صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-01-25
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 6بهمن ماه 1387

[ هنري ]
 * جشنواره تئاتر فجر در ايستگاه چهارم؛ روزهاي سرد يک جشنواره بين المللي
 * اندر باب سريالهاي سفارشي و غيره و ذالک ... !
 * واقعيت و بازآفريني آن
 * اشعار فردوسي با صداي «شهرام ناظري» منتشر مي شود
 * درخواست تهيه کننده فيلم از وزير ارشاد؛
«به رنگ ارغوان» را در جدول جشنواره قرار دهيد
 * 3 1 تصويرگر ايراني کتاب در ميان برگزيدگان نمايشگاه بولونيا
 * بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر؛
اسامي فيلمهاي بخش مسابقه سينماي ايران اعلام شد
 * نامزدهاي رمان جشنواره ي داستان انقلاب معرفي شدند
 * با حضور برنده جايزه بوکر ؛ 2 1 اثر براي بخش کتاب جشنواره فيلم برلين انتخاب شدند

جشنواره تئاتر فجر در ايستگاه چهارم؛ روزهاي سرد يک جشنواره بين المللي



* مهدي نصيري

بيست و هفتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر روز گذشته (شنبه) چهارمين روز برگزاري اش را نيز پشت سر گذاشت، اما با وجود





اينکه تقريباً جشن بيست و هفتم به ميانه راه رسيده بود، بر خلاف تصور، سکوت و بي خبري و سکون، شلوغي واستقبال لحظات نخست حضور تماشاگران را به آرامش تبديل کرد.
هميشه و در سالهاي قبل خبر اجراي يک نمايش خيلي خوب، بحث در مورد آثار قابل تأمل، اميد ديدن نمايشي در سيانس بعد يا روزي ديگر و... در ميان شلوغي و پچ پچ هاي تماشاگران تئاتر وجود داشت و همين بحثها و رقابتها و اشتياقها حس و حال جشنواره اي را به جشنواره تئاتر فجر مي بخشيد. اما امسال انگار جشنواره تئاترفجر آرام ترين سال برگزاري اش را تجربه مي کند.
شنيده ها حکايت مي کنند که «زال و رودابه» به کارگرداني «نادر رجب پور» پس از آنکه با بي تفاوتي و بي توجهي تماشاگران مواجه شد، درهاي تالار وحدت را به روي همه تماشاگران و به صورت رايگان گشوده است، ولي همچنان جزو ناموفق ترين آثار جشنواره لقب گرفته است.
نمايش صد و چهل دقيقه اي «پرده» به کارگرداني و نويسندگي «شاهين صيادي» نيز که ديروز جايگزين نمايش خوب و پر مخاطب «امير دژاکام» شده بود در حد معمول تماشاگر داشت و البته آن طور که توقع مي رفت انتظارها را برآورده نکرد.
«آتيلا پسياني» با اجراي «متابوليک» در چهارسو توانست به واسطه آوازه آثار متفاوت و نام خودش، تماشاگران زيادي را به سالن بکشاند، اما در پايان تماشاگران زيادي براي خروج ازسالن وجود نداشتند!
«من خانه اي را مي فروشم که در آن زندگي نمي کنم»، نوشته و کار «يرژي زون» لهستاني از کارهاي تقريباً خوب روز چهارم بود که در تالار اصلي مولوي اجرا شد و ظاهراً بيشتر تماشاگران از تماشاي آن احساس رضايت داشتند. «دست نوشته هاي پيدا شده در ساراگوزا» که سومين تجربه پياپي گروه ديگر لهستاني دوره هاي مختلف جشنواره تئاتر فجر است نيز روز گذشته براي چهارمين روز متوالي در حضور تعداد زيادي از تماشاگران در پارکينگ تالار وحدت اجرا شد.
«عروسي در سايه» به کارگرداني «علي عابدي»، «کوارتت تايتانيک» به کارگرداني «ايرج محرمي»، «گودو در انتظار گودو» به کارگرداني «آرش ميرطالبي»، «دخترک بودايي» به کارگرداني هادي مجتبايي از افغانستان، «بازي» به کارگرداني «ژيلا آل ارشاد »، «بوبوک» به کارگرداني بنفشه اعرابي، «هفت سال سياه» به کارگرداني «امير بدر طالعي»، «کربلاي بي شمر» به کارگرداني مرتضي نجفي و «اپراي عاشورا» ديگر نمايشهايي بودند که روز گذشته و در چهارمين روز جشنواره تئاتر فجر روي صحنه رفتند.
سالهاي قبل و در هر دو جشنواره مورد علاقه مان (فيلم و تئاتر) هميشه به روزهاي آخر دل مي بستيم تا بهترين کارها و آثار را در آخرين فرصتها و غنيمتها شاهد باشيم. در مورد جشنواره تئاتر فجر که مهمترين رويداد تئاتري کشور ماست همواره اميدمان به فهرست نمايشهاي خارجي جشنواره اي بود که عنوان بين المللي را با خود به همراه دارد. اما امسال... به نام نمايشها، کشور شرکت کننده و کارگردان آنها اشاره مي کنيم و قضاوت در مورد آثار خارجي جشنواره را به خواننده واگذار مي کنيم؛ اين نامها و کارگردانهاي بين المللي و کشورهاي شرکت کننده واقعي هستند!
1 - پرده (به نويسندگي و کارگرداني شاهين صيادي- کانادا) 2 - «دخترک بودايي» (نوشته و کارگرداني هادي مجتبايي- افغانستان)- 3 - «رستم و سهراب» (به کارگرداني سميره سينايي- مجارستان) 4 - «در انتظار گودو»(به کارگرداني «جنت سليم آوا»- آذربايجان) 5 - «انتهاي آسمان کجاست» (نوشته نغمه ثميني، به کارگرداني علي راضي- فرانسه) 6 - «آزمون سنار» (نوشته و کارگرداني علي مهدي- سودان) 7 - «مويه مادرم» (به کارگرداني موهاند رشيد- عراق) و... البته يک گروه از انگلستان، دو گروه از لهستان و يک گروه هلندي هم در جشنواره هستند که به نظر مي رسد واقعاً انگليسي، هلندي و لهستاني اند. شايد هنوز خودي ها در اين سه کشور تصميم به شرکت در جشنواره ما را نگرفته اند!

  


اندر باب سريالهاي سفارشي و غيره و ذالک ... !



* ساسان اميرکلالي

فيلمهاي زيادي در تاريخ سينما بصورت «سفارشي» ساخته شده اند و اين سفارشي بودن هميشه هم اتفاق بدي نيست، چرا که





در پاره اي از اوقات، اين قضيه «سفارشي بودن» باعث شده که سازنده فيلم، تلاش بيشتري در جهت پنهان کردن موارد سفارش شده انجام دهد و براي پوشاندن آن موارد سفارشي، حوادثي را به داستان فيلم اضافه کند تا اين موارد در دل فيلم پنهان شود و براي تماشاگر رو نباشد و اين يعني غرق شدن تماشاگر در فيلم، که معمولاًَ باعث غني تر شدن اثر مي شود. اما اين قضيه در فيلمها و سريالهاي ايراني کاملاًَ برعکس است. سازنده اثر بدون آنکه زحمتي به خود بدهد، همان موارد سفارش شده را به فجيع ترين شکل ممکن به نمايش مي گذارد و يا در حالت خوبش، اين «سفارشي بودن»، از در و ديوار اثر بيرون مي ريزد و کارگردان هم اصلاً کاري ندارد به اينکه شايد تماشاگر، اثر را پس بزند. اين همان معضلي است که سريال «آيينه هاي نشکن» به آن گرفتار شده است. البته شايد بتوان اين اثر را تا اندازه اي، بهتر از آثار مشابه اش دانست. ماجرا از آن جا شروع مي شود که «سيمين» با توجه به موقعيتش، ناخواسته در دام يک باند جاسوسي مي افتد که از خارج کشور اداره مي شود. هدف اين باند هم، کسب اطلاعاتي از فرايند هسته اي شدن ايران و البته کارشکني هايي در اين قضيه است. موضوع از ظرفيت قوي براي ساخت و پرداخت برخوردار است، اما سازندگان اثر، بخش زيادي از آن را هدر داده اند.
در اين قبيل موضوعات، مهمترين مسأله اين است که هيچ کدام از دو طرف ماجرا (سازمانهاي جاسوسي و وزارت اطلاعات ايران) را نبايد ضعيف نشان داد و دست کم گرفت، به خصوص طرف رقيب را! چون اگر رقيب، ضعيف جلوه داده شود و نيروهاي خودي به شدت قدرتمند نشان داده شود، آن تنش لازم بين دو طرف شکل نمي گيرد و در صورت پيروزي طرف خودي در انتها، کار مهمي انجام نداده که از پس گروه ضعيفي برآمده. «آيينه هاي نشکن» در آغاز، طرف رقيب را قدرتمند نشان مي دهد، اما درست در زماني که رقابت آغاز مي شود، اين طرف رقيب، به نحو ساده انگارانه اي که به هيچ وجه با پردازش اوليه اش همخواني ندارد، ضعيف نشان داده مي شود. وقتي يک سازمان جاسوسي پرقدرت، يک جاسوس را به دفتر فيلمسازي مي فرستد، حتماً حواسشان به اين هم هست که طرف مقابل، خودش به طور تمام و کمال بر آن دفتر مسلط است و از دزدي هاي سيمين آگاهي پيدا مي کند و بعد در صدد کشف ارتباط او با عوامل ماجرا بر مي آيد. پس بر اساس آن سابقه اي که در ابتداي سريال و زيرکي هايي که از آنها مي بينيم، جاسوسها بايد حواسشان به اين مسأله باشد. آيا آنها متوجه اين مسأله نيستند که اگر دوربين مجهزي به سيمين بدهند، اين امکان وجود دارد که از آن دوربين عليه خودشان استفاده شود؟! اينها همان ظرايفي است که عدم رعايت آن باعث مي شود طرف رقيب را خيلي جدي فرض نکنيم.
نکته بعدي، نوع شخصيت پردازي اين آدمهاست که با توجه به ويژگي هاي نقش بايد تا حدي داراي پيچيدگي ها و جذابيتهايي براي تماشاگر باشد. در اين سريال، ما شاهد آدمهاي منفوري در جناح رقيب هستيم که البته تا حدي ساده لوح و سطحي تصوير شده اند که البته رگ و ريشه اين مسأله را بايد در همان سفارشي بودن سريال جستجو کرد. يعني به جاي اينکه قبل از هر چيز تماشاگر، يک شخصيت را باور کند و فرايند همذات پنداري با او ايجاد شود، اولين احساسي که به تماشاگر دست مي دهد، تنفر از اوست !البته ايجاد اين تنفر از نوع ديالوگها، زواياي دوربين، نوع لباس پوشيدن و ... به وجود مي آيد.
يک نکته ديگر، آن سکانسي است که از تلويزيون، برنامه «صندلي داع» پخش مي شود و پدر سيمين بعد از شنيدن صحبتهاي کارشناس هسته اي برنامه، از سر شوق فرياد مي کشد و احساس غرور مي کند. اين سکانس را مي توان مصداق تمام عيار همان جملات آغازين اين مطلب دانست. يعني واقعاً براي انتقال احساسات مثبت و ارزنده اي مثل «وطن دوستي» و يا «افتخار» از مثلاً دستاوردهاي هسته اي، بايد به ساده ترين راه متوسل شد؟ هيچ راه ديگري براي بروز اين حس وجود ندارد؟ نگران اين نيستيم که گاهي اوقات، سهل گيري بيش از اندازه مسائلي با اين اهميت بالا، نتايج معکوسي را به همراه داشته باشد؟
اما در کنار همه اين ضعفها، بايد به يک نکته مثبت و ارزنده اين سريال هم اشاره کنم و آن عنصر غافلگيري است. يعني آن قسمتهايي که سيمين، بدون از سر گذراندن هيچ مرحله اي وارد دفتر فيلمسازي مي شود که در آن فيلمهاي محرمانه اي از جريانات هسته اي ساخته مي شود، تماشاگر از خود مي پرسد آيا واقعاً دور از منطق نيست که بر روي اين دفتر با اين همه اهميتش، هيچ کنترلي صورت نمي گيرد؟ البته با گذشت چند قسمت از سريال، تماشاگر غافلگير مي شود، چرا که مي بيند اين کنترل از ابتدا انجام مي شده، اما براي ايجاد هيجان و تعليق به او اطلاعاتي داده نشده. البته بايد از اين دست تمهيدات در پرداخت صحنه ها بيشتر صورت مي گرفت تا شاهد اثري در خور اهميت موضوع آن مي بوديم.

  


واقعيت و بازآفريني آن



* محمد کاظم کاظمي

بسياري از شعرهاي خوب، بر پايه رخدادهاي بيروني سروده مي شوند، بويژه رخدادهاي سياسي و اجتماعي. شاعر واقعه اي را که



شايد بسياري مردم از آن به طور عادي مي گذرند، در قالب شعر بازآفريني مي کند، ولي اگر اين بازآفريني مطابق همان چيزي باشد که در عالم واقع روي داده است، کار شاعر در حد گزارشگري از واقعه، ولو با بياني کم و بيش شاعرانه محدود خواهد ماند. کار او وقتي ارزش دارد که به واقعيت رنگي هنري و عاطفي بزند و يا با پيوند ميان دو واقعه، يک موضع فکري را بيان نمايد.
مثلاً يکي از کارهايي که شاعران در مورد وقايع تأسفبار غزه و در عين حال مقاومت مردم فلسطين کردند، ارتباط اين وقايع با حادثه عاشورا بود. اما چرا عاشورا؟ شايد چون در آنجا نيز مظلوميت و رشادت با هم گره خورده بود. چنين است که در بسياري از اين شعرها، ما اين پيوند را مي بينيم و اين حداقل سه ويژگي عمده داشته است .
اولين ويژگي، افزايش تأثير عاطفي واقعه است، چون مردم نسبت به عاشورا يک پيش زمينه ذهني و عاطفي دارند و در اينجا مي توانند از آن ذخيره عاطفي، براي وقايع غزه نيز خرج کنند.
ويژگي دوم، جهت بخشي فکري به جريان است و يادآوري اين که واقعه عاشورا مي تواند الهام بخش مبارزات حق طلبانه انسانهاي امروز نيز باشد. از طرفي وقتي موضوعي با يک جريان مقدس پيوند مي خورد، موضع قوي تري مي يابد.
ويژگي سوم، رنگ هنري اي است که بدين ترتيب به کلام مي خورد. تشبيه اين واقعه به عاشورا و انسانهاي حاضر در آن به انسانهاي آن عصر، شعر را از آرايه تشبيه برخوردار مي کند.
پس بي سبب نيست اگر هر سه شاعر گرامي مورد بحث ما در اين هفته، در شعرشان اين پيوند را به کار بسته اند.
جناب مسعود ميرزايي !
در شعر شما طبيعتاً آن ويژگيهايي که نام برديم مشاهده مي شود.
غزه در خون، غزه در خون
ديده ها از اشک، جيحون
کربلا شد دشت و هامون
يا لثارات الحسين !
غزه بي تاب
طفلکان در خواب
مشک ها بي آب
غزه را درياب
يا لثارات الحسين !
ولي به نظر مي رسد در اينجا، کاري فراتر از اين پيوند انجام نشده است، يعني بيان نسبتاً بياني معمولي است، با توصيف صريح و مستقيم وقايع. اگر هم توصيفي شاعرانه ديده مي شود، از نوع توصيفهاي عام و هميشگي است، مثل تشبيه چشم پراشک به جيحون که ديديم و يا تشبيه دشمنان به کرکس در اينجا
غزه بي کس، غزه بي کس
مانده اينک در هجوم خيل کرکس

جناب سيد ابوالحسن جمالي !
شعر شما از لحاظ طرز بيان و ميزان شاعرانگي کم و بيش وضعيت شعر جناب ميرزايي را دارد، با اين تفاوت که شما عناصر و نمادهاي بيشتري را وارد صحنه کرده ايد. مثلاً در جهت مثبت، از ديگر مظلومان عصر حاضر مثل مردم چچن و لبنان و بوسني و افغانستان هم ياد کرده ايد و در جهت منفي، پاي فرعون و نرون و چنگيز و هيتلر و استالين را هم به ميان کشيده ايد. همچنين به وقايعي مثل طوفان نوح و فتح خيبر هم اشاره داشته ايد.
کنون چنگيز مي خندد
آدلف هيتلر سر از گورش بدر آورده
شارون تاج از سر فرعون دزديده
به همراه نرون با استالين رقصي به پا کردند
که آوازش بود فرياد و زاري
شراب جامشان خون تمام رهروان پاک آزادي
بساط عيش شان بمب اتم، کشتار جمعي ...
ولي به نظر مي رسد به موازات اين وفور نامهاي اشخاص و جايها و اشاره به داستانها و وقايع تاريخي، کار هنري بسياري صورت نگرفته است و شعر بيشتر رنگ يک دايرَ المعارف را گرفته است .
خانم سيده زهرا هاشمي
در شعر شما نيز البته پيوند ميان عناصر و نمادهاي گوناگون ديده مي شود، ولي به نظر مي رسد در اينجا اين پيوند رنگ هنري بيشتري يافته است. اين رنگ هنري نيز بيشتر به واسطه طنزي است که شما به کار گرفته ايد و استفاده دوپهلويي که از اصطلاحات فوتبال و امثال آن برده ايد.
شما به واقع چهار مجموعه «عاشورا»، «غزه » و «جهان سياست امروز» و «بازي فوتبال » را به کمک گرفته و ميان آنها يک ادغام يا پيوند ماهرانه به کار برده ايد، به گونه اي که گاهي شخصيتهاي يک مجموعه، در مجموعه اي ديگر قرار مي گيرند و اين نوعي شگفتي به خواننده مي بخشد:
حماس را مي گويم
چند تن ترسيدند و چندي مصدوم شدند
شايد رباطهاي پايشان پاره شده باشد
فوتبال است ديگر
حملات دريايي اسرائيل شروع شده
مي گويند شايد حسني مبارک دستي داشته باشد
حتماً بازي را شرطبندي کرده بودند
به قيمت يک چاه نفت، داور را خريدند.
اين ايجاد ارتباطهاي هنري ميان عناصر و بويژه طنزي که در کلام شماست، از يک استعداد و توان خوب در شما خبر مي دهد که بسيار اميدوار کننده است و با توجه به اينکه شما هنوز در اوايل مسير شاعري هستيد، آينده خوبي را براي شعرتان مي توان پيش بيني کرد، البته با اين شرط که طي اين مسير، با جديت و تداوم همراه باشد.

  


اشعار فردوسي با صداي «شهرام ناظري» منتشر مي شود



کيوان ساکت از ضبط و انتشار اشعار فردوسي با صداي شهرام ناظري در قالب يک آلبوم موسيقي خبر داد.
کيوان ساکت آهنگساز در گفتگو با فارس گفت: در اين آلبوم بر روي 5 تابلوي فردوسي موسيقي ساخته ام و طي مذاکراتي که با شهرام ناظري انجام داده ام اين 5 تابلو با صداي ايشان اجرا و ضبط مي شود.

  


درخواست تهيه کننده فيلم از وزير ارشاد؛
«به رنگ ارغوان» را در جدول جشنواره قرار دهيد



«سيدجمال ساداتيان» تهيه کننده فيلم «به رنگ ارغوان» طي نامه اي به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي درخواست کرد تا اين فيلم با



بازبيني مجدد در جشنواره فيلم فجر شرکت کند.
به گزارش فارس در متن اين نامه خطاب به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي آورده شده است: وزير محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، جناب آقاي صفار هرندي، سلام عليکم. احتراماً ، چهار سال از عدم پخش فيلم سينمايي «به رنگ ارغوان» به کارگرداني آقاي ابراهيم حاتمي کيا توسط وزير محترم وقت وزارت اطلاعات جناب آقاي يونسي مي گذرد، ايشان در همان زمان در ملاقات حضوري و مکاتبه با آقاي حاتمي کيا هيچ وقت نسبت به کليات فيلم مشکلي نداشتند فقط چهار مورد اصلاحيه به فيلم وارد دانستند ، مکتوب آن را طي نامه اي براي آية ا... هاشمي رفسنجاني مرقوم فرمودند ، جلسات بعدي ادامه پيدا نکرد تا نسبت به رفع ابهامات توضيح داده شود.
وي ادامه داد: اخيراً جناب آقاي يونسي اعلام فرمودند که فيلم توسط وزارت اطلاعات در زمان مديريت ايشان خريداري گرديده، بنده هم در پاسخ اين ادعا سند مالکيت فيلم را در اختيار مطبوعات گذاشتم و مشخص شد که سند مالکيت فيلم فقط بنام بنده است و از اين بابت پولي از طرف وزارت اطلاعات به بنده پرداخت نگرديده است و مالکيت صددرصد فيلم به نام اينجانب است.
وي ادامه داد: تمام مراحل قانوني فيلم جهت صدور مجوز ساخت و نمايش براساس ضوابط وزارت ارشاد طي شده است. در زمان پخش فيلم «آژانس شيشه اي» مطالبي پيرامون فيلم بود ولي با تمام بحراني که فيلم داشت به اکران عمومي درآمد و امروز آن فيلم به عنوان بهترين فيلم سينمايي دفاع مقدس شناخته شده است.
در اين نامه مي خوانيم: براساس اظهار نظر اخيراً معاون محترم حقوقي ديوان عدالت اداري مبني بر اين که وزارت ارشاد تنها نهاد پاسخگوي صدور پروانه هنري است، از حضرتعالي تقاضا دارم به برکت سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي ايران دستور فرمائيد نمايش فيلم در جدول جشنواره گنجانده شود يا اين که جمعي فرهنگي خارج از حوزه امنيتي يکبار ديگر فيلم را بازبيني و نسبت به اکران عمومي آن اظهار نظر نمايند.

  


3 1 تصويرگر ايراني کتاب در ميان برگزيدگان نمايشگاه بولونيا



نمايشگاه تصويرگري بولونياي ايتاليا نتايج نهايي برگزيدگان خود را اعلام کرد که در آن نام 3 1 تصويرگر ايراني نيز به چشم مي خورد.
به گزارش مهر، اين مسابقه که از معتبرترين نمايشگاههاي تصويرگري جهان به شمار مي رود و هر سال در دو بخش داستاني و غير داستاني برگزار مي شود، امسال کمترين برگزيده را داشت. در بخش غيرداستاني تنها 9 تصويرگر به کاتالوگ راه يافتند و در بخش داستاني نيز 3 7 نفر انتخاب شدند.
راه يافتگان به کاتالوگ از 20 کشور مختلف هستند که عبارتند از: ژاپن با 8 1 نفر، ايران و ايتاليا هر کدام با 3 1 نفر، آلمان با 6 نفر، اسپانيا و انگلستان هرکدام با 3 نفر، استوني، فرانسه و کره جنوبي هر کدام با 2 نفر، سوئيس، سوئد، بلژيک، اسلواکي، روسيه، استراليا، پرتغال، آرژانتين، تايوان و لبنان هر کدام با يک نفر.
هنرمندان ايراني که به کاتالوگ راه يافته اندعبارتند از: 1 - سحر بردايي براي تصويرگري کتاب «هدهد» 2 - فرشته نجفي براي تصويرگري کتاب «شاهزاده خانم» 3 - والريا والنزا براي تصويرگري کتاب »براي تو» 4 - مرتضي زاهدي براي تصويرگري کتاب «جدول ضرب» 5 - فرشيد شفيعي براي تصويرگري کتاب «کفشهاي آهني» 6 - امير شعباني پور براي تصويرگري کتاب «نگهبان خورشيد».
پنج کتاب نخست نوشته فريده خلعتبري و کتاب آخر نوشته لاله جعفري است. همه اين کتابها را انتشارات شباويز منتشر کرده است.
راشين خيريه، سميرا زماني، زهرا سرمشقي، نوشين صفاخو، منيره منصوري، هادي کريم زاده و عليرضا گلدوزيان ساير راه يافتگان به کاتالوگ نمايشگاه کتاب بولونيا هستند.

  


بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر؛
اسامي فيلمهاي بخش مسابقه سينماي ايران اعلام شد



گروه هنر- اسامي 5 2 فيلم حاضر در بخش سوداي سيمرع _ مسابقه سينماي ايران بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر اعلام شد.






به گزارش روابط عمومي جشنواره فيلم فجر در اين بخش از جشنواره 4 2 فيلم در مسابقه و يک فيلم در خارج از مسابقه به نمايش درمي آيند. فيلم هاي اين بخش جشنواره بيست وهفتم عبارتند از:
«امشب شب مهتابه» محمدهادي کريمي، «به کبودي ياس» جواد اردکاني، «بي پولي» حميد نعمت ا...، «بيست» عبدالرضا کاهاني، «پاي پياده» فريدون حسن پور، «پستچي سه بار در نمي زند» حسن فتحي، «پنالتي» انسيه شاه حسيني، «ترديد» واروژ کريم مسيحي، «چهره به چهره» علي ژکان، «حيران» شاليزه عارفپور، «دوزخ، برزخ، بهشت» بيژن ميرباقري، «زادبوم» ابوالحسن داودي، «زماني براي دوست داشتن» ابراهيم فروزش، «سوپراستار» تهمينه ميلاني، «شبانه روز» کيوان عليمحمدي و اميد بنکدار، «صداها» فرزاد موتمن، «صندلي خالي» سامان استرکي، «عيار 4 1 » پرويز شهبازي، «کودک و فرشته» مسعود نقاش زاده، «ملک سليمان» شهريار بحراني، «موش» شاهد احمدلو، «مي زاک» حسينعلي ليالستاني، «وقتي همه خوابيم» بهرام بيضايي و «هفت و پنج دقيقه» محمدمهدي عسگرپور.
«هر شب تنهايي» رسول صدرعاملي هم در بخش خارج از مسابقه به نمايش درمي آيد. سعيد حاجي ميري، سيدحسن حسيني، مرتضي رزاق کريمي، مجيد رضابالا، سيامک شايقي، محمدابراهيم صلواتي فر، مينو فرشچي، حسين کرمي و مجتبي مشيري اعضاي هياءت انتخاب سينماي ايران جشنواره فيلم فجر هستند.

  


نامزدهاي رمان جشنواره ي داستان انقلاب معرفي شدند



گروه هنر- حسين فتاحي، علي اکبر والايي، سيدهاشم حسيني، حسن بهرامي، مصطفي جمشيدي و محمد رودگر به عنوان نامزدهاي انتخاب نويسنده بهترين «رمان» و «داستان بلند» در دومين جشنواره داستان انقلاب معرفي شدند.
هيأت داوران اين جشنواره پس از بررسي هاي انجام شده، «پالان» نوشته سيدهاشم حسيني، «فصل کبوتر» نوشته حسين فتاحي، «تفنگ پدر بر بام شهر» نوشته حسن بهرامي، «معبر به آخرالزمان» نوشته مصطفي جمشيدي، «خلوت مدير» نوشته علي اکبر والايي و «ديلم زاد» نوشته محمد رودگر را به عنوان نامزد دريافت جايزه در بخش «رمان» و «داستان بلند» معرفي کردند.احمد دهقان، فيروز زنوزي جلالي، محمدکاظم مزيناني، خسرو باباخاني و محمد ناصري داوري آثار رسيده به دومين جشنواره داستان انقلاب را برعهده دارند.هيأت داوران نخستين دوره اين جايزه هيچ کدام از آثار داوري شده را در حد عنوان برگزيده و برتر تشخيص ندادند و جايگاه سه اثر منتخب را در حد تقدير تشخيص دادند؛ بنابراين در بخش رمان، سيدمحمد کاظم مزيناني براي نگارش رمان «سه گانه شاهانه»، سيدهاشم حسيني براي تأليف رمان «اشک آخر» و محمدعلي گوديني براي رمان «تالار پذيرايي» مورد تقدير قرار گرفتند.
همچنين در بخش داستان کوتاه، تيمور آقامحمدي به خاطر تأليف داستان کوتاه «شرکت در يک قتل دسته جمعي» مورد تقدير قرار گرفت.
حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي به منظور حمايت از ادبيات داستاني و نيز نويسندگان اين عرصه، به برپايي «دومين جشنواره داستان انقلاب» اقدام کرده است.

  


با حضور برنده جايزه بوکر ؛ 2 1 اثر براي بخش کتاب جشنواره فيلم برلين انتخاب شدند



بخش ويژه کتاب جشنواره فيلم برلين فهرست 2 1 اثر را براي اقتباس احتمالي اعلام کرد.
به گزارش ايسنا، جشنواره فيلم برلين براي چهارمين سال متوالي با همکاري نمايشگاه کتاب فرانکفورت، برنامه مشترکي را با حضور ناشران کتاب و تهيه کنندگان فيلم برگزار خواهد کرد، که هدف از آن، ايجاد ارتباط نزديک ميان دنياي کتاب و سينماست، تا اقتباسهاي احتمالي از کتابهاي معرفي شده انجام شود.
امسال 2 1 کتاب براي عرضه در اين بخش جنبي جشنواره با عنوان «کتابها در برليناله» انتخاب شده اند، که کتاب «ببر سفيد» نوشته «آراويند آديگا» از هند - برنده بوکر 008 2 - هم در بين آنهاست.
امسال، کتابهايي از نويسندگان آلماني، هلندي، فرانسوي، دانمارکي و ايتاليايي در اين بخش ادبي جشنواره برلين حضور خواهند داشت.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com