|
* رسول بهروش
1 ) خب !به حول و قوه الهي با تغييرات ضربتي به عمل آمده در هيأت مديره پرسپوليس، مشکلات اين تيم مردمي حل شد و سرخپوشان بلافاصله در مسير صعودي قرار گرفتند !بله، مشکل فقط همين جا بود که صداي مصطفوي اين اواخر «خش» پيدا کرده بود و «بله قربان هايش» به دل برخي از اعضاي دست به جيب هيأت مديره پرسپوليس نمي نشست !انتظار مي رود با تحولات اعمال شده، پر هوادارترين تيم ايران همه جامهاي موجود در انواع رقابتهاي ملي و فراملي را از بيخ درو کرده و عرصه را بر تمام نفس کشان تنگ کند!
2 ) ورژن تازه مديريت «هر چه شما بگوييد» در پرسپوليس حلول کرد. جا دارد هواداران اين تيم مردمي به مناسبت کشف دوباره «حاج عباس انصاري فرد» به جشن و پايکوبي بپردازند و خيابان ها را در قرق خود در بياورند. انصافاً حتي داريوش مصطفوي هم که به اظهارنظرات ضد و نقيض شهره است نمي توانست به اين سرعت حرفهايش را تغيير بدهد.
برادر بزرگتر اخوان انصاري فرد، در يک بازه زماني سه روزه دو تصميم مهمش را تغيير داد تا يک رکورد در عرصه اقتدار مديريتي به ثبت برسد !او که يک مرتبه قبل و بعد از بازي پرسپوليس با فولاد در مورد حضور لوکابوناچيچ در ايران ايده اش را تغيير داده بود، اين دفعه هم مجبور شد در عرض چند ساعت پيرامون آمدن يا نيامدن ايويچ تغيير موضع بدهد و همه را متحير و هاج و واج بگذارد !چگونه است که نفر اول باشگاهي همچون پرسپوليس سر صبح از نيامدن ايويچ به تهران حرف مي زند و لنگ ظهر - بلافاصله بعد از حمايت هدايتي از مرد کروات - حضور وي را قطعي قلمداد مي کند. آيا اين بود تغيير مثبتي که قرار بود با رخ دادنش همه ارکان مدافع عنوان قهرماني متحول شود و ميليون ها پرسپوليسي از بند حسرت رها شوند؟!
3 ) فراموش نمي کنيم که سازمان تربيت بدني پاي همين تغيير مديرعامل در پرسپوليس، چه هزينه گزافي داد و اساساً از همين نقطه، استارت چالش همه جانبه اش با برنامه نود و ميليونها فوتبالدوست زده شد. آيا انصافاً آنچه اکنون روي داده، ارزش آن همه قيل و قال و بگير و ببند را داشت؟ عباس انصاري فرد موفق شد در فاصله تنها دو هفته از روي کار آمدنش، تقريباً همه را نااميد کند. نامبرده به جاي اينکه هر چه سريعتر به از پيش رو برداشتن موانع بي شمار مجموعه اش همت گمارد، تنها موفق به عرضه چهره اي منعطف و ژله اي از مديريت خود شد؛ شخصيتي که از ساده ترين مؤلفه هاي کاريزماتيک نيز دور افتاده است. چه تأسف بار است که آن همه چشم خيره به دستان مديرعامل تازه، وقوع معجزه اي را انتظار مي کشند، اما انصاري فرد سرخوشانه وعده اجراي دوباره طرح شکست خورده تأسيس رشته هاي ديگر ورزشي توسط باشگاه را صادر مي کند!
4 ) گويي غائله هدايتي در پرسپوليس، بي پايان به نظر مي رسد. او که امروز اعلام کرده همچنان براي خريد سهام پرسپوليس آماده است، آشکارا به دنبال سهم بيشتري در تصميم سازيهاي اين تيم مي گردد و بعد از افشاي فشارهايش به مصطفوي براي استعفا، حالا هم گويا همين رويه را در قبال انصاري فرد در پيش گرفته است.
رئيس هيأت مديره پرسپوليس که «در سايه» براي مدافع عنوان قهرماني ليگ برتر نسخه مي پيچد، تبديل به استخواني در گلوي پرسپوليس شده که هضم و دفعش ناممکن مي نمايد.
او که به آرزوي تملکش بر پرسپوليس نرسيده، حالا ادامه خدمت رساني اش به سرخپوشان را منوط به اعمال سليقه هاي شخصي اش کرده و حاشا که در اين زمينه به اندازه ديگران نيز بازخواست نمي شود!
5 ) اين برگ زرين را هم به آخرين صفحات افتخارات مديران پرسپوليس بيفزاييد. هواداران اين تيم «رفتن جان از بدن» تيمشان را مي بينند و قطره قطره آب مي شوند. اما بيشترين انرژي در همين مجموعه صرف تغيير يک فقره «بله قربان گو» مي شود. «خدا» آخر و عاقبت همه را به خير کند! |