|
* محمد ملازهي
دبير كل «ناتو» دولت افغانستان را با شديدترين الفاظ ممكن به فساد و بي كفايتي، متهم كرده است.
هر چند اين براي اولين بار نيست كه دولت حامد كرزاي با چنين اتهاماتي رو به روست، اما ادبيات به كار گرفته شده از سوي آقاي «شفرد» دبير كل ناتو و موقعيت زماني آن از تحولاتي در ديدگاه هاي غرب در افغانستان حكايت دارد.
اين پرسش را مي توان از دبير كل ناتو پرسيد كه آيا مقامات ناتو به تازگي متوجه وجود فساد و بي كفايتي دولت افغانستان شده اند و در هشت سال گذشته هيچ اطلاعاتي در اين باره نداشته اند؟ اگر چنين است كه بايد گفت آمريكا و ناتو در چنان غفلتي فرو رفته بودند كه غيرقابل باور مي شود و اگر اطلاع داشته و سكوت كرده اند، اكنون به اين پرسش بايد پاسخ دهند كه چرا اين همه مدت سكوت كرده اند و چه شده است كه اكنون با اين لحن تند و غير ديپلماتيك، حامد كرزاي و دولت او را زير سؤال مي برند.
گمان غالب در اين خصوص آن است كه فرماندهان نظامي آمريكا و ناتو در افغانستان به شرايط داخلي و وجود فساد در دستگاه اداري دولت كابل اطلاع داشته اند و آگاهانه سكوت كرده اند، بنابراين بايد ديد كه چرا اين سكوت شكسته شده است. دو دليل اصلي وجود دارد:
1- تحول قدرت حزبي در آمريكا و روي كار آمدن اوباما
2- روشن شدن شكست نظامي ارتشهاي آمريكا و ناتو در افغانستان
درباره موضوع اول بايد گفت، جنگ افغانستان ارثيه شوم جرج بوش رئيس جمهور از حزب جمهوريخواه آمريكا براي اوباماي دموكرات است. رئيس جمهور جديد آمريكا چگونه از بن بست و شكست نظامي در افغانستان خارج خواهد شد، بدرستي روشن نيست، اما شعار «تغيير» او افغانستان را هم شامل مي شود.
گويا مذاكره با طالبان و افزايش نيرو با انگيزه تضمين پيشرفت راهبرد اوباما در افغانستان است.
اين راهبرد پيامدهاي منطقه اي مهمي براي افغانستان و منطقه دارد. احتمال گسترش جنگ به مناطق قبايلي پاكستان مي تواند يكي از اين پيامدها باشد كه كابل و دهلي نو اميدوار به آن هستند تا به دخالتهاي پاكستان در آن چه كه از آن به نام جريان افراط و تروريسم ياد شده است، پايان داده شود. اما چنين تحولي در جهت گيري نظامي آمريكا بسادگي ممكن نيست و لازمه آن تحولاتي در ساختار قدرت در كابل است.
در همين جا است كه اظهارات تند «شفرد» قابل فهم مي شود و مي توان آن را نشانه اي از بركناري دولت حامد كرزاي ارزيابي كرد. حتي اگر در يك نگاه خوش بينانه چنين برداشتي را نتوان جدي گرفت، دستكم مي توان گفت كه استقلال طلبي كرزاي دربعضي از امور مورد تأييد ناتو و آمريكا نيست.بنابراين دولت كرزاي شانس كمتري براي پيروزي در انتخابات آتي دارد. از اين رو اتهامات فساد و بي كفايتي دولت كابل را بايد جدي گرفت و آن را نشانه اي از زمينه سازي هر چند زودهنگام غربي ها ارزيابي كرد البته اين زمينه سازي دو امتياز دارد.
1- ناكامي نظامي را پوشش مي دهد و همه گناهان را به گردن دولت كابل مي اندازد.
2- با روي كار آوردن شخصيت ديگري مطيع تر از كرزاي ساختار قدرت را متناسب با تحولاتي مي كند كه با شعار تغيير اوباما همخواني بيابد.
در عين حال دولت بعد از كرزاي بايد اين كاركرد را بيابد كه طالبان را در قدرت شريك كند و افغانستان را در مسير تاريخي قدرت طلبي پشتون قرار دهد. امري كه پايان ترتيبات «بن» را در پي خواهد داشت، اما به سختي مي توان گفت به جنگ هم پايان دهد. |