|
* اين ها همه صحنه سازي است

مي توان گفت كه اين صحنه سازي ها و دستگيري ها براي سرگرم كردن ملت ايران به مصيبتهاي خود و دور نگهداشتن اذهان از جنگ ملت اسلام با اسرائيل است. وحشت از گسترش مبارزه و ايجاد هماهنگي بين كليه طبقات و پشتيباني قاطبه ملت مسلمان ايران از جنگ عادلانه مدام است كه موجب شده شاه دست به زندان و تبعيد غيرقانوني و بدون جهت علما و روشنفكران بزند تا مبادا اعتراض كنند كه چرا رژيم ايران در اين امر حياتي كه براي مسلمين پيش آمده، بي تفاوت است و يا از اسرائيل طرفداري مي كند. و با اينكه اكثريت قريب به اتفاق دولتهاي اسلامي و بسياري از دولتهاي غيراسلامي از اعراب در حال جنگ پشتيباني كرده اند، دولت ايران و شاه بي حيثيت روي سرسپردگي به آمريكا و اظهار تبعيت هر چه بيشتر، به ظاهر ساكت و در واقع طرفداري از اسرائيل مي كنند. ( نجف 22 مهر 1352)
***
* كاش زندانها را مي ديدند...
اي كاش مي رفتيد و مي ديديد كه جرمهايي كه واقع شده است در ايران چه جرمهايي است اي كاش در آن وقتي كه شاه مخلوع، ايران بود، مي آمديد و به شما اجازه مي دادند كه برويد و زندانهاي ما را ببينيد. ببينيد در اين زندانها به علماي اسلام، به روشنفكرهاي ايران، به محصلين ايران، به دانشگاهيهاي ايران چه مي گذرد. ببينيد كه در اين بيغوله هايي كه در زيرزمين ايجاد كرده بودند و جوانهاي متعهد ما را براي اينكه آزادي مي خواستند، براي اينكه استقلال مي خواستند در اين بيغوله ها با آنها چه رفتار كردند. من اگر بخواهم براي شما كليات مسائل را بگويم وقت ضيق است. لكن بدانيد با اين ملت همچو رفتار كردند كه هيچ وحشي اي عمل نمي كند. پاهاي بعضي از جوانهاي ما را با اره بريدند. بعضي از جوانهاي ما را روي تابه گذاشتند و سرخ كردند. در حضور پدرها، پسرها را دست بريدند. پسرهاي كوچك را براي اقرار گرفتن از پدر، كارهايي كردند كه خجالت آور است گفتنش. و كارهايي كردند كه به استناد اينكه مأمور هستيم از طرف دولتهاي بزرگ و مأمور براي وطنمان هستيم. (تهران. جماران. 11 خرداد 59)
***
* منطق شاه؛ زنداني كردن نخبگان
تحصيلكرده هاي ما، از دانشجو و دكتر و مهندس و ساير متخصصين و روشنفكران، زندانها را پركرده اند و از خارج دكتر و مهندس وارد مي كنند.
اينها در منطق شاه و جرايدي كه از او پول گرفته اند، به معناي نوسازي كشور است. حرف ما كه خواستار حكومت اسلامي هستيم كه در سايه آن به همه اين جنايتها و خيانتها پايان داده مي شود به معني يك قدم عقب بودن است؟ نه اين پايان دادن به ارتجاع شاهنشاهي 2500 ساله پوسيده است. (پاريس 23 آذر 1357)
***
اين ستمها قابل بيان نيست
شما نمي دانيد در باطن اين حبسها چه گذشته است بر مؤمنين، به جوانهاي ما در اين حبسها و كميته ها چه گذشته، نمي شود، اينها قابل شرح نيست. قابل بيان نيست. يكي دو تايش را مي توانند بگويند.
پاي فلان را اره كردند يا توي روغن داغ كردند. يا يكي را گذاشتند روي بخاري برقي و سرخش كردند. اينها بعضي از آنهاست كه به ما رسيده، آنهايي كه به ما نرسيده، اينها را بايد از نصيري ها استفسار كرد. بايد از خودايشان استفسار كرد نه، ايشان مي فرمايند: كه نه ديگر در حبسها چيزي نيست.
پاريس 17 دي 1357 |