|
*غلامرضا قلندريان
12 بهمن، سالروز ورود امام خميني(ره) به ميهن اسلامي، تجسم تحقق آرمانهاي الهي و غلبه حق و عدالت بر سيطره طاغوت و سياهي است. بر خلاف تحليلهاي تئوريسينهاي جهان و حمايتهاي صاحبان منافع كه وقوع انقلاب در ايران را امري بعيد تعبير مي نمودند، انقلاب اسلامي تبلور عيني و تفسير عملي «جاء الحق و زهق الباطل» بود.
پس از شكل گيري دو بلوك غرب و شرق و رقابت در زمينه قمر يابي، ايران به دليل كاركردهاي مختلف و حائز اهميت براي آمريكا به عنوان مركز ثقل دكترينهاي هژمون محور ايالات متحده شناخته شد. دكترينهاي نيكسون و كسينجر و ارائه نقش ژاندارمي به ايران از آن جمله است.
با اندكي تأمل در پيوندهاي سياسي و امنيتي و اقتصادي رژيم منحوس پهلوي با صاحبان قدرت، مي توان پيوند وثيق قمر ايران را با متروپل تبيين نمود. بلوك غرب به دليل نقش ژئوپلتيك و ژئواكونوميك ايران در هارتلند انرژي از يك سو و رقابتهاي ايدئولوژيك با شرق از سوي ديگر، حفظ نظام شاهنشاهي را براي ايفاي نقش پس از شكست آمريكا در ويتنام، در دستور كار قرار داده بود.
مباني تئوريك نظامهاي سياسي جهان در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در سيطره ايدئولوژيهاي ماترياليستي بود و نقش مذهب و دين در اين تعاملات، فاقد اهميت لازم قلمداد مي گرديد.
حاميان نظام پهلوي به دليل نا آشنايي با مباني متافيزيكي انديشه امام راحل، حوادث قبل از انقلاب را با ابزارهاي مادي مورد محاسبه قرار دادند و به فرجام ناصوابي دست پيدا كردند. «هانا آرنت» در كتاب انقلاب خود يكي از ويژگيهاي انقلابهاي معاصر را دنيوي بودن مي داند. بديهي است كه وقوع انقلابي با ايدئولوژي، ماهيت و شعارهاي مذهبي براي اين افراد قابل تصور نبود و برخلاف برآوردهاي غلط آنها، پيروزي انقلاب اسلامي در ميان بهت و حيرت سيستمهاي اطلاعاتي با سابقه رقم خورد، به گونه اي كه «ميشل فوكو» اذعان نمود: «هر انقلابي كه در قرن بيست شكل گرفت در راستاي پست مدرنيته بود، جز انقلاب اسلامي كه در جهت خلاف مسير مدرنيته اتفاق افتاد.»
در اين نوشتار، به علل پيروزي انقلاب اسلامي و بررسي نظريه هاي در خصوص آن پرداخته نمي شود، بلكه اين موضوع تبيين مي گردد كه اسباب موفقيت در استقرار انقلاب امروز و استمرار آن نيز نقش قابل اعتنايي را ايفا مي كند.
پس از پيروزي اين حركت عظيم مردمي، دشمنان كه نتوانسته بودند مانع سقوط رژيم ستمشاهي شوند، موقعيت را با وجود نو پا بودن اين نظام براي توطئه هاي بعدي مناسب دانستند و تحريك قوميتها، شورشهاي خياباني، طراحي كودتا، ترغيب رژيم بعث عراق براي حمله به ايران و تحريم جمهوري اسلامي را به عنوان راهبردهاي براندازانه در دستور كار قرار دادند.
اعتراف استراتژيستهاي غرب بويژه آمريكا به شكست دكترينهاي ناكام اين كشور، مؤيد اعتبار و ارتقاي وزن و جايگاه انقلاب اسلامي در عرصه مناسبات منطقه اي و بين المللي است.
ميراث بنيانگذار كبير انقلاب در حالي وارد دهه چهارم مي شود كه انقلاب اسلامي ضمن گشودن دريچه جديدي به روي ملتها، اعتماد به نفس ملي را به كشور ما باز گرداند و اين امر خود را در تحولات و حوادث 30 سال گذشته نشان داده است. رخدادهاي گذشته تاريخ انقلاب، بيانگر ايستادگي و مقاومت با تدبير و درايت و عقلانيتي است كه بسترساز سند چشم انداز شد تا ايران اسلامي بتواند در افق 1404 جايگاهي منحصر به فرد را در حوزه هاي گوناگون منطقه اي كسب كند.
تلاش براي فتح قله پيشرفت در قالب جنبش نرم افزاري در موج سوم و عصر دانايي محوري، از ديگر موفقيتهاي نظام اسلامي بوده است. اكنون نه تنها پرونده شكستهاي آمريكا و همپيمانان آن در مقابل جمهوري اسلامي سنگين تر شده، بلكه عنصر الهام بخشي انقلاب اسلامي در ميان تبليغات سوء امپراتوري رسانه اي، بازيگران مستقل منطقه اي و بين المللي را به ارتقاي سطح مناسبات با ايران تشويق نموده است.
تزريق عنصر خود بازيابي، خود باوري و طرد وابستگي به قدرتهاي بيگانه و نهراسيدن از قدرتهاي پوشالي هژموني سلطه، يكي ديگر از دستاوردهاي حركت بركت خيز معمار كبير انقلاب بود كه امروز نتيجه آن در گستره جهان بويژه در ژئوپلتيك خاورميانه و در بخشي از دارالاسلام به وقوع پيوسته است. به نحوي كه فرازهايي از فرمايشهاي امام خميني(ره) از قبيل: «شاه رفتني است، به تهديدهاي او اعتنا نكنيد؛ توجه نكردن به اعلام حكومت نظامي از سوي دولت بختيار؛ نويد زدن سيلي محكم به گوش صدام و نويد شكست اسرائيل خطاب به جنبشها و ملتهاي مسلمان و...» اكنون كاملاً تحقق يافته است.
افكار عمومي در آغازين روزهاي سال ميلادي جديد شاهد پيروزي جنبش مقاومت حماس در مقابل ارتش مسلحي بود، كه ادعاي قدرت چهارم نظامي دنيا را يدك مي كشيد. با وجود تنگناهاي ناشي از محاصره 19 ماهه و همراهي برخي دولتهاي عرب كه تلاش داشتند در تسريع غلبه تل آويو بر حماس نقش داشته باشند؛ فرزندان انتفاضه سناريوهاي عربي-اسرائيلي را با پايمردي مبارزان مقاومت ناكام گذاشتند و اسرائيل غاصب را با وجود 22 روز بمباران گسترده و 7500 سورتي پرواز، به عقب نشيني و آتش بس يكجانبه وادار نمودند.
بدين ترتيب، مي توان اذعان نمود كه منظومه فكري انقلاب اسلامي ساختار نظام اسلامي را به نحوي تقويت نموده كه جبهه استكبار را از به كار گيري ابزارهاي قهري عليه ايران نا اميد نموده است و اكنون براي جبران شكستهاي گذشته در مواجهه با جمهوري اسلامي، با اتخاذ مشي جديد كه رئيس جمهور اوباما مسؤول پيگيري آن است؛ سعي مي كند با ارائه مشوقهاي بيشتر، ناكاميهاي گذشتگانش را جبران كند. متأسفانه اكنون نيز برخي افراد با جهت گيريهاي ناصواب و غيرهمسو با منافع و امنيت ملي، راهكار مذاكره را پيشنهاد مي دهند، در حالي كه قراين و شواهد، موضعگيريهاي كاخ سفيد را استمرار ايده هاي جرج بوش معرفي مي كند، با اين تفاوت كه ادبيات و لحن آلترناتيو بوش، با ديپلماسي لبخند تزئين گرديده است.
لذا اذعان به اين نكته كه ميراث حضرت امام خميني(ره) ضمن نهادينه شدن، اكنون توانسته است به عنوان الگويي موفق براي ديگر بازيگران اعم از جنبشها و دولتها تبديل شود، سخني به گزاف نيست. جمهوري اسلامي ايران با اتخاذ مشي استقلال طلبانه در جهان وابستگيها، توانست مسيري متفاوت از مكاتب بشري را فرا روي ملتها قرار دهد كه امروز به كابوس جهانخواران تبديل شده است. |