|
محرم حماسه اي است به وسعت همه دلهاي عاشق. سرزمين نمي شناسد، ابتداي آن كربلا بود و انتهاي آن همه كوچه ها و خيابانهاي جهان در همه عصرها.


محرم دستهايي است كه بلند مي شوند تا بر سر و سينه بكوبند كه حسين و يارانش در چند قدمي رودي عظيم تشنه ماندند و تشنه رفتند و فرات خجالتي است روان كه شرمنده تشنگي هاي حسين و حسينيان ماند.
حالا هزار و چند صد سال اندوه، حالا هزار و چند صد سال نامردي كوفه و كوفيان، حالا هزار و چند صد سال خون گلوي علي اصغر است كه فواره مي زند بر آسمان تا تصويري سرخ از مظلوميت حسين در ذهن تاريخ باقي بماند و راه سرخي را فرا رويمان بگذارد كه هر آيينه مردان ضروري از قدم گذاشتن در آن پا، پس نمي كشند.

لباسهاي عزا خيابانها را پر مي كند و «طبل ها» و «سنج ها» ياد عاشورا و تاسوعا را عزاداري مي كنند و «ذوالجناح» هنوز سراسيمه در عصر عاشورا تنهاي تنها با چشماني اشكبار، نبود سوارش را مبهوت شيهه مي كشد.
كه محرم حماسه ا ي است تا هميشه... كه مناسك آن ستم را سراسيمه مي كند.






عكسها: عامل بردبار- مردانيان- نجفي- زهرايي- موذن- زائرنيا
متن از: عباسعلي سپاهي يونسي |