|
* غلامرضا قلندريان
روابط عمومي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در پاسخ به اعتراضهاي صورت گرفته توسط استادان، آحاد دانشجويان و تشكلهاي مختلف دانشجويي كشور درباره اطلاعيه شاخه علامه دفتر تحكيم وحدت پيرامون فاجعه خونبار غزه، اعلام كرد حركت اخير اين طيف غيرقانوني، محكوم است و به هيچ عنوان قابل توجيه نيست.
طيف غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت علامه، همزمان با كشتار مردم بي دفاع غزه، در اطلاعيه اي، به حماس و مقاومت فلسطين حمله كرد و اين گروه را به رفتار تروريستي متهم نمود.
بر كسي پوشيده نيست كه گروه مذكور در سالهاي اخير با اتخاذ مشي سرسپردگي در موضعگيريها، منافع ملي را قرباني مطامع جناحي و حزبي نموده است، به نحوي كه اين منافع در همسويي مشترك با ايده هاي بيگانگان و در راستاي تأمين منافع آنها ارزيابي مي گردد.
اين گروه در سالهاي حضور جريان دوم خرداد در مصدر قدرت، در سياست داخلي با رويكرد تسامح و تساهل و در سياست خارجي همگام با ديگر اصحاب فكري، با اعلام ساز و كار تنش زدايي در تعاملات جهاني، از منافع ملي به درستي صيانت نكردند.
جريان موسوم به تحكيم و انشعاب شاخه علامه، در دگرديسي جهت گيريهايشان افق دستيابي دشمنان به هدفهايشان را با هزينه كمتري فراهم نمودند. اكنون برخي از چهره هاي شاخص اين گروه غيرقانوني به دليل فقدان پايگاه و جايگاه در افكار عمومي، به دامن بيگانگان پناهنده شده اند تا با بهره گيري از امكانات آنها منويات اربابانشان را در جمهوري اسلامي بر آورده سازند.
آنها در هارموني ايده ها با استكبار جهاني به عنوان سمپات مخالفان نظام جمهوري اسلامي عمل نموده اند و با اظهارنظرهاي فاقد هرگونه منطق، تلاش مي كنند عيار وابستگي شان را تقويت كنند و نمره قابل قبول سرسپردگي را از جبهه مخالفان مسلمانان به دست آورند.
بديهي است، اطلاعيه تحكيم وحدت شاخه علامه، بيانگر رله كردن اظهارهاي آمريكا و تروئيكاي وابسته عرب منطقه است تا از اين رهگذر همنوايي خودشان را به اثبات برسانند.
اين طيف كه در سالهاي اخير جهت گيريهاي آنها همواره با قرائت استكباري، مغاير با منافع ملي و امنيت ملي بوده است، در اين مقطع نيز با وجود كشتارهاي بي سابقه رژيم صهيونيستي و شكل گيري موج گسترده اعتراضهاي مردمي در سطح جهان بويژه در ايران كه در واكنش به پيام مقام معظم رهبري به صحنه آمده اند، در اقدامي ضد بشري و خلاف شرع تلاش نموده است حمله جنايتكارانه اسرائيل را نتيجه عملكرد حماس معرفي كند.
پر واضح است، حمله ناجوانمردانه رژيم غاصب اسرائيل به باريكه غزه، به دليل نبود موازنه قدرت نظامي در دو طرف معادله نبرد، رژيم اشغالگر را در برخورداري از تجهيزات مدرن، تانكهاي پيشرفته در وضعيتي نابرابر قرار داده است تا سران اين رژيم هدفهاي ضد انساني شان را با هزينه كمتري تعقيب و تلفات بيشتري را به حماس تحميل كنند.
اشغالگران قدس با هماهنگي طيف ارتجاع و ليبرال عرب، گروه مبارز جنبش مقاومت را كه از پايگاه مردمي گسترده برخوردار مي باشد، نتوانستند تحمل نمايند. لذا در اقدامي هماهنگ، با تحريك جنبش فتح بستر درگيري را با حماس شكل دادند تا زمينه انفكاك دو گروه را به شكل جغرافيايي و ژئوپلتيكي فراهم و گروه مقاومت را بدون هزينه با تشديد حملات منكوب نمايند.
اكنون جريان دفتر تحكيم با كدام استناد و با كدام مباني منطقي و استدلالي و در اقدامي همسو با رژيم صهيونيستي و حسني مبارك، جريان مذكور را تروريست معرفي مي كند. اين افراد نبايد فراموش كنند جنايتهاي تل آويو در سراسر دنيا با موج گسترده مخالفت روبرو گرديده است. موضعگيري گروه مذكور را بايد مقابله با تحصن دانشجوياني قلمداد كرد كه بيش از يك هفته است در فرودگاه هاي كشور آمادگي خود را براي اعزام به غزه اعلام نموده اند. اين رفتار گروه مذكور را بايد بي حرمتي به جامعه اسلامي ايران اعلام نمود كه در لبيك به فرمان امام جامعه اسلامي، در اقدامي خودجوش در روزهاي اخير، با حضور گسترده سبب بيداري ملتهاي ديگر گرديد.
اين در حالي است كه حتي سازمانهاي بي خاصيت بين المللي مانند شوراي امنيت نيز از اسرائيل تقاضا كرده اند حملات خود را به غزه متوقف كند. اين طيف غيرقانوني كه نقش وكيل مدافع وطني صهيونيستها را برعهده دارد، افزوده است: جنايات امروز اسرائيل در غزه به شدت محكوم است، اما به همان اندازه، پناه گرفتن گروه هاي تروريستي در كودكستانها و بيمارستانها جهت حمله به طرف مقابل كه موجبات بمباران و مرگ بيشتر كودكان و غيرنظاميان را فراهم آورده، محكوم و حركتي ضدبشري است.
شايان ذكر است، برخي جريانها در گذر زمان به دليل عقب نشيني از مواضع گذشته شان تغيير مسير داده و ضمن داشتن مخرج مشترك با دشمنان، مطالبات آنها را ترجمه مي كنند. اكنون، سخنان اين جريان در ارتباط با تروريسم دولتي و موجوديت نامشروع اسرائيل كه گروه مبارز حماس را با وجود اينكه برآمده از ايده هاي مقاومت مردم فلسطين مي باشد، متهم مي نمايد، دقيقاً منطبق بر انگاره امنيتي و سياسي حاميان اسرائيل است.
به نظر مي رسد افكارعمومي كه با ملاكها و معيارهاي موجود نسبت و قرابت جريانها و گروه ها را با منافع ملي و امنيت ملي محاسبه مي كنند، مي توانند جايگاه افراد و چهره ها را با مختصات فكري آنها به دست آورند و آنها را به جامعه معرفي نمايند. نبايد فراموش نمود، اگر دشمن روزي احساس كند مديران و سياستمداران متأثر از روحيه ياد شده در اين كشور حاكم شده اند، اميدهاي دست نيافتني خود را قابل تحقق ارزيابي مي كند.
لذا، شايسته است افكار عمومي براي حفظ امنيت ملي، با شناختن جريانها و گروه هايي كه خروجي عملكردها و جهت گيريهايشان با آرمان اسلامي و ملي كاملاً مغاير است، آنها را از دست يافتن به قدرت، ناكام نمايند. |