صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
دوربين
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ويژه تاسوعا و عاشوراي حسيني(ع)
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-01-05
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 16دی ماه 1387


آية ا... صافي گلپايگاني در گفتگو با قدس:حضور در دانشگاه بزرگ عاشورا را غنيمت بشماريم



* مليحه پژمان

عاشورا درسي است به بلنداي تاريخ بشريت؛ از آدم تا خاتم و هنوز هم با گذشت قرنها از آن واقعه دردناك، خون به ناحق ريخته شده



امام حسين(ع) و ياران باوفايش در رگ تمامي ابناي بشر جريان دارد و همزمان با ايام سوگواري اين بزرگ مرد تاريخ ساز در وجود همگان مي جوشد. آية ا... صافي گلپايگاني در گفتگو با قدس: بزرگترين نعمت ما شيعيان را درس بزرگ عاشورا دانست و تصريح كرد: در هيچ جاي دنيا نمي توان نهضتي مثل عاشورا چنين درس آموز و انسان ساز يافت. آنچه امام حسين(ع) و شاگردان مكتب ايشان در روز بزرگ عاشورا به تصوير كشيدند، دانشگاهي است كه تا ابديت بر تارك هستي بشر مي درخشد. مكتبي كه در آن، هم مراجع تقليد تلمذ مي كنند و هم آنها كه تحصيلات دانشگاهي دارند و از همه مهمتر كساني هم كه از نعمت تحصيل بي بهره بوده اند ، باز هم از اين دانشگاه بزرگ بي بهره نيستند و از آن درس مي گيرند. عاشورا براي همه انسانها در جاي جاي هستي و در هر شرايط زندگي؛ معيشتي، سني و جنسيتي درس آموز است و حال آنكه هرگز در هيچ تاريخي نهضتي چنين به ثبت نرسيده، مگر تاريخ اسلام و نهضت الهي امام حسين(ع).
ايشان خاطر نشان كرد: ما بايد اين فرصت را قدر بدانيم، عزاداريها، منبرها، جلسات سوگواري و... همه تربيت، تهذيب اخلاق و مايه انسان سازي هستند و همه انسانها را به خدا نزديك مي كنند و به افقهاي تازه رهنمون مي شوند. هر چه در اين جلسات و برنامه ها تأمل بيشتري شود، متوجه عمق و عظمت نهضت عاشورا و قيام بزرگ سيدالشهدا(ع) خواهيم شد. آنچه از قرنها پيش تاكنون با وجود خفقان دولتها موجب ماندگاري عاشورا تا امروز شده، نهضت الهي و از جان گذشتگي سيدالشهدا(ع) است. در حالي كه در سراسر دنيا تاكنون حوادث بسياري رخ داده و به فراموشي سپرده شده اند ولي حادثه عاشورا تا هميشه زنده خواهد ماند و هر روز بر عاشقان ابا عبدا... در سراسر دنيا افزوده مي شود.
اما چه چيز باعث اين همه ماندگاري در نهضت عاشورا شده است؟ آية ا... صافي گلپايگاني در اين رابطه اضافه مي كند: اوضاع و احوال و شرايط زندگي امام حسين(ع) موجب ماندگاري عاشورا شده است. ايشان در برابر مصيبتهاي سخت و جانكاه عاشورا صبر كردند و از ايمان و عقيده شان ذره اي كاسته نشد. اصحابي كه همراه حضرت بودند، هرگز به فكر تسليم و سازش نبودند و آنچه به ذهن آنها مي آمد، دفاع از امام و ولايت بوده كه همان قرآن ناطق است.
وقتي در سير اتفاق بزرگ عاشورا تحقيق مي كنيم، مي بينيم كه سيدالشهدا(ع) مبارزه را از زمان پيشنهاد بيعت با يزيد شروع كردند و با اطمينان از رحمت خداوندي فرمودند: ما بيعت نمي كنيم، چون اهل بيت پيامبر خداييم و بازگشت همه ما به سوي خداست.
ايشان در آن لحظات سخت مبارزه، اطرافيان را به صبر و بردباري و رضايت به رضاي حق دعوت مي كردند و با كمال قدرت مي جنگيدند. آن جمعيت همراه امام هم با همين اطمينان از لقاي پروردگار تا آخرين لحظه دفاع كردند و جان در طبق اخلاص گذاشتند و نظير آنها هرگز در تاريخ ديده نشده و نخواهد شد. اين مرجع تقليد در ادامه تصريح كرد: عزاداريهاي ما در ايام نوراني و پربركت محرم و صفر بايد معرف شخصيت سيدالشهدا(ع) و درس آموز باشد. موقعيت هاي سوگواري را قدر بدانيم و حضور در دانشگاه بزرگ عاشورا را غنيمت بشماريم.

  


رهنامه عاشورايي در فرهنگ ايراني



* محمدحسن پاكدامن

شخصيتهاي ماندگار در ثانيه هاي زمان جلوه گر مي شوند و چنان در ذهن تاريخ رسوخ مي كنند. كه تا هميشه باقي هستند.



تحليلها و نگارشها نمي تواند بزرگي آنان را بازنمايي كند و تنها در مسير تپش و عشق است كه بيرون از گزاره هاي مادي مي توان ره پوي آستانشان گرديد. در اين مسيرمعنوي، آدمي گواهي مي دهد كه يگانگي از آن خداست و اوست كه در لفافه تيرگي هاي زمان انوار مقدس و پرتلالؤيي را آفريده تا بشريت، فطرت و گوهر خدايي خويش را هيچ گاه به فراموشي و تاراج هوسها ندهند.
در اين انديشه، راهبران و شخصيتهاي ماندگار خدايي، با هدفي يگانه و شعاري برخاسته از شعور، نقش هدايتگري انسانها را عهده دار گشته اند. برآيند چنين انديشه اي اين است كه چنانچه خاستگاه فرهنگهاي گذشته در تاريخ رسيدن به همان خواسته واقعي (عبوديت و توحيد) بوده است، پس امروزه مي توان با واكاوي فرهنگها و تكيه بر مشتركاتشان، راه را هموار نمود و در اين زمانه نزديكي مجازي جهاني، به معرفي و بازنمايي شاخص ترين الگوها و رهبران اقدام ورزيد. به نظر، چنين اهتمامي در تلاقي دو فرهنگ ايراني و اسلامي در خور تقدير است.
اگر بر اين باور پافشاري شود كه ايراني در طول تاريخ موحد زيسته و هيچ گاه در چكاچك نيزه هاي استبداد اميد خود به رهايي از ظلم و ستم را از دست نداده است و نيز استدلال شود كه در اين سرزمين انسانهاي آزاده و راهبران دادگستر چگونه رهنامه عدالت را به اهتزاز درآورده و مهر نموده اند، آن گاه به خوبي مي توان براي اين فرهنگ غني فارغ از تمامي سفارشهاي درون ديني، شخصيت ماندگار امام حسين(ع) را به عنوان سرآمد آزادگان تاريخ بازشناخت.
در اين رويكرد، بدون وام گيري از سخنان ارزشمند پيامبر(ص) و ديگر اهل بيت(ع) تنها به لحاظ عنصر مشترك بين دو فرهنگ ايراني و اسلامي كه همان جوانمردي و آزادمردي باشد، به شخصيت ماندگار حسين (ع) پرداخته مي شود. بديهي است، دقت در گفتار امام حسين(ع) سرآغاز چنين شناختي است كه بايد بيش از پيش در آشكار ساختن آن براي نسل جوان ايراني كه دلداده آزادگي، غيرت، ايمان و توحيد پيامبر و خاندان پاكش گرديده، كوشيد.

* چرا قيام؟
«خدايا، تو مي داني حركت ما بر مبناي رقابت بر سر قدرت يا افزون طلبي در مال دنيا نبود، بلكه هدف اين بوده كه نشانه ها و پايه هاي دين تو را به مردم نشان دهيم، كارهاي فاسد را اصلاح كنيم، تا مردم ستمديده به امنيت برسند، واجبات و سنتهاي تو در جامعه اجرا شود.» (موسوعه كلمات الامام الحسين(ع)/ص238)
ره آورد اين سخن اين است كه امام حسين(ع) قيام ننمود مگر به انگيزه:
1- توحيد و خدا محوري
2- تفسير واقعي از دنياي افزون خواهان
3- پوچ انگاري رقابتها و قدرت طلبي ها
4- يادآوري نشانه هاي خطري دين
5- پالايش نيتها و هدفها
6- صلح و امنيت
7- پوياگري فرامين انساني و مذهبي در جامعه

* كيستي حسين(ع)
الف) «ما حزب پيروز خداييم و نزديك ترين عترت رسول خدا و خاندان پاك او هستيم، ما يكي از دو گوهر گرانبهاييم كه رسول خدا ما را همسان و عدل كتاب خدا قرارداد... از ما پيروي كنيد كه پيروي ما واجب است زيرا پيروي ما به پيروي خدا و رسول او پيوسته است. خداي متعال فرموده است خدا را و پيامبر و اولياي امر خود را اطاعت كنيد» (همان/ ص 344)
ب) «مردم!بگوييد من چه كسي هستم؟!سپس به خود آييد و خويشتن را ملامت كنيد و ببينيد آيا قتل و درهم شكستن حريم من براي شما جايز است؟ آيا من فرزند دختر پيامبر شما نيستم؟!آيا من فرزند وصي و پسرعموي پيامبر شما نيستم؟ مگر من فرزند كسي نيستم كه بيش از همه مسلمانان و پيش از همه مسلمانان به خدا ايمان آورد و پيش از همه رسالت پيامبر را تصديق نمود؟!»
آيا حمزه سيدالشهدا عموي پدر من نيست؟ آيا جعفر طيار عموي من نيست؟ آيا شما سخن پيامبر را در حق من و برادرم نشنيده ايد كه فرمود: اين دو ،سروران جوانان بهشت هستند. اگر مرا در گفتارم تصديق بكنيد، اينها حقايقي است كه كوچكترين خلافي در آن نيست زيرا از روز اول دروغ نگفته ام، براي اينكه دريافته ام خداوند به اهل دروغ غضب كرده است و ضرر دروغ را به گوينده آن برمي گرداند و اگر مرا تكذيب مي كنيد، اينك در ميان مسلمانان از صحابه پيامبر كساني هستند كه مي توانيد از آنها سؤال كنيد. از جابربن عبدا... انصاري، زيد بن ارقم، انس بن مالك بپرسيد كه همه آنها گفتار پيامبر را درباره من و برادرم از رسول خدا شنيده اند و همين يك جمله مي تواند مانع شما گردد و دست از ريختن خون من بردارد.
اگر در گفتار پيامبر درباره من و برادرم ترديد داريد، آيا در اين واقعيت نيز شك مي كنيد كه من پسر دختر پيامبر شما هستم و در همه دنيا و در ميان شما و ديگران، پيامبر خدا فرزندي جز من ندارد، واي بر شما!آيا كسي از شما را كشته ام كه در مقابل خون وي مرا به قتل مي رسانيد؟ يا مال كسي را گرفته ام و يا جراحتي بر شما وارد ساخته ام تا مستحق مجازاتم بدانيد؟ (معالم المدرستين/ مرتضي عسكري/ ج 3/ ص 312)
ره آورد اين سخنان اين است، شخصيت شناسي جامع امام حسين(ع) برگشت به اين دارد كه بدانيم.
1- حسين(ع) فردي اصيل و از خانداني پاك است.
2- در اين خانواده آزاد مرداني همچون حمزه و جعفر طيار و... جان خويش را فداي رهايي انسانها از بندهاي سركشي و جهالت نموده اند.
3- حسين (ع) براي بازشناسي شخصيتش از بديهي ترين ابزار حسي شناخت استفاده مي كند و همگان را به تأمل در شخصيتش فرا مي خواند.
4- او خود را از دروغ و تزوير و حزب بازيهاي دنيوي مبرا مي سازد و افتخارش اين است كه او و خاندانش در رديف حزب پيروز خدايند.
5- و چون فارغ از كبر و فخر فروشي ها، خود را شايسته هدايت و راهبري جامعه مي داند، صادقانه و خالصانه مي گويد: از ما پيروي كنيد كه پيروي ما بر هر انسان آزاده كه خواهان فرجامي نيك است واجب است چرا كه پيروي ما خاندان (نبوت و امامت) از پيروي خدا (توحيد و خداشناسي) هرگز جدا نيست.

* معيارهاي آزادي خواهي
الف) «به خدا سوگند اگر در دنيا هيچ پناهي نداشته باشم، با اين حال هرگز با يزيد بن معاويه بيعت نخواهم كرد.» (موسوعة كلمات الامام الحسين(ع)/ ص353)
ب) «مردم بندگان دنيايند و شيريني دين را تنها بر زبان خود دارند تا زندگي شان پربار است بر محور دين گرد آيند و هنگامي كه با بلاها آزموده و آزرده شوند، دينداران كم شوند.» (همان)
ج) «آيا نمي بينيد به حق عمل نمي شود و از باطل فروگذار نمي گردد؟ در اين شرايط، سزاوار است مؤمن لقاي خدا را بر چنين زندگي ننگين اختيار كند.»
د) «تصميم و اراده من در اين نهضت امر به معروف و نهي از منكر است.»
ه) «من شما را به راه رشد فرا مي خوانم، هر كس از من پيروي كند از راه يافتگان است و هر كه از دستور من سرپيچي كند، از هلاك شوندگان خواهد بود.»
و) «اي پيروان آل ابي سفيان، اگر به دين و آيين معتقد نيستيد و از معاد هراسي نداريد، لااقل در زندگي دنيايتان آزادمرد باشيد.»
ز) «اي بزرگ زادگان، صبر كنيد كه مرگ پلي بيش نيست كه شما را از فشارها و ناراحتي ها عبور داده، به بهشتهاي پهناور و نعمتهاي ابدي مي رساند.»
ح) مردم، پيامبر خدا (ص) فرمود: هر مسلماني با سلطان زورگويي مواجه گردد كه حرام خدا را حلال نموده و پيمان الهي را در هم مي شكند، با سنت پيامبر از در مخالفت درآمده در ميان بندگان خدا راه معصيت و دشمني در پيش مي گيرد، ولي او در مقابل چنين سلطاني با عمل و يا گفتار، اظهار مخالفت ننمايد، بر خداوند است كه او را به محل همان طغيانگر و آتش جهنم داخل كند» (تاريخ ابطري/ ج4/ ص 304)
ره آورد آنچه از گزيده كلمات امام حسين (ع) آمد، اين است كه معيارهاي آزادمردي و آزادگي و آزادخواهي عبارتند از:
1- انسان آزاده در مسير آزادي  خواهي گرفتار سرابها نمي گردد و با بينشي قوي براساس وظيفه انساني و الهي اش عمل مي كند.
2- او هرگز به خاطر موقعيتهاي پيش آمده برايش، خواسته يا ناخواسته از مسير حق و عدالت محوري تخطي نمي كند.
3- چنين انساني با پشتوانه قوي ايمانش، از هيچ كس يا گروهي نمي هراسد و زندگي اش را وقف ديگر انسان ها مي كند، او با زبان و گفتارش، قلم و رفتارش شيريني هاي زودگذر دنيا را رها كرده، مردم و جامعه را به خوبي و ارزشها فرا مي خواند و در برابر ناهنجاريها هرگز از خود كرنش نشان نمي دهد.
4- او ضمن ارج نهادن و حفظ حريمها و قداستها، در جريان شناسي انحرافها كوشا و با هر گونه نفاق و ترور شخصيتها به مقابله برمي خيزد.
5- عملگرايي مبتني بر حق محوري چنين آزاديخواهي، راه را براي انتخاب هر گونه ترديد و گزينشهاي مصلحت مآبانه در مقام گفتار و كردار مسدود مي سازد و در پرتو يقين و آزادمردي اش به برترين پاداشها نايل مي شود.

* سخن آخر
سعي نگارنده در ارايه گزيده آرا و كلمات ارزشمند امام حسين(ع) مبتني بر سفارشي بود كه حضرت مولي الموحدين اميرمؤمنان علي (ع) به فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبي(ع) فرمودند:
«فرزندم، گر چه من عمر كساني را كه پيش از من بوده اند نكرده ام، اما در كارهاي آنان نگريسته و در اخبارشان انديشه نموده و در آثار آنان سير كرده ام؛ چنانكه مانند يكي از آنها گرديده ام، بلكه به سبب كارهاي آنان كه به من رسيده، گويي از اول تا آخر با آنان زندگي كرده ام، پس پاكيزگي و خوبي كردار آنها را از تيرگي و بدي و سود آنها را از زيانشان شناختم.» (نهج البلاغه، نامه 31)
اميد آن كه همگان از جامعه ولايي و شيعي ايران پرافتخار، با بازشناسي سيره اهل بيت پاك پيامبر (ص) بويژه سيره عاشورايي، در همه حال از تكرار كربلاها جلوگيري كنيم.

  


امام حسين(ع) از نگاه ديگران ؛ نيكلسون (خاورشناس معروف)



بني اميه، سركش و مستبد بودند، قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند... و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد: دين بر ضد فرمانفرمايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراتوري ايستادگي نمود. بنابراين، تاريخ از روي انصاف حكم مي كند كه خون حسين(ع) به گردن بني اميه است.

  


امام خميني (ره) و عاشورا ؛ گريه امام براي علي اكبر(ع)



آقاي علي دواني مي گويد: آقاي حاج سيدمحمد كوثري، ذاكر معروف قم، از دوستان صميمي كه از سالها قبل در قم روضه خوان خاص امام بود و در سنوات اخير هم ايام عاشورا در حضور جمع در حسينيه جماران به ياد ايامي كه امام در قم اقامت داشتند و ايشان ذاكر خاص امام بود و ذكر مصيبت وي مطلوب امام بود، نقل مي كرد كه پس از شهادت مرحوم حاج آقامصطفي، فرزند ارشد امام، وارد نجف اشرف شدم. رفقا گفتند: خوب به موقع آمدي، امام را درياب كه هرچه ما كرديم در مصيبت حاج آقامصطفي گريه كنند، از عهده اش برنيامده ايم. مگر تو كاري بكني.
من خدمت امام رسيده و عرض كردم: اجازه مي دهيد ذكر مصيبتي  بكنم؟ امام اجازه دادند. هرچه نام حاج آقامصطفي را بردم تا با آهنگ حزين امام را منقلب كنم كه در عزاي پسر اشك بريزد، امام  تغيير حال پيدا نكردند و همچنان ساكت و آرام بودند؛ ولي همين كه نام حضرت علي اكبر(ع) را بردم هنگامه شد، امام چنان گريستند كه قابل وصف نيست.
منبع: سوگ عاشورا

  


ديدار تلخ!



از پشت لحظه ها سرك مي كشم و تير نگاهم را به سمت آمدن تو شليك مي كنم. در روشناي غبار آلوده زمانه، جستجوگرانه تو را مي كاوم. و در يك ظهر عطشناك به كوچه هاي خاطره مي دوم، از پي تو!...
نبض انتظارم به شدت مي زند و پرچم دلم بر در سراي انديشه، از بادهاي حادثه در اهتزاز است. حسي از نگراني و دلشوره، زير پوستم مي خزد؛ و در نگاهم التهاب گل مي كند.
افق، سرخگون است و بادهاي موسمي تنهايي تنم را در مشت مي فشارند. در دوردست ترين دامن صحرا، ترانه گمشده اي از غربت، چونان آهويي سرگشته از شانه زمانه بالا مي خزد. صداي تلاوت حماسه مي آيد، و از گلوي سحرگاهي چكاوكان، برق و چكاچاك نيزه و شمشير، قرائت مي شود. پرنده اي مهاجر، از واحه هاي ديرين مي آيد و به سمت نگاه هاي دوخته و سينه هاي سوخته، كوچ مي كند.
سيلي باد، سايه ها را از اين سو به آن سو مي برد و بوي خاكستر و خيمه و خداحافظي را در فضا منتشر مي سازد...
فريادي از ملكوت در دل صحرا مي پيچد، و پروانه اي زخمي بر گرد گلبرگهاي پرپر شده مي چرخد. غريوي جانكاه، حادثه را طواف مي كند. بغض زمين مي تركد. شيشه اشكهاي من مي شكند و پرهيب پرهيبت تو را از پس پرده اي خيس مي نگرم... غمناله ها، هوهوكنان در دهليز خاك مي غلتند و ابري آواره، در آسمان به خود مي پيچد!
آن سوترك، چند زن، نالان و برسرزنان، دستها را سايه بان دل و ديده كرده اند و در دل گرما چيزي را مي جويند!و در فاصله اي نه چندان دور، كودكاني پژمرده و داغدار و گريان، بهانه گيران رويش دستهايي هستند كه بر سرشان مهر ببارد و بر دامانشان گل عاطفه نثار كند.
تصويري از بزرگترين مصيبت ممكن، پهنه بشريت را سياه پوش و غم آلوده كرده است. لبهاي خشك روز، ترك برداشته. سيلي از آوارگي، زمين را در كام خويش گرفته. طوفاني ترين هواي چهره ها، پديدار گرديده و تلخ ترين لحظه هاي وداع بر دامن انديشه سنگيني مي كنند.
پاره زخمهاي دلم، سر باز كرده اند و قناتي از غم، در قنوت نگاه من جاري است... كه ناگاه پرهيب دور تو نزديكتر مي شود و من از وراي غلظت غمابه هاي فراق، تو را مي نگرم كه پيشتر مي آيي. در خويش مي شكنم!اي واي!اين تويي!اي سبز، اي سپيد، اي سرخ!اين تويي كه اين سان عرق خون از تمامي تنت مي چكد و به اندازه وسعت عشق، تير و زوبين و زخم بر تن خسته ات روييده!
آه!اين تويي كه زين و يراق را در معركه كاشته اي؟ آه!اين تويي كه كودكان و زنان به تبرك، تن زخم خورده ات را نوازش مي دهند؟
آه!اين تويي كه چنين بي سوار آمده اي؟ آه!اين تويي، حكايت بيدادي كه بر تن گلهاي سرخ و مجروح رفته است؟ آه، اي ذوالجناح!...
جواد نعيمي

  


مركز اسلامي آخن



در سال 1958 يك گروه دانشجويي در آلمان با نام «اتحاديه بين المللي دانشجويان مسلمان » تصميم گرفت در آلمان يك مسجد بنا كند. در سال 1964 نخستين سنگ بناي اين مسجد كه «مسجد بلال » نام گرفت، نهاده شد.
بنيانگذاران اين مسجد با انتخاب اين نام مي خواستند اعلام كنند كه در اين مسجد به روي تمام مسلمانان و نيز همه ملل و اديان، بدون توجه به نژاد و مليت آنها، باز است .
مركز اسلامي آخن در جزوه اي كه اخيراً منتشر كرده، آورده است: «مسجد ما از هنگام تأسيس تاكنون خود را از هر خط سياسي دور نگاه داشته است. ما اين روش را از 33 سال پيش تاكنون ادامه داده ايم. در آخن و حومه اين شهر نزديك به 20000 مسلمان زندگي مي كنند. آنها به حدود 20 مليت مختلف تعلق دارند. اما همه آنها مسجد بلال را ازآن خود مي دانند.»
مركز اسلامي آخن يك انجمن رسمي و غيرانتفاعي است كه به صورت شورايي اداره مي شود؛ مسلمانان ساكن آلمان كه به مليت هاي مختلف تعلق دارند، به عضويت اين مركز درآمده اند. مركز اسلامي آخن، با محترم دانستن قانون اساسي آلمان تأكيد دارد كه با رعايت مفاد قانوني مي تواند به نحو سازنده اي در جهت استحقاق آرمانهاي اسلامي گام بردارد.
هدف اصلي اين مركز اشاعه تعاليم اسلامي نزد مسلمانان ساكن آلمان و شناساندن دين اسلام به جامعه غيرمسلمان در اين كشور است. در اين مركز علاوه بر امور روزمره، مراسم نماز جمعه و نماز اعياد ديني به جا آورده مي شود. سخنراني، همايش و گفت و شنودهاي مذهبي نيز به طور مرتب در اين مسجد برگزار مي شود. به طور كلي اين برنامه ها به طور مرتب از سوي اين مركز اجرا مي شوند:
ديدار مرتب مسلمانان ايالت نور در اين وستفالن، حداقل سالي دوبار- همايش هاي هفتگي پس از نماز جمعه- نشست هفتگي روزهاي چهارشنبه و بحث ديني به زبان آلماني- نشست هفتگي بانوان- نشست بانوان عرب زبان- نشست ويژه ايرانيان، تركها و اتباع اندونزي- ديدار روزانه جوانان مسلمان- برگزاري اعياد و مراسم عزاداري- تدريس زبان عربي- تعليم اصول دين مبين اسلام به بيش از 400 كودك مسلمان.
در سال 1994 وقتي اسلام گرايان ساكن آلمان دريافتند با ائتلاف و اتحاد بيشتر مي توانند نفوذ سياسي بيشتري به دست آوردند، 19 سازمان اسلامي از جمله جامعه اسلامي آلمان، مركز اسلامي مونيخ و مركز اسلامي آخن، يك سازمان ائتلافي به نام zentralret der Muslime تشكيل دادند.
پايگاه اطلاعاتي اين مركز:
de.moscheesuche. www

  


از سوي بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي؛
8 عنوان كتاب با موضوع محرم و امام حسين(ع) منتشر شد



تاكنون 8 عنوان كتاب مرتبط با موضوع محرم و امام حسين(ع) از سوي بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي منتشر شده است.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني آستان قدس رضوي، عناوين اين كتابها شامل «هيأت مذهبي نمونه» تأليف محمد حسن زبري قايني، و «چرا و چگونه عزاداري كنيم» نوشته رامين گلمكاني، «اخلاق حسيني» تأليف جعفر بياتي با ترجمه موسي دانش، « امام حسين(ع) و پگاه پيروزي» نوشته محمد نعمه سماوي و ترجمه موسي دانش، «مدايح و مراثي حضرت ابوالفضل(ع)»، تأليف احمد احمدي بيرجندي، «دماء العبيد في النهضة الحسينيه» تأليف محمد رضا عبدالامير انصاري، «تسبيح كربلا» نوشته علي كوراني و ترجمه حميدرضا آژير و «تجلي عاشورا در هنر ايران» از محبوبه الهي است.
از اين ميان، كتاب « امام حسين(ع) و پگاه پيروزي» در پنجمين دوره كتاب سال رضوي به عنوان كتاب برگزيده انتخاب و معرفي شد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com