نگه داشتنمان به خاطر نداشتن ظرفيت كه توجيه خوبي نيست. ما كه نمي توانيم به قطعيت بگوييم سينما ظرفيت ندارد. اين فقط يك حدس است. حالا چرا حدس نمي زنيد ظرفيت دارد؟
* با توجه به موضوع فيلم، نماهايي كه شما نمايش داده ايد و شيوه اي خاص از روايت يك داستان كهن ايراني، آيا واقعاً قصد داشتيد يك فيلم ملي بسازيد؟
** فيلمساز قصد نمي كند كه چه فيلمي بسازد. ببينيد، به نظر من مهمترين مسأله من روايت است. در يك كار هنري، ادبي يا... اين روايت است كه مهم است نه خود قصه. چون قصه به تنهايي فقط متني است كه تو مي تواني روايتت را بر اساس آن شكل بدهي. حالا روايتي كه من انتخاب مي كنم، درست منطبق بر همين مسأله است. چون روايتي است كه در آن تفسير و قصه با هم تنيده شده است. از هزاردستان كهن تا قصه هاي سهروردي، مولوي و ... قصه سكوي پرتاب تفسير و تعبير است.
*آقاي اصلاني، سينماي شما، سينماي خاصي است، براي قشر خاصي از تماشاچي فيلم مي سازيد؟
** نه! ولي به هر حال هر كسي مي تواند با ظرفيتهاي خودش با قضيه مواجه شود. يكي مي گويد من از رنگ و لعاب كار خوشم آمد، يكي مي گويد از داستان و ... قرار نيست ما كاملاً از يك كار خوشمان بيايد.
* يكي از ويژگي هاي سينماي شما نمادگرايي است و اين ويژگي، طبيعتاً بيننده خاصي را مي طلبد. با توجه به توضيحاتي كه در پاسخ پرسش قبل گفتيد،نگران نيستيد تماشاگر، اين نمادها را درك نكند و نتواند با فيلم ارتباط برقرار كند؟
**نه! چون من فكر مي كنم بيننده من هوشمند تر از اين است كه اين طور چيزها را نفهمد. مردم ما هوشمندند. بايد تلاش كنيم بينش عام را هم گسترش دهيم. ما قرار نيست تابع بينشهاي عامي باشيم!
* در خصوص شخصيت «ناردانه» و انتخاب بازيگري چون كرامتي براي اين نقش بگوييد؟
** فيزيك يك بازيگر بايد خودش موقعيت ايجاد كند. يك بازيگر كه فقط متشكل از توان بازيگري نيست! بازيگر من در اين فيلم، فيلم بازي نكرده است. او خودش است. كرامتي نمي گويد من ناردانه هستم، مي گويد ناردانه اين و يژگي ها و مشخصات را دارد.
* در خصوص چهره پردازي (گريم) پنج بازيگر اصلي فيلم توضيح دهيد؛ چگونه به طراحي چهره اين آدمها رسيديد؟
** براي چهره پردازي شخصيتهاي اين كار، بيشتر الگوهاي من نقاشيهايي بوده كه در مقاطع مختلف وجود داشته است، چه نقاشيهاي اروپايي بخصوص رنسانسي چه نقاشيهاي ايراني كه در طراحي لباسمان خيلي مؤثر بود. الحق آقاي ميركياني هم خيلي براي درآوردن آن مؤثر بود. طراحي چهره از طراحي لباس جدا نيست. اينها بايد با هم هماهنگ باشند.
* در «آتش سبز» بيشتر از اينكه تماشاچي، بيننده يك داستان باشد، با نمايش فضاهاي زيبا مواجه مي شود. تا چه حد قصد روايت داستان را داشتيد؟
** «آتش سبز» داستان دارد و اين داستان در سناريوست. «آتش سبز» داستان سنگ صبور دختري است كه يك موقعيت به او تحميل شده است و من روايت كننده فضاي قصه هستم. اين فيلم براي چنين قصه اي فضا سازي مي كند. اين فيلم فضا نگاري يك ماجراست.
* ما در اين فيلم شاهد طولاني ترين پلانهاي سينما هستيم. در اين خصوص توضيح دهيد؟
** شما فقط اين پلانهاي طولاني را در آن هفت قصه مي بينيد و پلانها در صحنه هاي حضور ناردانه و مرد جادو شده كاملاً ثابت است.
* در خصوص موسيقي و تصنيفهايي كه با صداي همايون شجريان اجرا شد، توضيح بفرماييد.
** درويشي زحمت زيادي براي موسيقي اين كار كشيد و بايد بگويم يكي از بهترين كارهايش را به نمايش گذاشت. ولي چيزي كه من مي خواهم بگويم اين است كه موسيقي خودش يك روايت كننده بزرگ است كه در اين كار اتفاق افتاد.
* استفاده خلاقانه اي از دوربين دراين فيلم ديده مي شود و به نظر مي رسد اين كار با نگاهي به سينماي برتولوچي بوده است؟
** ما از تاريخ جدا نيستيم. همان طور كه در اين فيلم تاريخ ايران مرور شده، تاريخ سينما هم مرور شده است. ما در تاريخ سينما زندگي مي كنيم و از دستاوردهاي جهاني استفاده مي كنيم تا روايت مدرن شود.
* در خصوص ساخت فيلم «مولاناي بزرگ» توضيح دهيد؟ قصد داريد، با ساخت اين فيلم چه وجهي از زندگي مولانا را به تصوير بكشيد؟
** متأسفانه هنوز مسائل مالي اين كار حل نشده است. ولي اين فيلم درباره زندگينامه معنوي مولاناست نه آن زندگينامه اي كه هاليوود نمايش مي دهد.

  


با ميترا الياتي/ نويسنده ؛ ساده و پست مدرن



* خديجه زمانيان
براي ستون «تازه چه خونده ايد؟» اين هفته به سراغ «ميترا الياتي» رفته ايم.




الياتي متولد 1329 است. او تا به حال دو مجموعه داستان نوشته: «ماد مازل كتي و داستانهاي ديگر» كه به چاپ چهارم رسيده و مجموعه داستان «كافه پري دريايي» كه به چاپ دوم رسيده است.
وقتي از او مي خواهم يك اثر داستاني معرفي كند، مي گويد: «به تازگي يك اثر ترجمه خوانده ام كه بهتر است كساني كه به داستان نويسي علاقه مندند، آن را بخوانند.»
شايد خيلي ها «در قند هندوانه» ريچارد براتيگان را خوانده و به اين نويسنده آمريكايي علاقه مند باشند، اما حالا خانم الياتي، آخرين اثر اين نويسنده را معرفي مي كند: «پس باد همه چيز را با خود نخواهد برد» عنوان اين كتاب است.
* خانم الياتي اين كتاب را چه كسي ترجمه كرده است؟
** «حسين آذرنوش» اين اثر را ترجمه كرده كه ترجمه بسيار روان و خوبي است. اين اثر به مدد ترجمه خوبش، دست اندازي براي خواننده ندارد و مخاطب را آزار نمي دهد.
* داستان اين كتاب چيست؟
** اين نوع داستانها را نمي شود تعريف كرد، آنها را بايد خواند.
راوي داستان پسر بچه اي است كه دست به كار عجيبي مي زند. او اسلحه دستش مي گيرد و دوستش را مي كشد؛ البته بر حسب اتفاق. و از اين به بعد زندگي او وارد جريانهاي تازه اي مي شود. درونمايه داستان «پس باد همه چيز را با خود نخواهد برد» بسيار جذاب است و زبان اثر به گونه اي است كه راهنماي خوبي براي نويسندگان جوان، خواهد بود.
* خانم الياتي، اين اثر هم مثل ساير آثار نويسنده يك اثر پست مدرن است؟
** «ريچارد براتيگان» بسيار ساده مي نويسد، اما انديشه اش پست مدرنيستي است. نوع نگاهش به گونه اي است كه ما تصور مي كنيم او پست مدرن مي نويسد در حالي كه به اعتقاد من، براتيگان پست مدرن نيست، اما مي تواند در آن گروه جاي بگيرد. كتابهاي او به گونه اي است كه هر مخاطب حرفه اي مي تواند از خواندنش لذت ببرد.

  


حضور مركز صبا با 41 اثر در چهارمين جشنواره پويانمايي



گروه هنر: مركز انيميشن صبا با 41 اثر در چهارمين جشنواره پويانمايي تهران حضور خواهد داشت.
به گزارش روابط عمومي اداره كل پويانمايي (صبا)، صبا امسال نيز همچون سالهاي گذشته در پي حضور مستمر در جشنواره هاي داخلي و خارجي در چهارمين جشنواره پويانمايي تهران نيز با تعداد زيادي از آثار خود حضوري فعال و چشمگير خواهد داشت.
بنابر اين گزارش،  اين جشنواره كه در اسفندماه امسال در تهران برگزار خواهد شد، ميزبان تعداد زيادي از آثار پويانمايي داخلي و خارجي است.
در اين ميان اداره كل پويانمايي نيز با چهل و يك اثر از ميان انبوه آثار توليدي خويش در سال 87 در اين جشنواره حضور خواهد داشت.

  


با حضور دوباره رضا ناجي؛ « پاي پياده » نامزد رقابت در جشنواره پنجاه  و نهم برلين







فيلم سينمايي «پاي پياده» تازه ترين ساخته فريدون حسن پور در پنجاه و نهمين جشنواره فيلم برلين رقابت مي كند و با اين اوصاف «رضا ناجي» براي دومين بار پس از آواز گنجشكها در اين جشنواره حضور خواهد داشت.به گزارش فارس،«پاي پياده» كه آخرين مراحل فني را طي مي كند، براي شركت در اين رقابت از سوي اداره كل رسانه بين الملل در حال ترجمه است تا به درخواست نماينده جشنواره برلين ، براي هيأت انتخاب به نمايش درآيد.

  


رئيس «بي ينال ونيز» به جشنواره هنرهاي تجسمي فجر دعوت شد



دبير جشنواره هنرهاي تجسمي فجر از دعوت رئيس بي ينال ونيز به نخستين جشنواره هنرهاي تجسمي فجر خبر داد.غلامعلي طاهري در گفتگو با فارس با اعلام اين خبر گفت: مقدمات سفر صاحبنظران و هنرمندان خارجي براي حضور در جشنواره فجر فراهم شده است تا بتوانند در زمان برگزاري جشنواره هنرهاي تجسمي فجر در ايران حضور پيدا كنند كه يكي از ميهمانان ويژه اين جشنواره «پائولو باراتا» رئيس بنياد بي ينال ونيز است.
وي با اشاره به ديگر ميهمانان ويژه اين جشنواره گفت: «سيدني پيرول» رئيس شهرك بين المللي هنرها از فرانسه،«محمد ابن طياب» رئيس بخش عربي انستيتو دوموند عرب، «دومينيك بوريس» رئيس بخش فرانسوي انستيتو دوموند عرب و رئيس موزه مردم شناسي شرق مسكو نيز از ديگر ميهمانان ويژه جشنواره تجسمي فجر خواهند بود.نخستين جشنواره هنرهاي تجسمي فجر 12 تا 22 بهمن ماه در تهران برگزار خواهد شد.

  


در دو شب اجراي كنسرت مشترك عليزاده و درويشي صورت گرفت؛
آواي خاطره انگيز «ني نوا»



گروه هنر - آرش شفاعي: تالار بزرگ كشور شامگاهان جمعه و شنبه شاهد اجراي ساخته هايي از دو موسيقيدان بنام كشورمان توسط اركستر سمفونيك ناسيونال اوكراين بود.






در اين دو شب قطعاتي از آثار «محمدرضا درويشي» و «حسين عليزاده» با رهبري ولاديمير سيرنكو اجرا شد.
در نخستين اجرا سوئيت سمفوني «كليدر» ساخته محمدرضا درويشي با اركستر سازهاي زهي اجرا شد.
اين موسيقي كه در 8 قطعه پيوسته نوشته شده است، به بازخواني رمان مشهور «كليدر» نوشته محمود دولت آبادي و تراژدي زندگي «گل محمد كل ميشي» از ياغيان محلي شمال خراسان و قهرمان رمان مي پردازد.
اين موسيقي كه بيش از يك ساعت به طول انجاميد، بدون كلام و صداي نويسنده پخش شد، اگر چه گفته مي شود در زمان توليد اثر، محمود دولت آبادي خود بر روي 7 قطعه آن قصه خواني كرده است.
پس از آن اركستر به همراهي سازهاي كوبه اي و پيانوي «هوشيار خيام» يك اثر از ساخته هاي حسين عليزاده به نام «عصيان» را اجرا كرد.
«عصيان» از ساخته هاي عليزاده در برلين است كه او آن را براي اجرا با پيانو تغيير داده است.
پس از اين اجرا قطعه خاطره انگيز و آشناي «ني نوا» توسط اركستر سازهاي زهي و ني اجرا شد. «ني نوا» كه براي مخاطبان آشناترين ساخته عليزاده است، با استقبال مخاطبان مواجه شد و آنها اركستر را تا چند دقيقه بي وقفه تشويق كردند.
عليزاده براي اجراي «تركمن» كه ترلويي سه تار و اركستر زهي از ساخته هاي خود اوست، به روي صحنه آمد و در حالي كه صداي ساز اختصاصي او، شورانگيز و مخاطبان را تحت تأثير قرار داده بود، به اجراي برنامه پرداخت.
تشويق مخاطبان باعث شد عليزاده به همراهي مسعود شعاري و بهداد بابايي نوازندگان همراهش مجدداً به روي صحنه بيايند و بخشي از اين قطعه را دوباره اجرا كنند.
سه اجراي قطعات ساخته شده اين دو هنرمند با استقبال غيرقابل پيش بيني مخاطبان همراه و تقريباً تمامي صندلي هاي تالار بزرگ كشور پر شده بود.

  


شعر كوتاه و ظرايف آن



* محمد كاظم كاظمي

تجربه شعر كوتاه، بخصوص براي شاعراني كه در سالهاي آغازين تجربه شاعري اند، تجربه خوبي است. در شعر كوتاه چون دايره لفظ محدود است، شاعر كمتر به دام پرگويي هاي بي حاصل مي افتد و ناچار بيشتر به كشف و خلاقيت متكي مي شود. چنين است كه شعرهاي كوتاه، اغلب تصويري از كار در مي آيند و شعرهاي بلند، گاهي به سوي حرفي شدن پيش مي روند. ولي سرايش شعر كوتاه هم خود ظرايفي دارد كه در نقد و بررسي شعرهاي اين هفته گوشه هايي از آنها را خواهيم ديد.
***




جناب آرش عباس پور؛
با هم اولين شعر شما را مي خوانيم و مي بينيم كه چطور مي توان آن را بهتر پرداخت كرد.
«من تو را دوست دارم
در نگاه غمگين در ميان آفتاب
و خدا مي داند زندگي زيباست
آري، زندگي زيباست
وقتي كاغذ آن قدر ساده است كه عاشقانه ترين حرفها را مي توان رويش نوشت »
كشف اصلي و مركز ثقل خلاقيت شما در اين شعر، در مصراع آخر است. يك بيان ساده و بي پيرايه دارد و به نوعي اين را گوشزد مي كند كه بسيار چيزها را مي توان به سادگي نگريست و بيان كرد.
ولي به نظر من مصراع «در نگاه غمگين در ميان آفتاب» از اين سادگي و بي آلايشي بياني قدري دور است. حتي قدري غريب و مبهم افتاده است. به راستي «نگاه غمگين در ميان آفتاب» چه معنايي دارد و چقدر به القاي مفهوم كمك مي كند؟ بياييم و يك بار اين مصراع را برداريم و شعر را بدون آن بخوانيم. به گمان من بهتر مي شود.
خوب، حالا باز به سراغ مصراع چهارم مي رويم. به نظر مي رسد كه كلمه «ساده » به خوبي انجام وظيفه نكرده است. اين كلمه به واقع با عاشقانه بودن ارتباط ندارد و بيشتر با فريب خوردن مربوط مي شود. مثلاً اگر چنين گفته بوديد، ارتباطها محكم تر مي بود: «وقتي كاغذ آن قدر ساده است كه رياكارانه ترين حرفها را مي توان رويش نوشت » يا «وقتي كاغذ آن قدر ساده است كه بزرگترين دروغها را مي توان رويش نوشت. »
خوب، اگر ما همين را حفظ كنيم، مي توان بقيه شعر را با آن هماهنگ كرد؛ يعني اين مركز ثقل شعر باشد و ديگر مصراعها كامل كننده آن. تصور كنيد كسي را كه به دوستي نامه مي نويسد: «من تو را دوست دارم » و آنگاه به شكلي رندانه اعتراف مي كند كه: «كاغذ آن قدر ساده است كه مي توان بزرگترين دروغها را بر آن نوشت ». اينجا شعر يك كاركرد ديگر مي يابد و حكايتگر دوستي هاي دروغيني مي شود كه با استفاده از سادگي (يكرنگي) كاغذ ابراز مي شود، چون كاغذ هر آنچه را بر آن بنويسيم انعكاس مي دهد و خودش نمي تواند برملاكننده حقيقت سخني باشد كه بر آن نوشته شده است. اين يعني استفاده از سادگي كاغذ. مثل اين كه پيغامي را به وسيله يك آدم زودباور به ديگري برسانيم.
شايد بگوييد اين كه مسير محتوايي شعر را عوض كرد. ما هم مي پذيريم، ولي محتوايي طنزآميز و متناسب با مصراع چهارم يافت كه در عين حال، نوعي حقيقت را نيز بيان مي كند. اينجا مصراع «زندگي زيباست » هم كاربردي طنزآميز و طعنه آلود مي يابد. يعني همين كه مي توانيم كسي را فريب بدهيم، زندگي را براي ما زيبا مي نماياند.
شعر دومي كه فرستاده ايد، قدري بلندتر است، ولي اين مركز ثقل را ندارد. يعني مصراعي ندارد كه بتوان در آن خيره شد و تأمل كرد و بقيه مصراعها را كامل كننده آن دانست. اين بيشتر يك شعر حرفي است تا تصويري، يعني شاعر به جاي اين كه ما را در برابر يك كشف يا خلاقيت قرار دهد، احساسها و دريافتهايش را به طور مستقيم در ميان مي گذارد.
دل من مي پرسد
كو هواي تازه
كو صداي تازه
دلم مي گويد
روزگار، اما و اگرها دارد
افسوس، چندين روز است
بدي ها از پاكيها بيشتر شده اند
به ارتفاع رفتم
تا گلها را ببينم همه
تفكر ستارگان
و بارون بهار
بگوييد تازگي كجاست
فرصت تازه مي خواهم
تا باز شب را مهتابي ببينم
اينجا مصراع «روزگار اما و اگرها دارد» ارتباط محكمي با بقيه مصراعها به هم نمي رساند. مصراع «بدي ها از پاكي ها بيشتر شده اند» بسيار صريح و مستقيم است. به جايش مي شد گفت «ابرهاي سياه از بارانها بيشتر شده اند» يا «دود، ستارگان را پوشانده است» و امثال اينها.
هم چنين كاربرد شكل گفتاري «بارون» به جاي «باران» در شعري كه همه واژگان آن به صورت نوشتاري به كار رفته اند، جالب نيست. اگر همه شعر چنين بود، البته قابل پذيرش مي بود.
كلمه «همه» در مصراع «تا گلها را ببينم همه» نيز زايد به نظر مي رسد. اگر گفته بوديد «تا همه گلها را ببينم» بهتر بود و بهتر از آن، اين كه «همه»اي در كار نباشد. و قتي بتوان يك كلمه را حذف كرد و به ساختار شعر لطمه نخورد، بهتر است كه اين كار را بكنيم.

  


فراخوان سومين جشنواره شعر فجر اعلام شد



گروه هنر: جشنواره شعر فجر امسال و در آستانه سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي با سه محور «سنتي»، «كودك و نوجوان» و «آزاد و نيمايي» برگزار مي شود.
شاعران جوان متولدين بعد از 22 بهمن سال 1357علا قه مند به شركت در سطح كشوري اين جشنواره مي توانند حداقل 14 قطعه از اشعار خود را كه در دوره هاي پيشين شركت داده نشده اند در يكي از حوزه هاي سنتي، آزاد و يا كودك و نوجوان در 5 نسخه به دبيرخانه مركزي اين جشنواره ارسال كنند.
همچنين شاعران جوان استانها براي شركت در اين جشنواره بايد آثار خود را در هر يك از سه محور ياد شده به دبيرخانه استاني اين جشنواره واقع در اداره كل فرهنگ و ارشاد استان خود ارسال كنند. از ميان آثار ارسالي 10 اثر به عنوان آثار برگزيده و براي داوري در سطح كشوري، به دبيرخانه مركزي استان تهران فرستاده خواهد شد.اين شاعران همچنين در صورت تمايل مي توانند مستقيماً با ارسال آثار خود به دبيرخانه تهران، در بخش كشوري شركت كنند.شركت كنندگان مي بايست آثار خود را به تا پايان وقت اداري دوشنبه 30 ديماه به دبيرخانه مركزي به نشاني تهران، ميدان هفت تير، خيابان قائم مقام فراهاني، خيابان فجر، شماره 9، ساختمان فجر، طبقه چهارم، دبيرخانه سومين جشنواره بين المللي شعر فجر ارسال كرده و يا جهت اطلاع بيشتر باتلفن 88342979 تماس بگيرند.
سومين دوره جشنواره بين المللي شعر فجر به مناسبت سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي مي شود و به موضوعات امام و انقلاب اسلامي، نهضت بيداري اسلامي، پايداري و دفاع مقدس، آييني و مذهبي، مضامين اخلاقي، ايثار و شهادت توجه ويژه اي خواهد داشت.

  


پوستر «گلدن گلوب» رونمايي شد



پوستر شصت و ششمين جشنواره سينمايي «گلدن گلوب» رونمايي شد.به گزارش فارس به نقل از سايت سينمايي مووي  وب، پس از گذشت ماهها سرانجام «كالين مك گريل»، هنرمند لس آنجلسي پوستر شصت و ششمين جشنواره فيلم «گلدن گلوب» را به اتمام رساند.
در اين پوستر جايزه طلايي «گلدن گلوب» در وسط و اطراف آن را نخلهايي كه در واقع سمبل لس آنجلس، محل برگزاري جشنواره است، فرا گرفته است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com